سفارش تبلیغ
صبا
[ و فرمود : ] بنده را نسزد که به دو خصلت اطمینان کند : تندرستى و توانگرى . چه آنگاه که او را تندرست بینى ناگهان بیمار گردد و آنگاه که توانگرش بینى ناگهان درویش شود . [نهج البلاغه]
ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س
پیوندها
هواداران همای پرواز
لحظه های آبی
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
امامزاده میر عبداله بزناباد
نگارستان خیال
شقایقهای کالپوش
اکبر پایندان
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
هیئت بیت العباس (ع) روستای المشیر
*تنهایی من*
منتظر ظهور
گل باغ آشنایی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
مقبلی جیرفتی
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
کلبه بصیرت
هم نفس
طراوت باران
برترین لحظه ها
سرچشمـه فصـاحت و بلاغت
صراط مستقیم
تنهایی......!!!!!!
کربلا
حبیبی حسین
عشق مشعلدار
سارا احمدی
فانوس عشق
بـــــــــاغ آرزوهــــــــــا = Garden of Dreams
.: شهر عشق :.
فرصت ها
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
پیامنمای جامع
upturn یعنی تغییر مطلوب
دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
در سایه سار ولایت
شهادت به روز
آسمون آبی چهاربرج
بنده ی ناچیز خدا
سلام آقاجان
بندیر
محمدمبین احسانی نیا
مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
*bad boy*
سرزمین رویا
گوناگون
فرمانده آسمانی من
پرستاری 91
مرام و معرفت
جاده خاکی عشق
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
نغمه ی عاشقی
سربازی در مسیر
دل شکســــته
♥ღ تنــــهایــــی من ღ♥
دل نوشته
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
من و اریکان
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تبیان
عشق
قــلــب هــای آبــی انــاری
ترخون
زیبا ترین وبلاگ
علمدار بصیر
مشکات نور الله
در آغوش خدا
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
پسران علوی - دختران فاطمی
sajadb.tk
تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
مردود
profosor
دهکده کوچک ما
گروه اینترنتی جرقه داتکو
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
دختر و پسرای ایرونی
متین
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
*(: دنـیــــای مـــــــن :) *
آتیه سازان اهواز
دهکده علم و فناوری
شادِ شاد
کشکول
چی کار؟
عشق پاک
دوستانه
باران نامه
« « عاشقی » »
شخصی
نمی دونم بخدا موندم
کشاورزی نوین
تینا!!!!
باکری میاندوآب
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
محبین
یک عاشقانه ی ساده برای من......
::₪ °اینجا همه چی در همه° ₪ ::
خنده بازار 2
دخت خورشید
به رنگ آبی
عـــــــــــاشــــــــقانــــــــــــه هــا
دلو بزن به دریا
عشـ۩ـق یـ۩ـعنی یـ۩ـه پــ۩ـلاک......
بهار عشق
دل شکسته
*(حرفهای نگفته)*
حرفهایی ازجنس بهشت
تجربه های مربی کوچک
آخرین اخبار شرکت های مربوط به موبایل
شادی ، تفریح ، پیامک
تینا
♥ღردپای عشق♥ღ
Chamran University Accounting Association
مقاله های تربیتی
عزیز دل
به نام خالق عشق
فــردا
سکوت عاری از صداست.
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
vagte raftan
*...بانو...*
مسعود رضانژاد فهادان
از یک انسان
جک
کمپین حمایت از باقری لنکرانی
فــــــــــــــــــــ ر یـــــــــــ ا د
صداقت
جوجو
بازی
چیزهای جالب
جالب انگیزناک
آسمان آبی
نوجوونی از خودتون
اتاق دلتنگی
سه ثانیه سکوت
هزاره
جوک و خنده
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
sindrela
آشنای غریب
آخرین منجی
شخصی
عشق بی انتها
من هیچم
حدائق ذات بهجة
پسران جوان
والفجر8
کافه ترانزیــــــــت
____نازیانه_____
معماری نوین
شهدای کوهسرخ(مکی)
کد تقلب کرک و ترینر بازی ها
حکمت
عاشقانه
کلاه بافتنی
bakhtiyari20
بروزترین ها
بهارانه
دنیای آسان

http://www.teribon.ir/base/img/2011/03/13900108_0411832.jpg

اگر هشدار 14 سال پیش رهبر انقلاب جدی گرفته می‌شد، اکنون ما نفت دنیا را تحریممی‌کردیم

به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب در فروردین سال 75 تصریح کردند: «من یک نگرانى مختصرى دارم - که 

مربوط به امروز هم نیست؛ سال‌هاست که این نگرانى را دارم - و آن این است که باید اقتصاد و ملت ایران از نفت جدا شود... ما باید کارى کنیم که ملت و دولت ایران، وابسته به نفت خود نباشند. چون متاسّفانه، امروز در دنیا نفت به سیاست‏هاى بین‏المللى، کمپانی‏ها و غارتگران بزرگ و جهان‎خوران و مستکبران وابسته است. در حقیقت، نفت در مشت آنهاست. هر گاه بخواهند، قیمتش را پایین مى‏آورند، تولید را کم یا زیاد دور مى‏کنند، یکى را از دور خارج یا وارد دورْ مى‏کنند! نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه‏اى مایه دردسر است.»

 



اگر چه ملی شدن صنعت نفت به مصدق نسبت داده می‏شود اما خود او اعتقادی دیگر دارد. مصدق در خاطرات خود به اظهار نظر یکی از مدیران ایرانی شرکت نفت اشاره می‏کند و می‏نویسد: «چند روز بعد از ملی شدن صنعت نفت، یکی از مدیران ایرانی و موثر شرکت نفت بریتانیا و ایران به من گفت اگر دولت توانست یک ماه مملکت را بدون عایدات نفت اداره کند و به کار ادامه دهد، آن وقت می‌توان گفت نفت را ملی کرده است.»

این روزها که تحریم نفت ایران به عنوان ابزاری علیه کشورمان از سوی ایالات متحده آمریکا دنبال می‏شود، شاید بیش از همیشه ضرورت توجه به مسئله "اقتصاد بدون نفت" جلب نظر کند. استفاده همیشگی ما از ذخایر در حالی است که پایان‏پذیری آنها همواره جزو هشدارهای جدی صاحب‏نظران بوده است.

رهبر انقلاب در این خصوص می‏فرمایند: «من یک وقت عرض مى‌کردم که اگر یک روز نفت منطقه خاورمیانه تمام شود - که ممکن هم هست چنان روزى پیش آید – دولت‎ها باید به فکر باشند. این که ما این قدر روى اقتصاد بدون نفت تکیه مى‌کنیم و اصرار داریم که هر چه ممکن است، درآمد کشور را از نفت به درآمدهاى دیگر ببریم، به همین خاطر است. امروز بعضى از کشورها - از جمله خود امریکا - نفت خودشان را استخراج نمى‌کنند؛ نفت وارد مى‌کنند، چون به این قیمتى که نفت را مى‌خرند، یعنى در واقع مفت! نفت صادرکنندگان این منطقه، با استخراج هر چه بیشتر و فروختن هر چه بیشتر به این ثَمن بَخس، بعد از گذشت چند سال تمام مى‌شود؛ ولى چاه‎هاى آنها هنوز نفت خواهد داشت. البته چاه‎هاى نفت امریکا، به برکت وفور چاه‎هاى نفت ما نیست – چاه‎هاى متوسّطى است - ولى به هر حال نفت هست.»

گاه حتی مالیاتی که کشورهای غربی از واردات نفت دریافت می‏کنند بالاتر از قیمت صادرات آن بوده است! رهبر معظم انقلاب به این مسئله نیز اشاره می‏کنند: «ما از چند طرف ضربه اقتصادى مى‌‌‌خوریم؛ از جهت نفت هم ضربه‌‌‌ى اقتصادى مى‌‌‌خوریم! نفت، ثروت ملت ایران و ثروت دولت است - که نماینده ملت است - اما درآمد دولت تولید کننده نفت، کمتر از درآمد دولتى است که کمپانی‎هاى نفتى آن، نفت ما را مى‌‌‌خرند و آن دولت از آنها مالیات مى‌‌‌گیرد! شما ببینید چه ظلم بزرگى در دنیا انجام مى‌‌‌گیرد و اتّفاق مى‌‌‌افتد! یعنى تجّار و کارخانه‌‌‌داران فلان کشور صنعتى که نفت را از خلیج فارس مى‌‌‌خرند و به آن جا مى‌‌‌برند، دولت از آنها مالیات مى‌‌‌گیرد - به خاطر نفتى که آنها مى‌‌‌خرند و وارد مى‌‌‌کنند - آن مالیاتى که او به خاطر این نفت مى‌‌‌گیرد، بیشتر از آن قیمتى است که دولت تولید کننده و صادر کننده نفت، به خاطر فروش نفتِ خودش مى‌‌‌گیرد! آیا این ظلم نیست؟! این ظلمى است که کشورهاى صنعتى مى‌‌‌کنند؛ اِعمال نفوذى است که مى‌‌‌کنند. این یک ضرر!»

این در حالی است که نفت می‏تواند متقابلا از سوی کشورهای دارای ذخایر نفتی به عنوان ابزار فشاری علیه غرب مورد استفاده قرار بگیرد؛ مسئله‏ای که به واسطه رویکردهای نادرست اتحادیه عرب هیچ‏گاه تا کنون حتی در سخت‏ترین شرایط و در حین جنگ با فلسطین هم مورد استفاده قرار نگرفته است.

این مسئله از جمله مسائلی بود که رهبر معظم انقلاب بارها به عنوان پیشنهاد به کشورهای عربی مطرح کردند. ایشان فرمودند: «امریکایی‎ها از گندم و از محصولات غذایى به عنوان سلاح استفاده کردند؛ در خیلى جاهاى دنیا هم مى‏کنند. چرا کشورهاى اسلامى و عربى این حق را نداشته باشند؟ یک ماه - فقط یک ماه - به‏صورت نمادین و سمبلیک، صادرات نفت را به همه کشورهایى که با اسرائیل روابط حسنه دارند، قطع کنند. امروز دنیا حرکت را - حرکت کارخانه‏ها - روشنایى و انرژى را - انرژى برق - و حرارت را، که سه عنصر اصلى زندگى‏اش است از نفت ما دارد. اگر نفت ما در اختیار آنها قرار نگیرد، حرکت کارخانجات، روشنایى و حرارت متوقّف خواهد شد. مگر این چیز کمى است؟ دولت‌هاى عرب به‏خاطر خودشان این کار را بکنند. یک ماه - نه این‏که دائم - به صورت نمادین به عنوان حمایت از ملت فلسطین این کار را بکنند، دنیا تکان مى‏خورد. این از کارهایى است که مى‏توانند بکنند.»

اکنون اما حاصل شرایط حاکم این شده است که کشورهای صاحب دارایی نفت به واسطه وابستگی‏شان به درآمد نفت بزرگ‏ترین متضرر نفت باشند. ناگزیر باشند دارایی‏های پایان‏پذیر خود که متعلق به نسل‏های آتی نیز هست را مدام به قیمتی که خودشان تعیین کننده آن نیستند، صادر کنند و در عین حال اهرم فشار تحریم را هم بالای سر خود ببینند.

رهبر انقلاب در مرداد ماه سال جاری و در دیدار با فعالان بخش‏های اقتصادی با دیگر بر این مهم تاکید کردند. ایشان رهنمودهایشان به دولت‏های گذشته در مورد "اقتصاد بدون نفت" را یادآوری کردند و از  کم‏توجهی آنان سخن به میان آوردند. رهبر انقلاب فرمودند: «یکى از بزرگ‎ترین بلیات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومى کشور، وابستگى ما به درآمد نفت است. من چند سال قبل از این گفتم - البته آن وقت مسئولین دولتى از این حرف هیچ استقبال نکردند - ما باید به جایى برسیم که اگر یک روزى به خاطر قضایاى سیاسى، اقتضائات سیاسى، یا اقتضائات اقتصادى در دنیا، اراده کردیم که صادرات خودمان را مثلاً براى مدت 15 روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم. شما ببینید این کار چه قدرت عظیمى را براى یک کشور تولید کننده‌ى نفت به وجود مى‌آورد که یک وقت اگر اراده کرد، بگوید آقا من از امروز تا 20 روز نفت صادر نمی‌کنم. ببینید چه حادثه‌اى در دنیا به وجود مى‌آید. امروز ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم، چون به این درآمد احتیاج داریم. اگر یک روزى اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامى در ایران به دست خواهد آورد؛ که تأثیرگذارى‌اش در دنیا فوق‌العاده است. ما باید به اینجا برسیم. خب، این حمایت می‏خواهد؛ باید از صادرات حمایت بشود.»

اشاره رهبر معظم انقلاب به بیانات 14 سال پیش در نوروز سال 77 در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی علیه السلام است. ایشان در آن سخنرانی تأکید کردند: «نفت، ذخیره همیشگى این ملت است و مى‌‌‌ماند. اولاً از آن براى ساخت زیربناهاى ماندگار و دیگر سرمایه‌‌‌هاى اساسى کشور استفاده مى‌‌‌شود. ثانیاً به وسیله قدرت نفت، ملت ایران مى‌‌‌تواند در صحنه سیاست بین‌‌‌المللى، ابراز قدرت کند. یک وقت اعلان کند که من مى‌‌‌خواهم نفتم را شش ماه نفروشم! همه دنیا را تحت تأثیر قرار مى‌‌‌دهد؛ همه سیاستها را تحت تأثیر قرار مى‌‌‌دهد. یا بگوید مى‌‌‌خواهم این قدر کم کنم، یا این قدر زیاد کنم! این در طول زمان انجام مى‌‌‌گیرد. پس از این طرف، ملت ایران ضرر مى‌‌‌کند، از آن طرف هم مسؤولین کشور، همین پول نفت را به خاطر نیاز کشور مى‌‌‌دهند و گندم وارد مى‌‌‌کنند! بعد وقتى که این گندم وارد مى‌‌‌شود، وقتى که آرد مى‌‌‌شود، نان مى‌‌‌شود و پا به سفره من و شما مى‌‌‌گذارد، آن جا ضایع مى‌‌‌شود! امروز ما آن مقدارى که از ضایعات نان ضرر مى‌‌‌بینیم از هیچ ضایعه مادّى‌‌‌اى ضرر نمى‌‌‌بینیم! یعنى همین نان خشکى که از خانه من و شما خارج مى‌‌‌شود - که به نظر ما هم هیچ نمى‌‌‌آید - معادل بخش عظیمى از قیمت گندم وارداتى ماست! این مطلب را دولتیها - مسؤولین - مى‌‌‌گویند؛ امناى من و شما مى‌‌‌گویند!»

جنس بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مرداد ماه سال جاری با فعالان بخش اقتصاد کشور و تأکید بر اینکه راهبرد "اقتصاد منهای نفت" را ایشان سال‌هاقبل بیان کرده اما توجهی به آن نشد، از جنس همان بیاناتی است که در مورد فساد بانکی اخیر عنوان کرده و تأکید فرمودند که 10 سال قبل در فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی این خطرات هشدار داده شد اما گوش شنوایی وجود نداشت.

در عین حال، ایران اسلامی طی سال‏های گذشته همواره با تحریم‏های مختلف امریکا و کشورهای غربی مواجه بوده و این تحریم‏ها نه تنها سد راه کشور نشده که همواره به رشد بیشتر هم انجامیده است. شاید اکنون وقت آن باشد تا بیش از پیش با برجسته کردن مسئله "اقتصاد بدون نفت" در جهت رفع وابستگی به این ذخیره کشور برآییم. چه آنکه این تحریم‏ها و ابن استقلال از نفت نیز در نهایت به نفع کشور خواهد بود.

رهبر انقلاب از افزایش صادرات غیرنفتی، ایجاد محیط مناسب کسب و کار و تولید ثروت از راه دانش به عنوان راهکارهایی برای کاهش اتکای به نفت یاد کردند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با بی‏ثباتی لجام‏گسخته بازار ارز، سرنوشت صادرات و تولید ملی با ابهام مواجه است. در واقع به جای آنکه به فکر ثبات سرمایه‏گذاری در کشور و توسعه صادرات باشیم، نوعی فضای بی‏اطمینانی را در میان صاحبان صنعت رواج دادیم. اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه‏ها و مشخص نبودن برنامه دولت برای افزایش قیمت‏ها، تورم آتی و ابزارهای حمایتی نیز به این بی‏اطمینانی دامن زده و سرمایه‏ها را به سوی بازار سکه و ارز سوق داده است. جالب آنکه تا پیش از این، چنین فضای آشفته‏ای با کاهش نرخ سود بانکی آن هم در شرایطی که میزان نقدینگی کشور به شدت افزایش یافته است، مواجه بود.

پرسشی که وجود دارد، این است که دولت در راستای دستور رهبر انقلاب و با توجه به شرایط بین‏المللی چه راهکاری برای حل و فصل این وضعیت آشفته تدارک دیده است؟ دولت تا کنون در راستای کاهش وابستگی بودجه به نفت چه کرده و برای ایجاد ثبات اقتصادی و سوق دادن سرمایه‏ها به سمت تولید چه مسیری را فراروی خود می‏بیند؟ با توجه به اینکه بی‏ثباتی بازار ماه‎هاست کشور را درگیر خود کرده و در سکه و ارز نیز بروز داشته آیا وقت آن نیست تا دولت‎مردان چاره‏ای جدی برای حل این مشکل بیاندیشند و دیگر راهکارهای کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت را جدی‏تر از پیش در دستور کار قرار دهند؟ آیا دولت برای تولید ثروت از دانش و اساسا ارتباط میان مراکز دانشگاهی با صنعت که همواره جزو شعارهای جذب و ویترینی بوده است، برنامه و عزمی جدی دارد؟


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/28:: 11:53 صبح     |     () نظر

نماز جمعه رهبری در خرداد 88

هفت خطبه تاریخ ساز "آقا"

هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید. امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.

در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:


خطبه اول (23 تیر 68)

چهل روز از فقدان بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران گذشته بود که آیت الله خامنه ای در روز 23 تیرماه 1368 بر منصب امامت جمعه قرار گرفت. شروع خطبه ها با صدای گریه و ناله مستعمعان همراه بود: «چهل روز از فقدان عظیم و مصیبت‏بار امام بزرگوارمان مى‏گذرد و این اولین جمعه‏اى است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه مى‏آیم و با شما امت وفادار و یاران مخلص او روبه‏رو مى‏شوم. باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. در طول سال‌هاى گذشته، تصور دنیاى بى‏روح و فضاى افسرده و زندگى غم‏انگیزى که در آن، امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، برایمان بسیار دشوار بود. پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه مى‏بریم، از تو تسلا مى‏جوییم، از تو کمک مى‏خواهیم و به تو شکوه مى‏کنیم. اى بقیةالله، اى حجةبن‏الحسن‏العسکرى! تسلیت این مصیبت بزرگ را به تو عرض مى‏کنیم.»

خطبه اول به امام اختصاص داشت: «اولین کار بزرگ او، احیاى اسلام بود. دومین کار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمین بود. سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمان‌ها احساس درک امت اسلامى داد. چهارمین کار بزرگ او، ازاله‏ى یکى از مرتجع‌ترین و پلیدترین و وابسته‏ترین رژیم‌هاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حکومت پادشاهى در ایران، کار پنجم او، ایجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چیزى که به ذهن مسلمان‌ها و غیرمسلمان‌ها خطور نمى‏کرد. کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامى در عالم بود. هفتمین کار بزرگ او، نگرشى جدید در فقه شیعه بود. کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود. امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به جاى کاخ‌هاى مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند. کار نهم او، احیاى روحیه‏ى غرور و خودباورى در ملت ایران بود و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، یک اصل عملى و ممکن است.»

خطبه دوم اما با تشکر آغاز شد: «اولاً، از خبرگان منتخب مردم به خاطر حسن‏ظنى که به این بنده‏ى حقیر ابراز داشتند و مسؤولیت بزرگ و سنگینى را بر دوش من نهادند، تشکر مى‏کنم. ثانیاً، از آحاد ملت بزرگ ایران و گروه‌هاى پُرشور و وفادار که در طول این مدت به عنوان بیعت و اعلام وفادارى، با پیام و حضور و پیاده‏روى و تهیه‏ى طومار و غیره، تأیید و حمایت خودشان را اعلام داشتند، صمیمانه و با همه‏ى وجود تشکر مى‏کنم و به خاطر وفادارى بى‏نظیرشان نسبت به امام و مقتداى بزرگ امت در طول چهل روز عزاى عمومى، سپاسگزارم.»

در ادامه، مسیر ایران در دوران رهبری ترسیم شد: «ملت همیشه باید بیدار باشد و وحدت کلمه‏ى خود را حفظ کند... شما از همه‏ى دشمنانتان قویترید... باید براى حرکت، کمرمان را محکم ببندیم. ما دیگر جنگ نظامى نداریم؛ اما جنگ با موانع سازندگى پیش روى ماست. باید کشورمان را بسازیم.»

و در انتها: «یاد امام هرگز از دل و جان ما رخت نخواهد بست. امام عزیز! مگر ممکن است ما تو را فراموش کنیم؟ یقیناً این غم بزرگ همچنان ما را تا سالهاى متمادى همراهى خواهد کرد. امام عزیز! ما از امروز - که عید قربان است - باز هم به خاطر تو زندگى و تلاش را شروع مى‏کنیم؛ چون تو این راه را مى‏خواستى و مى‏پسندیدى و مى‏طلبیدى.»


خطبه دوم (18 اردیبهشت 77)

ده سال پس از رهبری آیت الله خامنه ای، روز جمعه 18 اردیبهشت سال 1377 مصادف با عاشورای حسینی بود و رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه بحث را به بیان عبرت‌های عاشورا کشاند: «بحث عبرت‌هاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنى زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم. ما قضیه را این‏گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامى به محوریت پیامبر عظیم‏الشأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سر تا پا حماسه و شور دینى و آن احکامى که بعداً مقدارى درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتى بعضى همان کسانى که دوره‏هاى نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از 50 سال کارشان به آن‏جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیع‌ترین وضعى کشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه مى‏شود؟!»

اکنون بعد از گذشت 12 سال از زمان آن خطبه و گذراندن دوران تلخ دوم خرداد، خواندن هشدارهای مستقیم رهبری انقلاب بسیار گواراست: «اما همین حادثه باورنکردنى (عاشورا)، همین حادثه عجیب و حیرت‏انگیز، اتفاق افتاد. چه کسانى کردند؟ همان‌هایى که به خدمتش مى‏آمدند و سلام و عرض اخلاص هم مى‏کردند. این یعنى چه؟ معنایش این است که جامعه اسلامى در طول این 50 سال، از معنویت و حقیقت اسلام تهى شده است. ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر این‏جاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسم‌شان مسلمان است و عده‏اى هم طرفدار اهل‏بیتند! اهل‏بیت محترمند؛ آن روز هم در نهایت احترام بودند؛ اما در عین حال وقتى جامعه تهى و پوک شد، این اتفاق مى‏افتد. حالا عبرت کجاست؟ عبرت این‏جاست که چه کار کنیم جامعه آن‏گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن‏جا چه شد که جامعه به این‏جا رسید؟»

رهبر انقلاب در ادامه چند مثال از مال اندوزی سعد بن عاص، ابوموسی اشعری، طلحه و سعد ابی وقاص آوردند و پس از بیان این مثال ها این گونه نتیجه گرفتند: «عزیزان من! انسان این تحولات اجتماعى را دیر مى‏فهمد؛ باید مراقب بود. تقوا یعنى این. تقوا یعنى آن کسانى که حوزه حاکمیت‌شان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن کسانى هم که حوزه حاکمیت‌شان از شخص خودشان وسیع‌تر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب دیگران باشند. آن کسانى که در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب کل جامعه باشند که به سمت دنیاطلبى، به سمت دل بستن به زخارف دنیا و به سمت خودخواهى نروند. این معنایش آباد نکردن جامعه نیست؛ جامعه را آباد کنند و ثروت‌هاى فراوان به وجود آورند؛ اما براى شخص خودشان نخواهند؛ این بد است. هر کس بتواند جامعه اسلامى را ثروتمند کند و کارهاى بزرگى انجام دهد، ثواب بزرگى کرده است. این کسانى که بحمدالله توانستند در این چند سال کشور را بسازند، پرچم سازندگى را در این کشور بلند کنند، کارهاى بزرگى را انجام دهند، اینها کارهاى خیلى خوبى کرده‏اند؛ اینها دنیاطلبى نیست. دنیاطلبى آن است که کسى براى خود بخواهد؛ براى خود حرکت کند؛ از بیت‏المال یا غیر بیت‏المال، به فکر جمع کردن براى خود بیفتد؛ این بد است. باید مراقب باشیم. همه باید مراقب باشند که این‏طور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همین‏طور بتدریج از ارزش‌ها تهیدست مى‏شود و به نقطه‏اى مى‏رسد که فقط یک پوسته ظاهرى باقى مى‏ماند. ناگهان یک امتحان بزرگ پیش مى‏آید -امتحان قیام ابى‏عبدالله- آن وقت این جامعه در این امتحان مردود مى‏شود!»


خطبه سوم (18 دی 77)

18 روز از دی ماه سرد سال 1377 گذشته بود که رهبر انقلاب در اوج ماجرای قتل های زنجیره ای و فشار عجیب رسانه‌های زنجیره ای، خطبه‌های نمازجمعه تهران را ایراد کردند. ایشان در ابتدا این قتل ها را مشکوک عنوان کرده و فرمودند: «این حادثه، حادثه بى‏سابقه‏اى براى کشور ما بود. تاکنون چنین حادثه‏اى براى ما پیش نیامده بود. براى مردم هم حادثه جدید و مهم و قابل توجهى بود.»

رهبر انقلاب در ادامه تمثیل زیبایی برای برخی رسانه های داخلی به کار بردند؛ "بچه بی عقل"؛ «بنده که 20 سال است از نزدیک با جزئیات برخوردهاى تبلیغاتى با خودمان مواجهم، از این جنجالى که رادیوهاى بیگانه در این حادثه درست کردند، تعجب نمى‏کنم. البته از بعضى کارهاى خودی‌ها تعجب مى‏کنم! از کار بعضى از این مطبوعاتی‌هاى خودى و رسانه‏هاى داخلى تعجب مى‏کنم! اینها درست مثل بچه بى‏عقلى عمل کردند که پدرش مثلاً در یک برخورد زبانى با یک آدم خبیثِ بدجنسِ بدزبانى درگیر باشد و این بچه بى‏عقل هم از روى بى‏توجهى به موقعیت، بنا کند پدر خودش را مثلاً مسخره کردن! اینها چنین موضعى گرفتند. البته حالا این نگاه خوشبینانه است؛ مبنى بر این است که اینها غرض و مرض و ارتباطى ندارند. اگر چنین باشد، که بحث دیگرى است.»

رهبر انقلاب در ادامه از کادر و مسئولین وزارت اطلاعات تشکر کردند و فرموردند: «عده‏اى در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگیرند و حالا این بهانه خوبى برایشان شده است! مسؤولان وزارت اطلاعات ما، بزرگ‌ترین خدمات را به این کشور کردند. نیروهاى مؤمن و مخلص و صمیمى، از همان روزهاى اول، داخل وزارت رفتند. من فراموش نمى‏کنم؛ چند وقتى از طرف شوراى انقلاب مأمور شدم که به آن‏جا بروم و سرکشى کنم. به آن‏جا رفتم؛ اتاق‌هایى را باز مى‏کردیم، مى‏دیدیم که در زیرزمین، جوانان تحصیلکرده و فهیم نشسته‏اند و براى خاطر این مملکت، این اسناد را دسته‏بندى و حفظ مى‏کنند؛ یعنى براى کشور این اسناد را نگهداشتند. بعد قضایاى معارضین -گروهک منافقین و حزب توده- پیش آمد. اگر این عناصرِ اطلاعات نبودند، اگر این مجموعه نبود، شما خیال مى‏کنید که این انقلاب جان سالم به‏در مى‏برد؟»

آیت الله خامنه ای پس از آن که داریوش فروهر را مخالف بی ضرر جمهوری اسلامی دانستند و بر پیگیری قضیه تاکید کردند، هشداری جدی نیز به پشت صحنه های قضیه قتل های زنجیره ای دادند؛ هشداری که بعدا نشان داد تحلیل رهبر انقلاب از این ماجرای مشکوک کاملا صحیح و مقارن با حقیقت بوده است: «عده‏اى عناصر سوءِ استفاده‏چى و فرصت‏طلب، در این جنجال چند روزه، به خیال این‏که حالا وزارت اطلاعات قدرت و توانى ندارد؛ شیر بى‏یال و دُم و اشکمى شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعى مى‏کنند که فضاى کشور را از چتر امنیتى خالى فرض کنند. من به آنها هم نصیحت مى‏کنم که این اشتباه را نکنند. اشتباه نکنید؛ این انقلاب آسان به دست نیامده است. این امنیتى که در این کشور هست، آسان به دست نیامده است. این حکومت مردمى، به قیمت خون صدها هزار نفر از این مردم به دست آمده است.»


خطبه چهارم (8 مرداد 78)

چند هفته از غائله کوی دانشگاه و آشوب در خیابان‌های تهران نگذشته بود که رهبر انقلاب اسلامی در بیستمین سالگرد اقامه اولین نمازجمعه تهران به دانشگاه تهران رفت تا با خطبه های امام گونه‌اش، آرامش را به کشور بازگرداند. در این خطبه بود که رهبر انقلاب برای اولین بار از فتنه سخن گفت: «خطرناک‌ترینِ این حوادث، حادثه‏اى است که فتنه باشد. فتنه، یعنى حادثه غبارآلودى که انسان نتواند بفهمد چه کسى دوست و چه کسى دشمن است و چه کسى با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک مى‏شود. فتنه‏ها را باید با روشنگرى خاموش کرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنه‏انگیز دستش کوتاه مى‏شود. هر جا حرف بى‏هدف، کار بى‏هدف، تیراندازى بى‏هدف، تهمت زدن بى‏هدف وجود داشته باشد، فتنه‏انگیز خوشحال مى‏گردد؛ - چون صحنه شلوغ مى‏شود.»

آیت الله خامنه ای در ادامه کد بسیار مهمی از اظهارات مقامات آمریکایی را فاش کردند: «مدتى پیش احساس مى‏شد که مراکز عمده دشمنى با ملت ما، در انتظار حوادثى در ایران هستند؛ در حرف‌هایشان این معنا روشن بود. در سال گذشته، رئیس سازمان جاسوسى کشور امریکا در گزارشى که براى خودشان تهیه کرده بود و داد، این‏طور گفت: در سال 1999 -یعنى همین سال جارى مسیحى- در ایران انتظار حوادثى را داریم که در این بیست سال گذشته -یعنى از اول انقلاب تاکنون- بى‏سابقه است! در واقع با این زبان، نشان مى‏داد که از چیزهایى پشت پرده مطلع است. بعضى از این فراری‌هایى هم که با دشمن همکارى مى‏کنند و به امریکا پناهنده هستند، شبیه این حرف‌ها را زدند. یکى از همین وابستگان فرارى -آن‏طور که در خبرها آمده بود- گفته بود که ما سال آینده به ایران خواهیم رفت!»

رهبر انقلاب در ادامه به نخ تسبیح حوادث سال های 77 و 78 اشاره کردند. همچنین، تاسیس رادیو آزادی و تقویت رادیوهای بیگانه، تضعیف وزارت اطلاعات با قتل های مشکوک، درگیری های ساختگی برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مردم، شایعه اختلاف و جنگ قدرت در میان مسئولین، تضعیف سپاه پاسدران، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و صداوسیما، تقویت دستگاه های جاسوسی از جمله اتفاقاتی بود که رهبری به آنها به عنوان زمینه سازی غائله کوی دانشگاه اشاره کردند.

رهبری درانتها آب پاکی را روی دست دشمن ریخت: «این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود، این ملت حاضر نیست مثل بعضى از ملت‌هاى دیگر، رژیمى را قبول کند که آن رژیم براى کارهاى کوچک و بزرگ خود باید از امریکا اجازه بگیرد؛ پس، اولین غلطى که در محاسبه‏شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابى و محاسبه کردند.»


خطبه پنجم (22 فروردین 82)

در روز های ابتدایی فروردین 1382 و ساعاتی پس از اشغال بغداد توسط نیروهای آمریکایی، در حالی که برخی مسئولین مرعوب در حال نوشتن نامه تسلیم 2003 به مقصد کاخ سفید بودند، رهبر انقلاب در دومین جمعه سال، خطبه های نمازجمعه را ایراد کردند. ایشان ماجرای اشغال نظامی عراق را به چهار مساله تفکیک کردند: «اول سقوط صدام؛ مردم عراق از رفتن صدام خوشحالند؛ ما هم از رفتن صدام خوشحالیم. صدام آدمى دیکتاتور، بد، ظالم، ناپایبند به عهد و پیمان و بسیار شرور بود.

قضیه دوم، فجایعى است که در این مدت در عراق نسبت به مردم واقع شده است. این فجایع چیزهایى نیست که گم شود. ببینید! سربازان بیگانه دست‌هاى مردان عرب را از پشت بستند، سرهایشان را با کوفیه‏هایشان بستند، روى زمین دمر دراز کردند، به رو خواباندند و با تفنگ بالاى سرشان ایستادند. اینها مگر کم مصیبتى است؟! اینها مگر جبران شدنى است؟! این هم یک ماجراى بسیار مهم است. سرباز آمریکایى زنان محجبه عرب را بازرسى کند؛ جوان آمریکایى که معلوم نیست کیست و از کجا آمده، بیاید زن عرب را که با مقنعه و پوشیه و عبا سر تا پا پوشیده شده، بازرسى کند که مبادا بمب داشته باشد! اینها حقوق بشر است، احترام به انسان‌هاست و احترام به آزادى انسان است که این دروغگوها ادعا مى‏کنند؟!

اما قضیه سوم، یعنى تجاوز نظامى به یک کشور به بهانه وجود سلاح کشتارِ جمعى. این جزو زشت‏ترین و بدترین کارهاست و وجدان جهانى این کار را محکوم کرد و نامشروع دانست.

قضیه چهارم، سلطه بعدى آمریکا بر عراق است. مى‏خواهند علاوه بر این‏که تجاوز کردند و این فجایع و جنایات از آنها سرزده است، اداره عراق را آن هم به وسیله یک حاکم بیگانه -آمریکایى و نظامى که یا صهیونیست است و یا کاملاً مرتبط به محافل صهیونیستى است- برعهده گیرند و او را در رأس یک کشور اسلامى و عربى غیور بگذارند. آنها به خیال خود بین خودشان یک تقسیم‏بندى کرده‏اند که البته نشانه‏هاى اختلاف بین آمریکا و انگلیس پیداست. بصره که بوى نفتش کمى غلیظ‌تر و به مناطق نفتى نزدیک‌تر است و انگلیسی‌‌ها هم که خیلى از بوى نفت خوششان مى‏آید، به انگلیسی‌ها، و بغداد هم که مرکز قدرت است و آمریکایی‎ها نیز از قدرت‏نمایى خوش‌شان مى‏آید، به آمریکایی‎ها رسیده‏است.»

رهبر انقلاب در ادامه چهارشکست سیاسی، ایدئولوژی، رسانه ای و ابهت نظامی را برای آمریکا پیش بینی کردند و در انتها برای پیروزی مردم عراق بر اشغالگران دعا کردند.


خطبه ششم (29 خرداد  88)

29خرداد سال 1388، یک هفته پس از انتخابات دهم ریاست جهوری، میلیون‌ها نفر از مردم تهران در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران جمع شده بودند تا نماز جمعه را به امامت آیت الله خامنه ای اقتدا کنند. ده ها شبکه تلوزیونی که از هفته ها قبل، ایران و انتخاباتش را موضوع یک خبری کرده بودند، خطبه های نماز جمعه را به صورت مستقیم پخش می کردند. سران فتنه نیز اگرچه مانند همیشه با مردم همراه نشدند و به نماز جمعه 29 خرداد نیامدند اما منتظر بودند که میوه یک هفته اغتشاش، اردو کشی خیابانی و فشار به رهبری را در روز 29 خرداد بچینند.

رهبر انقلاب اما خطبه اول نماز را با جمله ای آغاز کردند که می شد تا انتهای کار را پیش بینی کرد: «در مقابل حوادث گوناگون که دل‌ها را به تشویش و اضطراب می اندازد، باید به یاد و ذکر خدا پناه برد و به وعده های پروردگار اعتماد کرد که در این صورت، خداوند کریم آرامش روحی را بر مؤمنان نازل می کند و این سکینه و طمأنینه موجب محکم کردن دل‌ها و استواری گام‌ها خواهد شد.»

خطبه طوفانی 29 خرداد خطاب به ملت، نامزدهای ریاست جمهوری و نخبگان، فعالان سیاسی و نیز سران برخی دولت های مستکبر غربی بود.

رهبر انقلاب پس از تشکر متواضعانه از مردم، دو طرف مناظره ها را مقصر دانستند: «یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریح‌ترین و خجالت آورترین اهانت‌ها و تهمت‌ها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغ‌گو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کم‌رنگ جلوه می داد و شخصیت‌هایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند، زیر سؤال می برد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است، بیان می کرد.»

آیت الله خامنه ای در ادامه به سابقه درخشان و شناخت 50 سال خود از آقای هاشمی رفسنجانی و در عین حال به اختلاف نظر خود با آقای هاشمی رفسنجانی در موارد متعدد اشاره کردند و فرمودند: «این اختلاف نظر طبیعی است و مردم نباید دچار توهم شوند و به گونه ای دیگر فکر کنند. میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال 84 اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.»

رهبر انقلاب با تأکید مجدد بر لزوم بر طرف شدن آسیب‌های مناظره، اعلام کردند در همان ایام بعد از مناظره به رئیس‌جمهور تذکر دادم چون می دانستم ترتیب اثر می دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای، در ادامه خطاب به ملت افزودند: «همه کسانی که به یکی از چهار نامزد محترم رأی داده اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظام‌اند و انشاء الله از اجر الهی برخوردارند، به همین علت باید گفت خط انقلاب، 40 میلیون رأی دارد نه بیست و چهار و نیم میلیون رأی که متعلق به رئیس جمهور منتخب است. مردم البته اطمینان دارند اما برخی طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست و ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمی دهد، آن هم تقلب در حد یازده میلیون رأی. در عین حال به شورای محترم نگهبان تأکید شده که به مستندات ارائه شده از جانب کسانی که شبهه دارند حتما رسیدگی شود و اگر در مواردی نیاز به باز شماری صندوق‌ها بود، با حضور نمایندگان نامزدها انجام شود.»

سخنان قاطع رهبر انقلاب به اوج خود رسیده بود: «بنده زیر بارِ بدعت‌های غیرقانونی نمی روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‎های قانونی شکسته شود، در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت.»

بعد از مردم نوبت به سیاسیون، نامزدها و گردانندگان احزاب و جریان‌های سیاسی رسیده بود: «امروز یک لحظه حساس تاریخی برای کشور است و نگاهی به وضع دنیا، خاورمیانه، کشورهای همسایه و همچنین وضع اقتصادی جهان ثابت می کند که در نقطه تاریخی قرار داریم، بنابراین همه وظیفه داریم که در این مرحله تاریخی هوشیار و دقیق باشیم و اشتباه نکنیم. سیاسیون و کسانی که به نحوی مرجعیتی برای بخشی از افکار عمومی دارند، باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خود باشند، زیرا با اندکی افراط گری آنها، دامنه افراط گری در بدنه مردم به مراحل حساس و خطرناکی خواهد رسید که خود آنها نیز نخواهند توانست ابعاد آن را جمع کنند. هر حرکت افراطی، به افراطی گری دیگران دامن خواهد زد، اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج ها خواهند بود. به همه این دوستان قدیمی و برادران توصیه می‌کنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دست‌های دشمن و گرگ‌های گرسنه و کمین کرده را که امروز به‌تدریج نقاب دیپلماسی را کنار زده اند، ببینند و از آنها غفلت نکنند. این آقایان باید به مسئولیت کارهای خود در نزد خداوند فکر کنند. برادران، آخرین وصایای امام بزرگوار را به یاد بیاورید که می گفت همه باید قانون را فصل الخطاب بدانند. حل و فصل همه اختلافات در سر صندوق رأی، فلسفه انتخابات است و انتخابات برای این است که در صندوق های رأی معلوم شود که مردم چه می خواهند نه در کف خیابان‌ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن‌هایی که رأی نیاورده اند اردوکشی خیابانی کنند و در مقابل این حرکت، کسانی هم که رأی آورده اند، طرفداران‌شان را به خیابان‌ها بکشانند، پس اصلا چرا انتخابات برگزار می شود؟ ضمن آنکه مردم چه گناهی کرده اند که باید به علت این کارهای ما، از کسب و کار و زندگی خود باز بمانند. زورآزمایی خیابانی بعد از انتخابات در واقع به چالش کشیده شدن اصل انتخابات و مردم سالاری است، از همه می‌خواهم به این روش غلط خاتمه دهند که اگر خاتمه ندهند، مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن، به‌عهده آنها خواهد بود. برخی ها بدانند که با حرکات خیابانی نمی توان اهرم فشار بر ضد نظام به‌وجود آورد و مسئولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته های آنها بروند چرا که تن دادن به مطالبات غیر قانونی زیر فشار، شروع نوعی دیکتاتوری است. اینگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر این تصورات غلط، عواقبی هم پیدا کند، مستقیما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود که اگر ضروری شد، مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.

پایان خطبه های رهبر انقلاب در روز 29 خرداد، بوی امام زمان داشت: «یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحب‌مان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.»


خطبه هفتم (14 خرداد 1389)

روز جمعه 14 خرداد 1389 اولین جمعه ای بود که آیت الله خامنه ای قرار بود پس از حماسه 9 دی 88، نمازجمعه تهران را امامت کند. در حرم امام خمینی، میلیون‎ها نفر با شعارهای کوبنده منتظر رهبر انقلاب بودند.

آیت الله خامنه ای نیز در بیست و یکیمین سالروز رحلت امام خمینی، عمده بحث‌شان را به خط امام اختصاص دادند. ایشان در این اجتماع عظیم که پرشکوه‌تر از اربعین امام خمینی برگزار شد، امام را مهم‌ترین شاخص انقلاب خواندند و افزودند: «نمی‌توانیم و نباید به‌خاطر خوش‌آمد برخی افراد یا جریان‌ها، مواضع امام را پنهان و یا کمرنگ کنیم. امام منهای خط امام، امام بی‌هویت است و سلب هویت از امام، خدمت به امام خمینی(ره) نیست.»

رهبر انقلاب گستره جاذبه و دافعه امام را بسیار وسیع خواندند و گریزی نمادین نیز به مدعیان خط امام زدند که اینکه امام را تجلیل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، این ادعا پذیرفتنی نیست و نمی تواند واقعیت داشته باشد چرا که امام به‌صراحت تاکید می کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعریف کنند، بدانیم که خیانتکاریم.

فراز بعدی سخنان رهبری صریح تر بود، ایشان با اشاره به کسانی که در روز جهانی قدس به‌صراحت در مقابل آرمان‌های امام موضع گیری کردند و در روز عاشورای سال گذشته آن فضاحت را بار آوردند، گفتند: «اگر شخصی در قبال این تحرکاتی که از اساس با مبانی امام مخالف است، اظهار همراهی یا حتی سکوت کند، ملت با درک حقایق، ادعای این فرد را در دنباله روی از امام نمی پذیرد.»

"میزان حال افراد است" نیز از محورهای سخنان رهبر انقلاب بود: «امام بارها می گفت قضاوت در مورد اشخاص باید با محوریت حال فعلی آنها صورت گیرد و این مسئله، شاخص مهمی در درک و پیروی از خط امام است. تمسک به گذشته افراد، هنگامی قابل قبول است که حال فعلی آنان در مقابل گذشته ایشان قرار نداشته باشد اما اگر چنین شد، طبعا گذشته افراد دیگر نمی تواند معیار و ملاک باشد.»


منبع : رجانیوز


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/27:: 12:45 عصر     |     () نظر


 


امام خمینی (ره) :

بعد از من کسی خواهد آمد که پرچم را به دست حضرت مهدی خواهد داد

حجت الاسلام مهدوی :

خدا رحمت کند شهید عراقی و یکی از شخصیتهای سیاسی خوب امروز که متأسفانه نمی توانیم اسم ببریم ، میگویند وقتی امام در ابتدای نهضت اولین اعلامیه سیاسی خود را داد ، (خوب ما در حد فهم خودمان درک میکردیم ، نمی دانستیم روح خدا کجا را دارد میزند) گفتیم خوب مردم ایران در فقر و بدبختی و استکبار این طاغوت هستند و امام می خواهد این ایران را به آرامش و رفاه برساند .

گفت با شهید عراقی بعد از اولین غرشی که امام کرد ، رفتیم خدمت امام ، شهید عراقی با همان خلوصی که داشت گفت حاج آقا واقعاً خیلی خوب می شد اگر این چیزی که شما میگویید اتفاق بیافتد . وضع مردم ایران خیلی خوب میشود .

 

امام با بی اعتنایی فرمود بله وضع مردم هم خوب میشود ، ولی ما مأمور به انجام چنین کاری نیستیم .

آقای عراقی هم آدم سمج ، گفت آقا چی گفتید ؟

امام فرمود ما برای مأموریت دیگری آمدیم ، وضع مردم هم در حاشیه خوب میشود .

آقای عراقی گفت برای چه مأموریتی آمده اید ؟

امام فرمود برای سه مأموریت :

اول سرنگون کردن حکومت پهلوی – دوم استقرار نظام جمهوری اسلامی – سوم ، دادن پرچم حکومت اسلامی به دست صاحب اصلی اش .

حوادث روزگار و فاصله زمانی از حافظه ما برد ، رفتیم داخل مبارزات و خیلی ها کشته شدند و انقلاب پیروز شد . شهید عراقی هم با زبان روزه توسط سید مهدی هاشمی که داخل باند آقای منتظری بود ، نیز به شهادت رسید ، ما به یکباره دیدیم دو تا از وعده های امام محقق شد .

یک وقتی در جمع بعضی از مسئولین نظام از جمله حضرت آیت الله ری شهری ، گفتم شهید عراقی و بنده شاهد چنین حرفی از امام بودیم . حالا دو مورد آن اتفاق افتاده ، سومین آن یعنی چی ؟

ولایت امریست لایتغیر

 

بحث شد که با دست امام میرسد به دست صاحب اصلی ، یا شخص دیگری ؟

یکی از همان جمع که حالا اسم نمی برم و شما می شناسید و آدم بزرگواری است ، گفت من میروم و از امام می پرسم . بعد رفتند و اینقدر از امام اصرار کردند که آقای عراقی همچنین چیزی از شما شنیده ، آیا درست است ؟

امام فرمودند بله درست است .

گفتند دو تا از آنها محقق شده سومی چی ؟

امام گفتند سومی هم خدا انشاءالله می خواهد و میشود .( خیلی امام پرهیز داشت )

اصرار کردم گفتم شما هستید که این پرچم را به دست صاحبش می دهید ؟ یا شخص دیگر ؟

بعد از اصرار من ، امام فرمودند : نه من نیستم . بعد از من کسی خواهد آمد که پرچم را به دست صاحب اصلی اش خواهد داد .

حالا ما داریم این مطلب را الان می شنویم ، ولی این آقایانی که بعضی هایشان این همه آتش می سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوری این مطالب را شنیده اند ، نمی دانند .

نمی دانند که علامه امینی صاحب الغدیر می فرماید : الخمینی ، ذخیرة الله فی الارض .


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/25:: 11:25 صبح     |     () نظر


 

 آیا آیت الله خامنه ای نایب امام زمان (عج) هستند  ؟ لطفاً توضیح دهید.


جواب در ادامه مطلب ....

آیا آیت الله خامنه ای نایب امام زمان (عج) هستند  ؟ لطفاً توضیح دهید.


 


سوال :

آیا آیت الله خامنه ای نایب امام زمان (عج) هستند؟ لطفاً توضیح دهید.

پاسخ :

در تفکر اسلامی هر کسی حق حاکمیت بر مردم را ندارد و پرسش از اینکه چه کسی حق حاکمیت دارد، پرسش بسیار مهمّی است. اگر در ادلّه نقلی که برای اثبات ولایت فقیه ذکر شده است، تأمّل گردد، پاسخ این سؤال روشن خواهد شد:

1. توقیع اسحاق بن یعقوب:

«و اَمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا.»[1] «در اتفاقات جدیدی که در طول زمان پیش می آید به راویان دیدگاه ما رجوع کنید.»


2. حدیث امام رضا ـ علیه السّلام ـ :


«نامی العلم، کامل الحلم، مضطلع بالامامة، عالم بالسیاسة» (باید علم او همواره در حال رشد و ترقی و حلمش کامل، در امامت قوی و آگاه به امور سیاست باشد.)[2]


3. حدیث از امام حسن عسگری(ع) :


فامّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه مطیعاً‌ لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه. (از میان فقها کسی که دارای صیانت نفس، حافظ دین، مخالف هوای نفس و مطیع اوامر شرع باشد، اطاعت و تقلید کنید.)[3]


4. این حدیث به مقبولة عمر بن حنظلة معروف ‌است :


ینظر الی من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته علیکم حاکماً. (به کسی رجوع کند که احادیث ما را نقل می کند، نظر به حلال و حرام دارد (می شناسد حلال و حرام ما را) و از احکام شرع آگاه است پس او حاکم شماست و من او را حاکم شما قرار دادم.[4]


از مجموعة چهار حدیث فوق، می توان چهار شرط اساسی برای حاکم اسلامی در زمان غیبت، استخراج نمود که اینک به شرح آن می پردازیم:


1. فقاهت

اولین شرط ولایت، فقاهت می باشد، زیرا اگر دلیل اول را در نظر بگیریم، فهم عرف از عبارت «رُواة حدیث» به مقام فقاهت متوجّه می شود. اصولاً وقتی امام به «مراجعة به راویان حدیث» امر می کند، جنبة فهم روایت و استنباط احکام را در نظر دارد، نه آنکه فقط روایاتی حفظ شده و الفاظش نقل گردد.

2. عدالت


فقیه جامع الشرایط، کسی است که علاوه بر اینکه لازم است علم دین را درست بفهمد. باید آن علم را در خودش و محدودة حیاتش و در جامعة اسلامی به درستی اجرا نماید، لازم است همه وظایف دینی خود را انجام دهد و آنچه از دین باید به مردم ابلاغ کند، ابلاغ نماید و چیزی را کتمان نکند. فقیه عادل، باید به میل و هوس کاری نکند، مطیع هواهای نفسانی نگردد و گناهی از او سر نزند، نه واجبی را ترک کند و نه حرامی را مرتکب شود.[5] حدیث سوم به روشنی شرط عدالت را بیان می دارد


3. کفایت و کاردانی

گرچه روایت مذکور از امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ به ویژگی کفایت، کاردانی، مدیریت و تدبیر اشاره دارد ولی در عین حال هر انسانی، با ذهن عرفی خود از اطلاقات ادلّة ولایت در می یابد که هدف از ولایت، آن است که شخص «ولی» کمبودها و نیازهای حوزة تحت ولایت خود را در چهارچوب حفظ مصالح آنها برطرف کند. این وظیفه تنها در صورتی انجام می پذیرد که «ولی» در دایرة فعالیّت ولایت خود از کاردانی و شایستگی برخوردار باشد.


اگر فقیهی از کاردانی لازم برای اجرای این رسالت سنگین و گسترده بی بهره است، عقلاً و شرعاً نمی تواند عهده دار چنین مسئولیتی شود. بنابراین ضرورت دارد که در ثبوت ولایت برای فقیه به کاردانی او توجه کنیم و عناصر مؤثر در این زمینه از قبیل آگاهی، نکته سنجی، تیزهوشی، زیرکی، قاطعیّت در تصمیم گیری و امثال آن را در وی باز شناسیم.[6]


 

 

 

آیا آیت الله خامنه ای نایب امام زمان (عج) هستند  ؟ لطفاً توضیح دهید.

 

 

4. شجاعت و مدیریت

بدون شک ولی فقیه و حاکم جامعة اسلامی باید دارای شجاعت و مدیریت باشد تا بتواند در موقعیت مناسب با قاطعیت تصمیم گیری کند. مدیریت و مدبّریت او به معنی درک و تحلیل پیگیر مسایل سیاسی است. حاکم اسلامی باید به کیفیت و فنون رهبری جامعه اسلامی و نیازهای ملت آگاه باشد. آگاهی و درک مسایل سیاسی و شرایط زمانه نیز از دیگر مواردی است که ولی فقیه باید از آن مطلع باشد. فقیهی که از قوانین رفتاری بین المللی، جریانهای سیاسی داخلی، روابط خارجی، مدیریت بحرانها و بسیاری از مسایل پیچیدة سیاسی مطلع نباشد، چگونه می تواند جامعة اسلامی را رهبری کرده و آن را از هجمه های سیاسی و فرهنگی بیگانگان مصون دارد.


بنابر این حاکم اسلامی باید واجد ویژگیهایی باشد که از طرف امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ بیان شده است. در واقع از اعلام این ویژگیها از طرف امام معصوم برای ولی فقیه به نصب عام تعبیر می شود یعنی امام معصوم بصورت عام، فقهای واجد شرایط عصر غیبت را برای رهبری و هدایت جامعة اسلامی برگزیده است.[7] ولی از آنجا که واجدین شرایط رهبری متعدد بوده و اقدام همة آنها یا بعضی از آنان برای اعمال امر ولایت عملاً‌ ناممکن است، لذا راهکارهای اساسی برای تعیین یا کشف یکی از آنان لازم است.

طبعاً در چنین مواردی نظر به ویژگی های برجسته و منحصر به فرد افراد شرط ضروری تعیین فرد اصلح است.


در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، یک راهکار عقلایی برای تشخیص رهبری و کسی که واجد شرایط رهبری است، پیش بینی شده است. بر اساس این مکانیزم، نمایندگانی با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند. این نمایندگان که از اقصی نقاط کشور در مجلس خبرگان حضور دارند، با تحقیق و بررسی و مشاهدة شرایط و ویژگیهای لازم در یکی از فقها، آن شخص را شناسایی یا کشف کرده و به مردم معرفی می نمایند. این راهکار در شرایط موجود بهترین مکانیزم برای کشف و شناسایی فقیه جامع شرایط و نائب امام زمان (عج) است.


در انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به مقام ولایت، فرایند قانونی فوق، به نحو کامل صورت گرفته و ایشان به این مقام نائل شدند. طبیعی است که تشخیص هرگونه فقد شرایط یا عدم صلاحیت به عهدة خود مجلس خبرگان خواهد بود و جز این مجلس، شخص یا نهاد دیگری چنین صلاحیتی نخواهد داشت. بنابراین ایشان از نظر خبرگان کسی است که واجد تمام ویژگیهای رهبری و زعامت امت اسلامی بوده و در این ویژگیها در شرایط موجود از دیگر فقها دارای برتری و برجستگی است لذا ایشان قطعاً نائب بر حق امام زمان و منصوب عام از طرف آن حضرت(عج) هستند.


البته خود مقام معظم رهبری هرگز تمایل به پذیرش چنین مقامی را نداشتند و مجتهدین و خبرگان و شخصیت های دیگر چنین مقامی را به عنوان احساس وظیفه به ایشان سپردند و ایشان در یکی از گفتارهای خود می فرماید:


«اگر به خامنه ای بگویند که امروز وجود تو برای کفش جفت کردن توی فلان حسینیه مفیدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و کفش جفت خواهم کرد. این را قطعاً بدانید اگر یک کاری باشد که من در آن کار در گمنامی زندگی کنم و وجودم برای اسلام مفیدتر از مسئولیتی باشد که الان دارم، و الله یک لحظه درنگ نمی کنم.»[8]


حضرت امام خمینی(ره) نیز در خصوص تقیّد آیت الله خامنه ای به خدمتگزاری برای اسلام و مردم جملة زیبایی دارند که فرمودند: «به شما عرض می کنم اگر گمان می کنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار.... پیدا نمی کنید.»[9]

----------------------------------------------

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. مرجعیت از دیدگاه فقها و بزرگان، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1373.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . بحارالانوار، ج 53، ص 181، حدیث 10.

[2] . اصول کافی، ج 1، ص 202.

[3] . صحاح طبرسی، ج 2، ص 262، حدیث از امام حسن عسگری(ع).

[4] . سنن ابوماجه، ج 1، ص 605، مورد 1879. این حدیث به مقبولة عمر بن حنظلة معروف ‌است و اکثر علما از این حدیث برای اثبات ولایت فقیه بهره گرفته اند.

[5] . جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، ص 138.

[6] . کتاب نقد، شماره (8)، 115.

[7] . جوادی آملی، عبدالله، همان، ص390.

[8] . روزنامة جمهوری اسلامی، 3/3/62، و نیز خاطرات و حکایت‌ها، ج 1، ص 37.

[9] . صحیفه نور، ج 17، ص 170.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/23:: 2:30 عصر     |     () نظر

بروز طاغوت در برتر نشاندن نام شاه بر نام امام رضا (ع): ده سال پیش، استادم در کلاس گفت: "در زمان شاه، تقارنی بین تولد مبارک امام رضا (ع) و شاه رخ داد. آن سال در صفحه تقویم، نام شاه را بزرگتر از نام امام رضا نوشته بودند. خوب طاغوت همین است دیگر! اینکه احترام به نام شاه بیش از نام امام معصوم باشد!"


برای نام رهبری، صلوات؛ اما برای برای نام امام رضا (ع) نه! آن روز وقتی صحبت استادمان به اینجا رسید، من بلافاصله گفتم: خوب! پس چرا در جمهوری اسلامی هم هنگام آمدن نام مقدس امام کاظم یا امام جواد علیهما السلام، صلوات نمی‌فرستند، اما هنگام آمدن نام امام خمینی یا امام خامنه ای، صلوات می فرستند؟ یادم می‌آید که آیت الله مروّجی، جواب دقیقی نداد؛ و برخی از دوستانم هم به جای پاسخ، برآشفتند! من اما می‌اندیشیدم تا پاسخی برای سوال خودم پیدا کنم. اول در پی جواب نقضی بودم. بد نیست بدانیم که کسی صلوات را بر خامنه ای نمی فرستد؛ بلکه بر محمد و آل محمد می  فرستیم:


پاسخ نقضی1: ترجیح محمد (ص) بر خدای بزرگ! برتری خداوند (جلّ جلاله) غیرقابل قیاس با رسول الله است. پس چرا در هنگام آمدن نام ایشان، صلوات نمی‌فرستیم یا یک عباراتی حاوی مدح و ثنای الهی نمی‌آوریم، ولی روایت داریم که اگر کسی نام "محمد" را بشنود و صلوات نفرستد، راه بهشت را گم می ‌کند.


پاسخ نقضی2: ترجیح امام حسین بر حضرت محمد؛ همه می ‌دانیم که مقام امام حسین از رسول الله، امام علی و حضرت زهرا، علیهم السلام، اگر پایین تر نباشد، بالاتر نیست، اما چرا سیره خود پیامبر و امام علی و همه اهل‌بیت علیهم السلام در مورد کیفیت و کمیت سوگواری برای شهادت امام حسین علیه السلام متفاوت است؟ چرا حتی آدم و نوح هم بر امام حسین گریسته اند، چرا سیره مسلمین هم بر این است که یک دهه بلکه یک اربعین بر حسین می گریند اما برای شخص رسول خدا - صلوات الله علیه - چنین نمی‌کنند؟


پاسخ نقضی3: ترجیح امام حسین بر خدای تبارک و تعالی؛ نکته دیگر در ثواب زیارت امام حسین (ع) است که در روایات نبوی هزاران برابر ثواب زیارت خود رسول خدا و حتی کعبه تعریف شده است؛ راز این امر، در پاسخ‌های حلّی تبیین شده است.


پاسخ حلّی اول؛ برجسته کردن اهمیت نقطه پیرامونی در برابر بی اهمیت جلوه دادن آن: اگر کسی بخواهد با اسلام مبارزه کند، بهترین راه این است که بگوید، من خدا را قبول دارم، پیامبر را هم قبول دارم، ائمه را هم قبول دارم، اما ولایت فقیه را قبول ندارم! و سپس به همین روش از پیرامون به مرکز، هجوم خود را عمق ببخشد؛ یعنی پس از نابودی حلقه بیرونی، حلقه درونی تر؛ یعنی امامت را رد کند، سپس نبوت را و در نهایت توحید را. در این روش، توحید، اولین دوست مهاجمین و آخرین دشمن آنان خواهد بود. یعنی مهاجمین، درونی ترین لایه را به عنوان اولین دوست خود و در واقع، آخرین دشمن خود در نظر می ‌گیرد. در این حالت، ما باید با هوشیاری، تمام اهمیت اسلام را در پیرامونی‌ترین محور فعلی؛ یعنی ولایت فقهی، به نمایش درآوریم.  در واقع کسانی مثل سروش که روزگاری مقام والای پیامبر (ص) را گوشزد می‌کردند، هدفشان تجلیل از پیامبر نبود، بلکه هدفشان تنقیص علی (ع) بود؛ چنانکه دیدیم بعدا همین پیامبر و حقیقت وحی را در حد شعر، فروکاست.


پاسخ حلّی دوم؛ استراتژی "نوک پیکان" در برابر قاعده "حذف نقطه کارآمدی": دقت کنید که برای ناکارامد کردن نیروگاه برق هسته‌ای، لازم نیست، آن را مورد هدف قرار داد، بلکه اگر نگذارند شما انشعاب برق در منزل داشته باشید، تمام زحمات تولید انرژی هسته‌ای، یعنی زحمات 124 هزار پیامبر و امامان و علماء برای رساندن نور رستگاری، بی‌ثمر مانده است. بنابراین، اینکه گفته می شود ثواب یک قدم برداشتن برای زیارت امام حسین (ع) به اندازه ثواب نود حج و نود عمره است، به معنای برتری امام حسین بر خدای متعال نیست، بلکه به معنای کانون ثقل کارآمدی امام حسین در اسلام و ناکارامدی اسلام منهای ولایت است. پس کانون کارامدی سلاح اسلام (نوک پیکان) باید برجسته و پولادین و با اهمیت باشد. برای فهم این مطلب خوب است به یک واقعه عینی استناد کنیم:


اسلام ولایت فقیه محور، اسلام دارای نوک پیکان: در سال 1967 مجموعه ای از کشورهای عربی به اسرائل حمله کردند، اما پس از شش روز شکست را پذیرفتند و ذلیلانه در برابر اسرائیل سر خم کردند؛ اما در سال 2000 و 2006حزب الله لبنان، دو شکست سنگین را به اسرائیل تحمیل کرد. مقایسه داشته های مجموعه کشورهای عربی در جنگ شش روزه و نداشته های حزب الله در جنگ 33 روزه و شکستهای اعراب در سال 67 و دستاوردهای حزب الله در سال 2006، معادله فوق العاده عجیبی را نشان می دهد. در طول 60 سال از اشغال فلسطین، دست کم 300 میلیون نفر سنی، به حج و عمره رفته اند. اما بیش از یک میلیارد سنی و 300 میلیون نفر از آنها که در این 60 سال به حج و عمره رفته اند، به پشتیبانی بیش از 50 حاکمیت سیاسی و ارتش مجموعه ای از کشورهای عربی و پولهای نفت و موقعیت ژئواستراتژیک اعراب و موقعیت تثبت نشده اسرائیل، نه تنها نتوانستند فلسطین را آزاد کنند، بلکه بخشهایی از مصر، لبنان و سوریه هم اشغال شد. بعلاوه، اعراب زیادی هم به دست اسرائیل اسیر شدند.


معجزه اندیشه صلوات بر خامنه‌ای در لبنان: این امر را مقایسه کنید با موفقیت‌های نظامیان حزب الله که یک گروه 2 هزار نفری بودند، و نه تنها از سوی کشورهای عربی حمایت نمی شدند، بلکه سینیوره در داخل لبنان هم به آنان خیانت می کرد. حزب الله نه تنها سرزمینهای اشغالی لبنان را آزاد کرد، بلکه در برابر دو نعش اسرائیلی، 300 اسیر از کشورهای عربی را هم آزاد کرد. تفاوت این دو هزار نفر با آن 300 میلیون نفر در چیست؟ در اینکه شاید چند ده نفر از اینان قدمهایی را به سمت زیارت امام حسین و فرهنگ خون بر شمشیر پیروز است رفتند. فرق در این است که اینان اسلام ولایی داشتند و آنان اسلام منهای ولایت. اینان نقطه کارامدی اسلام یعنی امامت و ولایت را کاملا برجسته و پر اهمیت دنبال می‌کردند، اما اسلام برادران سنی ما، تیری را می ماند که نوک پیکانش، پولادین نیست و در برابر دشمنان اسلام ناکارمد است. پس در برابر کسانی که تلاش می‌کنند تا نقطه ثمر بخش اسلام را از حیثیت ساقط کنند، ما باید اهمیت نقطه کارامدی و عامل به ثمر نشستن توحید و نبوت و قرآن و امامت؛ یعنی ولای فقیه و نوک پیکان اسلام را پولادین و برجسته کنیم.


درسی از گویچه‌های قرمز؛ چرا وقتی ضربه ای به بدن وارد می‌شود، بدن سرخ می‌شود؟ آیا نقطه‌ای که کانون توجه و تجمع گلبولهای قرمز است و به رنگ سرخ در می‌آیند، مهمترین نقطه بدن هستند؟ آیا معیار توجه گلبولهای قرمز و تجمع در یک نقطه، اهیمت آن است؟ یا راز توجه آنان به آن نقطه به دلیل در معرض هجوم بودن آن نقطه است. اساسا هنر جنگ نرم، این است که اولویت ‌های بالفعل را ترور کند. وقتی رهبری نوک پیکان اسلام کارامد است، آنان سعی می ‌کنند که این نقطه را از کانون توجه سینه سرخان مهاجر دور نگه دارند؛ به کوری چشم دشمن دانا و برای هدایت دوستان نادان بر نام امام خامنه ای صلوات!

 

منبع : http://baharbia.blogfa.com/post-291.aspx

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/23:: 2:10 عصر     |     () نظر

زندگی یک کاروان طولانی است که منازل و مراحلی دارد، هدف والایی دارد.

هدف انسان در زندگی باید این باشد که از وجود خود و موجودات پیرامونش

برای تکامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.

 

اصلاً ما برای این به دنیا آمده ایم. ما درحالی وارد دنیا می شویم که از خود اختیاری نداریم. کودکیم و تحت تأثیر هستیم، اما تدریجاً عقل ما رشد می کند و قدرت اختیار و انتخاب پیدا می کنیم. این جا آن جایی است که لازم است انسان درست بیندیشد و درست انتخاب کند و براساس این انتخاب حرکت کند و به جلو برود.

اگر انسان این فرصت را مغتنم بشمرد و از این چند صباحی که در این دنیا هست خوب استفاده کند و بتواند خودش را به کمال برساند، آن روزی که از دنیا خارج می شود، مثل کسی است که از زندان خارج شده و از این جا زندگی حقیقی آغاز می شود.

مراسم خطبه عقد - 18/11/


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/18:: 12:19 عصر     |     () نظر

 http://www.ammarname.ir/system/files/imagecache/speciallink/content/images/type_link/12-05-21/11835-11697.jpgبولتن نیوز : شنیدن خاطرات جالبی از کسانی که هر یک در روزگاری و به نوعی در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشته اند و ناگفته هایی از زندگی ساده و بی آلایش رهبر امت اسلامی دارند هیچ وقت خالی از لطف نیست .

در روزهای آغازین جنگ، در ستاد جنگ‌های نامنظم فعّالیت می‌کردیم و کارمان شناسایی دشمن بود. روزی برای شناسایی عراقی‌ها، به منطقه‌ای رفتیم که قبلا‌ً دشمن در آن‌جا استقرار داشت، در آن محدوده، یک جوی آب بود که دو طرف آن را درختان انبوهی پوشانده بود. هر طرف جوی که می‌ایستادی، طرف مقابل به علت ازدحام درخت‌ها، قابل رؤیت نبود.


تصوّر ما این بود که عراقی‌ها در برابر ما- در آن سمت جوی- قرار دارند. با حالت آماده‌باش، از سمت راست جوی به طرف جلو حرکت می‌کردیم. ناگهان با سر و صدای زیادی مواجه شدیم، فکر می‌کردیم دشمن‌ رو‌‌به‌روی ما است. آن‌ها نیز در مورد ما همین تصّور را داشتند.

با رعایت اصول حفاظتی، به آن طرف جوی پریدیم. در همان اثنا، نگاهمان به چهرهِ مقام معظّم رهبری افتاد. در آن زمان، ایشان نمایندهِ حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند. معظّم‌له به اتّفاق چند نفر دیگر- قبل از ما - برای شناسایی منطقه رفته بودند. کار شناسایی آنان تمام شده بود و داشتند بر می‌گشتند.

دیدن آقا در آن مکان برای ما خیلی جالب بود. ما از آن دیدار، روحیه گرفتیم. سلا‌ح‌هایمان را به حالت عادی در آوردیم و از محبّت گرم حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای بهره بردیم. آقا با تک تک ما دست دادند و یکایک ما را بوسیدند.

سردار سرتیپ پاسدار علی فدوی

شیطنت بنی صدر و تدبیر حضرت آیت ا... خامنه ای

زندگی یک کاروان طولانی است که منازل و مراحلی دارد، هدف والایی دارد.

هدف انسان در زندگی باید این باشد که از وجود خود و موجودات پیرامونش

برای تکامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.

 

اصلاً ما برای این به دنیا آمده ایم. ما درحالی وارد دنیا می شویم که از خود اختیاری نداریم. کودکیم و تحت تأثیر هستیم، اما تدریجاً عقل ما رشد می کند و قدرت اختیار و انتخاب پیدا می کنیم. این جا آن جایی است که لازم است انسان درست بیندیشد و درست انتخاب کند و براساس این انتخاب حرکت کند و به جلو برود.

اگر انسان این فرصت را مغتنم بشمرد و از این چند صباحی که در این دنیا هست خوب استفاده کند و بتواند خودش را به کمال برساند، آن روزی که از دنیا خارج می شود، مثل کسی است که از زندان خارج شده و از این جا زندگی حقیقی آغاز می شود.

با این‌که فرمانده‌ عملیات خوزستان بودیم، بنی‌صدر اصلاً ما را به جلسه‌ها راه نمی‌داد. ما می‌رفتیم خدمت آقا و ایشان دست ما را می‌گرفت و می‌بُرد در جلسه. بنی‌صدر هم دیگر جرأت نمی‌کرد چیزی بگوید. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمایت حضرت آقا بود تا واقعیت‌های جنگ را برای اعضا بگوییم.

در یکی از جلسات شورای عالی دفاع که به ریاست بنی‌صدر تشکیل شده بود، من و شهید حسن باقری حضور داشتیم. برادران ارتشی گزارش‌هایشان را دادند و مسائلی را از زاویه‌ دید خودشان مطرح کردند. بعد نوبت به ما رسید. من به حسن باقری -که مسؤول اطلاعات بود- گفتم: شما برو پای نقشه!

حضرت آقا یک نگاهی به ما کردند. آن موقع خود من حداکثر پنجاه کیلو بودم؛ خیلی لاغر. فانسقه را دو دور، دور کمرم می‌بستم. حسن باقری که دیگر از من خیلی لاغرتر بود. آقا یک نگاهی به ما کردند که این جوان حالا جلوی بنی‌صدر چه می‌خواهد بکند.

حسن باقری رفت و قشنگ تمام خطوط جبهه نبرد را به صورت دقیق توضیح داد؛ این‌‌جا چه واحدی از دشمن هست، چه لشگری هست، چه ارگانی هست، حتی دشمن از این‌جا می‌خواهد حرکت کند به کدام سمت و... وضعیت جبهه‌ها و خاکریزها را خیلی دقیق تشریح کرد. هرچه حسن باقری بیش‌تر حرف می‌زد، آقا خوشحال‌تر می‌شدند که بچه‌های انقلاب و بچه‌های امام(ره) این‌طور دقیق و مسلط به مسائل نظامی نگاه می‌کنند. آن جلسه هم برای ما و هم برای حضرت آقا بسیار جالب و زیبا بود.

سرلشکر صفوی

مونس همیشگی جانبازان

در یکی از دیدارهایی که مقام معظم رهبری از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولین نفری که مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسی نمودند. هر یک از آنان دست خلف صالح حضرت امام ( ره ) را می‌بوسیدند و بر صورت و چشمان خود می‌مالیدند.

گاهی گریه می‌کردند و دست به گردن معظم له می‌انداختند. از آنجا که برخی از عزیزان جانباز روی چرخهای خود نشسته بودند، ایشان به حالت خمیده باقی می‌ماندندو صحبتهای آنان را گوش می‌دادند.

یکی از جانبازان عرض کرد: آقا من تقاضا دارم که انگشترتان را یادگاری به من بدهید. مقام معظم رهبری بلافاصله انگشتر خود را در آوردند و به ایشان دادند. جانباز دیگری عبای رهبر را برای تبرک درخواست کرد. معظم له عبای خود را برداشتند و به آن جانباز عطا فرمودند.

جانباز ویلچری دیگری عرض کرد: آقا من می‌خواهم برای نجات از فشار قبر پیراهن شما را همراه کفنم داشته باشم. مقام معظم رهبری به حالت مزاح فرمودند: اینجا که نمی‌شود پیراهن را از تن درآورد! وقتی به محل اسقرارم رفتم، آن را برای شما خواهم فرستاد.

دیدار طولانی و صمیمانه جانبازان که تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پیراهن را توسط بنده برای آن جانباز فرستادند. این در حالی بود که جمعیت جانبازان از مدرسه فیضیه متفرق نشده بودند.

حجت الاسلام و المسلمین ذالنوری

اهمیت دادن به نماز

تمام حرکات و رفتار حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای برای ما درس معنویت بود. وقتی که رئیس جمهور مملکت، بی‌آلا‌یش و بدون تشریفات در سنگرها، لشگرها و قرارگاه‌ها حضور پیدا می‌کردند، به خودی خود، درس تواضع و فروتنی بود.

این، یک درس بود. در کنار این درس، ده‌ها و بلکه صدها درس دیگر نیز می‌گرفتیم. روزی در قرارگاه لشگر حضرت امام رضا(ع)، پشت خرمشهر بودیم. دشمن فشار زیادی بر روی آن محور میآورد. هوا هم بسیار گرم بود. صدای اذان ظهر، جان‌ها را آمادهِ نماز کرد.

معظم‌له در قرارگاه بودند. همه مهیا گشتند تا به امامت مرادشان، نماز را به جماعت برگزار نمایند. در مسجد، جا برای نماز خواندن نبود. آقا بیرون آمدند و در هوای گرم زیلویی انداختند و مشغول نماز شدند.

بچه‌ها هم با علا‌قه خاصی به معظم‌له اقتدا کردند. هوا به قدری گرم بود که وقتی پیشانی خود را هنگام سجده بر روی مهر می‌گذاشتیم، به علت داغی، مهر بر آن می‌چسبید.

داغی هوا و فشار آتش دشمن، هرگز مانع برگزاری نماز اول وقت و جماعت نشد. این معنای اهمیت به نماز از سوی آن رهبر فرزانه است.

سردار سرتیپ پاسدار شوشتری

همان برنامه باشد

یک‌ روز که مقام معظم رهبری در جبهه حضور داشتند، به ایشان عرض کردم: طبق برنامه، غذای امروز بسیار ساده است‌، ولی همه عزیزان یگان تأکید دارند که امروز این غذا را - به خاطر وجود مبارک‌شما - تغییر بدهیم.

آقا فرمودند: «همان برنامه غذایی که داشتید، بگذارید باشد؛ تا ما ببینیم غذای بسیجیان چیست‌؟ و ازآن غذاها، ما هم استفاده می‌کنیم.»


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/18:: 11:58 صبح     |     () نظر

ضعیفعالی 

اهمیت و مراتب ولایت پذیری چکیده: ولایت پذیری در مکتب اسلام ناب محمدی(ص) همچون دیگر امور عبادی دارای مراتب و حد و نصاب تخصیصی است.
ولایت در مکتب اسلام و جهان بینی توحیدی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که، بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید و دژ مستحکم الهی یاد کرده اند1.
مفسر کبیر قرآن و بزرگ اسلام شناس دوران حضرت علامه طباطبایی(ره) صاحب تفسیر المیزان، در کتاب شیعه در اسلام فرموده اند: «توحید بدون اعتراف به امام و ولی درست نیست2» و دلیل این ادعا را این گونه بیان فرموده اند: «چون توحید اعتراف به ذات موصوف به صفات حمیده مانند عالم و قادر است و از جمله صفات حمیده که جزو توحید است، این است که خداوند دارای اولیاء است3»


روایت شده زمانی که حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام، به اجبار مأمون ملعون، از مدینه به استقبال شهادت می رفت و عازم مرو بود؛ در شهر نیشابور که عده زیادی به استقبال آن حضرت آمده بودند، به خواست مردم توقف کوتاهی نمود، و برای هدایت مردم به سمت توحید و احراز غاصبانه بودن حکومت عباسیان و اینکه حکومت و خلافت، فقط حق دوازده امام بر حق شیعه است، حدیث مشهوری بنام سلسله الذهب بیان فرمودند.
این حدیث از جمله احادیث قدسی است که به قول دانشمندان علوم اسلامی و متخصصین علم حدیث، راویان آن طلایی است و حدیثی محکم تر از این حدیث در عالم حدیث وجود ندارد.


امام رضا(ع) از پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع) و ایشان از پدرش امام صادق(ع) و ایشان از پدرش امام باقر(ع) و ایشان از پدرش امام سجاد(ع) و ایشان از امام حسین(ع) و ایشان از برادرش امام حسن(ع) و ایشان از پدرش امام علی(ع) و ایشان از پیامبر اسلام(ص) و ایشان از جبرئیل و جبرئیل از خداوند عزوجل نقل فرموده اند: که خداوند متعال فرموده اند:


«کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی4»
یعنی (کلمه طیبه «لا اله الا الله») قلعه مستحکم و دژ استوار من است، هر کس آن را بگوید، در این قلعه و دژ استوار داخل می شود، و اگر در آن وارد شد از عذاب روز رستاخیز در امان خواهد بود.


در ادامه این روایت آمده است، وقتی که امام رضا(ع) می خواستند به حرکت خود ادامه دهند در حالیکه سوار بر مرکب بودند، فرمودند: «به شرطها و شروطها و انا من شروطها» یعنی درست است که شعار توحید و کلمه طیبه لااله الا الله حصن یا قلعه مستحکم خدا است. و هر کس آنرا به زبان بیاورد و داخل این قلعه شود از عذاب خدا در امان خواهد بود، اما تحقق این امر یک شرط دارد، و آن شرط خود امام رضا(ع) است. یعنی شرط پذیرش ادعای توحید از هر انسانی، پیروی از امام حق و پرهیز و رویگردانی از امام باطل و طاغوت و طاغوتیان است. یعنی قبولی توحید مشروط بر ولایت پذیری و اطاعت از یک امام و ولی منصوب شده از طرف خدا آن هم ولی زنده و حی و حاضر است.


در عیون الاخبار الرضا شیخ صدوق مشابه این روایت این گونه آمده است: «... ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی5» علما و دانشمندان علوم دینی حدیث سلسله الذهب را مختص ولایت دوازده امام بر حق شیعه می دانند. و توحید هر کس را که از زیر ولایت دوازده امام بر حق شیعه شانه خالی کرده و امامت و ولایت دوازده امام بر حق شیعه را، به هر دلیلی انکار نموده یا قبول نکرده اند، و به جای اطاعت از امام معصوم و والی منصوب از طرف خدا، به اطاعت از امام و حاکم جور و غاصب روی آورده اند؛ توحید چنین افرادی بنا به تعاریفی که از توحید در ربوبیت تشریعی ارائه شد؛ ناقص بوده و چنین افرادی مرتکب شرک در طاعت و شرک در ربوبیت تشریعی خداوند شده اند.6


ممکن است سؤال شود که این اصل درباره امام معصوم ثابت است و چه ارتباطی با عصر ما (عصر غیبت) و زمانی که ما به امام معصوم و منصوب از طرف خدا دسترسی نداریم دارد؟
اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان علوم دینی برای پاسخ به چنین سؤالی، به حدیث مقبوله عمربن حنظله که از امام صادق(ع) روایت شده استناد می کنند.


حدیث مقبوله عمربن حنظله، حدیثی طولانی است ولی آن قسمت که مورد استناد و نیاز مبحث ماست، که در اصل مغز و پیام ویژه حدیث است از این قرار است که: عمربن حنظله می گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال کردم، وقتی ما به شما در امور حکومتی دسترسی نداریم چه کار کنیم؟ اگر اختلافی در مورد ارثی یا مسأله دیگری، پیش آمد به طوری که به قضاوت قاضی نیاز شد و به شما دسترسی نداشتیم چه کار کنیم؟
امام صادق در جواب فرمودند: به فقهای جامع الشرائط مراجعه کنید و بعد از بیان صفات و ویژگی های فقهای جامع الشرایط فرمودند: «... فانی قد جعلته علیکم حاکما فاذا حکم بحکم و لم یقبله منه فانما بحکم الله استخف و علینا رد و الراد علینا کافر راد علی الله و هو علی حد من الشرک بالله.7..»


این سخن حضرت به چه معناست؟ اینکه می فرمایند: رد کردن حکم فقیه جامع الشرایط، حکم شرک را دارد یعنی چه؟ کسی که حکم فقیه جامع الشرائط را رد می کند، نمی گوید: دو خدا وجود دارد؛ بلکه می گوید: حکم این فقیه را قبول ندارم. این فقیه هم نه خدا، نه پیغمبر و نه امام معصوم است؛ بلکه یک فقیه است؛ چرا باید انکار حکم او باعث شرک شود؟


اگر بیان قبل در ذهن شما باشد و مقدار بیشتری آن را تحلیل کنید، معلوم می شود که این مطلب هم از آن به دست می آید؛ چراکه وقتی اطاعت امام معصوم واجب است، و او فرمود: من فلانی را وکیل یا حاکم یا نائب خودم قراردادم و باید از او اطاعت کنید، اطاعت او چه حکمی دارد؟ وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام شخصی مثل مالک اشتر را تعیین می کنند و می گویند: او را عامل قرار دادم و اطاعت او بر شما لازم است، چه کار باید کرد؟ در این صورت اطاعت مالک اشتر واجب می شود چرا؟ چون اطاعت امام معصوم است، چرا اطاعت امام معصوم واجب است؟ چون اطاعت خداست؛ این حکم، مصداق ربوبیت تشریعی الهی است. خدا فرموده است: امام معصوم باید حاکم باشد، و وقتی امام فرمود: «در مرتبه نازل تر حاکم شما ولی فقیه است»، اطاعت از او، از مصادیق اطاعت از ربوبیت تشریعی الهی می شود. در این صورت این سخن که انکار حکم او در حد شرک به خداست (هو علی حد من الشرک بالله) معنا پیدا می کند.


تا اینجا به اجمال با اهمیت ویژه و جایگاه والای ولایت و ارتباط آن با توحید آشنا شدیم.
آیا هر کس بتواند چنین تعریفی از ولایت و جایگاه آن در مکتب اسلام و نظام اسلامی ایران ارائه دهد می توان او را ولایت پذیر یا ولایت مدار تلقی نمود؟


قطعاً پاسخ منفی است. چراکه ولایت شناسی تا ولایت مداری و ولایت مداری تا ولایت پذیری فاصله های زیادی باهم دارند. ممکن است برترین و برجسته ترین افراد در امر ولایت پذیری؛ نتوانند تعریفی درخور ولایت و یا تعریفی که علما و تحصیل کردگان حوزه و دانشگاه، از ولایت ارائه می دهند، از خود ارائه دهند که نمونه های آن را بارها و بسیار در طول تاریخ انقلاب اسلامی و قبل از آن در تاریخ اسلام دیده ایم.


کارگران، کشاورزان، صنعتگران و دانش آموزان نوجوانی که در هشت سال دوران دفاع مقدس، به اسوه های ولایت پذیری در تاریخ اسلام معرفی شده اند، ممکن است به علت کم سوادی و عدم تحصیلات عالی و تکمیلی، نتوانند آن گونه که شیوه اساتید حوزه و دانشگاه است، تعریف کلاسیکی از ولایت و ولایت پذیری ارائه دهند. اما در عمل، هیچ استاد حوزه و دانشگاهی در ولایت پذیری به پای آنها نرسیده و نخواهد رسید.


کسی که می تواند به طور کلاسیک و مطابق اصول فلسفه و کلام، به شیوه متکلمین و فلاسفه، ولایت را تعریف و تشریح و تفسیر نماید، به او ولایت شناس می گویند که از اینگونه ولایت شناسها در سازمان های جاسوسی موساد و سیا زیاد وجود دارد.


ولایت شناسی یا معرفت نسبت به ولایت از بدیهیات و مقدمات امر ولایت پذیری است. لیکن ولایت شناسی یا معرفت نسبت به ولایت، که موردنظر ما است و آن را، جزو مراتب و حد و نصاب و درجات ولایت پذیری می دانیم در یک تعریف خشک و بی روح، یا در یک شناخت بدون عمل خلاصه نمی شود.
معرفت و شناخت موردنظر ما نسبت به ولایت، معرفت و شناختی است که، ما را به حق ولایت برساند، و عارف به حق ولایت نماید.


حق ولایت


حق ولایت این است که، ما معرفت و شناخت پیدا کنیم که، ولایت در سرنوشت ما و در دینداری ما و در دنیا و آخرت ما، چه نقشی دارد. و ما در مقابل مقام عظمای ولایت، چه تکالیف و شرح وظایفی داریم.
بدیهی است، هر وقت ما با جایگاه ولایت در دین و زندگی خود آشنا شدیم و تکالیف خود را در مقابل ولایت شناختیم و آزادانه و آگاهانه و به قصد تقرب و تکمیل توحید خود، بلاقید و شرط، حتی زمانی که امر ولایت برخلاف میل و نظر ما است نسبت به انجام آن قیام نمودیم؛ تازه می توانیم ادعا کنیم که ولایت شناس هستیم که در این صورت نیز، تا ولایت پذیری راه زیادی خواهیم داشت.


از محضر علامه طباطبایی رحمته الله علیه، درخصوص لزوم معرفت امام زمان(عج) سؤال شد که مقصود از معرفت امام زمان که در روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه »8 یعنی: هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مانند مردم زمان جاهلیت مرده است. چیست؟ که ایشان در جواب فرمودند: «یعنی امام علیه السلام را مفترض الطاعه بداند چنان که در روایت دیگر به این معنی تفسیر شده است. وگرنه اسم و شخص امام علیه السلام را که کافر و مؤمن می دانند و شناختن امام زمان(عج) به عنوان مفترض الطاعه تحقق نمی یابد مگر این که امام سابق و نصب او را نص از امام سابق بشناسد و اگر به یکی از ائمه علیهم السلام معرفت نداشته باشد معرفت او کامل نخواهد بود.»9


پی‌نوشت‌ها:

1-پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی، مقاله ولایت رکن توحید است.
2- شیعه در اسلام علامه طباطبایی صفحه 722
3- در محضر علامه طباطبایی صفحه 97 و 89
4- بحارالانوار علامه مجلسی جلد 49 ص 321
5- عیون الاخبار الرضا جلد 2 ص 631
6- برای اطلاعات بیشتر به معارف در قرآن و خداشناسی در قرآن و آموزش فلسفه و مقاله ولایت رکن توحید است مراجعه شود.
7- اصول کافی جلد یک ص 45
8- اصول کافی جلد یک صفحه173
9- 727 پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبایی

منبع:روزنامه کیهان


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/3/1:: 1:51 عصر     |     () نظر

شهید شیرودی

نمازی که رهبرانقلاب به یک شهید اقتدا کرد

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی بعد از شهادت «علی‌اکبر شیرودی» فرمودند: او به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.

به گزارش  شناخت رهبری به نقل از فارس ، خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسه‌های ناب و بی‌بدلیل آفرید.

بسیاری از بزرگان و شهدا در وصف شیرودی سخن گفته‌اند اما کلام امام خامنه‌ای که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند از شیرینی خاصی برخوردار است. خصوصاً اینکه تأکید می‌کنند، او نخستین نظامی بود که در نماز به او اقتدا کرده‌اند. آنچه در ادامه می‌آید بازخوانی این سخنان است در ایام سالگرد شهادت شهید قهرمان، شیرودی.

*همیشه آماده شهادت بود

در هفته گذشته، ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان، دو سرباز اسلام را از دست دادیم. دو جوانی که در راه خدا، مدت‌های مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شهید، افسر هوانیروز شیرودی، یکی دیگر سرگرد ادبیان.

این دو نظامی مسلمان، برای ما خیلی حرف‌ها دارند. وجود این‌گونه عناصر در ارتش جمهوری اسلامی، خیلی معنا دارد. مردم نمی‌دانند عناصر مؤمن و مکتبی ارتش چه می‌کنند و چگونه عناصری هستند، این دو قهرمان، در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.

سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی‌اش و از روحانیون متعهد در کرمانشاه است، گفته بود "فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می‌دانم که باید شهید بشوم."

این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود "نه! سرهنگ کشوری را خواب دیدم. به من گفت، شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی. لذا می‌دانم رفتنی هستم."

به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.

می‌گفت "قبل از جنگ، برای من خاک هیچ ارزشی نداشت و همیشه می‌گفتم هیچ‌وقت برای خاک نخواهم جنگید، اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال اینها آغشته شده و آنها سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام و در اختیار و تحت فرمان امام می‌جنگیدند. آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قایل بودند و می‌گفتند، حاضریم طبق دستور امام فرزندان‌مان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم."

مصداق کوثر براى نبى‌اکرم، چیزهاى گوناگون است. یکى از برجسته‌ترین مصادیق کوثر، وجود مقدس فاطمه‌ى زهراست؛

 

که خداوند متعال در این وجود مبارک، دنباله‌ى معنوى و مادى پیامبر را قرار داد. برخلاف تصور دشمنان ملامتگر، این دختر بابرکت، این وجود ذى‌جود، آن‌چنان مایه‌ى بقاى نام و یاد و مکتب و معارف پیامبر شد که از هیچ فرزند برجسته و باعظمتى، چنین چیزى مشاهده نشده است.

 

اولاً از نسل او یازده امام و یازده خورشید فروزان، معارف‌ اسلامى را بر دلهاى آحاد بشر تابانیدند؛ اسلام را زنده کردند؛ قرآن را تبیین کردند؛ معارف را گسترانیدند؛ تحریفها را از دامن اسلام زدودند و راه سوء استفاده‌ها را بستند. 

 

 یکى از این یازده امام، حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) است که پیامبر طبق روایت فرمود: ((انا من حسین و حسین سفینة النّجاة و مصباح الهدى)).

 

 

 

 

با آن‌ همه آثار و برکاتى که در آن شخصیت، در آن شهادت و بر آن قیام در تاریخ اسلام مترتب شده است، او یکى از ذراره‌هاى فاطمه‌ى زهراست. یکى از این‌ خورشیدهاى فروزان، امام باقر، و یکى دیگر امام صادق (علیهماالسّلام) است که معارف اسلامى، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شیعى، که ائمه‌ى‌ معروف اهل سنت، یا بى‌واسطه، یا باواسطه، بهره‌مندان از فیض دانش آنها هستند. این کوثر فزاینده‌ى روزبه‌روز درخشنده‌تر، نسل عظیم پیامبر را در تمام اقطار اسلامى پراکند؛ که امروز هزاران، بلکه هزاران هزار خاندانهاى مشخصِ شناخته شده‌ى در همه‌ى دنیاى اسلام، نمودار بقاى نسل جسمانى آن بزرگوارند؛ همچنان که هزاران مشعل هدایت در دنیا نمودار بقاى معنوى آن مکتب و آن وجود مقدسند؛ این کوثر، فاطمه‌ى زهراست. سلام خدا بر او، درود همه‌ى انبیا و اولیا و فرشتگان و آفریدگان پروردگار بر او تا روز قیامت.

--------------------------------------
*تاریخ : 9/7/78 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران

یا فاطمه زهراشما بدانید زنان مسلمان در بسیارى از نقاط دنیا امروز به شما نگاه مى‌کنند و از شما یاد مى‌گیرند. این‌که مى‌بینید در بعضى از کشورهاى غربى، در بعضى‌ از کشورهاى مسلمان اما با حکومتهاى غیر اسلامى، این‌طور حجاب اسلامى مورد تهاجم دشمنان دین قرار مى‌گیرد، این نشان دهنده‌ گرایش زنان به حجاب‌ است. در کشورهاى همسایه‌ ما، آن‌جاهایى که به حجاب اهتمام نمى‌شد؛ در کشورهاى اسلامى که بنده خودم از نزدیک بعضى جاها را دیدم که هرگز اسمى از حجاب در آن‌جا آورده نمى‌شد؛ در مدت بیست ساله‌ بعد از انقلاب، زنان؛ بخصوص زنان روشنفکر و بخصوص دختران دانشجو، به حجاب گرایش پیدا کردند؛ علاقه پیدا کردند؛ رو آوردند و حجاب را حفظ کردند؛ که نمونه‌هایش علاوه‌ بر اینها در کشورهاى غربى هم مشاهده شده است. شما الگویید، شما نمونه‌اید.

 

 

بدانید امروز در هیچ جاى دنیا زنانى که مثل این مادران شهداى ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه‌ ما، مادرانى‌ با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قویتر و آگاهانه‌تر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامى است؛ این همان دامان پاک و مطهّر و نورانى‌ فاطمه‌ زهرا سلام‌الله علیها ست. شما دخترانِ فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه‌ زهرا هستید؛ دنباله‌روان فاطمه‌ زهرا هستید.(2)

 شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها)

طبق روایت، روز - سوم جمادى‌الثّانى - شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) است. من از ملت ایران درخواست مى‌کنم که در آن روز، مغازه‌ها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتى و کارخانجاتى که کارهاى خاصى دارند، چیزى نمى‌گوییم؛ لیکن کسبه و دکاندارها و بازارها و خیابانها احترام کنند. ان‌شاءالله آن روز را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) بهره‌مند بشویم.(2)

 

 

 

از برخى تعبیرات درباره‌ى ائمه (علیهم‌السّلام) نباید استفاده کرد؛ اینها سبک است. براى فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) - آن موجود قدسى والا، آن انسان برتر و آن معلم بشر - از آن تعبیرى که هر شاعرى - چه شاعر درست و حسابى‌گوى و چه‌ شاعر هرزه‌گوى - براى محبوب و معشوق خودش ذکر مى‌کند، نباید استفاده کرد؛

 

 

 

 

 

باید از تعبیرات متناسبى استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعراى عزیز ما - همچنان که امروز خوشبختانه، هم سرود دسته‌جمعى، هم در بعضى از شعرهایى که قبلاً آقایان خواندند، همین معنا انصافاً تأمین شده - لفظ و معنا را براى‌ بیان معرفتى که امروز جامعه‌ى ما نیاز دارد تا از مکتب فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) تعلیم بگیرد، به کار گیرند و آن را مداح با صداى خوش و آهنگ مناسبِ با این کار عرضه کند، یکى از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است؛ یعنى همان دعبل و فرزدق و کمیتِ تاریخ در این‌جا ظهور و تجلى پیدا کرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و مى‌تواند اجرهاى بزرگ الهى را به دنبال خود داشته باشد. (3)

 

1- 10/6/78 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد

2- 13/9/70 سخنرانی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا و اقشار مختلف مردم

3- 18/6/80 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان اهل بیت به مناسبت سالروز میلاد خجسته ی حضرت فاطمه الزهرا

قطعه شعری به مناسبت ولادت مقام معظم رهبری در 29 فروردین

امام خامنه ای

 


بیست و نه فروردین ، رسید ز راه
فصل بهار ، زیبا شد از جمال ماه

ستارگان که زمین را نگاه میکنند
خورشید را در این دیار تماشا میکنند

فرزندی از خاندان پیغمبر است
پرچم ولایت علی را  ، گرفته دست

سلاله ی پاک رسول خدا ، علی است
با حکم خدای رحمان ، ما را ولی است

  

 
بازخوانی فرامین رهبر معظم انقلاب:

رابطه با آمریکا برای ما مضر است/ آن روزى که رابطه‌ مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم

«حالا می نشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»
با توجه به اظهارات اخیربرخی رجال سیاسی درباره ضرورت تجدیدنظر در قطع رابطه با آمریکا، بازخوانی فرامین صریح رهبر معظم انقلاب، پاسخی محکم به اینگونه اظهارات است.

مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان یزد در تاریخ 13/10/1386 به صراحت و به طور مستدل به حامیان مذاکره و رابطه با آمریکا پاسخ دادند.

ایشان فرمودند: «ما یکى از سیاستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم.
متن کامل در ادامه مطلب...


مسئله این است که شرائط این دولت به گونه‌اى است که رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى‌ دنبال رابطه نمیرویم.

رابطه‌ى سیاسى با آمریکا براى ما مضر است. اولاً خطر آمریکا را کم نمیکند. آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطه‌ى سیاسى داشتند، سفیر داشتند؛ این آنجا سفیر داشت، آن هم اینجا سفیر داشت.

رابطه که خطر جنون‌آمیز و سیطره‌طلبانه‌ى هیچ قدرتى را از بین نمیبرد. ثانیاً وجود رابطه براى آمریکائى‌ها - نه امروز، همیشه اینطور بوده - وسیله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور. انگلیسى‌ها هم همین طور بودند. انگلیسى‌ها هم در طول سالیان متمادى سفارتخانه‌شان مرکز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ کسانى که حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها یکى از کارهایشان این است.

در همین قضایائى که حدود هفده هجده سال پیش در چین اتفاق افتاد و جنجال فوق‌العاده‌اى شد، سفارت آمریکا محور و مرکز اداره‌ى آشوبها و اغتشاشها بود. اینها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند، و پایگاه ندارند؛ این را میخواهند. احتیاج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما این را ندارند.

ارتباط، این را براى آنها تأمین میکند. حالا مینشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.

میگویند: چرا جلب دشمنى آمریکا را میکنید؟ مثلاً فرض کنید حالا رئیس جمهور تعبیر تندى میکند، ناگهان آقایانِ به اصطلاح عقلا میگویند این تعبیر تند بود؛ این دشمنى آمریکائى‌ها را جلب میکند. نه آقا! دشمنى آمریکائى‌ها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.

این دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده - حالا بحث خطر حمله‌ى نظامى را بعد یک جمله‌اى عرض خواهم کرد - حداقل در طول هجده سال اخیر، یعنى از بعد از پایان جنگ تحمیلىِ هشت ساله تا امروز، همیشه این خطر وجود داشته؛ یعنى همیشه ملت ایران تهدید میشده، که ممکن است اینها حمله‌ى نظامى بکنند؛ مال امروز نیست.

آن چیزى که میتواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت شماست، نه نمایش ضعف شما. نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع میکند. آن چیزى که ممکن است جلوى خودسرى و خودکامگى دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیفید، بدون مانع، هر کارى که بخواهد بکند، میکند.«

جز عشق ولا دوای این جامعه چیست

 در ورطه دشمنان دوصد دوست کم است

امروز صفای دل ما خامنه ایست

 امروز دوصد دشمن و یک خامنه ایست



 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/2/11:: 11:20 صبح     |     () نظر
http://www.up.mersad.org/uploads/13341595361.jpg « ولایت فقیه محور حاکمیت و ضامن عدالت و توسعه و پیشرفت در حکومت اسلامی است . »
قال الله تعالی فی الکتاب المبین :
«إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذِینَ ءَ امَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم رَاکِعُونَ وَ    مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذینَ امَنُوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُم الغالبون »
« ولایت فقیه » از موضوعاتی است که ، تصّور آن موجب تصدیق می شود و چندان به     برهان احتیاج ندارد ، به این معنی که هر کس ، عقاید و احکام اسلام را ، حتی    اجمالاً دریافته باشد ، چون به « ولایت فقیه » برسد و آن را به تصّور آورد ، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( امام خمینی )
در تأیید وتأکید وتبعیت از دیدگاه حضرت امام (ره) ، که پیچیده ترین مباحث فقهی وکلامی جهان اسلام ، از زمان غیبت کبرای امام عصر (عج) را ، به این سادگی وشیوائی بیان فرمودند ، ضرورت دیده شد ، قبل از ورود به ماهیت بحث ، در خصوص سهل وآسان بودن  و چگونگی درک وپذیرش اصل حاکمیت ولایت فقیه ، به این نکته توجه شود مبنی بر اینکه :
اصل حاکمیت ولایت فقیه ، درعصر غیبت امام معصوم (ع) در جامعه اسلامی ، وترجیح آن بر حاکمیت غیر ، امری است عقلی که ، ضرورت وملزومیت آن را، عقل به خوبی درک می کند ، وعقلاء نیز به استناد الزامات عقلی ، آن را می پذیرند ، لذا چیزی که برهان معتبر عقلی بر آن اقامه شود ، مطابق قاعده ملازمه عقل وشرع ودلایل نقلی که دراین باره وجود دارد ، بار شرعی پیدا می کند وبلتبع مورد تأیید شرع نیز خواهد بود .
توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، حلقه های بهم پیوسته زنجیر مستحکم و ناگسستنی جهان بینی توحیدی است که شالوده و سرچشمه سیال و زلال مکتب پر فروغ اسلام ناب محمدی را تشکیل می دهند .
ولایت فقیه در عصر غیبت ، نقطه جوش و اتصال حلقه های مقدس زنجیرة توحید است ، یا به تعبیری ، می توان گفت : نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، میوه درخت توحید است و ولایت فقیه عادل ، در عصر غیبت امام معصوم (ع) هستة مرکزی این میوه مقدس و پرحلاوت است .
توسعه و پیشرفت زمانی ، معنی و مفهوم حقیقی و واقعی خود را پیدا می کند و برای رشد و نمو و کمال انسان مفید فایده است و زمانی به رنگ خدا و هم آهنگ با توحید در می آید که ، مبتنی بر حق و حقانیّت و عدل و عدالت باشد ، ودر یک خط توحیدی وبا یک بینش توحیدی خط وسیر داشته باشد ومدیریت گردد
.حق و عدالت همه جا یافت نمی شود ، حق و عدالت از صفات پسندیده و نشانه های برجسته اولیاء الله و عبادالرحمن و مؤمنین متقیان است ، که در پرتو نور حاکمیت حاکمان برگزیده از طرف خدا ویا حاکمان مأذون از جانب  حق تعالی ، متبلّور ومتجلّی می شود.
ولایت فقیه که ، نایب بر حق ولی خدا و حجت خدا در زمین است ، مرکز تجمع و پرورش و تولید و انتشار حق و عدالت در زمین است .

http://www.up.mersad.org/uploads/13341597941.jpg

پس در جامعه امروز ما ، توسعه و پیشرفتی مفید فایده است ، و برای رشد وتعالی انسان ، کارساز وموثر است ،که درسایه سار ولایت فقیه وحکومتی که ، ولایت فقیه ، محور حاکمیت آن قرار گرفته باشد ، تحصیل شده باشد ، قطعاً چنین توسعه وپیشرفتی که مبتنی بر حق وعدالت محوری است می تواند ، در کامیابی و شادابی انسان و رساندن او به کمال مطلوب کارگشا باشد
اینجانب معتقدم که ،در سیاست مدرنیته یا دنیا گرایانه  امروزی ،که در ظاهر چند کشور غربی پرچمدار آن می باشند ، عدالت ، توسعه ، پیشرفت از جمله مکانیسم هایی هستند که ، بین حکومت ها و دولت ها و مردم ، کاربری مشترک دارد.
دولتمردان یا حکمرانان ، از این مکانیسم سه گانه ، برای سرشماری و خدمات خود و ارائة آمار و ارقام و تنظیم بیلان کارهای مختلف ، و قیاس و تطبیق ، با دولت های گذشته خودی و رقابت با دولت های بیگانه ، و تلاش برای جلب رضایت مردم و ارائة یک چهرة موفق و کارآمد از خود ، بهره برداری می کنند .
از جمله موارد استفادة دولت ها یا حکومت ها ، از این مکانیسم سه گانه ، عدالت و توسعه و پیشرفت ، در اقناع و ترغیب مردم ، برای پرداخت مطالبات و حقوق دولت ، مثل مالیات و عوارض می باشد .
بدین ترتیب که دولت ، خدمات رفاهی و عمرانی و امنیتی و انتظامی و غیره را که انجام داده ، احصاء نموده و با یک تبلیغات و تشریفات خاصی  به اطلاع مردم می رساند ، و در مقابل از مردم می خواهد ، برای تشویق و دلگرمی دولت و توسعة و پیشرفت در زمینه های مختلف و ارائة خدمات بهتر ، در اسرع وقت ، نسبت به پرداخت حقوق و مطالبات دولت اقدام نمایند .
در مقابل ، مردم از این مکانیسم های سه گانة عدالت و توسعه و پیشرفت ، برای تحقیق و تفحصّ از دولت ها و ارزیابی عملکرد دولت ها  ، در زمینه های مختلف و چگونگی اهتمام دولت ها در پرداخت حقوق مردم و تأمین مطالبات مردمی و پاسخگویی به نیازهای فردی و اجتماعی  و به نقد و به چالش کشاندن خدمات دولت ، و اعلام رضایتمندی یا عدم رضایتمندی یا به تعبیری ارائة نمرة قبولی یا مردودی ، به دولت ها استفاده می کنند .
شاید چنین تصّور شود که ،  چنین نگاهی به مقولة عدالت و توسعه و پیشرفت ، و ارائة آنها در قالب مکانیسم های سه گانه مار الذکر ، نگاهی نو و طرحی نوین و ایده آل باشد ، در حالی که اصلاً چنین تصّوری درست نیست و این نگاه ، متأسفانه یک نگاه صرفاً سیاسی و تبلیغاتی است ، که مختص به حکومت های غیردینی بوده که ، با سیاست ها و شعارهای غیراخلاقی ، مدیریت می شود ؛ و  بهانه ودست آویزی است برای دولت ها  ، تا با این بهانه و با این شگرد ، بودجه ها و اعتبارات عمومی را به نفع خود و کسان و خویشان خود مصادره نمایند .
در نظام ولایی و حکومت اسلامی که ، ولایت مطلقة فقیه محور حاکمیت است ، نگاهی که  به این مکانیسم ها می شود ، کاملاً متفاوت و متمایز بوده و با یک نگاه صد درصد اسلامی و اخلاقی و ارزشی در قالب فرصت خدمتگذاری و خدمت رسانی به امت مسلمان ،  به مقولة عدالت و توسعه و پیشرفت نگریسته می شود .
در نظام ولایی و حکومت اسلامی ، از این مکانیسم ها ، برای حکومت بر قلبها و تسخیر قلوب مؤمنین و هموار نمودن راه ، برای سعادتمندی و نیک بختی و عاقبت به خیری مردم و تأمین رفاه و آسایش و امنیت عمومی و برقراری نظم و انضباط اجتماعی  و بهره مند نمودن مردم از یک اقتصاد سالم و روابط اجتماعی سالم و زمینه سازی برای تحقق بهداشت محیط و بهداشت فردی و اجتماعی سالم و  داشتن محیط زیستی سالم ، نهایت استفاده به عمل می آید .
در نظام ولایی تلاش می شود که ، از مکانیسم های عدالت ، توسعه و پیشرفت ، برای تقسیم عادلانه ثروت ، قدرت و فرصت پیشرفت جهت برخوردار نمودن افراد ، از امکان ادامة تحصیلات تکمیلی و تهیة فضاهای آموزشی و پژوهشی و تحقیقاتی اعم از علمی و کاربردی و همچنین تهیة و تأمین امکانات ورزشی و فضای ورزشی و تفریحات سالم و سرگرمی های مشروع و امکان فعالیت های مجاز سیاسی ؛ با رعایت خط قرمزهای دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی و  عزّت و اعتبار بین المللی بخشیدن به تک تک ایرانیان ، و بهره مند نمودن هر ایرانی ، از آزادی های مشروع و برقراری امنیّت در مرزها ، برای مردم اندیشمند و آزاد مرد ایران استفاده می شود . 
در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، از این مکانیسم ها ، بعنوان فرصت خدمتگذاری و نوکری  بلاقیدوشرط مردم استقبال می شود . و از این بابت تلاش می کنند که ، تمام انسان هایی که زیر پرچم حکومت اسلامی زندگی می کنند ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان ، ولایت مدار و غیرولایت مدار ، مخالف و موافق ، به صورت یکسان و برابر ، از خدمات رفاهی دولت و حکومت بهره مند شوند .
لب مطلب اینکه ، فلسفه و چرایی و هدف مطلق و نهایی ، از تشکیل حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، هدایت و رساندن انسانها به کمال مطلوب و فراهم نمودن زمینه تحقق فلسفه و راز خلقت و آفرینش ، که همانا ، آبادانی دنیا و آخرت ، با از قوه به فعل درآوردن حدیث امام العارفین و صاحب ذوالفقار ، مبنی بر ، دنیا را مزرعه آخرت پنداشتن است .
بدیهی است که ، انسان خام و پرورش نیافته ای که ، راه مدرسه و مکتب را نپیموده و تحت تعلیم و تربیت و تزکیه قرار نگرفته و هنوز در ابتدای راه است ، قبل از آنی که ، دچار تحول و تغییر شود و از درون متحول گردد ، و در مسیر توسعه و پیشرفت قرار بگیرد ؛ نمی تواند در مدار کمال جهت صعود به مقام شهود و لقاء الله و دارالقرار قرار بگیرد و حجاب ها را کنار بزند .
با توجه به دو بعدی بودن انسان و پیچیدگی های این صنع عجیب و غریب ، که فقط از طرف صانع و پروردگارش ، قابل شناسایی و کشف می باشد ، در عصر حاضر ، تنها حکومتی که می تواند ، این موجود ناشناخته بنام انسان را ، به معنی اتَّم و اکمل ، و بدون عیب و نقص ، در ابعاد مختلف مادی و معنوی ، تحت سرپرستی و کنترل قرار دهد و تمام نیازمندیهای جسمی و روحی او را ، یعنی معاد و معاش انسان را ، به نحو مطلوب و بی نظیر در جهان ، تأمین نماید ، فقط حکومت اسلامی تحت امر ولایت فقیه عادل است و لاغیر .
برای اینکه ، حاکمیت ولی فقیه عادل ، اقتباس شده از ولایت و حاکمیت خدا و معصومین علیهم السلام حکومت وولایت او در ادامه حکومت وولایت ائمه اطهار سلام الله علیهما اجمعین است و اذن حکومتی او ، از جانب خدا و معصومین (ع) صادر و ابلاغ شده است ، و در حقیقت ولایت فقیه ، مجری قوانین الهی است و قوانین الهی را فقط الهیون و ودربین الهیون ؛ او که از طرف خدا بعنوان حجت خدا در زمین و معلم انسانها تعیین شده می شناسند .
همان طوری که اشاره شد ، هیچ مرجع قانونگذاری و انسان شناسی در دنیا ، به غیر از خدا که خالق و آفریننده انسان است و ولی خدا که حجت خدا در زمین ، و تنها حاکم صالح مأذون ، از طرف خداست و مأموریت هدایت انسان ها به قلة کمال را ، به عهده دارد ،  قادر به کشف و شناسایی انسان و تشخیص و تأمین نیازمندیهای او ، و تمیز خیر و صلاح او  و هدایتش به صراط مستقیم نیست  ، پس در عصر غیبت ، ولی فقیه ، که خلیفه و حجت خدا در زمین است و نایب ولی  معصوم (ع) می باشد ، قادر به انجام این مأموریت الهی  می باشد .

http://www.up.mersad.org/uploads/13341597942.png

آنهایی که نظام ولایی و حاکمیت ولایت فقیه را ، آلترناتیو نظام سلطنتی می دانند ،  کاملاً در اشتباه بوده ، چرا که ، نظام سلطنتی یک حکومت موروثی است که سرآغاز و سرسلسلة آن خاندان سلطنتی ، بدون خواست مردم  و بدون مشورت و هماهنگی با آنها و با نادیده گرفتن حق انتخاب مردم ،  از راه  حیله و نیرنگ و تقلب و جعل و یا به وسیلة کودتا و کشتار مردم ، به کمک زر و زور و تزویر ، وبدون اینکه جایی برای خدا واحکام خدا ودین خدا ومردم خداجو ، در آئین وروش حکومتی شان وجود داشته باشد ، حکومت را به دست گرفته است .
ولی در نظام ولایی که ، یک حکومت دینی است و مشروعیت آن را از خدا  و دین مبین اسلام گرفته ،  این مردم هستند که ، بدنبال ولی فقیه عادل و جامع الشرایط می گردند ؛ تا او را برخود حاکم کنند ، .همچنانکه رهبری و ولایت جامعة اسلامی ، پس از ارتحال ملکوتی حضرت امام ، به سراغ مقام معظم رهبری رفت و گریبان او را گرفت و در حالی که معظم له از این مسئولیت و از این جایگاه فرار می کرد ، مجلس خبرگان رهبری ، ولایت را بر او تحمیل کردند و ایشان هرگز خواهان چنین جایگاهی نبوده و تلاشی هم برای تحصیل آن انجام نداده است .
حاکمیت ولایت فقیه ، ولایت یا حاکمیت قدرت نیست ، بلکه مظهر حاکمیت قوانین الهی است ، و از قوانین الهی نیز ، چیزی به غیر از ، شفقت  و رأفت و ملاطفت و مردم داری و حسن خلق و مهربانی ، تراوش نمی کند .
بنابراین حاکمیت ولایت فقیه در جامعه اسلامی در ادامه و استمرار حاکمیت اصل نبوت و امامت در دین مبین اسلام و از ارکان و اصول مذهب شیعه اثنی عشری است ، که در عصر غیبت امام معصوم (ع) بنا به مشیّت و خواست الهی تحقق می یابد .
مشیت و خواست الهی هم به بطور مطلق ، با فطرت جمیع انسانها منطبق و سازگار بوده و می باشد ، هر چند که ممکن است ، خواست و مشیت الهی ، مطابق با میل و درخواست بعضی از افراد ، که از مسیر فطرت خارج شده اند نباشد ، در اینصورت دیگر خواست اقلیت در مقابل مشیت الهی و خواست اکثریت مردم ، قابل توجه نیست ، هر چند که در کل ، و در اصل ، میشت و خواست الهی ، به خواست و تمایلات مردم هیچ ارتباطی ندارد ، و آنچه را خدا بخواهد و اراده کند ، بدون توجه به میل اقلیت و اکثریت ، همان خواهد شد ، همچنان که تغییرات جوی و نزول برف و باران ، بنا به اراده مطلق الهی و بدون مشورت با مردم و بدون توجه به خواست آنها صورت می گیرد .
محور بودن ولایت فقیه در حکومت اسلامی ، به مثابه محوریت امامت و ولایت امام معصوم (ع) می باشد و هم چنان که حضرت امام خمینی ، در کتاب ولایت فقیه ، خیلی صریح فرموده اند : ولایت فقیه از همان ولایتی برخوردار است که رسول مکرم اسلام (ص) و امام معصوم برخوردار است ..
حقیقت سـرایی اسـت  آراسته                  هـوی و هـوس گرد برخاسته
نبینی که هرجا که برخاست گرد                  نبیند نظر گر چه بیناست مرد
اولین شرط تحقق محور بودن حاکمیت ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی مبتنی بر امر ولایت ، حضور پررنگ مردم و نقش آفرینی آنها ، در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نظامی ، مذهبی ، اخلاقی و غیره است .
محور بودن حاکمیت ولایت فقیه ، به معنی نفی مشارکت مردمی و نادیده گرفتن نقش اساسی مردم ، در ادارة حکومت و یا نافی دمکراسی نیست ، بلکه حاکمیت ولایت فقیه ، که در حقیقت ، همان حاکمیت امام و امت است ، مظهر حاکمیت دمکراسی دینی و پاسدار حاکمیت ارادة مردم می باشد .
جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی                        غبار را بنشان تا نظر توانی کرد
توسعه ، پیشرفت و عدالت ، از جمله شعارهای آرمانی جامعه بشری است ، که به لحاظ تنوع نامحدود و نامتناهی بودن راه و عدم حدود و ثغور آنها ، همچون تحصیل علم که پایانی ندارد ، انسان نیز نسبت به آن سیرایی نداشته و همواره با ولع خاصی به آن چشم دوخته و آن را دنبال می کند .
در طول تاریخ خلقت از آدم ابوالبشر (ع) تا به امروز ، دنیا ، جامعه ای را به خود ندیده که ،  از نظر توسعه و پیشرفت و عدالت به نقطه پایانی و کمال مطلق رسیده باشد .
بنده معتقدم ، آنچه امروز رواج پیدا کرده و جهان را ، به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و توسعه نیافته ، تقسیم بندی نموده اند ، نوعی تقسیم بندی سیاسی و مصنوعی و یا به تعبیری خیالی است ؛ چرا که هر قسم از این تقسیم بندی ها ، بدون استثناء از موقعیت و جایگاه و شرایط فعلی خود ، ناراضی بوده و برای ارتقاء موقعیت و توسعه بیشتر و شکوفایی عدالت تلاش می کنند ، لذا تعبیر واقعی و درست این است که ، جهان را در حال توسعه و پیشرفت بدانیم . و اطلاق توسعه یافتگی مطلق ، به بعضی از کشورها ، که در چند زمینه ، مسیر بیشتری را طی نموده اند ، و یا توسعه نیافته ، تلقی نمودن بعضی از کشورها ، که مسیر کمتری را پیموده اند ،  دور از عدالت و انصاف و بر خلاف واقعیت امر می باشد .
آری ، چگونگی ایجاد توسعه و پیشرفت همواره یکی از سؤال های اساسی و مهم در ایجاد دگرگونی و تحّول تکاملی جوامع بوده است ، معمولاً وقتی سخن از توسعه و پیشرفت می شود ، نوعی پیشرفت و توسعة همه جانبه به ذهن متبادر می شود .
اگر بخواهیم از توسعه و پیشرفت تعریفی داشته باشیم ، می توان گفت : توسعه و پیشرفت همان افزایش سطح بهره مندی و رفاه و ارتقاء امنیت و آسایش عمومی و آزادی های مشروع و گسترش ارتباطات اجتماعی و امکان تحرک اجتماعی معطوف به ارزش های اسلامی جامعه است ، که در سایه پیشرفت علم و تکنولوژی و هماهنگی علم و اخلاق و اخلاق و مذهب و مذهب و علم ، سیر تکاملی خود را طی نموده ، و با مهندسی اسلامی و رعایت عدل و انصاف ، به نحو شایسته ای ، مدیریت شده ، که با ارزش های دینی و ملی ، منافاتی ندارد و پاسخگوی نیازمندیهای مادی و معنوی ، و دربرگیرندة تمامی نیازهای جسمی و روحی انسان باشد و معاد و معاش انسان را نیز ، توأمان تحت پوشش قرار می دهد .
در پرتو تلالؤهای خورشید بی غروب ولایت فقیه و نورافشانی های آن که شعاعی فرا جغرافیایی دارد و در ذیل ظلّ لایزال قدسی ولایت است ، که می توان پیشرفت و توسعة مورد نیاز جوامع انسانی را ، بدواً هدفمند و سازنده و سپس تحقق یافتنی دانست .
توسعه و پیشرفت و عدالت محوری که  در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، محقق می گردد ، با توسعه و پیشرفت مصطلح و رایج در دنیا بسیار متفاوت است ؛ چرا که حکومت اسلامی تحت حاکمیت ولایت فقیه مأموریت دارد ، توسعه و پیشرفت مسلمانان زیر مجموعة خود را، طوری محقق و شکوفا سازد که ، دنیا و آخرت آنها را دست خوش تحول و تغییر و رفاه و آسایش قرار دهد . در حالی که در حکومت های غیردینی ، فقط به آباد کردن دنیا و برجسته نمودن ابعاد دنیاگرایی و تأمین نیازهای حیوانی ، توجه می شود و تمامی توسعه و پیشرفت ها از نوع مادی و مختص به دنیا می باشد .
البته برادران و خواهران گرامی باید ، به قراعت های مختلفی که این روزها از پیشرفت و توسعه و عدالت ارائه می شود ، توجه کافی داشته باشند .
عدالت و توسعه و پیشرفت به سبک و سیاق الهیون و با پرهیز از قراعت به شیوه مادیون ، و دنیاگرایان ، از جمله مکانیسم هایی هستند که انسان می تواند ، به وسیله آنها مسیر خود را ، از پستی وبلندیها و ناهمواریهای زندگی ، به راه صاف و صراط مستقیم تغییر دهد و از بین جاده های پرزرق و برق و فریبا ، راه نجات و کمال وهدایت را ، انتخاب و از آن برای سیر وسلوک ، جهت نیل به همان هدف نهایی که ،کمال مطلق و ثمرة زندگی در سایه سار ولایت فقیه است ، بهره برداری لازم را بنماید.
پیشرفت و توسعه  ، در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، به معنی عام و خاص آن ، باید توأم با عدالت باشد ، و عموم و خصوص  آن ، با خط کش اسلام ناب محمدی کنترل و اندازه گیری شود ، اگر غیر از این باشد ، شعار فریبنده ایی بیش نیست ، که جز حقارت و پس روی و عقب نشینی چیزی در بر نخواهد داشت .
همان طوری که اشاره شد عدالت ، توسعه ، پیشرفت  شعارهای بسیار زیبا و پرمحتوایی هستند که اگر شریعت محور نباشند و در پرتو رهنمودهای ولی فقیه زمان ،  مهندسی و ساماندهی و هدایت نشوند و برای آبادانی دنیا و آخرت مردم  کاربری نداشته باشند ، از جمله ابزار و مکانیسم هایی خواهند بود که ؛ جزء حیف و میل و اتلاف بیت المال و فریب مردم ،  نتیجة دیگری نخواهد داشت .
متأسفانه گروهی ، پیشرفت را در بی حجابی و برهنگی زنان می بینند ، که به تعبیر شهید والامقام استاد مطهری ،ره، اگر این چیزها نشانه پیشرفت و تمدن است ، پس حیوانات از ما پیشرفته تر و متمدن تر هستند .
بعضی ها پیشرفت و توسعه را ، در آزادی مطلق جنسی و ترویج فساد و فحشاء و اختلاط بی حد و مرز زن و مرد می دانند ، که قباحت و زشتی این ایده و نظر ، در حدی است که ، بنظر می رسد ، قید آن در این نوشتار ، اهانت به قلم وکاغذ و بی احترامی به خوانندگان گرامی خواهد بود .
گروهی توسعه و پیشرفت را ، در بندگی و بردگی طاغوت و تقلید کورکورانه ، از اربابان زر و زور و تزویر ، که توسعه و پیشرفت علمی و عملی در چند پروسه دنیوی را ، وسیله ای برای تسخیر و استعمار و استثمار ملت ها و دولت ها قرار داده اند می دانند .
متأسفانه گروه دیگری توسعه و پیشرفت را ، در خدمت دنیا و نیازهای حیوانی انسان  تعریف می کنند ، طوری که گویا انسان قرار نیست بمیرد و حیات پس از مرگ را که حیات ابدی و جاویدان است را تجربه کند .
بعضی ها ، عدالت را در برابری ومساوی بودن بی قید و شرط زن و مرد و یا اینکه ، هر فردی با هر ایده و نظر و با هر مذهب و مسلک ، و تفکر سیاسی بتواند ، در نظام مقدس جمهوری اسلامی ، برای تصّدی مشاغل حساس و کلیدی ، انتخاب شود و یا بتواند ، در انتخابات ها که به مناسبت های مختلف ، برگزار می شود ، بعنوان کاندیدای انتخاباتی ، خود را مطرح نماید .
در موقعیت حساس کنونی ، که انقلاب اسلامی ایران ، وارد دهة چهارم خود شده ، ودر سی وسه سال گذشته ، انقلاب اسلامی ایران ، علیرغم تهدیدات وتحریمات اعمال شده ، از جانب دشمنان قسم خورده نظام ، پیشرفتهای چشمگیر و قابل توجهی ، در کلیه زمینه ها داشته ، طوریکه ایران تحقیر شده دیروز ، ایرانی که زیر چکمه های ، مستشاران آمریکائی وانگلیسی وروسی ، کمر خم کرده بود ، واز نظر صنعتی وتکنولوژی ؛ عاجز وناتوان از ساخت آفتابه ولگن بوده ، در سایه سار حاکمیت ولایت مطلقه فقیه ، وبا محور قرار دادن احکام شریعت اسلام ناب محمدی (ص) ؛ و فصل الخطاب دانستن حدیث و راه وسکوت ولایت ، چنان توسعه وپیشرفتی پیدا کرده که ، در کلیه زمینه ها علمی وصنعتی وتکنو لوژی ونانو تکنولوژی وفن آوریهای مختلف از جمله ، فن آوری هسته ای وفضا هوا وسلول های بنیادی وشبیه سازی ، وخود کفا شدن در تمام امورات نظامی ؛ پا به پای چند کشور صنعتی دنیا ، رقابت میکند ودر بعضی مسائل از آنها نیز جلو زده است .  زیر باران باید رفت ،  چشم هارا باید شست و جور دیگر باید دید . تا این موقعیت وروند پیشرفت حفظ شود وسرعت بیشتری به خود بگیرد .
برادران وخواهران ولایتمدار ایرانی ! امروز که ولایت فقیه ، خود باختگی ایرانیان در زمان طاغوت را ، به خود باوری واعتماد به نفسِ غیر قابل وصف تبدیل نموده ، وبا عزت آفرینی ، واقتدار بخشی ، از تولد دوباره عقده حقارت وخود کم بینی  درجامعه جلوگیری کرده است ؛ گفتمان وارداتی ولایت ستیز به اصطلاح اصلاح طلبی ، وجنبش ضد دینی وتوحید ستیز سبز وسران فتنه وحتمیان آنها که ؛ ماهیت دین ستیزی وضد انقلابی آنها ، برای همگان احراز شده است ،  با حمایت های مادی و معنوی نظام کهنه و فرسوده لیبرال دمکراسی غرب ، و به سرکردگی شیطان بزرگ روباه پیر استعمار و سگ نگهبان آنها صهیونیسم های اشغالگر ، وبا بهره مندی از کمک های همه جانبة سکولاریسم جهانی و با دلگرمی از پشتیبانی های سلطنت طلبان و لائیک های شرق و غرب و همراهی و همیاری ناکثین و قاسطین و مارقین معاصر ؛ یا همان خواص مردود وبی بصیرت دنیا طلب ، به فکر احیاء نهضت پروتستانتیسم و قیام علیه گفتمان حاکمیت دینی و براندازی و سقوط حکومت اسلامی مبتنی بر امر ولایت مطلقه فقیه ، وایجاد موانع سنگین و به زعم وخیال خودشان ، موانع غیر قابل نفوذ وعبو ، در جلو قطار توسعه ویشرفت انقلاب اسلامی که به حول قوه الهی وهمت دانشمندان جوان ولایتمدار ؛ با سرعت مافوق نور در حال حرکت به جلو است ؛ افتاده اند ، تا جلو توسعه وپیشرفت نظام ولائی را بگیرند .
در چند سال اخیرکه ، این قطار توسعه وپیشرفت توأم با عدالت محوری ، با یک صبغة ولائی وپیام توحیدی وتفکر اصول گرائی ؛ با مدیریت و رهبری پیامبر گونه ولی فقیه زمان حضرت امام خامنه ای  مدظله العالی ؛ سرعت وشتاب بیشتری پیدا نموده است ؛ گروهک گمراه وفریب خورده مدعی اصلاح طلبی آمریکایی ، با تمام نیروهای زیر مجموعه خود ، که همگی از سربازان سیاه وموصاد می باشند ؛ از زمان آغاز به کار دولت نهم تا به امروز ، هرچه از دستشان بر آمده برای سرنگونی نظام ولائی وتضعیف ولایت فقیه وحذف آن ؛ از قانون اساسی ، وکم رنگ نمودن اسلامیت نظام ؛ وتحریف وجعل وتفسیر به رأیِ خطِ امام وگفتمانِ امام ، انجام داده اند ؛ که شما بزرگواران ، کاملاً از آن خبر دارید ، مخصوصا تحرکات مذبوحانه وخلاف شرع وخلاف قانون آنان ، پس از اتنخابات 22 خرداد ، که به رسوائی وفاش شدن ماهیت ضد دینی وضد انقلابی وضد امامی آنها گردید ؛ که پرداختن به آنها موجب اطاله کلام خواهد شد .
در چنین شرایطی ، شایسته و بایسته است ، برای جلوگیری از ورود هرگونه صدمه و آسیبی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ، و حفظ حکومت جمهوری اسلامی که از دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ، حفظ جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است و  فرموده اند : « اهمیت حفظ جمهوری اسلامی از اهمیت حفظ نماز هم بیشتر است » به توصیه ها و منشورات آن آیت حق به حق پیوسته ، که در فواید پشتیبانی از ولایت فقیه و محور حاکمیت قرار دادن ولایت فقیه و حفاظت از جمهوری اسلامی فرموده اند ، جامة عمل بپوشانیم تا در مرحله اول ، به مملکتمان و این نظام ولایی و مقدس آسیبی نرسد و در ثانی بتوانیم ، در سایه سار رهنمود های پیامبر گونه مقام معظم رهبری  و تلالوهای خورشید بی غروب ولایت ، پلکان ترّقی در مسیر عدالت و پیشرفت و توسعه را ، یکی پس از دیگری طی کنیم و به سلامت ، قلة کمال و سعادتمندی را ظفرمندانه فتح و تصرف نمائیم .
عبارت بسیار شفاف و دقیقی که در صدر این نوشتار ، از حضرت امام ،ره، درباره سهل و آسان بودن فهم و درک جایگاه رفیع ولایت فقیه ذکر شد ، در چند سال اخیر چنان از طرف دشمنان قسم خورده ولایت فقیه در داخل و خارج از کشور ، از قوه به فعل درآمده و به آن ، جامه عمل پوشانده شده ، که گویا آنها از اولین کسانی بوده اند که ، به جایگاه واقعی ولایت فقیه و میزان وابستگی و دلدادگی ،ولایتمداران به این موهبت الهی معرفت پیدا نموده اند .
دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ، که در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دارند ، با همکاری نیروهای سرسپرده داخلی ، از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ، مطالعات و تحقیقات علمی و جاسوسی همه جانبه خود را ، در کالبد شکافی انقلاب اسلامی ، به منظور کشف راز بزرگ این انقلاب و رمز پیروزیهای پی درپی مردم انقلابی ایران و دسترسی به آن ، آغاز نمودند و چه هزینه های بسیار کلان و نجومی که ، در این راه بر ملتهای  بیچاره ودربند خود تحمیل ننمودند .
بالاخره پس از 33 سال تحقیق و تفحص و مطالعه و کارهای کارشناسی و تحمل شکست های مفتصحانه و صرف هزینه های آن چنانی ، خیلی دقیق و زلال و مستند ؛ به آنچه می خواستند و تعقیب می کردند رسیدند .
آری ، این دشمنان زبون ، به هر قیمتی که بود ، راز و رمز سلسله پیروزیهای انقلاب اسلامی ایران و عامل ضعف و ناتوانی و شکست های متوالی خود و اوضاع و احوال رقت بارشان ، در برابر اراده  فولادین ایرانیان غیرتمند را شناسایی و کشف نمودند .
دشمنان بزدل و توحید ستیز نظام مقدس جمهوری اسلامی ؛ بخوبی فهمیده اند که ، جایگاه ولایت فقیه ، برای امت مسلمان و ولایت مدار ایران اسلامی و میزان دلبستگی و وابستگی آنها به این خورشید بی غروب هدایت و سازندگی ؛ و همچنین ضرورت وجود این موهبت الهی در جامعه اسلامی ، به مثابه وجود شمس آسمان و تابش آفتاب بر گلهای آفتابگردان است .
به همین دلیل است که ، در چند سال اخیر ، تمام قد و با تمام قدرت و توان ، فقط در مقابل ولایت فقیه صف آرایی نموده و برای تضعیف و تخریب و حذف ولایت فقیه و خاموش نمودن این نور الهی در تلاش هستند و از شرق و غرب و جنوب و شمال و هوا و زمین به دولت ولایت مدار و مردم اندیشمند و عاشق ولایت فقیه هجوم آورده اند .
دشمنان ولایت فقیه ، بهتر از ما دوستداران و عاشقان ولایت ، فهمیده اند که ، پیشرفت و توسعه همه جانبه ایران اسلامی وشکوفائی عدالت اجتماعی ، فقط در سایه حاکمیت ولایت فقیه ممکن است ولاغیر ؛ لذا با تمام توان وقدرت ، برای جدا نمودن مردم ،  از این منبع فیاض و خیرات تلاش می کنند  .
ترسی که امروز دشمنان ما از انرژی ولایی مردم و ولایت مداری و ولایت فقیه دارند ،  نسبت به ترسی که ، از انرژی هسته ای و بم اتم دارند ، قابل قیاس نیست ، برای همین است که ، این روزها در مقابل انرژی هسته ای ، چراغ سبز نشان می دهند و می خواهند هسته ای بودن ایران را بپذیرند ، وبا آن کنار بیایند .
برادران وخواهران گرامی ! بدانید وآگاه باشید که ؛ استراتژی جدید دشمنان قسم خورده نظام ، این است که ، نه تنها ایران هسته ای را بپذیرند ، بلکه حمایت می کنند تا ایران در بحث  هسته ای  پیشرفت های خوبی داشته باشد .
چراکه به زعم وخیال باطل وشیطانی خود ، فکر می کنند ، با حمایت همه جانبه ، از جنبش دین ستیز موسوم به سبز ؛ و ولایت ستیزانی که این روزها ، طبق سناریوهای اسرائیلی وآمریکائی وانگلیسی ، برای خدا و قرآن ولایت در ایران ، خط و نشان کشیده اند ، بتوانند ولایت فقیه را ، از مردم و قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران بگیرند و نظام ولایی را سرنگون کنند و آن موقع است که ، می توانند ، دسترنج مهندسین ایرانی در جبهه انرژی هسته ای را کمال  و تمام تصاحب وتصرف وبه نفع خود وبنام خود ضبط وثبت نمایند .
البته چنین اوهام و خیال بافی هایی ، که در حال بدمستی و دنیاپرستی ، در افکار دین ستیزان داخلی و خارجی خطور کرده ، ناشی از عدم شناخت آنها ، نسبت به ملت بزرگ ولایتمدار ایران اسلامی وعدم معرفت آنها ، نسبت به، غیرت و تعصّب و عشق توحیدی که ، در تک تک عاشقان ولایت وجود دارد می باشد ، که تابحال همین عامل عدم شناخت مردم ایران ، شکست های سنگینی را برای آنها رقم زده ولی باز هم متنبه نشده اند .
بدون تردید ، چنین توطئه ها وفتنه هائی ، فقط در پرتو نور ولایت فقیه ، خنثی وبلا اثر خواهد شد ، برای اینکه ، ولایت فقیه ، مشعل یقین و نور چراغ دین و حجت خدا در زمین است ، و اگر غیر از او حاکم بر جامعه اسلامی باشد ، و یا حاکمیت ولایت فقیه ، محور قرار نگیرد جامعه سراسر دچار ظلمت و تاریکی خواهد شد ، و در چنین جامعه ای توسعه و پیشرفت و عدالت بی معنی است ، و هرکس از آن دم بزند لاف و گزافی بیش نخواهد بود .
حضرت آیت االله مصباح یزدی ، مدظله العالی ، او که برای انقلاب اسلامی مطهری ثانی است  ، می فرماید : ولایت فقیه ، محور حاکمیت اسلام و ضامن تحقق عدالت و پیشرفت جامعه است .
حضرت آیت الله نوری همدانی که از برجسته ترین ، مراجع تقلید جهان تشییع است ، در این زمینه می فرماید : ولایت فقیه ، محور حاکمیت اسلام است ، و عقب ماندگی مسلمانان در گذشته ، به دلیل تبدیل حکومت ولایی به سلطنتی بود .

http://www.up.mersad.org/uploads/13341597943.jpg

معظم له ، حاکمیت غیردینی را سبب انحرافات سیاسی و اجتماعی و فقر فرهنگی در جامعه دانسته و فرموده اند : حکومت های استبدادی و سلطنتی و غیرولایی ، در طول تاریخ مانع رشد و تعالی جوامع اسلامی شدند و تنها راه نجات تمسّک به ولایت است .
آری ، باب ولایت فقیه ، تنها راه برون رفت از بحران های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نظامی و اقتصادی ، و مفتاح توسعه و پیشرفت ، و بستر عدالت و رمز موفقیت و کلید قبولی دعاها و پناهگاهی ، در مقابل فتنه سازی و شبهه پراکنی ها ی دشمنان است .
بنابراین توسعة همه جانبه و عزّت و اقتدار و امنیّت پایدار ایران و ایرانی ، فقط در سایه سار ولایت فقیه و ولایت مداری مردم امکان پذیر است .
آنچه ما در خصوص تضمین پیشرفت و توسعه همه جانبه و عدالت محوری ، در سایه سار ولایت فقیه و با محور قرار دادن احکام الهی در مکتب اسلام ناب محمدی (ص) بیان نمودیم ، پیش گویی و پیش داوری وتبلیغ وکار سیاسی نیست ؛ بلکه با ملاحظه ومقایسه کارنامه سی وسه ساله انقلاب اسلامی ؛ با سی وسه سال مشابه در رژیم دست نشانده وسلطنتی منفور پهلوی ، چنین اطمینانی حاصل شده است .
البته ناگفته نماند ، که توسعه و پیشرفت و شکوفایی عدالت در تمامی زمینه ها ؛ با شعار بدست نمی آید ، تا زمانی که طبق رهنمودهای مقام عظمای ولایت و با جلب نظر کارشناسان علمی و خبره ، برنامه جامع و قابل اجرایی تهیه و ارائه نشود ، و بعنوان نقشه راه و چراغ راهنما در اختیار دولت گذاشته نشود ، آنچه انتظار است تحصیل نخواهد شد .
وقتی ملت بزرگ ایران در پرتو نیروی ایمان و ولایتمداری و اطاعت از ولایت ، موفق شدند ، رژیم ستم شاهی پهلوی را سرنگون و انقلاب اسلامی را خلق نمایند و در واقعة دفاع مقدس ، موفق شدند تمام ارتش های دنیا را شکست دهند ، و ایرانی که از ساخت آفتابه ولگن ، عاجز و ناتوان بود ، را به عضویت باشگاه هوا فضا در بیاورند ، که قصد تسخیر وسفر به فضا را دارد و در ماجرای سلولهای بنیادی ومسئله شبیه سازی ، به آن پیشرفتهای چشمگیر وبی سابقه علمی وعملی برساند و ایران را به یک قدرت مطلق هسته ای تبدیل نماید و از نظر تجهیزات وتسلیحات نظامی به تمام معنی خود کفائی کامل برساند ، چرا باید از ادامه راه و پیروزیهای بعدی تردید داشت ؟

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/1/30:: 11:37 صبح     |     () نظر