سفارش تبلیغ
صبا
این دانش دین است، پس نیک بنگرید که از چه کسی دین خود رامی گیرید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س
پیوندها
فرصت ها
اکبر پایندان
هواداران همای پرواز
لحظه های آبی
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
نغمه ی عاشقی
گل باغ آشنایی
حبیبی حسین
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
سرچشمـه فصـاحت و بلاغت
هم نفس
منتظر ظهور
آسمون آبی چهاربرج
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
امامزاده میر عبداله بزناباد
بـــــــــاغ آرزوهــــــــــا = Garden of Dreams
بهارانه
صراط مستقیم
برترین لحظه ها
نگارستان خیال
شقایقهای کالپوش
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
هیئت بیت العباس (ع) روستای المشیر
*تنهایی من*
مقبلی جیرفتی
کلبه بصیرت
طراوت باران
تنهایی......!!!!!!
کربلا
عشق مشعلدار
سارا احمدی
فانوس عشق
.: شهر عشق :.
پیامنمای جامع
upturn یعنی تغییر مطلوب
دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
در سایه سار ولایت
شهادت به روز
بنده ی ناچیز خدا
سلام آقاجان
بندیر
محمدمبین احسانی نیا
مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
*bad boy*
سرزمین رویا
گوناگون
فرمانده آسمانی من
پرستاری 91
مرام و معرفت
جاده خاکی عشق
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
سربازی در مسیر
دل شکســــته
♥ღ تنــــهایــــی من ღ♥
دل نوشته
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
من و اریکان
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تبیان
عشق
قــلــب هــای آبــی انــاری
ترخون
زیبا ترین وبلاگ
علمدار بصیر
مشکات نور الله
در آغوش خدا
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
پسران علوی - دختران فاطمی
sajadb.tk
تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
مردود
profosor
دهکده کوچک ما
گروه اینترنتی جرقه داتکو
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
دختر و پسرای ایرونی
متین
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
*(: دنـیــــای مـــــــن :) *
آتیه سازان اهواز
دهکده علم و فناوری
شادِ شاد
کشکول
چی کار؟
عشق پاک
دوستانه
باران نامه
« « عاشقی » »
شخصی
نمی دونم بخدا موندم
کشاورزی نوین
تینا!!!!
باکری میاندوآب
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
محبین
یک عاشقانه ی ساده برای من......
::₪ °اینجا همه چی در همه° ₪ ::
خنده بازار 2
دخت خورشید
به رنگ آبی
عـــــــــــاشــــــــقانــــــــــــه هــا
دلو بزن به دریا
عشـ۩ـق یـ۩ـعنی یـ۩ـه پــ۩ـلاک......
بهار عشق
دل شکسته
*(حرفهای نگفته)*
حرفهایی ازجنس بهشت
تجربه های مربی کوچک
آخرین اخبار شرکت های مربوط به موبایل
شادی ، تفریح ، پیامک
تینا
♥ღردپای عشق♥ღ
Chamran University Accounting Association
مقاله های تربیتی
عزیز دل
به نام خالق عشق
فــردا
سکوت عاری از صداست.
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
vagte raftan
*...بانو...*
مسعود رضانژاد فهادان
از یک انسان
جک
کمپین حمایت از باقری لنکرانی
فــــــــــــــــــــ ر یـــــــــــ ا د
صداقت
جوجو
بازی
چیزهای جالب
جالب انگیزناک
آسمان آبی
نوجوونی از خودتون
اتاق دلتنگی
سه ثانیه سکوت
هزاره
جوک و خنده
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
sindrela
آشنای غریب
آخرین منجی
شخصی
عشق بی انتها
من هیچم
حدائق ذات بهجة
پسران جوان
والفجر8
کافه ترانزیــــــــت
____نازیانه_____
معماری نوین
شهدای کوهسرخ(مکی)
کد تقلب کرک و ترینر بازی ها
حکمت
عاشقانه
کلاه بافتنی
bakhtiyari20
بروزترین ها
دنیای آسان

 

20 ویژگی قرآنی برای حضرت فاطمه (س)

ابن عباس می گوید: از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه اش را بپذیرد.

قرآن مجید که کلام راستین خداست و در نهایت اتقان و درستی قرار دارد، بی هیچ شک و شائبه ای بازگوکننده حقایقی است که ذهن بشری از نیل به بسیاری از آنها، عاجز و ناتوان است.

فاطمه زهرا (ع) حقیقتی بی مانند دارد که جز در سایه سار قرآن و کلام معصومان نمی توان بدان دست یافت.

بدین لحاظ، در این مجال به بررسی برخی از آیات قرآن و بیان پاره ای از این حقایق می پردازیم.

1.خانه فاطمه (ع) جلوه گاه نور هدایت الهی

قرآن کریم، خداوند را نور آسمان ها و زمین می خواند و تصریح می کند که او هر فردی را که بخواهد، به نور خویش هدایت می کند. در ادامه می فرماید: «[این نور هدایت] در خانه هایی است که خداوند اذن فرموده است رفعت بیابند؛ خانه هایی که نام خدا در آنها ذکر می شود و مردانی که تجارت و معامله، آنان را از یاد الهی غافل نمی کند و می ترسند از روزی که در آن، دل ها و چشم ها زیر و رو می شود، صبح و شام در آنها، تسبیح او می گویند.»(1)

هنگامی که پیامبر خدا (ص) آیات مذکور را تلاوت کرد، یکی از اطرافیان حضرت پرسید: یا رسول الله! این خانه ها کدام خانه هایند؟ فرمود: «خانه های انبیا». ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول الله! آیا خانه فاطمه و علی از مصادیق این آیه است؟ پاسخ شنید: «آری، از برترین مصادیق آن است.»(2)

2. مشکات الهی

قرآن برای تبیین و معرفی نور خداوند، مثالی ذکر می کند: «مثل نور خداوند، مثل چراغدانی است که درون آن، چراغی گذارده باشند...»(3). راوی می گوید: از امام (ع) درباره این کلام الهی پرسیدم. فرمود: «آن چراغدان، فاطمه(ع) است و آن چراغ، امام حسن (ع) و آن زجاجه (فانوس یا حباب شفاف)، امام حسین (ع) است.»(4) این بیان در حقیقت اشاره به جایگاه والا و متعالی فاطمه (ع) و فرزندانش در عالم تکوین و هدایت بشر دارد.

3. ستاره فروزان

امام(ع)، ذیل این آیه قرآن که می فرماید: «ستاره ای درخشنده چون مروارید» (5)، فرمود: «فاطمه ستاره درخشان و فروزانی از میان جمله زنان عالم است.»(6)

4. انسان بزرگ الهی

امام باقر(ع) درباره آیه «همانا آن از مسائل مهم است(و) هشدار و انذاری است برای همه انسان ها» (7) فرمود: «یعنی فاطمه» (8). واژه «کُبَر» جمع «کبری» و تأنیث اکبر است بنابراین، آیه مذکور چنین معنا می شود: «فاطمه زهرا(ع) یکی از بزرگان است» (9).

در بیانی کوتاه می توان گفت: این تفسیر، عظمت معنوی آن بانوی بزرگوار اسلام را بازگو می کند که در اثر آراسته شدن وی به سجایا و کمالات الهی برایش حاصل گشته است.

5. دریای فضیلت

ذیل این آیه که می فرماید: «(خداوند) دو دریا را در کنار یکدیگر قرار داد؛ در حالی که با هم تماس دارند. در میان آن دو، برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند.»(10)، از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «علی و فاطمه، آن دو بحر عمیقی اند که هیچ یک را بر دیگری برتری نیست. بین آن دو، واسطه ای است که همان رسول خداست و محصول این بحر عمیق، لؤلؤ و مرجان است که آن دو، حسن و حسین هستند.»(11)

ثعلبی در تفسیر خود، از سفیان ثوری نقل می کند: «مرج البحرین یلتقیان» یعنی فاطمه و علی و منظور از «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» حسن و حسین و مراد از «بینهما برزخ» رسول خداست.»(12) ابوسعید خدری نیز آیات یاد شده را همین سان تبیین و تفسیر می کند. (13)

6. کوثر رسول الله(ص)

حضرت خدیجه برای پیامبر(ص) فرزند پسری به دنیا آورده بود که عبدالله نام گرفت، اما پس از مدتی از دنیا رفت. روزی از روزها، یکی از سران مشرکان به نام عاص بن وائل، پیامبر(ص) را هنگام خروج از مسجدالحرام ملاقات کرد و با وی به گفتگو پرداخت.

گروهی از سران قریش که این گفتگو را دیده بودند به محض ورود عاص بن وائل به مسجد از او پرسیدند: با چه کسی گفتگو می کردی؟ گفت: با آن «ابتر» (14)! خداوند در حمایت از پیامبر(ص) خویش، سوره کوثر را نازل کرد و فرمود: «(ای پیامبر(ص))! ما به تو کوثر(خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن و بدان که دشمن تو قطعاً بریده نسل و دم بریده خواهد بود.»(15)

مفسران کلام الهی، «کوثر» را خیر و برکت بسیار معنا کرده و گفته اند: «مقصود از آن، فراوانی نسل و ذریه پیامبر(ص) است و این معنا از طریق فرزندان فاطمه(ع) محقق شده است؛ به گونه ای که عدد ذریه او از شمارش خارج است و این روند تا روز قیامت تداوم دارد.»(16).

بسیاری از بزرگان علمای شیعه، وجود مبارک فاطمه زهرا(س) را روشن ترین مصداق کوثر قلمداد کرده اند؛ زیرا شأن نزول آیه، بیانگر این است که بت پرستان مکه، پیامبر(ص) را متهم به مقطوع النسل بودن می کردند و قرآن ضمن نفی گفتار آنان، به پیامبر(ص) می فرماید: «ما به تو کوثر عطا کردیم.» از این تعبیر چنین برداشت می شود که این خیر کثیر(کوثر)، همان فاطمه زهرا (ع) است. (17)

7. شاخه ای از شجره الهی

خدای متعال کلمه طیبه را به شجره طیبه ای مانند می کند و می فرماید: «آیا ندیدی که خداوند چه سان مثل زده؟ کلمه طیبه(سخن و ایمان پاک) همانند درختی پاک است که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است.»(18) یکی از یاران امام باقر(ع) نقل می کند: خدمت آن حضرت رسیدم و درباره آیه یاد شده پرسیدم.

حضرت (ع) پاسخ داد: «آن درخت(شجره طیبه)، محمد مصطفی (ص) است. تنه آن درخت، امیرمؤمنان علی(ع)، میوه آن، امام حسن و امام حسین(ع)، شاخه اصلی آن فاطمه(ع) است و شاخه های کوچک آن، ائمه اطهار از فرزندان فاطمه(ع)، و برگ های این درخت، شیعیان و دوستداران ما اهل بیت اند.»(19)

8. حقیقت شب قدر

امام صادق(ع) درباره آیات نخستین سوره قدر (20) فرمود: «لیله(مقصود حقیقی از آن شب)، فاطمه است و قدر، خداوند است بنابراین هرکس فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست، بشناسد، شب قدر را درک کرده است و حقیقت این است که فاطمه (ع) فاطمه نامیده شد، چون خلایق از شناختش ناتوان گشتند. (21)

9. فاطمه(ع)، صراط مستقیم الهی

حداقل 10 مرتبه در نمازهای شبانه روز، از خدای بزرگ می خواهیم که ما را به «صراط مستقیم» هدایت و راهنمایی کند.

پیامبر(ص) عظیم الشأن اسلام در تفسیر صراط مستقیم می فرماید: «همانا خداوند، علی(ع) و همسرش و فرزندانش را حجت خویش بر خلق خود قرار داده است و آنها دروازه های علم در امت من اند. هرکه به سوی آنان رهنمون شود، به صراط مستقیم هدایت گشته است.»(22)

10. ایمان به فاطمه (ع)، شرط هدایت

امام باقر(ع) در تفسیر آیه 136 و 137 سوره بقره می فرماید: «از آیه «آمنا بالله و ما انزل الینا»، علی، حسن، حسین و فاطمه اراده گشته و این حکم، بر امامان پس از ایشان نیز جاری است» و نیز فرمود: «فان آمنوا» یعنی: مردم. «بمثل ما آمنتم به» یعنی: به علی، فاطمه، حسن، حسین (ع) و ائمه پس از آنان. «فقد اهتدوا و ان تولوا فانما هم فی شقاق» (23).

11. پذیرش توبه با توسل به فاطمه(ع)

قرآن کریم می فرماید: وقتی حضرت آدم(ع) و همسرش حوا (ع) به رغم نهی الهی، از میوه درخت ممنوعه تناول کردند، به سبب تخلف از دستور الهی از بهشت اخراج شدند و به زمین هبوط کردند. «سپس آدم از سوی پروردگارش کلماتی دریافت کرد(و با آن کلمات توبه کرد) و به درستی که خداوند، توبه پذیر و مهربان است.»(24)

ابن عباس می گوید: از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه اش را بپذیرد. خداوند نیز پذیرفت.»(25)

12. صالح درگاه الهی

قرآن کسانی را که فرمان بردار خدا و رسول وی اند، به هم نشینی با آنانی وعده می دهد که از نعمت های بی پایان و ابدی الهی بهره مندند. (26) انس بن مالک می گوید: یک روز صبح، پس از آنکه نماز صبح را با پیامبر(ص) به جای آوردیم، به آن حضرت عرض کردم: یا رسول الله! آیا این سخن خدای را برایمان تفسیر می کنی که می فرماید: «و کسی که خدا و پیامبر(ص) را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) هم نشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، و آنها رفیقان خوبی اند.»(27)

فرمود: مقصود از «پیامبران» منم. منظور از «صدیقان» برادرم علی (ع) است. مقصود از «شهدا» عمویم حمزه است و مقصود از «صالحان» نیز دخترم فاطمه(ع) و دو فرزندش (حسن و حسین(ع)) اند. (28)

13. مقرب الهی و ناظر اعمال نیکان

خدای متعال در کتاب آسمانی خویش هنگام خبردادن از مواهب عظیم و نعمت های روح پرور بهشت برای نیکوکاران می فرماید: «نامه اعمال ابرار و نیکان در علیین است و تو چه می دانی که علیین چیست!؟ نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی است قطعی که مقربان(خاصان و برگزیدگان درگاه الهی) شاهد آن اند.»(29)

امام باقر(ع) در تفسیر این کلام الهی می فرماید: منظور از آن «مقربان» پیامبرخدا(ص)، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) است. (30) بنابراین فاطمه (ع) یکی از مقربان و خاصان درگاه الهی است و شاهد و ناظر بر نامه اعمال نیکان در روز رستاخیز خواهد بود.

14. فاطمه(ع)، مبرا از هر ناپاکی

آیه تطهیر در خانه ام سلمه بر پیامبر(ص) فرستاده شد: «خداوند می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد» (31). علت نزول آن نیز چنین است که پیامبر(ص) خدا امیرمؤمنان علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) را فراخواند. عبایی را روی آنها کشید و وقتی هر پنج نفر زیر عبا قرار گرفتند، فرمود: «بار خدایا! اینان اهل بیت من اند. پس آلودگی و ناپاکی را از ایشان دور ساز و پاک و پاکیزه بگردانشان».(32)

زمخشری می نویسد: رسول خدا(ص) عبای پشمینه سیاه رنگی بر دوش داشت. وقتی امام حسن(ع) به محضرش شرفیاب شد، پیامبر(ص) وی را به زیر عبای خود فراخواند. پس از مدتی امام حسین (ع) آمد، او را نیز بدانجا فراخواند. پس از وی فاطمه(ع) و سپس امیرمؤمنان (ع) آمد و به زیر عبای رسول الله (ص) رفتند. پس از آن، پیامبر(ص) فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت...»(33)

ابوسعید خدری تصریح می کند: این آیه در شأن پیامبر(ص) خدا، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است. (34) ام سلمه نیز بدین مطلب تصریح دارد. (35) ابن حجر هیثمی نیز اذعان می کند که اکثر مفسران بر این عقیده اند که آیه تطهیر در شأن علی، فاطمه و حسن و حسین (ع) نازل شده است. (36)

15. فاطمه (ع)، بهترین الگو

خداوند به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «خانواده ات را به نماز فرمان بده و بر آن پایدار باش.»(37) در این زمینه می نویسند: از زمانی که این آیه نازل شد، پیامبر(ص) خدا پیوسته، هنگام نماز، بر در خانه علی و فاطمه(ع) حاضر می شد و می فرمود: «خداوند، شما را رحمت کند؛ هنگام نماز است. به درستی جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت دور کند. (38)»(39).

پیامبر خدا (ص) با عبارات «خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند»، به همگان فهماند که آیه تطهیر، در شأن اهل بیت است و علت دعوت به نماز، بی تفاوتی علی و فاطمه (ع) به عبادت نیست، بلکه از باب الگودهی به مسلمانان است و آن دو بزرگوار، مبرا از هر قصور و تقصیری در اجرای دستورهای الهی اند. برخی از اصحاب در این رابطه نقل می کنند: پیامبر(ص) نه ماه پی در پی این کار را انجام داد. (40)

16. پاداش بیکران برای فاطمه(ع)

صادق آل محمد(ع) نقل می کند: رسول خدا(ص) وارد خانه فاطمه(ع) شد؛ در حالی که فاطمه لباس خشنی از پشم شتر بر تن داشت، با یک دست، آسیاب می کرد و با دست دیگر، کودکش را شیر می داد. با مشاهده این وضعیت، اشک از چشمان پیامبر(ص) سرازیر شد. فرمود: «دخترم! تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن؛ زیرا خداوند این آیه را بر من نازل کرده است: به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی(41).»(42)

17. سربلند از امتحان الهی

عبدالله بن مسعود در تفسیر این آیه که می فرماید: «امروز آنها را به سبب صبر و استقامتشان پاداش بخشیدم؛ آنها پیروز و رستگارند» (43)، می گوید: یعنی امروز به سبب اینکه علی بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسین(ع) بر طاعت، گرسنگی، فقر، و امتحانات الهی در دنیا صبر پیشه کردند، بهشت را بدانان پاداش دادم و به درستی که آنها رستگار و سربلند از حساب و کتاب الهی هستند. (44)

18. اسوه ایثار و اخلاص

امام حسن و امام حسین(ع) در خردسالی بیمار شدند. رسول الله(ع) همراه جمعی از یاران خویش به عیادت آنها آمدند سپس به علی(ع) فرمودند: ای اباالحسن! خوب است برای شفای دو فرزند خویش، نذری کنی. از این رو، علی(ع)، فاطمه(ع) و فضه خادمه، هر سه نذر کردند که در صورت شفای این دو کودک، سه روز «روزه» بگیرند... در پایان داستان ایثار و فداکاری اهل بیت (ع) آمده است که فرشته وحی الهی نازل شد و فرمود: ای محمد! خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید. سپس، سوره «هل اتی» را بر او خواند. (45) خداوند در این سوره، سه صفت آشکار و برجسته این خانواده را- که فاطمه(ع) نیز یکی از آنان است- متذکر می شود که عبارت است از :1. وفای به نذر: «به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، بیمناک اند» (46)؛ 2. ایثار: «و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند»؛ (47) 3. اخلاص: «ما، شما را فقط به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم».(48)

19. برترین زن مسلمان

هنگامی که پیامبر(ص) با مسیحیان نجران درباره مسیحیت و نفی الوهیت حضرت عیسی(ع) گفتگو می کرد و آنان با وجود استدلال آن حضرت، سخن او را نپذیرفتند، خداوند به پیامبر(ص) خویش دستور داد با آنها «مباهله» کند. آن حضرت در حالی که برای مباهله حضور یافت که حسین(ع) را در آغوش داشت و دست حسن(ع) را گرفته بود و فاطمه (ع) پشت سرش می آمد و علی هم پشت سر فاطمه(ع) قرار گرفته بود.

پیامبر(ص) به اهل بیت خود فرمود: «وقتی دعا کردم، آمین بگویید» اما اسقف نجران با دیدن آن چهره های پرجاذبه الهی گفت: اگر آنان از خدا بخواهند کوه را از جایش برکند، می کند، مباهله نکنید که هلاک می شویم و بر روی زمین یک نصرانی تا روز قیامت باقی نمی ماند. بنابراین، آنان مباهله نکردند و خواستند بر دین خود باقی بمانند و در نهایت، با آن حضرت توافق کردند که جزیه بپردازند. (49)

این واقعه زمانی بود که خداوند فرمود: «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز هم) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا بر دروغگویان قرار دهیم.»(50) ابن عباس در تفسیر این آیه می گوید: منظور پیامبر(ص) از فرزندان ما، حسن و حسین، مقصود از زنان ما، فاطمه و منظور از نفوس ما، شخص پیامبر(ص) و علی است. (51) ابوسعید خدری نیز می گوید: زمانی که این آیه نازل شد، رسول الله، علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و فرمود: «بارخدایا! اینها اهل من اند.»(52) درواقع، تعبیر «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» درباره این چهار معصوم، بیانگر برتری و فضیلت آنان بر سایرین است؛ زیرا پیامبر(ص) از میان همگان، فقط آن چهار نفر را برگزید.

20. محبت کوثر، مزد رسالت

خداوند خطاب به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «بگو هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکان را» (53). این آیه، مودت و محبت نسبت به نزدیکان پیامبر(ص) را به عنوان اجر و مزد رسالت پیغمبر(ص) معرفی می کند و آن را از امت مسلمان می خواهد. ابن عباس روایت می کند: وقتی این آیه نازل شد، به پیامبر(ص) عرض کردند: «یا رسول الله! آنانی که محبت و مودت آنها بر ما واجب شده است، چه کسانی اند؟» فرمود: «علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)»(54).

پی نوشت ها

1. «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال...»نور/36 و 37.

2. الکشف و البیان(تفسیر ثعلبی)، تحقیق: ابومحمد ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ1، 1422ق، ج7، ص 107.

3. «مثل نوره کمشکاة فیها مصباحٌ...»نور/35.

4. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ابن مغازلی، بیروت، دارالاضواء، چ3، 1424ق، ص 263، ح361.

5. «کانها کوکبٌ درّی».نور/35.

6. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 263، ح 361.

7. «إنها لاحدی الکبر نذیراً للبشر».مدثر/ 35 و 36.

8. تفسیر نورالثقلین، عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ4، 1412ق، ص 458، ح22.

9. همان.

10. «مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان». الرحمن/ 19 و 20.

11. ینابیع الموده، سلیمان قندوزی، تحقیق: علاء الدین اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ1، 1418ق، ج1، ص 139.

12. الکشف و البیان، ج9، ص 182.

13. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 277، ح390.

14. «مشرکان مکه، پیامبر(ص) را پس از وفات پسرانش از روی طعنه «ابتر» صدا می زدند؛ چون فرزند پسری نداشت.»

15. «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».کوثر/1-3.

16. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1415ق، ج10، ص 458-460.

17. برگزیده تفسیر نمونه، احمد علی بابایی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ6، 1379ش، ج5، ص 599-560.

18. «الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء». ابراهیم/ 24.

19. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، تحقیق: محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ1، 1393ق، ج1، ص 311.

20. «انا انزلناه فی لیله القدر».قدر/1.

21. تفسیر فرات کوفی، تحقیق: محمد الکاظم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1416ق، ص 581 و 582، رقم 747؛ بحارالانوار، تحقیق: محمود دریاب، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ1، 1421ق، ج18، ص 52.

22. شواهد التنزیل، ج1، ص 58، ح 89.

23. التفسیر للعیاشی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسه البعثه؛ قم، بنیاد بعثت، چ1، 1421ق، ج1، ص 159، رقم 212/ 111.

24. «فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم» بقره/37.

25. ینابیع الموده، ج1، ص 112؛ الطرائف، سید بن طاووس، قم، نشر خیام، چ 1371ق، ص 112، ح 166؛ الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دارالفکر، 1414ق، ج1، ص 19.

26. «و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا». نساء/69.

27. همان.

28. بحارالانوار، ج10، ص 361.

29. «ان کتاب الابرار لفی علییین و ما ادریک ما علییون کتاب مرقوم یشهده المقربون». مطففین/18-21.

30. بحارالانوار، ج10، ص 361.

31.احزاب/ 33.

32. ینابیع الموده، ج1، ص 125.

33. الکشاف، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ2، 1421ق، ج1، ص 396.

34. الکشف و البیان، ج8، ص 42؛ ینابیع الموده، ج1، ص 127؛ شواهد التنزیل، ج1، ص 25، ح 661؛ ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، 1356ق، ص 24؛ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، چ1، 1400ق، ج2، ص 10، ح356؛ جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، محمد بن جریر طبری، تحقیق: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، 1415ق، ج22، ص 9، ح 21727.

35. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 254، حدیث 345؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، چ1، 1415ق، ج8، ص 265؛ اسد الغابه، بیروت، دارالفکر، چ1، 1419ق، ج6، ص 225.

36. الصواعق المحرقه، تحقیق، عبدالوهاب عبداللطیف، مکتبة القاهره، چ2، 1385ق، ص 143.

37. «وامر اهلک بالصلاة و اصطبر علیها». طه/132.

38. «الصلاة رحمکم الله «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت».

39. شواهد التنزیل، ج1، ص 381، ح 526.

40. الکشف و البیان، ج8، ص 42.

41. «و لسوف یعطیک ربک فترضی». ضحی/5.

42. مجمع البیان، ج10، ص 382؛ الکشف و البیان، ج10، ص 225؛ موفق؛ مقتل الحسین خوارزمی، ابن احمد مکی، تحقیق: محمد سماوی، قم، انوارالهدی، چ1، 1418ق، ج1، ص 105، ح34.

43. «انی جزیتهم الیوم بما صبروا انهم هم الفائزون».مؤمنون/ 111.

44. شواهد التنزیل، ج1، ص 408، ح 665.

45. الکشاف، ج4، ص 670 و 671؛ التفسیر للعیاشی، ج3، ص 163-165؛ الکشف و البیان، ج10، ص 99-101؛ مجمع البیان، ج10، ص 209 و 210؛ شواهد التنزیل، ج2، ص 300-302، ح 1042؛ تذکرة الخواص، ابن جوزی، بیروت، مؤسسه اهل البیت، 1401ق، ص 281-283؛ ینابیع الموده، ج1، ص 108 و 109.

46. «یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً».انسان/ 7.

47. «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا». انسان/ 8.

48. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا». انسان/ 9.

49. ر. ک: الکشاف، ج1، ص 396 و 397؛ الکشف و البیان، ج3، ص 85 و 86.

50. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین». آل عمران/61.

51. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 264، ح 362؛ شواهد التنزیل، ج1، ص 142، ح 194.

52. «اللهم هؤلاء اهلی»، ذخائر العقبی، احمد بن عبدالله طبری، ص 25.

53. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی». شوری/ 23.

54. ینابیع المودة، ج1، ص 124؛ الطرائف، ص 112، ح 167؛ الکشف و البیان، ج8، ص 310؛ مجمع البیان، ج9، ص 48؛ مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص 258، ح 352؛ فرائد السمطین، ج2، ص 13، ح 359؛ بحارالانوار، ج10، ص 196.(مهر)


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/12/14:: 9:7 صبح     |     () نظر
داش علیرضا دلت زیاد بر ای این منادیان عفاف ولی در عمل منکرین حد الهی نسوزه روزی میرسد همین ها ما را گوشه دیوار به عنوان حربی می گذارند و تیرباران می کنند ما را متحرج ما را وحشی ما را غیر نواندیش ووو می نامند باید جلوی کسی که به عمد و برای جنگ با ارمانهای اسلام در نرویج بی دینی و بی حجابی است بجنگیم به انجا هم خیلی خوب رسیدیم دادشی چه نخواهی ببینی و چه ببینی و نخوای باور کن - شما (ویرایش | حذف)

 

شما برادر عبدلی سرباز فرزانه ای برای رهبری هستید خدا توفیقات شما را افزون و درکنارش به عمر با عزت رهبر عزیزمون بی افزاید انشاالله - شما (ویرایش | حذف) اینگونه شهادت لیاقت می خواهد داداش علیرضا ما چگونه می توانیم اینگونه شهید بشویم بااینکه شعارمان این است که ما هنوز به دان حد نرسیدیم - شما (ویرایش | حذف) ما فعلا به اون مرحله نرسیدیم لطفا حکم صادر نکنید - شما (ویرایش | حذف) - شما (ویرایش | حذف) - شما (ویرایش | حذف)

 

داداش مرا ببخش که ناراحتت کردم مرا ببخش درد دلت را باز کردم چون قصدت از بیان گفتارت را می دانم جای خالی برای بیان حقت گذاشتم من متحجر نیستم زور گرا هم نیستم اعتقادم این است ما از سد تحمل و مدارا خیلی وقت است گذاشتیم ولی دشمن کاری با ما کرده که دیده را نادیده نادیده را دیده انگاریم و اینگونه ضرب نهایی و نابودی را توسط خود ما بر ما غالب کند اخوی به خودت بیا نگفتم باتوم بگیر برو تو خیابون فقط غیرتت - - شما (ویرایش | حذف)

 

و دوباره ماخذه کن و ازش بخواه بهترین راه را برای مقابله با بدترین هایی که دشمن خوابش را برای ما دیده خودت را آماده کردی انشاالله الان از خط قرمزها گذشتیم فقط چشت به رخ و زبان رهبرمون باشه که لحظه جهاد وئ شهادت خیلی بیشتر از اونچه فکرش کردی نزدیکه و شاید هم گفته و در لابه لای باید و نشایدها و کرده و ناکرده هامون مدفون و استغفرالله فر اموش شده آقا جز را می گند شما باید جمله را بگیری بشنو از نی چون ح - شما (ویرایش | حذف)

 

حکایت می کند و از جدایی ها.....آری اخوی مسلمان و دین اسلام از خشونت متنفر است ولی از بی غیرتی و استیصال و سوار دشمن بر مسلمان بیشتر متضرر و نالان است نزار دینت را با نقاشی های قشنگ و جملات شریعتی گون که نماز را چه بخونی چه ساندویجش را بخوری دین برایت تعبیر کنند نگذاری مطهری ها را متهجر و شریعتی ها را نواندیش و راستگو برایت قلمداد کنند شهادت را مال عهد قدیم و عمر بیش از حد قابل را عهد جدیدش تعبیر ک - شما (ویرایش | حذف)

 

کنند داداش علیرضا تو اولین حیدری هستی که سردار تنها را یاری کردی نگذار راه حیدری را جای حیدری را بعد از شهادت در جلوی در بهشت زهرا اگر قرار بران شده بود ببرند و در فلان کازینو ویا فلان مقبره نواندیشان جای کنند ولایتمداری تنها یک جمله زیبا و ارزشی تنها نیست یک باور مطلق و یک ارزش لاتمام است که هر گوشه اش روایتی از عاشقی های همین شهدایست که در لحظه ای که سنگ لحد برسرش می نهی به تو لبخند می زند - - شما (ویرایش | حذف)

 

و بیمی از نکیر و منکر ندارد چون زینب س را حسین س علی س ولایت را پیش از شب پیش از انکه برسرش حاظر و اماده سوال جواب شود ولایت را بر بالین خود دیده که پیش از غروب برای بردنش به بهشت امده اند و خود به جای اوئ پاسخ گوی نکیر و منکرند با اینکه شاید نواندیشان این حافظ حرم معصومین را به دلیل کلاشی که بر دست دارد نتحجر و تند رو کهنه اندیش نامیده باشند و یا اینکه بگویند هنوز به انجا ی مطلب نرسیدیم اخوی - - شما (ویرایش | حذف)

 

حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟» - .:سلمان فارسی:.

 

داداش کیوان خیلی مهربان هستی // ممنون حاجی - ||علیرضا خان||

 

مخلصتم داداشی ولی من کوچکتر از انم که به شما مبلغ پیامی باشم ولی چون داداشیمی و حیدری بهت می گم دزد اگر به خانه ای بزنه صاحب خانه را بیچاره کرده منافق اگر خیانت کنه خودش رو نابود کرد ه زنا کار اگر زنا کند دنیا و اخرت خویش را تباه کرده می دونم بی نقص خداست و همه ما نه یک عیب هزار عیب حال و نهان داریم ولی اخوی زن بی حجاب چه می کند - شما (ویرایش | حذف)

 

جامعه را به فساد می کشد جوانان و رادمردان را وسوسه شیطنت شیاطین که زنهای بی حجابی که از روی قصد و به خواسته جلب توجه ملت دست به این نوع پوششها می کنند فرق می کنند با خواهری که از روی سادگی و کم تقوایی و عدم اعلام و خواست حجاب از سوی خانواده به حجابش تئجه نمی کند و کوتاهی می کند او یعنی زاده شیطان را مثل جمارات باید سنگ زد و از خود دور کرد چون آمده دین و تقوای ما را ببرد - شما (ویرایش | حذف)

 

آمده اصول دین عقاید و اساس حکومت ما را با الگو پذیری مجدانه و از روی فهم و عمد به تبعیت از خواست دشمنان که امروز در اینترنت ار ار و ماما زیاد می کنند تبعیت تا نظام اسلامی و ولایت محور ما را لا چالشی آنهم چاله ای که اصول انقلاب و ولایت را تشکیل می دهد ضعیف کنند تا به خیال خام و احمقانه خویش حکومت ما را در مقابل کشف حجاب و تقلیدهای غربی و نشان دادن نحوه فرهنگ لباس پوشیدن غربی زنان مومنه ما را به سخر - شما (ویرایش | حذف)

 

سخره بگیرند اینجا حساب انهایی یکه از روی نادانی و عدم فرهنگ خانوادگی به تبعیت از فرهنگ غرب برامده اند سخن شما مقبول انها نیاز به راهنمایی و نشان دادن رفعت و دین اسلام با همه مراعات و حفاظتهایش از زنان او را اگاه کرد باید به او رفعت و حجاب را نشان و به او تبیین کنیم که حجاب نه اینکه محدودیت برای زنان ما نیست بلکه رحمت و برکات هم برای انان دربردارد این امر به معروف و نهی از منکر - شما (ویرایش | حذف)

 

ولی جاییست که شخص شمشیر از رو بسته و قصد بردن اسباب و شرف خانه کرده اینجا اصول دین بیان کردن خطاست و فرستیست برای به ثمر نشاندن خواسته هایی که در ذهن دشمن است باید فی الفور سر از تن این دشمن جدا کرد تا خانه امن از دشمن به قصد بردن خانه کرده است ما دین رفعتیم از دشمنی بی زاریم و از مظلوم و یتیم به حکم ولایت سعی در محبت انجام وظیفه داریم - شما (ویرایش | حذف)

 

ولی دشمن به دنبال نصیحت نیست به دنبال روشن شدن هم نیست ذهن او وجود او مملو از نفرت است زنی که از روی عمد و به خواهش دشمنان اسراییلی و غربی قصد اسیب رسانی به فرهنگ و زنان مومنه ما دارد و به چیزی فکر نمی کند جز نابودی و از ریشه برکردن اسلام هدفی ندارد حال به او به گو خواهر حجابت را حفظ کن انتظار چه پاسخی از چنین دشمنی که از برای ریشه به تیشه زدن امده داری؟ - شما (ویرایش | حذف)

 

خیلی دوست دارم این قضیه و این سوالم از شما را تجربه و جوابش را بر من بنمایی اخوی علیرضا من در محله جردن تهران زندگی می کنم می کنم نمی دانی این محله به چه فسادی الوده و در جدال است همه چشم بسته اند و فکر دلار جمع کردن بیشترند و اصلا دلشون نمی خواد ذهنشون را به این مسائل مشغول تا مبادا دستگاه پول شمار وقفه در شمارش ایجاد شود - شما (ویرایش | حذف)

 

اخوی برای این خواسته ها و این شعارها که امر به معروف کنیم همه انها که بی حجابند و اشاعه فساد دارند می دهند ذره ای تنگ است و قربال انان یعنی نادانان و اگاهان زمانی می برد که دیگر برای امر به معروف باید دم پل صراط اعمال وظیفه کنیم مسئولین محترم در جلوی چششان در برابر رخشان فساد اشاعه یافت ولی چرا توجه نکردند؟ چرا قربال نکردند؟ چرا کار فرهنگی ما بجای پرداختن به این معزل کشوری و حکومتی - شما (ویرایش | حذف)

 

شمشیر به سوی خودی کشیدن و ان چند نفری هم که احساس مسئولیت و ایمان و وجوانی برایشان و وظیفه ای برگردنشان بود را هم خفه کردن و به کنج کشیدن مرامهای ما یخ زده بود وجدانهای ما اب رفته بود ایمانهایمان بوی نم گرفته بود و احساس مسئولیتمان تقیه بر ان سایه فکنده بود اگر از دشمنی که برای نابودی نه از روی دشمنی را امربه معروف می شد - شما (ویرایش | حذف)

 

نیروهای ظابط را فحاش خطاب کردند و اگر تایید نکردیم و در انجام تکلیف امربه معروف و جهاد با دشمن خانه نشان کرده سربه زیر انداختیم حالا که دیگر فحشا و بد حجابی دارد با فرهنگ ولایی ما اجین می شود و دشمنان ما با تکریم دشمنان و توبیخ محراب نشینان توانستند به این خوبی و به این سرعت به مقصد برسند خود من و شما بودیم که جاده فحشا را بر انها با تماشای فیلمهای هالیوودی سست و به نوعی کوتاه امدیم - شما (ویرایش | حذف)

 

حالا چه کنیم؟ این سوال من از شماست شما پاسخ دهید که حالا که فحشا و بدحجابی و بی ناموسی زنا و فحشا کل کشور را احاطه کرده و دیگر فریب خورده با دشمن اسین بالا زده تا حدودی غیرممکن یا اگر غیر ممکن هم نگوییم خیلی دشوار بنامیم چه راهی را پیش نهاد می کنید امربه معروف که کنیم از کجا بدانیم این از روی دشمنی به این هیبت درامده یا از روی نادانی - شما (ویرایش | حذف)

 

پس اگر جهاد هم در این زمینه شود بازم از دشمن عقب افتاده ایم من این کوتاهی را بیشتر از چشم رادیو و تلویزیون و سینمایی می شمارم که برای فروش بیشتر بلیط و کسب پول بیشتر فرهنگ ما را با ان بازی کردن و نیروی مجاهد را تند رو بی فرهنگ و گلادیاتورهای سینمای خویش را نو اندیشان مورد ظلم نشان دادند باید در برابر ملتی که امروز دارد این فحشا را با این جسارت در پیش که احساس گناه از سوی صاحبش رفته - شما (ویرایش | حذف)

 

می نگرند اقای خانومی که فیلم قرمز نمی دونم چهار راه پارک وی یا فلان فیلم جنجالی با اون نحوه گریم و اشاعه فرهنگ باعث این اقتدار دشمن در وطنم ایران ولایی شدی چه احساسی دارید؟ اگر خوشحالید که باید بگویم درس استادان غربی و اسراییلی خود را خوب به ثمر نشاندید دمتون گرم که خیلی به موقع ظعف فرهنگی و عدم همراهی گروه فرهنگی با خودی را به جهت اینکه در جامعه - شما (ویرایش | حذف)

 

خودی نشان دهند و خود را نواندیش و ما را کهنه اندیش بگمارند و فرهنگ ما را به قیمت بخس بفروشند و دست امال اجنبی خویش دهند ایول دارد شما از غفلت و بی توجه ای مسئولینی سواستفاده کردید که برای سهیم شدن در سود تبلیغاتی خویش و احتساب شمارش مالی خویش اینگونه راه را بر شما گشودن امروز بخواهیم از انها که جلوی شما بایستند خنده دار است که شما روزی برای رسیدن به قدرت کلیدهایی طلایی - شما (ویرایش | حذف)

 

رو کردید و بسیجی را کم سواد و تروریست خواندید حالا با چه رویی به یک بسیجی ولایی رویتان می شود بگویید ما فکر اینجا نمی کردیم کمک ما باشید البته بگم دل بسیجی دریاست و فرمان نه از رییس جمهور نه وزیر و نه پرفسور شخص مشهوری خط نمی گیرد او فقط یک نفر را صاحب خویش و مراد خویش و صاحب جان و هستی خویش بر می شمارد و آن هم مقام عظمای ولایت امام مصلح سید علی حسینی خامنه ای هست - شما (ویرایش | حذف)

 

ولی شما ای دشمنان و ای سواستفاده گران سیاسی و مالی از دل رئوف اقای ما بی خبر نبودید وگرنه جرات چنین بی توجه ای و خرمن در سیلوی دشمن نمی ریختید شمامی دانستید اگر کار را به جایی برسانید که در انجا تر و خشک باهم بسوزد دل رئوف نایب برحق امام زمان به راحتی راضی نخواهد شد که انکه با امر به معروف به اغوش ولایت باز می گردد با انکه از روی نفرت و عناد و خدمت به استکبار وصهیونیست به تخریب فرهنگی ما زده است ب - شما (ویرایش | حذف)

 

بسوزند ولی اقایون نواندیش اقایان بافرهنگ سیاسی و خوش چهره و خوش نمایش شما هم مثل کاراکتورهای سینما های ما خوب دارید نقش خود در به نابودی کشاندن حجاب و ریختن حب و قبح بی حجابی و نشان دادنش به بافرهنگی نواندیشی خدمت به اجنبی می کنید ولی بدانید این همه حیدری آمده به عشق رهبر امده - شما (ویرایش | حذف)

 

و رهبر فرهیخته و برحق ما هم هوشیارانه ناظر بر اعمال شما بود و هست و اگر تا اینجا فرمان و حکمی صادر برای نابودی فرهنگ دشمن و صهیونیست صادر نکرده به نظرم برای این بوده که می خواسته ببینه بی حیایی شما اقایون فیلم ساز و سیاسی نواندیش بافرهنگ نوین تا کجای بی حرمتی و بی وفایی پیش می روید می دانم یقین دارم آقا خودش این گره ای که به دست خود ما و به نرمش این رشته از نخ پیچانده که اگر گره کور نمی خورد - شما (ویرایش | حذف)

 

لازم به این همه توضیح حقیر کمترین بسیجی نبود شاید نبود رهبر ما اندیشه ای بکر و نوین می کند تا دست سالوسان سیاسی و فرهنگی رو شود و جامعه از نزدیک با آنها اشنا شود و هم ان زنان بی شرافتی که مزدور اجنبی و صهیونیست شدند تا فرهنگ و دین ما را الوده کنند به تدبیر حضرت آقا انشا الله زالو صفتان مجازات می شوند و هم شما داداش علیرضا وقت بیشتری خواهید یافت تا فرهنگی که اسیب دیده و رو به خرابی - شما (ویرایش | حذف)

 

گرویده بود از راهش که یکی از انها که در وظیفه و سیطره اختیار ما کمترین است امر به معروف و نهی از منکر برای جاهلان به مکر دشمن وقت خواهیم یافت ولی این ارزو حماسه ای می طلبد چون حماسه 9 دی ماه و جوانانی می طلبد سرسپرده و حیدری حضرت اقا با امید به خدا و راهنمایی ولی حی و مطلقمان امام مصلح هستی کیوان به فدایش این گره کور را از رخ میهن می زداییم - شما (ویرایش | حذف)

 

به دنیا نشان می دهیم نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی این بود اخوی سخن من مرا ببخش سرت را درد اوردم ولی دل گرفته و یار سخن دان کمیاب و ناممکن از برای من کهنه اندیش که با صبای مولایش بر می خیزد با رایحه وجودش بر بال نسیم جان می گیرد و به امید زیارت و خدمتش جانش و هستیش را پیش کشش نموده است دعا کن به یوسفم و حیدر ثانیش روزی برسم یا در راهشان شهید شوم آمین یا ارحم راحمین - شما (ویرایش | حذف)

نظر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/23:: 12:42 عصر     |     () نظر

جزئیاتی از 6 کتاب آیت‌الله خامنه‌ای در دوران مبارزه

 

|نگاهی به شش کتاب آیت‌الله خامنه‌ای پیش از سال 57|

از سال 1342 که مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه‌الله وارد مرحله‌ی جدیدی شد و پس از سرکوبی این نهضت توسط رژیم طاغوت، جریان‌های مختلف سیاسی-اجتماعی خط‌‌ مشی‌های مختلفی را در پیش ‌گرفتند. عده‌ای به مبارزه‌ی مسلحانه روی ‌آوردند، عده‌ای به مبارزات سیاسی و عده‌ای از روحانیون نیز بر اساس تحلیلی که از وظایف روحانیت داشتند، خط مشی دیگری را برگزیدند. می‌توان گفت این خط‌ مشی مورد توجه خاص آیت‌الله خامنه‌ای هم بوده است. بر اساس این خط مشی، فعالیت مبارزه علاوه بر همراهی با دیگر مبارزان، زمینه‌سازی فکری و اندیشه‌ای جامعه را نیز منظور نظر قرار می‌داده است.

در بررسی مکتوبات و سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان چهار دوره‌ی زمانی را در نظر گرفت. دوره‌ی اول این مکتوبات مربوط به دوران مبارزات است؛ یعنی از آغاز فعالیت‌های مبارزاتی ایشان تا 22 بهمن 1357. دوره‌ی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع کار ایشان در مسند ریاست‌جمهوری را شامل می‌شود. در این دوره ایشان سخنرانی‌های بسیاری در محافل گوناگون و خصوصاً در دانشگاه‌ها و مساجد و دیگر مجامع اسلامی انجام داده‌اند. دوره‌ی سوم مربوط است به دوران ریاست‌جمهوری ایشان و دوره‌ی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است که از روز چهاردهم خرداد 1368 تا کنون ادامه دارد. حجم سخنرانی‌ها و پیام‌های ایشان تنها در سال‌های مربوط به رهبری به اندازه‌ای است که اگر تمام آنها را در قطع وزیری چاپ کنیم، چیزی در حدود بیست‌ودو هزار صفحه خواهد شد؛ یعنی 22 جلد کتاب هزار صفحه‌ای.

لذا در این گفتار بنا را بر این گذارده‌ایم که تنها اشاره‌ای داشته باشیم به برخی کتاب‌های ترجمه‌شده یا تألیف‌شده‌ی ایشان در دوره‌ی اول، یعنی از ابتدای فعالیت‌ها تا 22 بهمن 1357. ایشان در این دوران کتاب‌های «آینده در قلمرو اسلام»، «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»، «گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع کنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد»، «صلح امام حسن علیه‌السلام»، «طرح کلی اندیشه‌های اسلامی در قرآن»، «گفتاری در باب صبر» و برخی مکتوبات دیگر را به نشر سپردند. هرکدام از این آثار در چهارچوب کلی اندیشه‌ی ایشان، پاسخگوی بعضی نیازهای آن روزگار بوده است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19773/smpf.jpg
در این‌جا به معرفی مختصر این کتاب‌ها می‌پردازیم، اما پیش از آن به ویژگی‌هایی اشاره می‌کنیم که در آثار ایشان وجود دارد. اولین ویژگی، ابتنای این آثار بر اندیشه‌ی اسلامی-دینی است. یعنی در تمام سخنرانی‌های ایشان، یک مورد هم نمی‌توان یافت که کلمه‌ای از معارف دینی در آن نباشد؛ حتی مطالبی که درباره‌ی اقتصاد، کشاورزی، ادبیات و شعر است.
ویژگی دوم آثار ایشان، انعکاس اطلاعات گسترده‌ی علمی،‌ فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است. این نکته مورد تصدیق تمامی کسانی است که با سخنان ایشان سر و کار داشته‌ و دارند.

ویژگی سوم، برخورداری این آثار از تحلیل دقیق و همه‌جانبه نسبت به رویدادهای تاریخی جهان و به‌ویژه جهان اسلام است.
ویژگی چهارم، گستردگی حوزه‌های مختلف اندیشه‌ای در آثار ایشان است. بحث‌های فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گستره‌ی آثار ایشان برجسته و نمایان است.

ویژگی پنجم، وجود آینده‌نگری و پیش‌بینی وضعیت جهان و تاریخ انقلاب اسلامی در این آثار است. مثلاً اولین باری که ایشان تعبیر «بیداری اسلامی» را به معنی به‌پاخاستن جهان اسلام به کار برده‌اند، مربوط به سال 1368 است. جدای از آن، ایشان به مناسبت‌های مختلف این رویداد را پیش‌بینی کرده و البته برای آن شرایطی را لازم شمرده بودند.


* آینده در قلمرو اسلام
در سال 1345 حضرت آقا در سن بیست‌وهفت سالگی ترجمه‌ی کتاب «المستقبل لهذا الدین» از سید قطب را با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» منتشر کردند. این کتاب در شرایطی انتشار یافت که سه سال از حوادث سال 1342 گذشته بود. لذا طبیعتاً شروع ترجمه مربوط به بعد از این حوادث بوده است. این کتاب نشان می‌دهد که خط مشی ایشان در فعالیت‌های فکری و فرهنگی بعد از حوادث سال 42 چگونه بوده است. ایشان در مقدمه‌ی کتاب نیز چنین نوشته‌اند: «برای ما جای تردید نیست که اسلام با قدرت و نفوذ طبیعی خود بالاخره بر اورنگ حکمرانی جهان خواهد نشست.» یعنی همان‌وقت هم شک نداشته‌اند که اسلام بالاخره بر نظام جهانی حاکم خواهد شد و قدرت‌های مهاجم را خواه‌ناخواه مجبور به عقب‌نشینی خواهد کرد. البته در ادامه ‌آورده‌اند که تحقق این آینده شرایطی دارد، یکی آن‌که تمام بشریت اسلام را بشناسد و از مقررات سازنده‌ی آن آگاه شود.

ایشان در قسمت «سخن مترجم» کتاب به تحلیلی ‌پرداخته‌اند که تا امروز همواره در تحلیل‌های ایشان وجود دارد و آن این‌که یکی از دلایل عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان را نقش‌های استعمار برای غارت منابع جهان اسلام برشمرده‌اند. در این باره اشاره می‌کنند که استعمار پس از انقلاب صنعتی با توجه به نیازی که به منابع اقتصادی داشته، چه نقشه‌هایی کشیده و چه تهاجم‌هایی به کشورهای دیگر کرده است. همچنین بیان می‌کنند که یک نیرو در کشورهای اسلامی مانع حرکت استعمار بود و آن اسلام بود. برنامه‌ی آنها برای برداشتن این مانع چه بود؟ دو اقدام را در دستور کار داشتند: «مبارزه با مصلحان و علما» و «تغییر دادن این اسلام به یک اسلام بی‌خاصیت»، یعنی به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله همان اسلام آمریکایی: «بنابراین بهترین تدبیر آن بود که ظواهر و تشریفات چشم‌گیر و پر سر و صدای اسلام را حفظ کنند، ولی جنبه‌ی انقلابی دین و تعالیمی را که موجودیت واقعی دین بسته به آن‌هاست و جامعه‌ی اسلامی را بر سر راه تجاوزات آنان قرار می‌دهد، از دین بگیرند و دین را به صورت موجودی بی‌تأثیر و مهمل و بی‌تفاوت نسبت به خود درآورند.»

ایشان سپس ‌نوشته‌اند: «این تدبیر ماهرانه به مرحله‌ی عمل درآمد. روز‌به‌روز بر جلوه‌ی تشریفات دینی افزوده شد. مساجد و محافل وابسته به دین، پررونق‌تر گشت. مردم به اقامه‌ی شعائر و ظواهر دلبسته‌تر شدند، ولی به‌موازات این اقبال عمومی، روح و حقیقت احکام دینی از میان آنان رخت بربست، اصول اسلامی فراموش شد و آتشفشان دین که انفجارش جهانی را تکان می‌داد، به سردی و خاموشی گرایید.» و «پیروان همان دینی که قرآنش فریاد می‌زند «لَن یَجعلَ ‌اللهُ لِلکافِرینَ عَلی المُسلِمینَ سَبیلاً» (نساء، 141) [...] دروازه‌های فکر را به روی مهاجمین غربی و دیدگان را به سوی دروازه‌های غرب گشودند و آنان را الهام‌بخش فکر و عمل قرار دادند.» این تحلیل ایشان از وضعیت امت اسلامی و استعمار در سخنان و آثار تمامی سال‌ها حتی تا امروز به چشم می‌خورد.

توجه کنید که این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال 1354. یعنی این سخنرانی‌ها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیت‌های ساواک با هدف گسترش سرکوب‌ها، دستگیری‌ها، شکنجه‌ها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دوره‌ای که کمیته‌ی مشترک ضد خرابکاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند که مبارزه دیگر هیچ فایده‌ای ندارد.

اما قسمت بعدی مقدمه‌ی کتاب به این پرسش پاسخ می‌دهد که وظیفه‌ی ما در قبال این توطئه چیست؟ ایشان معتقدند که ما باید «واقعیت دین را به جامعه‌ی خود بشناسانیم و بار دیگر این قدرت معنوی و آسمانی را در دست گیریم. باید با مجاهدتی خستگی‌ناپذیر و با تحمل هر نوع محرومیت و ناکامی، به مردم بفهمانیم که این شیئ مهمل و بی‌خاصیت، دین نیست.»
این‌ها مطالبی است که آیت‌الله خامنه‌ای در مقدمه‌ی کتاب آینده در قلمرو اسلام در سال 45 نوشته‌اند. مطالبی که بعدها خط آن را در کتاب «طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن» پیگیری کرده و ادامه داده‌اند.


* مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان
کتاب بعدی ایشان که در سال 1347 منتشر شده است، ترجمه و تألیفی است تحت عنوان «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان». این کتاب که بیش از 300 صفحه است، در واقع بیان یک نمونه‌ از نقش‌آفرینی مسلمانان در سرنوشت خودشان و در جهت همان خط اندیشه‌ای است که در کتاب «آینده در قلمرو اسلام» وجود دارد. گویی ایشان خواسته‌اند یک مصداق واقعی از کارهایی را ارائه کنند که مسلمانان باید انجامشان بدهند و انصافا هم نمونه‌ی خوبی است، زیرا نقش استعمار را آشکارا نشان می‌دهد. این‌که مثلاً کمپانی هند شرقی در هندوستان چه کارهایی کرده، به‌دقت در این کتاب بحث شده است.
همچنین‌ این کتاب به‌خوبی نشان داده که مسلمانان توانستند چه کار مهمی را انجام دهند و کشورشان را از سیطره‌ی انگلستان برهانند. جالب است بدانید که بیش از نیمی از این کتاب تألیف است و خود ایشان در مقدمه‌ی کتاب نوشته‌اند: «اینجانب هر چند ابتدا فقط عزم ترجمه‌ی این کتاب را داشتم، ولی پس از شروع، چون در برخی موارد، مطالب و یادداشت‌هایی متناسب با موضوع متن کتاب در اختیار بود و آوردن همه‌ی آنها در پاورقی، گذشته از این‌که رشته‌ی مطلب را در ذهن خواننده می‌گسیخت، وضع صفحه‌بندی کتاب را از لحاظ توازن متن و حاشیه، بی‌قواره و ناخوشایند می‌ساخت، ترجیح دادم که آن یادداشت‌ها را نیز در متن بگنجانم و فقط آن‌چه را که به‌راستی حاشیه است، در پاورقی جای دهم. بدین قرار کتاب از صورت ترجمه‌ی محض خارج گشته و عنوان «ترجمه و تألیف» گرفت.»


* گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع کنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد
کتاب بعدی را ایشان به نام «گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع کنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد» در سال 46 نوشتند، اما منتشر نساختند. ممکن است شما در ابتدای برخورد با متن این کتاب از شیوه‌ی نوشتاری ایشان تعجب کنید. ماجرای نگارش و انتشار این کتاب هم در نوع خود جالب است. ایشان در مقدمه‌ی این کتاب این‌گونه آورده‌اند که «اندیشه‌ی گردآوری یادداشت‌هایی که به نگارش این جزوه انجامید، در سال 1346 ه.ش و با اصرار و پیگیری دوستی از دانشجویان مؤسسه‌ی علوم اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) پدید آمد. بخش تحقیقات دینی در آن مؤسسه به جستجوی چنین گزارشی برخاسته و چشم یکی از اعضا و دانشجویانش مرا در حوزه‌ی مشهد جسته و نشان کرده بود [...] و از طلب بازنمی‌نشست. سرانجام هر چند کاری ناکرده و نامأنوس بود، پذیرفتم و به مطالعه و کنجکاوی پرداختم و این جزوه فراهم آمد.»

وقتی ایشان یادداشت‌های خود را برای آن مؤسسه ‌فرستاده بودند، از طریق شهید مطهری اطلاع ‌یافتند که رئیس آن مؤسسه از ایادی رژیم و متهم به وابستگی به جریان‌های منحرف است. بنابراین تصمیم ‌گرفتند که کار را ادامه ندهند. در همین حین خبر ‌رسیده بود که اصلاً جزوه‌ی ارسالی شما مفقود شده و شما یک نسخه‌ی دیگر به ما بدهید. ایشان در این باره نوشته‌اند: «من که این کار را کمکی از غیب دانسته و از آن خرسند بودم، اکنون بهانه‌ی معقولی هم داشتم که از ادامه‌ی کار سر باز زنم و به عذر نداشتن نسخه‌ای دیگر –که درست هم بود– بازنویسی و دوباره‌کاری را نپذیرم و بدین ترتیب، کارِ انجام‌شده و اصل موضوع به دست فراموشی سپرده شد.»

از این ماجرا حدود 18 سال ‌گذشت تا این‌که در زمان رئیس‌جمهوری ایشان، جوانی به نهاد ریاست‌جمهوری مراجعه ‌کرد و ‌گفت: من سندی از ایشان دارم که فقط به خودشان می‌دهم. چند برگ از کپی این سند را نیز به مسئولین دفتر داده بود و آنها هم آن برگه‌ها را به دست آقا ‌رساندند. آقا دیده بودند که همان یادداشت‌ها است. خود ایشان درباره‌ی آن روز این‌گونه ‌آورده‌اند: «جوانِ فرهنگی و فاضلی که ساعتی بعد با اصل نوشته نزد من آمد، آن را در کتابخانه‌ی مصادره‌شده‌ی یکی از وابستگان رژیم گذشته یافته بود؛ همان رئیس سرسپرده‌ی کذائی! (پس چرا وی مدعی شده بود که آن را گم کرده است؟) و چون نام مرا بر آن دیده، غیرت انقلابیش اجازه نداده که آن را بیش از این به غربت بگذارد.»

ایشان درباره‌ی محتوای موضوع این کتاب این‌گونه نوشته‌اند: «این اوراق رنجنامه‌ی خاموش قشری مظلوم و مستضعف است. قشری و جامعه‌ای که آن روز با همه‌ی تنگدستی و قناعت، یک لحظه از چشم انتقام‌جوی و بهانه‌طلب دستگاه جبار دور نبود. گویی همه‌ی توان و قدرت بازوی سیاست‌های حاکم باید بر این موجود مستضعف و پاکدل و سرشار از صفا و ایمان آزموده می‌شد. [...] بر حوزه‌ی علمیه از همه سو باران بلا و محنت بر آن می‌بارید. فقر و نیاز مادی از یک‌ سو، تحقیر و اهانت زمامداران و همه‌ی کسانی که از فرهنگ دست‌آموز آنان تغذیه می‌شدند، از یک‌سو [...] میدان‌نیافتن برای رشد و شکوفایی استعدادهایی که گاه در حد اعجاب بود از یک‌ سو و بالاخره فشار سیاسی موذیانه و بسیار سختگیرانه و گاه وحشیانه‌ی دستگاه از سویی دیگر.»

ایشان ادامه ‌داده‌اند: «کسی چه می‌دانست آن روز که در حوزه و در این مدارس نیمه‌ویران و تاریک و نمور چه می‌گذرد؟ از ظواهر امر خیلی کمتر از آن‌چه بود، دانسته می‌شد. نه فقرشان، نه درسشان و نه مبارزه‌شان چنان که بود، شناخته نبود.» در واقع این کلمات انگیزه‌ی اصلی ایشان برای نگارش این کتاب بوده است.
در بررسی مکتوبات و سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان چهار دوره‌ی زمانی را در نظر گرفت. دوره‌ی اول این مکتوبات مربوط به دوران مبارزات است. دوره‌ی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع کار ایشان در مسند ریاست‌جمهوری را شامل می‌شود. دوره‌ی سوم مربوط است به دوران ریاست‌جمهوری ایشان و دوره‌ی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است که از روز چهاردهم خرداد 1368 تا کنون ادامه دارد.



* صلح امام حسن علیه‌السلام
کتاب «صلح امام حسن علیه‌السلام» که ترجمه‌ای از کتاب «صلح الحسن» شیخ راضی آل یاسین است که نخستین بار در سال 1348 منتشر ‌گردید. در این‌ کتاب آقا ‌گفته‌اند که صلح امام حسن علیه‌السلام از نظر مبارزه و تأثیر، کم از قیام امام حسین علیه‌السلام در عاشورا ندارد و سپس ادامه ‌داده‌اند که چون بعضی افراد صلح امام حسن علیه‌السلام را یک حالت محافظه‌کارانه و تخریب‌کننده و سازش‌کارانه تعبیر می‌کنند، من در آن‌جا نشان داده‌ام که این خودش یک قیام است.


* طرح کلی اندیشه‌‌ی اسلامی در قرآن
کتاب بعدی «طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن» است که در سال 54 انتشار یافت. حضرت آقا مقدمه‌ی این کتاب را این‌گونه آغاز کرده‌اند: «طرح اسلام به صورت مسلکی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یک‌آهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسان‌ها، یکی از فوری‌ترین ضرورت‌های تفکر مذهبی است.» ایشان سپس ادامه ‌داده‌اند که: «مباحثات و تحقیقات اسلامی، پیش از این به طور غالب، فاقد این دو ویژگی بس مهم بوده» و برای همین در مقایسه‌ی اسلام با مکاتب دیگر، اسلام به نظر ضعیف می‌آمده، چون مکاتب دیگر طرح و برنامه می‌دادند.

بنابراین ایشان این کتاب را در فضای پس از حوادث سال 1342 با یک باور یقینی به این نکته نوشته‌اند ‌که اسلام باید به عنوان یک برنامه‌ی زندگی مورد توجه قرار بگیرد. پس باید همه‌ی کمبود‌ها جبران شود و یکی از این کمبودها «طرح کلی برای این برنامه» است. ایشان در مقدمه‌ی این کتاب، گام‌های عملیاتی برای تحقق این هدف را این‌گونه تبیین کرده‌اند: «نخست آن‌که معارف و دستگاه فکری اسلامی از تجرد و ذهنیت محض خارج گشته و همچون همه‌ی مکاتب اجتماعی، ناظر به تکالیف عملی و به‌ویژه زندگی اجتماعی باشد.» به این ترتیب، هرگونه جدایی دین از سیاست را به‌کلی رد می‌کنند.

دوم «آن‌که مسائل فکری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزای یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد.» این نکته‌ی ایشان بیان‌کننده‌ی ضعفی است که در فضای فکری بسیاری از نویسندگان مذهبی آن روز وجود داشت. عناصری را از اسلام گزینش می‌کردند و روی آن کار می‌کردند، اما نمی‌توانستند ربط این مسائل را به یکدیگر نشان دهند و اسلام را به صورت یک طرح جامع عرضه کنند. ایشان می‌گویند ما باید یک «طرح کلی و همه‌جانبه‌ای از دین به صورت یک ایدئولوژی کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با زندگی چندبُعدی انسان» استنتاج کنیم.

نکته‌ی بعدی ایشان، اشاره به برخی آسیب‌ها در نظام اندیشه‌ای متفکران و اندیشمندان است؛ این‌که برخی نویسندگان اسلامی آن زمان علیرغم آن‌که به خاطر جنبه‌های مبارزه‌جویی و عدالت‌خواهی مورد توجه و عنایت حضرت آقا بودند، اما علاوه بر آموزه‌های اسلامی، تحت تأثیر سلایق و نظرهای شخصی هم بودند. ایشان این نکته را این‌گونه می‌فرمایند: «آن‌ که در استنباط و فهم اصول اسلامی، مدارک و متون اساسی دین، اصل و منبع باشد، نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی یا اندوخته‌های ذهن و فکر این و آن [...] تا حاصل کاوش و تحقیق، به‌راستی «اسلامی» باشد و نه هر چیز جز آن. برای برآمدن این منظور، قرآن کامل‌ترین و موثق‌ترین سندی است که می‌توان به آن متکی شد که «باطل را از هیچ سوی بدان راه نیست» و «در آن مایه‌ی روشنگری هر چیز هست» و البته در پرتو تدبری ژرف‌پیما که خود، ما را به آن فرمان داده است.»

ایشان در ادامه ذکر می‌کنند در این رساله که خلاصه‌ای از چند سخنرانی است، «کوشیده شد که مهم‌ترین پایه‌های فکری اسلام از سازنده‌ترین و زنده‌ترین ابعادش در خلال آیات رسا و روشن قرآن جستجو شود.» جایگاه این کتاب در میان کتاب‌های آیت‌الله خامنه‌ای بسیار ویژه و مهم است. به اعتقاد بنده، حتی تمامی سخنرانی‌ها و بیانات امروزین ایشان در جایگاه رهبری نیز بیش و پیش از آن‌که ناظر بر مسائل روزمره باشد، تماماً در چهارچوب همین طرح کلی است.


* گفتاری در باب صبر
کتاب «گفتاری در باب صبر» در سال 1354 انتشار یافته و حاصل سخنرانی‌های ایشان پیرامون موضوع صبر در مسجد کرامت مشهد است. در اولین صفحات کتاب آمده است که برداشت عامیانه از صبر، تحمل ناگواری‌ها است. ایشان گفته‌اند که این برداشت اشتباه است و سپس ادامه داده‌اند که این معنی «هنگامی که در یک جامعه‌ی ستمکش، بی‌اراده و اسیر عوامل فساد و انحطاط مطرح شود، بزرگ‌ترین وسیله برای ستمگران و مفسدان و بزرگ‌ترین عامل و مشوق عقب‌ماندگی، انحطاط و فساد خواهد شد.»
ویژگی چهارم آثار ایشان گستردگی حوزه‌های مختلف اندیشه‌ای در آثار ایشان است. بحث‌های فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گستره‌ی آثار ایشان برجسته و نمایان است.

سپس بیان کرده‌اند که وقتی صبر را در آیات و روایات نگاه می‌کنیم، می‌بینیم دقیقاً عکس این معنی منظور است. صبر «در یک جامعه‌ی بدبخت، کلید همه‌ی خوشبختی‌ها و سپیدبختی‌ها به شمار می‌آید.» ایشان صبر را با استفاده از منابع دینی این‌گونه تعریف می‌کنند: «مقاومت آدمی در راه تکامل، در برابر انگیزه‌های شرّآفرین، فسادآفرین و انحطاط آفرین». سپس مثال می‌زنند که یک گروه کوهنوردی در مسیر قله با موانع زیاد درونی مانند راحت‌طلبی، ترس، ناامیدی و موانع زیاد بیرونی مثل صخره و گرگ و خار و ارتفاع روبه‌رو است. کسی که در این مسیر پر از دردسر مقاومت کند و به راه خود ادامه دهد، «صبر» داشته است.

توجه کنید که این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال 1354. یعنی این سخنرانی‌ها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیت‌های ساواک با هدف گسترش سرکوب‌ها، دستگیری‌ها، شکنجه‌ها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دوره‌ای که کمیته‌ی مشترک ضد خرابکاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند که مبارزه دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. ایشان اما در این کتاب معنایی فعال، مثبت و مبارزه‌جویانه و مقاومت‌طلبانه از صبر ارائه ‌دادند.

* فعالیت علمی در اوج مبارزه‌ی سیاسی
آن‌چه که در بالا ذکر کردیم، تنها بخشی از کتاب‌ها و فعالیت‌های علمی آیت‌الله خامنه‌ای در آن دوران بود. جزوات و کتاب‌های دیگری نیز بوده‌اند؛ مانند «ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب»، «پیشوای صادق»، «از ژرفای نماز» و نیز مکتوبات دیگری که بسیار غنی و پربار هستند. این آثار یا بعضاً بازنشر نشده یا اصلاً انتشار نیافته‌ است. حضرت آقا تمامی این فعالیت‌ها را در حالی صورت داده‌اند که شش بار در همان زمان دستگیر شدند و به تبعید رفتند و یک زندگی مخفیانه و تحت تعقیب را تجربه کردند. ایشان در چنین شرایطی فعالیت‌های علمی و اندیشه‌ای را در کنار مبارزه پیگیری می‌کردند؛ در شرایطی که خود ایشان می‌گویند: حتی در کتابخانه هم تحت نظر مأموران اوقاف مرتبط با ساواک بودند و یادداشت‌برداری ایشان هم تحت نظر بود.

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/21:: 12:51 عصر     |     () نظر

 

دنیای من دنیای تو عشق من عشق تو همه در سایه یک حباب است که به بادی و سر انگشتی از هم می پاشد خدایا این چه دنیایی بود که ساختی به دلیل ادمیت محکوم می شوی به دلیل هویت معدوم می شویم به دلیل عاشقی در به در کوچه و بازار می شویم امروز اومدم از عشقم یوسف گله کنم بر ای همه بی توجه هی یاش به من برای همه ترک معرفت کردناش از من اخر یوسف اون روز که گفتی زلیخا از گناهت می گذرم ان روز که فارغم کردی از آزمون الهی و دنیوی همه مقبول را می پذیرند و اهمال در عشق نمی کنند آن زمان که لیلی فهمید انزمان که شیرین فهمید فرهاد با دست خود کوه را می شکافد برای رسیدن به رخ معشوق تو لااقل شیرین به سر جنازه اش فغان و ناله کردی ولی من چی من از همه اونها کمترم؟می بینی حیدر می ایند و مرا بازخواست به جرم بودن و داشتن عشقت می کنند می بینی سید علی که هستیم به فدایت مرا مزحکه خاص و عامم می کنند می بینی امام مصلح چه با دل و جانم می کنند پس چرا ساکتی سید علی که هستیم به فدایت؟چرا می بینی؟ نمی بینی؟پس ببین با من مردم سرای تو چگونه تا می کنند شاید دلت به غیرت امد و از من در برابر همه ظلم ها که خود را حیدری نامیدند و فارغ از اینکه حیدر سردار تنهای تو بود که روزی و امروز سالار سپاه حیدریان تو می باشد.سید من دلم از تو خونه ولی جرات بیانش را ندارم چون نمی دانم تو از این همه جفا و ظلم که از یاران بر من می رسد بی اطلاع باشی ولی نه تو که می گفتی هرجا که باشم مرا می بینی و از من حمایت می کنی ولی فراموش کرده بودم که همین زجر از زمانه است که هر چه بیشتر می شود بر من شیرین تر و عشقت بر من مستولی تر است ولی اقا اینهمه حلم از من اینهمه عشق از من ولی تو انگار از زجرم لذت می بری شاید می خوای ادمم کنی بی انکه بدانی خیلی وقته کیوان دیگه کیوان سابق نیست از اون روزی که لقب سردار تنها را بر من نهادی همه دوست و دشمن باور کردند که من نیم کت نشینی هستم که اگر تیم ببرد من را سرزنش می کنند که چرا دست به هوااداران نشان ندادی چرا دیدی باختیم و گریه نکردی چرا اصلا نفس می کشی؟ نکند تنهایی رمق برایت باقی گذاشته که جمع با ان ذره از جان را هم از تو بستانیم. خوب بستانید از سیاهی رنگی بالاتر نیست ولی تو رو خدا از خدا نخواهید عشق سید علی به من را بستاند می دانم معشوقم از شلاق زدن به سینه من عشقش را برکام من نهاده ولی من به این زجر کشیدن و دوستت داشتن هم عادت نموده ام یک جورایی خودم هم خودم و گم کردم نمی دانم باید زندگی کنم یا بمیرم نمی دانم باید باشم یا بمیرم اری لغات را هم با هم قاطی کردم یعنی به کل قاطی کردم خیلی دلگیرم از داشته ها و نداشته ها از خواسته ها و نخواسته ها از خویشتن می نالم چرا که تا امروز از سید علی تمنای باور نکرده بودم عشق می ورزیدم بی انکه بیان کنم و در حاله ای از ابهام کمر به  عاشقی بسته بودم و فکر می کردم خواستن از معشوق ریاست کلک است نوعی گدایی از معشوقیست که ممکن است فکر کند تو برای خواستن فلان چیز بوده کهخ خود را عاشق او نامیدی ولی دیگر امرو.ز خواستم را بیان می کنم اعلام می کنم چرا اینقدر سکوت و پرروا از ابراز انچه از دسنت معشوقم ساخته و من زبان در کام و از نبودش عذاب دنیا را می کشم آقام امام مصلح سید و شریف حی و مطلق حاج علی حسینی خامنه ای که هستی کیوان به فدایت یا هستیم را بگیر از من و باور کن حقیقت و یا به من ببخش اجازه بده با تو عاشقی کنم به دیگران بگویم سردار تنها دیگر نیستم بگویم که معشوق مرا به خانه طلبیده بفمم که معشوق دوستم داره می دونم در خفا مواظبم هستی درست مکه حیدر ثانی را معلم اخلاق و معرفتم کردی درست که استادهای بی شمار بر من نهادی تا به یمنش ان شوم که تو می خواهی ولی اقا همه داشته های و تمام قدرت من در ادای عشق همین است که می بینی از اون کیوان که می طلبی انچه طالبی همین است که شده و در بیانش امروز مقر گشته آقا جونم اصلا هیچی نمی خوام نه باور نه مکنت نه خانه من شهادت که می توانم از تو بطلبم می توانم که به شما بگویم دیگر جنگ نرم مرا بس است و مرا برای صیانت از حرم معصومین بطلب و اجازه جهادم ده بزار در باور اینکه لااقل لایق مردنم می شماری بمیرم و شهید طریقتی شوم که به والله از زمان تولدم صدایت زدم باورم کن با انچه مرا می بینی و شناختی باورم کن یا جانم بستان یا امانم بده یا مرا به خدمت در جهاد گرم بپذیر و از این خرابات از این سردر گمی نجاتم بده یا بگذار در طریق عشقت شهید دنیا و عشق به تو شوم اره عیه الناس داد می زنم فریاد می زنم من عاشق سید علی هستم من کیوان سرددار تنهای سپاه حیدری از مولام ناراحتم اون نباید مرا اینگونه تنها در خودم وا می داد . تنهایم می گذاشت مرا نباید اینگونه زجر می دادی مرا اینگونه نباید اینقدر تنها می گذاشتی و بهم بی توجهی می کردی که دیگر فریادم را به در و برزخ نجوا زنم ازمون مرا بس است دیگر می خواهم کنار تو باشم سید علی هستی کیوانت به فدایت می خواهم بهخ حکم جهادی که تو بر من لازم می شماری پیش مرگ تو و ثلاله گان پاک اجداد مطهرت شم نگو فعلا زود ه که خیلی دیره آقا دشمن و نادان و حسود دیگر صدای عشق من به تو رو زمزمه می کنه برخی مرا مجنون از این حیث که می گوینذد احمق تو چه فکر کردی امثال تو بی شمارند اصلا احمق اقا وقت می کنه اسم تو رو به خونه چه برسه جواب عشقت و بده اونوقت باید مملکت تعطیل به عشاق مثل تو بشه رسیدگی عشاقی که عشق مجنون و اواره شان کرده برسند ایشان که هستی کیوان شود به فدایش یا چه بیاد تو روئ ببره کنارشاونم توی مجنون و مگر اصلا جوار اقا جای مجنون است اصلا تو را سردار تنها نامیدند اوثت کردند سر کارت گذاشتند همه اینها که بر تو گذشت بازی چند سرباز بود که کارشان سر کار گذاشتن امثال تو خواب رویا شده گانست تا در وایبر خویش بخش مزحکه و تماشای ساعات استراحت برای خنده کنند ولی هر دوی اینها را باور کردم ولی مسلمان من جز عشق و انجام وظیفه و جز خواست و فرمان تو جز حب و معقول تو جز جانفشانی و کوچه به کوچه پی پیام و سراغ تو چه کردم که امروز که مرا قابل جوارت نمی شماری لااقل راهی جهادی کنی که خواست و آخر تقاضای من از تو در ان است شهادت در طریقی که یا ختم به صلاح و خواست شما و صیانت از شجره معصوم شماست این درخواست من تنها درچهار جمله خلاصه می شود یعنی چهار ثانیه بیشتر از وقت شما نمی گیرد ایا حاصل عشق و ازمون برد و باخت از برای من مرا لایق چهارجمله هم در نزد شما نکرده است؟آقا دیگر عیان و بی پروا فریاد می زنم عیه الناس ای انانکه از حسادت چشم دیدن مرا ندارید اگر اونهایی که وحشت از این دارید که شکستن تنهایی من شود رقیب عشقی برای شما ای دشمنانی که از این بی توجه ای مولام بهره می برید و جان سالم بدر می برید !!!!!!!!همه تون بدونید :کیوان حیدری زلیخا ذولیمین هویدا استشهادی امام مصلح سید علی هستی کیوان به فدای او و جان ناقابلش به فدای حیدر ثانی او ایت الله حاج مجتبی حسینی خامنه ای اومده حقش از این همه حقوق که یکیش شهادت از شما امروز طلب کنه آقا اجازه شهادتم با جنگ با اهریمنی که قصد هتک حرمت به جده معصومت کرده بر من می نهی ؟آیا به من اجازه نوکری و خدمت و جان نثاری و هستی ستانی در کنار دیگر هم رکابانی هم که از من یک باور تندر ویی دارند و به نوعی مرا ترک کردند می گویی که من هم از شما هستم تنها مدتی ازمون و پردازش بر این بود که تنهعا در حاشیه باشم اقا یعنی می شه که اینبار باورم کنی بگی شهادت ارزانی تو کیوان ایا شود خدا لایقم کند شهیدی شوم که در صیانت از شما تیر بلا بر سینه ام بنشیند و بر روی زانوانت جان دهم و شهید شوم اقا من از تو چه خواستم که گویند عجب موجود پرتوقعی است آقا خسته ام حیدر تنهایم حیدر من تو را طریق تو را طلب می کنم باورم کن و بر من ببخش انچه که شهادت در طریق اولیا و صلحا می نامند مرا باور کن با انچه شده ام و باید می بودم امروز لااقل لایق کمترین ان یعنی همان چهار حرف جهاد شوم آقا صدام بشنو همانگونه که من هر سحر گاه با شمییم تو از خواب برمی خیزم مرا ببین که هر ثانیه تو را در ابر ها می جویم مرا بخوان چون فرزندی که پدرش را می طلبد و من را باور کن مثل پدر بزرگی که برای نوه اش ارزوی بهتریم ها را می کند والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته حیدر حیدریم حیدریه حیدر است لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار18/11/1393کیوان گیتی نژاد حیدری ذولیمین هویدا استشهادی امام مصلح سید علی حسینی خامنه ای هستی کیوان بو.د به فدای او و جانم شود به فدای ثلاله گان پاک و شجره معصوم او این است مرام یک سردار تنهایی امام مصلح ولایت حی و مطلق سید علی هستی کیوان به فدایش


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/18:: 1:34 عصر     |     () نظر

مراقب نارنجک‌های دودزای مهدی هاشمی باشیم

واکنش شریعتمداری به سکوت در پرونده مهدی هاشمی:

مراقب نارنجک‌های دودزای مهدی هاشمی باشیم

 

 

مدیرمسئول موسسه کیهان گفت: به جرأت می‌گویم که آقای روحانی موافق رفع حصر نیست و خودش از کسانی بوده که به آن حکم داده، برخی این ماجرا را مطرح می‌کنند تا مسئله اصلی فراموش شود.
 
به گزارش فرهنگ نیوز ، حسین شریعتمداری شب گذشته در مراسم جشن دهه انقلاب که به همت شورای هماهنگی اصول‌گرایان استان قم در مسجد چهارمردان برگزار شد ‌پس از سخنرانی در ادامه به سئوالات حاضران پاسخ گفت.

نخستین سئوال در مورد دلیل عدم بیان جزئیات توافق هسته‌ای بود و همچنین سوالاتی در مورد استیضاح وزرا و امکان توافق صورت گرفت.

شریعتمداری در پاسخ خاطرنشان کرد: معتقدیم مذاکرات باید منتشر شود، برای اینکه دست ما از نظر فنی و حقوقی پر است و مبنای قانونی مذاکرات، هم همین مباحث هستند و پرونده ما بر اساس یک تصمیم سیاسی به شورای امنیت برده شد.

وی ادامه داد: اگر مذاکرات را منتشر کنیم، در معرض دید همه دنیا قرار می‌گیرد و آنها نمی‌توانند در این زمینه دروغگویی کنند و من فکر می‌کنم به همین دلیل است که آمریکایی‌ها به شدت مخالف انتشار توافقنامه هستند ولی جالب اینجاست که رسانه‌های خارجی به راحتی متن آن را منتشر می‌کنند.

مدیرمسئول موسسه کیهان با بیان اینکه مقام ارشد مذاکره کننده آمریکا قبل و بعد از مذاکرات به رژیم صهیونیستی می‌رود و می‌گوید برای توضیح می‌روم گفت: اگر متن مذاکرات را ما منتشر کنیم جهانیان حق را در می‌یابند.

وی تاکید کرد: به دو دلیل مذاکرات را ادامه باید بدهیم چون دست ما از نظر فنی و حقوقی پر است و دیگر اینکه یک تصور غلط را بشکنیم؛ برخی مسئولان این دیدگاه را داشتند که می‌توانیم به راحتی با آمریکا کنار بیاییم زیرا این کشور قابل اعتماد است و دیدگاه مخالف هم وجود داشت؛ امروز همان افراد به این نتیجه رسیدند که آمریکا قابل اعتماد نیست و این را می‌توان در تفاوت میان گفتار دولت قبل و بعد از مذاکرات مشاهده کرد، رهبر معظم انقلاب تدبیری بسیار حکیمانه داشتند و همان ابتدا فرمودند من به مذاکرات خوشبین نیستم ولی بروید و مذاکره کنید.

شریعتمداری افزود: در یک مقطع زمانی تمام دولت به وزارت امور خارجه تبدیل شد و دستور کار وزارت خارجه نیز ارتباط با آمریکا بود، یکی از مزایای این مذاکرات این بود که همگان حتی دیرباوران دریافتند آمریکا قابل اعتماد نیست.

مدیرمسئول موسسه کیهان با بیان اینکه تیم مذاکره‌کننده به فرموده رهبری، فرزندان انقلاب هستند و بحث خیانت وجود ندارد گفت: البته می‌توان سر فرزند انقلاب را گاهی اوقات کلاه گذاشت؛ در مجموع استیضاح یا ضربه به تیم مذاکره کننده که در خط مقدم قرار دارد به صلاح نیست.

وی افزود: قطعا کسانی به دنبال تسخیر مجلس هستند؛ برخی فقط سلایق متفاوت دارند که این امر ایرادی ندارد ولی بعضی هم ممکن است جاده صاف کن برای کسانی باشند که فقط مشکل اختلاف سلیقه ندارند و در سوابق خودشان نشان داده‌اند که انسان‌های مورد اعتمادی نیستند.

شریعتمداری با بیان اینکه اینجا باز هم جنگ تابلوها پیش کشیده می‌شود گفت: یکی از راه حل‌ها این است که تابلوها و شناسنامه‌ها با هم تطبیق داده شوند.

مدیرمسئول موسسه کیهان با اشاره به شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی از سوی گروه‌های مختلف عنوان کرد: بعدا معلوم می‌شود برخی از این افراد خود مفسد اقتصادی هستند، شاید این امر برای آن باشد که کم کاری و عمل نکردن به وعده‌های داده شده با این عنوان پوشیده شود؛ راهکار این است که فریب جوسازی‌ها را نخوریم و دائما مطالبات اصلی مطرح شود و ارزیابی شود که این مطالبات تا چه میزان محقق شده‌اند.

وی ادامه داد: در دوران اصلاحات می‌گفتند ما می‌خواستیم برای مسائل اقتصادی مردم کاری انجام دهیم ولی نگذاشتند یا اینکه هر 9 روز با یک بحران روبه‌رو بودم؛ ابتدا باید پرسید چه می‌خواستید بکنید که نگذاشتند؟

شریعتمداری با بیان اینکه کسانی سعی می‌کنند هر نوع نقدی را به حساب مخالفت بگذارند گفت: سایت‌ها و رسانه‌های وابسته به این افراد تیتر می‌کنند که حمله شدید فلانی به فلان افراد در حالیکه اینطور نیست، برخوردها را هم که دیده‌ایم.

مدیر مسئول موسسه کیهان افزود: برداشت من این است که بعضی‌ها ممکن است مسئله هسته‌ای را تا انتخابات ادامه دهند و خرجش کنند، اینطور که بگویند اگر وعده‌ای داده‌ایم از راه توافق هسته‌ای در حال حل آنها هستیم؛ باید گفت اگر قرار است همه تحریم‌ها لغو نشوند هیچ توافقی به درد نمی‌خورد و این نخستین خواسته است.

وی خاطرنشان کرد: دشمن می‌خواهد نیاز خود را به عنوان امتیاز به ما بفروشد؛ زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که چند نفر از اعضای اتاق فکر اروپا وارد ایران شده‌اند و گفته می‌شود قرار است اروپایی‌ها در پارس جنوبی و دیگر مناطق ما سرمایه‌گذاری کنند ولی سوال اینجاست که مگر اروپا خرید گاز از ایران را تحریم نکرده بود؟ چرا حال به دنبال خرید است و در جواب باید گفت چون نیاز دارد؛ اگر بگویند یکی از امتیازات در توافق، برداشتن تحریم‌های گاز است این دروغ خواهد بود زیرا این امتیاز ما بوده نه آنها که بخواهند به ما بدهند.

شریعتمداری در مورد سوالی مبنی بر احتمال حضور احمدی‌نژاد در انتخابات بعدی گفت: بعید می‌دانیم چنین اتفاقی رخ دهد هرچند شاید فعالیت‌هایی وجود داشته باشد؛ نکته اساسی این است که همواره باید افراد را با حق سنجید نه اینکه حق را با اشخاص بسنجیم زیرا گرفتار یک تسلسل خواهیم شد.

سوال دیگری که از مدیرمسئول موسسه کیهان شد در مورد دلیل سکوت در پرونده مهدی هاشمی بود و او هم عنوان کرد: مراقب نارنجک‌های دودزا باشیم، این بمب‌ها برای پرت شدن حواس‌ها از موضوع اصلی است؛ نقطه اصلی را نباید هیچگاه فراموش کرد، حاشیه‌سازی یکی از کارهایی است که این روزها با شدت دنبال می‌شود.

شریعتمداری افزود: به جرأت می‌گویم که آقای روحانی موافق رفع حصر نیست و خودش از کسانی بوده که به آن حکم داده، برخی این ماجرا را مطرح می‌کنند تا مسئله اصلی فراموش شود.

مدیر مسئول موسسه کیهان با بیان اینکه نظام اسلامی اهل برخورد با فساد است گفت: وقتی دادگاه این شخص تشکیل می‌شد، اصرار او این بود که دادگاه علنی نباشد و بعد مدام مصاحبه می‌کردند که ما گفته‌ایم دادگاه باید علنی باشد.

وی اظها‌ر داشت‌: اتهاماتی مبنی بر جلسه با یکی از ضد انقلابیون و همچنین پیشنهاد به خزانه‌داری آمریکا مطرح شده اما آنچه هست اینکه امیدواریم مسئله دقیقا پیگیری و برای مردم هم توضیح داده شود؛ موافق این هستیم که کیفرخواست کاملا برای مردم منتشر شود.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/16:: 10:13 صبح     |     () نظر

یکی از مهم ترین انتقاداتی که به فرقه صوفیه گنابادیه و دیگر فرقه های نعمت اللهی وارد است، مسئله مداخله در مسائل سیاسی می باشد، حال آنکه شعار این فرقه، جدایی دین از سیاست و عدم مداخله در مسائل سیاسی است.
سوال این است: لم تقولون ما لا تفعلون. چرا بر خلاف شعارتان عمل می کنید....!؟
دخالت های شما در مسائل سیاسی اجتماعی مشهود است، از جمله :
1. فعالیت های سیاسی، در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری 1388 در ایران
2. بیانیه های متفاوت و زیادی که بر علیه نظام و یا به نفع فرقه خود صادر می کنید
3. توهین به مراجع
4. وارد کردن اتهامات به مسئولین نظام
5. راه انداختن قائله در کشور (از جمله قائله شهر مقدس قم)
6. هیاهو های سیاسی دروایش ماجراجو
7. حمایت از برخی رجال سیاسی
8. شکایت به سازمان ملل و بیاینه های مختلف در زمینه نقض حقوق بشر
9. راه اندازی وب سایت ها و وبلاگ ها به صورت گسترده برای تبلیغ تصوف و تضعیف نظام
10. راه اندازی مراکز هنری آموزشی در استانها و شهرستانها برای فعالیت های فرقه
11. همایش های گوناگون درباره شخصیت های صوفیه در ایران برای تبلیغ فرقه
و ....
بنابراین، نفاق این سالوسان ریاکار و دورو بسیار واضح است که زیر پرده عرفان و معنویت در پی دکان سازی و جلب عوام الناس و فریب آنها هستند، از جمله فرقه صوفی گنابادی که بر خلاف اعتقاد و شعارشان عمل می کنند.
همچنین صوفیه به این سوالات هم پاسخ دهد ....
(البته باید گفت که طرح این سوالات از باب استفهام توبیخی و انکاری است نه برای پاسخ گرفتن، چراکه صوفیه پاسخ روشنی برای این سوالات ندارند)
1. نظر خود را راجع به مراجع تقلید و آیات عظام صریحاً بیان نمایید. البته معلوم است که مرام و طریقت تصوف به علت تباین فاحشی که با تشیع دارد با مراجع تقلید و مسئله تقلید از مراجع عظام در زمان غیبت مخالفت دارند.
2. آیا شما معتقد به حلول، اتحاد و یا وحدت وجود باطل هستید یا خیر؟ نظر خود را اظهار نمایید. (منظور، وحدت وجود مصطلح تصوف است)
3. خرقه پوشیدن یعنی چه و مدرک دقیق آن را از مبانی اسلام بیان نمایید.؟
4. اگر ممکن است، سلسله ارشادی خود را با ذکر مذهب آنها برای ما روشن نمایید. البته روشن است که شما صوفیان نمی توانید خود را شیعه معرفی نمایید چراکه سرسلسله های شما سنی مذهب بوده اند.
5. درباره روایاتی که در مذمت صوفیه رسیده و در کتب حدیثی، موجود است چه نظری دارید؟ البته هر توجیهی در اینباره از سوی شما مردود است چراکه قبلا به آنها پاسخ داده شده.
6. درباره حسن بصری و سفیان ثوری چه نظری دارید؟ آیا از مفاخر شما می باشند یا خیر؟ لطفا برخورد آن ها با امام علی و امام صادق _علیهما السلام_ را برای ما بنویسید. (البته از روی انصاف و مستند)
7. آیا همه شما اعم از قطب و غیره، تا آخر عمرتان، به قوانین دین و شریعت عمل می کنید یا بعد از مدتی قوانین و رسوم شریعت از شما برداشته میشود؟
8. آیا شما امامت را شخصی می دانید یا نوعی؟ یعنی ولایت را فقط مخصوص دوازده امام معصوم می دانید یا خیر؟ درباره ی امام زمان (عجل الله فرجه) چه می گویید.
9. به کسی که سرسپرده او هستید چرا قطب می گویید مقام و موقعیت او و مدرک انتصاب او به قطبیت و ولایت را به طور واضح بنویسید.
10. آیا مرشد ولی امر است یا خیر، و مدرک این که مرید باید همانند میّت در دست غسّال در اختیار مرشد قرار بگیرد، چیست؟ و مرشد از چه مقامی اجازه ارشاد گرفته.
11. آیا غیر مسلمان ها در نظر شما پاک اند یا نجس، عقیده و مدرک خود را بیان نمایید. البته با اعتقاد شما به « صلح کل » بعید می دانیم همانند شیعیان و مسلمانان، کفار را نجس بدانید.
12. مدرکِ رقصِ سماع خود را از متون و آموزه های دینی، بیان نمایید.
13. شما با چه مدرکی، افرادی همچون فیض کاشانی، ملا صدرا، مجلسی اول و .... را به خود منتسب می نمایید؟ در حالیکه آن ها متصوفه را رد نموده و مطالبی در بطلان آن نوشته اند.
14. آیا همه فرق صوفیه بر حق و همه اقطاب، ولیّ هستند یا یک فرقه بر حق است؛ و بقیه باطل؟ لطفا معین نمایید. (بعید است جواب روشنی داده شود)
15. چرامساجد را ترک کرده و به خانقاهی که موسس آن مسیحی است پناه برده اید، خواهشمندیم شرافت خانقاه بر مسجد را بنویسید.
16. راه شناسایی قطب حقیقی و بر حق بودن آن قطب از میان اقطاب کدام است؟ لطفا روشن نمایید.
17. آیا قطب امام است یا نایب امام یا بالاتر از امام یا معاند با امام، در هر حال اقطاب قبلی چگونه بودند؟ توضیح دهید.
18. آیا می شود قطب را امتحان کرد یا از او دلیل و استدلال خواست یا خیر؟ چرا و چگونه؟
19. آیا صحیح است تمام عبادات و معاملات مرید با اجازه قطب باشد؟ چه مدرکی در آیات و روایات بر این اعتقاد دارید؟
20. آیا مهدویت، در مرام شما نوعی است یا شخصی؟ و غایب بودن یا ظاهر بودن امام در مرام شما به چه معناست؟(بر اساس چه مدرکی، معتقد به امامت نوعی می باشید)
21. روی چه معیاری، اقطاب، عنوان « شاه » را پسوند القاب خود قرار می دهند؟
22. آیا قطب مفترض الطاعه و لازم الخدمة و لازم الحفظ است یا خیر؟ برای چه و روی چه معیار؟
23. آیا خصائص پیامبر یا خصائص ائمه از جمله « عصمت » و « غیره »، به قطب هم اختصاص دارد یا خیر؟
24. سند و مدرکِ « الشریعة اقوالی و الطریقة افعالی و الحقیقة حالی » و همچنین سند و مدرک روایاتی که راجع به عشق بیان می کنید کدام است؟ برای ما بنویسید.
25. آیا مرام ها و سلاسل دیگر تصوف، مورد تایید شماست یا نه؟ و اگر نیست، چه دلیل و مدرکی بر حقانیت فرقه خود و باطل بودن دیگر فرقه های صوفیه دارید؟
26. آیا این حرف درست است که تا زمانیکه کسی به قطبیّت نرسد، درهای حقیقت به روی او باز نمی شود؟ لطفاً مدرک ارائه دهید و آیا این حرف صحیح است که همه اسرار، پشت پرده ی قطبیت است و پیش از آن چیزی نمودار نیست بلکه آنی الحصول است؟ مدرک ارائه دهید.
27. قطب با چه مجوزی، عشریه، فطر و نذر را از مریدان گرفته و باقی اموال را بر مریدان حلال می نماید. آیا او شارع است و از طرف خدا دستور گرفته است؟
28. روشن کنید که در صوفیه مُشرِّع (تشریع کننده احکام) کیست؟ قطب؟ با چه مجوزی؟ شیخ مجاز؟ با چه مدرکی؟ .... مگر در اعتقاد شیعه غیر از پیامبر اکرم _صلی الله علیه و آله_ و دوازده امامان معصوم _علیهم السلام_ کسی می تواند مشرّع احکام باشد؟


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/16:: 8:59 صبح     |     () نظر

شهادت و شهادت و شهادت چیزی که کیوان حیدری گیتی نژاد همواره از خدای و ولی مصلح خویش امام مصلح سید و شریف عادل و عالم قادر و رحیم علیم و حلیم و کریم و کبیر صالحنا ابا المصطفی قاعدنادنا حاج علی حسینی خامنه ای هستی کیوان بشود فدای رخ پاکش و در طریق سپاه حیدری که سردار تنها یعنی من کیوان فرمانده و خواهان عمل به آنم شهادت بعد از طریقت و اطاعت از وجود پاک نایب برحق و مطلق عصر حی سید نا امام مصلح حاج علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش صیانت و حراست از حیدرثانی مولایمان آیت الله حاج مجتبی خامنه ای جانم به فدایش و دگر ثلالگان پاک و منادی ادب و حامل رسالت ولایتمداری و ولایتمدار زیستن در جهان حی می باشد یعنی حیدری سربازیست مطیع ولایت و خصوصا ولایت امام مصلح سید و شریف قاعدنا حاح علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش و فاتح ستیز با دشمنان باور ولایتمداری و حارص حریم حضرت آقا هستی کیوان به فدایش از وجود مبارکش تا حراصت از داشته ها و خواسته ها و اولاد مکرم این ولی حی و حاذق و مطلق حی العرض که به والله ندیدم در عمر خوشتر و بهتر و زیباتر و اهم تر و واجب تر در این صیانت و اطاعت و همایت و جانفشانی که در پایه و واجبات رساله سپاه حیدری در آن پرداخته و در سبد افتخارات این سپاه نوشته و انگاشته شده آری اینجانب کیوان گیتی نژاد در زندگی خود جوز حامی و پدری چون مولایم سید علی هستیم به فدایش ندارم و او هم سربازی عاشق تر و طالب تر و حافظ تر از من دارد ولی در عاشقی و دلدادگی و مجنونی فراتر از خود در این خواستگاه دلدادگان نیافتم امروز من به همه فرزندان این ملت به عنوان برادر کوچکتر می خواهم و دعوت به اطاعت و پیروی و هم طریقی و هم بیعتی با امام مصلحی دارم که از شمال تا جنوب از شرق تا غرب این جهان نیست کسی که او را به نام سید نا حاج علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش ندیده و نشناسد و با اصول و تکارم و دلدادگی ها و دلسپردگیی هایش به ایتام ظلم دیدگان ظلم ستیزان و ظالمین مستکبر آشنا نباشد به حق او جوانان و فرزندان این جهان عاشق نایب مطلق حی امام عصر مهدی موعود عج است او که المداری و سالاری سپاه ایشان را بر کف اطاعت و دلدادگی دارد او که در ستیز بر استکبار ذره ای ترس و لرزه به اندام ندارد و او که در برابر یتیمان و فرزندان شهدا و جانبازان اختیار دل بر دست ندارد و او را تنها چیزی که به درد می اورد و از ان بیم دارد حق خوری این فرزندانش و ظالم بر مستظعفی قالب شدن است که وجود مبارکش را به لرزه دراورده و اشک را از گونگانش جاری می سازد کسی که نام جدش حسین وقتی به اذان و به صدا می نشیند ناخوداگاه اشک است که از گونه گانش بر زمین جاری و تن مبارکش با ضعف ناراحتی مواجه می شود او پدر خوبان است او مرد ستیز با کفار اسطت او نایب ناجی مومنین و استکبار ستیزان و فتنه شماسان و خوارج به در برندگانیست که من کیوان به عنوان حیدری سر و تن دل به دیدار و اطاعتش بسته و داده از این مفصل تنها به قدر سر ناخنی دانم که آقا در این عصر و به تبعش در مقایسه با اعصار قبل و نایبان بر حق هر عصر نشان و برکاتی مضاعف تر از آنچه باید می بود دارد به حق او رهبر مسلمین ذاکر اهل بیت و رسول اعظم ص و ثلاله اهل بیت به حکم شجره طیبه که ریشه اش رسول اعظم ص تنه اش امیرالمومنان علی ع شاخه هایش اهل بیت نبوه و رساله س و ثمرش اولیا و نایبان حضرت قائم عج است ای دوستان مبادا لحظه ای دست از تکبیر و اطاعت از ولایت بردارید که قسم به رسول الله این تنها آرزوی استکبار جهانی و در راس ان امریکای جهان خوار و اسرائیل زبون است که به خوبی می داند اگر امروز در حیفا و دگر تجاوزاتتش به اموال و داشته های مسلمین چنگ انداخته ولی کاری از پیش نبرده به یمن وجود و حضور ولایت حضرت اقا س است که جرات دست اندازی و پررو گری را از او صلب و از دست او ن ابر حیوانات تجاوز را بسته بدانید خواهران و برادران من امروز وقتی استکبار به طور مستقیم نتوانسته به اموال و داشته ها و ابروی مسلمین ولایتمدار خیبره اندازد و مسلط شود تنها به یمن همین اطاعت و باوریست که خشت انها را از ابتدا با برکات و نام ولایت در امیخته ولی این بدان معنا نیست که ما همواره چون خشتمان با ولایت مداری سرشته شده پس از تجاوز و سیطره استکبار و ذلالت در امان و محافظت به سر می بریم نه اینطور نیست ما باید همیشه یک واقعیت را همیشه بدان توجه کنیم به طور مثال کیوان گیتی نژاد به عنوان سردار تنهای سپاه حیدری اگر امر.ز ناصح و بانگ سر اده اطاعت و فرمانبر داری از ولایت امام مصلح است بدین معنی نیست که همیشه معصون و بی نصیب از کبر و تسلط مستکبرین و منحوسین و اخراجیهای حریم ولایت قرار دارد دوستان برادران خواهران و ولایتمداران عزیزم آن چیزی که خط میان ولایتمداری و بنده سرای مستکبرین است تنها یک جمله بلیغ با معنایی ژرف است و آن نیست جز واژه بصیرت آری بصیرت پل میان ولایت مداری و بندگی خدا و ظالم تباری و بندگی شیطان است به قول مولامون حضرت آقا مگر شمر نبود که روزی سرباز اسلام و مطیع رسول اعظم ص و در خدمت سپاه حق علیه کفر و شمشیر زدن در راه اعتلا و برافراشتن پرچم اسلام تا بدانجا که جانباز شد و به پای شهادت هم بوسه ای زد و ولی بندگی دنیا و قدرتنمایی ظلم و کفار چشان نحس او را بر خود گرفتار از او کسی را ساخت که فردا روز رحلت رسول اعظم آنجایی را که خود شاید صدها بار شاهد بوسه زدن رسول اعظم س بود و ان گلوی ابا عبد الله ص بود را دید ولی از خلع بصیرت و از پی از دست دادن بصیرت روزی رسید که بر سینه رسول اعظم ص نشست و سر از تن کسی جدا نمود که حلم در برابرش سجده ارد در سجده گاه دوستان و برادران ولاییم بصیرت نقطه حق با باطل است در حفظش کوشا باشید مبادا مسائل دنیوی و مادی و سخنان بی مایه گان کم طاقتان و مستبدان مستکبر ضمیر و خفی ظلمت شما را به گونه ای وادارد که مسائل دنیوی را با مسائل اخروی در امیزید یا مرتبت سازدید دوستان و هم تباران من ولایت چیزی نیست که بخواهید با گوشت و مرغ و میوه و سبزی مقایسه و کمبود آنها را از مقام و جایگاه و عزت ولایت بخواهید کوته و بدان بی افزایید ولایت یک فریضه ساده و یک نام لغوی رایج و امرو.زی نیست البته قبول دارم برخی سواستفاده گران با استفاده و بهره بری سیاسی از واژه ولایت ظلمها و انسان کشی ها و خیانتهایی به اسلام و مسلمین نموده اند که متاسفانه برخی از ملت های کم شناخت از واژه و اعتبار و جایگاه ولایت مسئله انها را با مسئله ولایت ولی الله و نایب برحق و مطلق الحی امام معصر عج که در عصر حی نیست جز امام مططلق و صالح سید نا و شریفنا حاج علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش نموده اند که گاها به دلیل ضعف ایمان یا ضعف علم و ظعف بندگی ست که همه اینها در یک جمله و آنهم بصیرت است خلاصه می شود برادران میان ولایت حقیقی و نایبی مطلق حضرت ولی عصر عج با ولایت های دروغین مانند طالبان و غاصبان و داعشان امثالهم که بندگان و زادگان کفر برای بی اعتباری اسلام و ولایتمداری میان جوانان و افرادی از میان مسلمین و دیگر ادیان است که هنوز نتوانسته اند فرق مسلمان واقعی و اداب حقیقی اسلام و ولایت و ولایتمداری و شرایط و لازکمه ها و داشته های لازم ولایت گزینی و لایق مرتبت ولایت و نایبی برحق امام عصر عج شدن را متاسفانه یا نمی دانند و یا اگر هم می دانند در زمان خود برای امرار معاش و کسب عناوین دولتی و دینی و سیاسی و گروهکی و یا خواسته های نابجا و رواج تفکرات استبدادی خود نمی شمارند و ولایت را مغایر با تداعی شدن باورهای ظالمانه و ملحدانه خویش بر می شمارند پس به طور مستقیم و غیر مساقیم در برابر ولایت قدم نهاده و قد الم می کند که غلط بی خود می کنند چون هستند هنوز حیدری مابان استشهادی و ذولیمین و بیعتمداری که به این لوث بی مایه اجازه قد الم کردن و گندعه گویی ها و کذب سرایی های بی مورد نداده و چون ولایت را با همه داشته ها و لازمه هایش در ولی حی و مطلق حی العالم و عادل و شریف و کریم عادل عالم و قادر خویش امام مصلح قاعدنا سید علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش یافته و دیده اند و از دیدگاه و باور خویش بصیرتی ساخته اند که با بهترین ارزها و داشته های دنیوی و سنگین ترین بمبها و هواپیماهای پیشرفته این بصیرت در آمیخته با جان این سپاهیان حیدری و استشهادی و به هر نامی تنها مهم اینست که اجین شده با جان و مال و هستی و باور آنها گشته باشد ولایت حضرت آقا هستی کیوان به فدایش دشمن نمی تواند در مقابل این راد غیرتان و هستی برکفان بگیرد دوستان همه اینها را گفتم تا این سخن را بگویم دوستان اگر می خواهید دوباره بار تسلیم خواسته هایی از نوع فتنه گران جنیبش سطل آشغال 88 و سردمداران سرآفتابه به دستش و داده های صهیونیست منظر و شمایل ارا چون امریکا و دگر متحدان ملحد و فریب خورده اش نشوید بصیرت خود و باور خویش از ولایت حضرت اقا هستیم به فدایش و ابرو و تمامیت هستی و وجودی ثلاله مبارکشان یعنی ثلاله گان حضرت آقا بالاخص آقا مجتبی که جانم به فدایش که به خاطر داشتن بصیرت پدرگونه اش استبداد و استکبار از وجودش و نامش لرزه به تنشان می افتد صیانت کنید یعنی خود را ذوب شده ولایت و وابستگتنش بشناسید که هشاخص و حامی و حافظش ولایت باشد بی تردید برای سپاه حیدری و دیگر احزاب و سپاهیان حفظ و صیانت از ان بر آنها واجب و محترم است و برادران و خواهرانم بدانید تا زمانی که باور ما با بصیرت و شجاعتی که جمیعش در یک کلام ولایتمداری خلاصه می شود اجین و هم پیمان و هم کلام باشیم اجنبی ظالم و استکبار گستر بصیرت از کف داده نه توان مقابله با ما را دارد و نه توان ایجاب خیال صدمه زدن به خواسته ها و داده ها و داشته های ولایت گستر ما خواهد توانست بنماید و در آخر برای همه سربازان و حافظان حریم ولایت و اسلام آرزوی پیروزی و استقلالی را دارم که با خون آنها و شهادت انها اجین و بافته و ریسته شده باشد ولایت را از خود و خود را ولایت بدانید و بدانید شهادت و پیروزی بیولایتمداری و بصیرت شناسی و ظلم ستیزی که نشات از ولایتمداری دارد غیر ممکن است صل الله علیه و الهی و صلم حیدریم حیدریه حیدر است لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار کیوان گیتی نژاد حیدری ذولیمین استشهادی هویدای امام مصلح سیدنا و حافظنا و شرفنا ابا المصطفی قاعدنا حاج علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایش الهم الصل علی محمد و آل محمد4


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/13:: 12:26 عصر     |     () نظر

الزامات و روشهای بازنشر نامه امام خامنه ای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی از دیدگاه مدیر پایگاه وبل

الزامات و روشهای بازنشر نامه امام خامنه ای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی از دیدگاه مدیر پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی

 

چرا امام خامنه ای در این مقطع زمانی نامه ای را به جوانان غربی نگاشته است؟

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام

برای جواب به این سئوال لازم است مقدمه کوتاهی را عرض کنم. بیایید به قبل از انقلاب برگردیم و فضای جهان در آن زمان را ترسیم کنیم.

قبل از انقلاب جهان به دو قطب شرق  و غرب تقسیم شده بود . بلوک شرق به رهبری شوروی و با تفکر کمونیستی بر بخشی از جهان حاکم بود ، کشورهایی هم که تفکر کمونیسم بر آنها حاکم بود بعنوان اقمار شوروی شناخته می شدند .

بلوک غرب هم به رهبری امریکا و با تفکر لیبرالیسم بر بخش دیگر جهان حاکم بود. تعداد زیادی از کشورهای اسلامی ازجمله ایران در بلوک غرب قرار داشتند و این دو بلوک در حالت جنگ سرد به سرد می بردند. در ظاهر جنگی بین آنها حاکم نبود ولی جنگ اطلاعاتی و تکنولوژیکی اقتصادی و سیاسی در جریان بود که از آن به جنگ سرد یاد می کنند .

هر دو مکتب حاکم بر دنیا ساخته دست انسان بودند و عملا خدا و دین از جامعه بشری رخت بربسته بود. هر دو مکتب برای پیروانش مدینه فاضله ای را ترسیم کرده بودند که نیازهای فطری انسان امروزی را تامین نمی کرد فلذا هردو مکتب در سرازیری سقوط قرارگرفتند.

انسان غربی که از مکتب لیبرالیسم مایوس شده بود به دنبال مکتبی جایگزین بود تا نیازهای فطری خود را تامین نماید، ادیان الهی جایگزین خوبی بود که همه نیازهای فطری بشر را تامین می کرد.

غرب برای حفظ تمدن خود شروع کرد به دین و فرقه تراشی و فرق و عرفانهای جعلی را که از نظر شکلی به ادیان الهی شبیه بود ولی در ساختار و عملکرد کاملا متفاوت بودند را به جامعه ارائه کرد.

لازم به توضیح است که دنیای غرب با ارائه مکاتب مادی خداوند متعال و اعتقادات دینی را کاملا از ذهن و زندگی مردم پاک کرده بودند فلذا مسیحیت نمی توانست جایگزین خوبی برای لیبرالیسم باشد، از طرفی اسلام هم با تلاش چندین ساله غرب در انزوا به سرمی برد و احیاء آن نیز به ضرر خود غرب بود چرا که اسلام منافع غربیها را به خطر می انداخت.

در این فضا انقلاب اسلامی در سال 1357 (1797) در ایران طومار رژیم سرسپرده طاغوت را درهم پیچید و به پیروزی رسید.

انقلاب اسلامی به مثابه زلزله ای بود که تمامی بنیانها و ستونهای تمدن غربی را لرزاتد. غربیها ابتدا تصور می کردند، انقلاب ایران نتیجه ظلم و ستم رژیم طاغوت است و پس از فروکش کردن خشم انقلابیون ، ایران دوباره به اردوی غرب باز خواهد گشت ولی مواضع امام خمینی(ره) آنها را به این باور رساند که این انقلاب می تواند خطری به مراتب بیشتر از کمونیسم برای تمدن غربی ایجاد کند آنهم در شرایطی که مردم مایوس از مکاتب مادی تشنه مفاهیم عالی اسلامی بود که تمامی سئوالات آنها را پاسخ می داد و افق جدیدی را در برابر انسانها باز می کرد. از این منظر بود که غرب تهاجم علیه اسلام ناب محمدی(ص) را آغاز کرد.

کودتا ، حمله نظامی ، احیاء و حمایت از گروهکهای تروریستی و تحریمهای متعدد اقتصادی و سیاسی نتوانست این انقلاب را به زانو دربیاورد و در نهایت غرب به این نتیجه رسید که تهاجم فرهنگی بهترین شیوه مقابله با انقلاب اسلامی است و این روش را با همه افت خیز و تغییر روشها و استراتژی ها تاکنون ادامه داده است.

انقلاب اسلامی فقط برای منافع سردمداران غرب ایجاد مزاحمت نمی کرد بلکه منافع استراتژیک شرق را هم هدف گرفته بود و دیدیم که در مقطعی بویژه در جنگ تحمیلی هر دو بلوک علی رغم تضاد منافع برای مقابله با انقلاب اسلامی متحد شده بودند.

 

این روند ادامه داشت تا فروپاشی شوروی در سال 1369(1991) که تز جهان تک قطبی را آمریکایی ها مطرح کردند. در این پروژه تنها رقیب غرب اسلام تازه احیا شده توسط انقلاب اسلامی بود.

انقلاب اسلامی نه تنها اسلام ، بلکه دین و دینداری را زنده کرد ، به انسانها هویت داد و نیازهای فطری آنها را به خوبی جواب داد. بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی بویژه شیعی از جمله پاکستان و عراق و لبنان پیش خطری بود که غرب متوجه آن بود و راههای مختلفی را برای مقابله با آن آزمود.

نظام سلطه جنگ 8 ساله را به ایران تحمیل کرد تا انقلاب اسلامی را از میان بردارد و برخلاف خواست آنها نه تنها انقلاب اسلامی از بین نرفت بلکه روز به روز قوی تر هم شد. عدم توفیق غرب در جنگ تحمیلی ملتها را متوجه قدرت اسلام کرد و اقدامات خصمانه غربیها موجب شد جهانیان بفهمند که می توان در برابر هژمونی غرب ایستاد و با آن مقابله کرد.

نظام سلطه با تهاجم فرهنگی شروع کرد و با شبیحون فرهنگی و ناتوی فرهنگی ادامه داد . عملیات روانی و جنگ روانی راههای مقابله با انقلاب اسلامی بود که غربیها آنها را آزمودند و در سالهای بعد به جنگ نرم و جنگ هوشمند روی آوردند و در نهایت با "مدیریت ادراک و رفتار" به جنگ انقلاب اسلامی آمده اند.

این جنگها الزاماتی دارد از جمله بکار گیری رسانه ، هنر ، اقتصاد و سیاست که غرب همه الزامات و ابزارها را مهیا کرد . میلیاردها دلار هزینه شد و چندین شبکه ماهواره ای و تلویزیونی به راه افتاد ، روزنامه های زنجیره ای و مجلات و نشریات متعدد و رنگارنگ را براه انداختند و چندین هزار نفر از جمله خبرنگاران و روزنامه نگاران ، اساتید دانشگاه ، نویسندگان و اهالی هنر و سینما و اعضای فعال و سرشناس احزاب گروهها و نمایندگان مجلس به بهانه های مختلف تحت آموزش قرارگرفتند تا ستون پنجم نظام سلطه برای براندازی انقلاب اسلامی باشند .

 

نظام سلطه در دو جبهه به جنگ انقلاب اسلامی آمده است ، در جبهه داخلی بوسیله  گروهها و احزاب به اصطلاح اصلاح طلب و در جبهه خارجی با راه اندازی و تقویت گروههای تکفیری همچون طالبان ، القاعده ، داعش و...

همه این اقدامات قطعاً بدون برنامه نبوده و درجایی اطلاعاتی جمع آوری شده و توسط متخصصین برنامه ریزی صورت گرفته است .

در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی سازمان سیا(CIA) همایشی را با حضور مدیران و کارشناسان امر و با هدف پیدا کردن راههای مقابله با شیعه  تشکیل داد . در این همایش کارشناسانی از سازمان اطلاعاتی انگلیس که تجربه زیادی در فرقه سازی دارند حضور داشتند.

موضوع همایش چگونگی رویارویی با انقلاب اسلامی بود ، در این همایش گفته شد که انقلاب اسلامی در ایران یک انقلاب شیعی است پس باید شیعه را و توانمندی های آن را شناخت و بعد تصمصم گیری کرد . در همان ابتدای کار 40 میلیون دلار برای این موضوع اختصاص یافت. محققینی به کشورهای شیعی از جمله لبنان و پاکستان اعزام شدند . دوسال شیعه را در تمامی ابعاد بررسی کردند و نتیجه را به اتاق فکری که در سیا تشکیل شده بود ارائه دادند. براساس تحقیقات انجام شده مشخص گردید شیعه سه قدرت فوق العاده دارد که سبب ماندگاری آن شده است.

قدرت اول شیعه جهاد و شهادت است که از کربلا و عاشورا و قیام امام حسین ناشی می شود و قدرت دوم انتظار و مهدویت است که شیعه بواسطه آن همیشه پویا و زنده است و قدرت سوم شیعه که دو قدرت دیگر را حراست می کند مراجع دینی هستند که تاکنون با توجه به ویژگی های خاصی که در آموزه های شیعه وجود دارد در برابر حکومتهای ظالم ایستادگی کرده اند و مردم هم به جهت ویژگی ولایت مداری آنان که آنهم از آموزه های شیعه ناشی می شود کاملا از مراجع دینی پیروی می کنند.

برای هریک از منابع قدرت شیعه برنامه هایی را تنظیم کردند که در طول 30 سال اجرایی شده است. اگر وضعیت فعلی مداحی ها و موضوعاتی که در رابطه با مهدویت و حتی قیام امام حسین (ع) در جامعه مطرح می شود را مدنظر قرار دهیم خواهیم دید که همه این موضوعات در این راستاست و همچنین حملاتی که به ولایت فقیه شده و می شود نقشه از پیش تعیین شده دشمن است که داخلی ها بدون تفکر آنرا گسترش داده اند.

اما مهمترین تصمیمی که در آن جلسه گرفته شد ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی و از بین بردن شیعه بوسیله اکثریت سنی بود که امروز به وضوح در جوامع اسلامی مشهود است . راه اندازی گروههای افراطی مذهبی از جمله طالبان و داعش و... بدین منظور بوده است.

موضوعاتی که مطرح شد مقدمه تیترواری است که بصورت خلاصه عرض کردم . دوستان عزیز می توانند در هریک از موضوعات مطرح شده مقالات متعددی را در اینترنت پیدا کرده و مطالعه نمایند.

حال در این فضا ولی امر مسلمین نامه ای را به جوانان اروپا و آمریکا می نویسد . نامه ای از روی خیرخواهی و نامه ای که پدری به فرزندانش می نویسد . باید بگویم امام خامنه ای تمامی خصوصیات رهبری الهی را داراست و نگارش اینچنین نامه ای هم از همین ویژگی حضرت آقا ناشی می شود.

رهبران الهی در برابر ستمی که بر بشریت می رود احساس مسئولیت می کنند و درجهت رفع آن برمی آیند و در این مقطع زمانی وضعیتی که جوانان غربی در آن  قرار دارند درحقیقت ستم مضاعفی برآنها از سوی سیاست مداران و رسانه های غربی اعمال می شود. بدینجهت است حضرت آقا با نگارش این نامه تلاش می کنند . آنان را از زیر یوغ ستمکاران نجات دهند.

پرسیدید حضرت آقا چرا این زمان را برای نگارش نامه انتخاب کرده اند؟

به نظر می رسد وقایعی که در فرانسه روی داد که قطع به یقین یک سناریوی صهیونیستی غربی بود مقدمه ای است تا نظام سلطه اسلام ستیزی را وارد فاز جدیدی بکند . فلذا ولی امر مسلمین با فراست این توطئه را شناسایی نموده و راه چاره را آگاهی بخشی عمومی به جوانان غربی انتخاب کرده اند.

فکر می کنید جامعه جوان غربی با این موضوع چگونه برخورد خواهد کرد؟ آیا ظرفیت لازم در جوانان غربی برای پذیرش این دعوت الهی وجود دارد؟

به نکته خوبی اشاره کردید " دعوت الهی" بله این اصطلاح بیشتر مناسب نامه رهبر مسلمانان است، حضرت آقا درواقع از موضع یک رهبر الهی جوانان را که فطرتی پاکتر نسبت به بقیه جمعیت کشورهای غربی دارند مورد خطاب قرار داده است. ایشان می خواهند جوانان غربی را به حقیقت رهنمون سازند همان حقیقتی که انسان غربی به شدت تشنه دریافت آن است.

 

نامه ای برای شما – اگر به دنبال کشف حقیقت هستید

در مقدمه گفتیم که جامعه غربی به این باور رسیده است که اندیشمندان و سیاستگزاران و حاکمان کشورهایشان تاکنون آنها را در راهی پیش برده اند که به جزء تباهی پیامدی برای آنها نداشته است و گفتیم که فطرت انسان غربی بیدار شده و دیگر مکاتب دست ساز بشری را برنمی تابد و به دنبال گمشده خود است ، گمشده ای که حاکمان شان آنرا پنهان کرده اند برای همین است که دین گرایی در غرب به شدت در حال گسترش است و البته انقلاب اسلامی بر سرعت آن افزوده است وگرنه رویکرد مردم به دین نتیجه سیاستهای غلطی است که قرنها در جوامع غربی اجراء شده و درنهایت شکست خورده است.

گروهایی مانند داعش را خود غربیها به دو منظور بوجود آورده اند یکی همان که گفته شد(به اصطلاح نابودی شیعه) ودیگری ارائه الگویی از اسلام که جمعیت تشنه فطرت ، خدا ، ایمان و دین با دیدن آن از فکر دین گرایی بیرون بیاید و یا حداقل به سوی ادیان ساختگی سوق داده شوند.

مخاطبین نامه امام خامنه ای را به سه دسته می توان تقسیم کرد.

دسته ای که وجدان بیداری دارند و از زیر بمباران اطلاعاتی رسانه های غربی بیرون آمده و بدنبال حقیقت می گردند که بلافاصله با دریافت پیام به آن ایمان خواهند آورد.

دسته دیگر که بیشتر تحت تاثیر تبلیغات دروغین غرب هستند با شک و تردید به آن نگاه خواهند کرد ولی این عده هم بالاخره حقیقت را کشف خواهند کرد منتهی کمی دیرتر و دسته سوم کسانی هستند که کاملا در نظام حاکم بر غرب استحاله شده اند که این گروه به مقابله با پیام رهبر مسلمانان برخواهند خواست که ما وظیفه داریم برای هر دسته برنامه داشته باشیم و بدون برنامه به دنبال باز نشر پیام نباشیم.

قابل ذکر است که حضرت امام خمینی (ره) با پیامهایش تمدن غربی را به چالش کشید و امروز امام خامنه ای با فراست مثال زدنی می خواهد تیر خلاص را بر تمدن الهادی غربی بزند.

چرا حضرت آقا شخصاً نامه را نگاشته اند؟ آیا مراکز فرهنگی و حوزه های علمیه نمی توانستند اینکار را انجام دهند؟

در گذشته هم اتفاق افتاده که در موضوع خاصی حضرت آقا شخصاً وارد میدان شده اند و این بدان علت است که بخشهایی که باید کاری را انجام دهند ظرفیت لازم را نداشته اند و یا در اثر بی بصیرتی نخواسته اند کاری را صورت دهند. شاهد بر آن بحث تهاجم فرهنگی است که حضرت آقا از سال 1376 به کرات بر وجود آن و همچنین تغییر سیاست و روش دشمن تاکید کردند ولی کسی گوشش بدهکار نبود فلذا حضرت اقا موضوع را با جوانان کشور مطرح نمودند که پس از آن موج مقابله با تهاجم فرهنگی در جامعه براه افتاد که ثمراتش را در فضای مجازی به عینه مشاهده می کنیم.

علت دوم این است که این پیام اگر از سوی مراجع آن در کشور صادر می شد حتماً دربرابرش موضع گیری می شد و مخاطبین از پذیرش آن سرباز می زدتد ولی به لحاظ جایگاهی که حضرت آقا در جامعه جهانی دارند و حقیقتاً بعنوان یک رهبر الهی شناخته شده اند ، پیام بیشتر و بهتر مورد پذیرش مخاطب قرار خواهد گرفت.

دنیا به این باور رسیده است که حضرت آقا حرفهایش و پیامهایش سیاسی نیست و هیچ وقت منافع شخصی در آن مدنظر نبوده و نیست و تماماً در راستای خیرخواهی برای جامعه بشری و چاره جویی برای مشکلات اصلی جهان است . این نکته مهمی است که هیچیک از رهبران دنیا از این خصوصیات برخوردار نیستند.

این ویژگی حضرت آقا در گسترش پیام بسیار موثر است.

 

با توجه به سابقه طولانی فعالیت در فضای مجازی چه روشهایی را برای بازنشر پیام حضرت آقا پیشنهاد می کنید؟

بنده چندین بار نامه حضرت آقا را با دقت خوانده و از زوایای مختلف آنرا بررسی کردم . جنگ نرم ، رسانه ، فرهنگی ، سیاسی و...

همانطور که عرض کردم حضرت آقا برای ادای تکلیف این پیام را داده اند ، بدینجهت بار اعتقادی پیام بسیار پررنگ تر از وجوه دیگر آن است فلذا کسانی هم که می خواهند این پیام را بازنشر کنند باید اینکار را بعنوان ادای نکلیف انجام دهند و اینطور نباشد که هرکس هر کاری می کند به دنبال درج نام و نشان خود در آن باشد .

حضرت آقا چندسال پیش بیانات مهمی در رابطه با فرهنگ و تهاجم فرهنگی داشتند ، در این سخنرانی فرمودند "عرصه فرهنگ عرصه جهاد است ، هرکس در این میدان وارد می شود باید الزامات آنرا مهیا نماید"(نقل به مضمون)

واما در باره بازنشر پیام ، یکی از اصلی ترین مراحل تهیه و نشر پیامهای عملیات روانی تولید پیام است و شاید مهمترین بخش آن . در مورد پیام حضرت آقا به جرات می توانم بگویم قوی ترین پیامی است که در عرصه جنگ روانی و نرم تولید شده است.

این پیام تمامی ویژگیهای پیام شاخص و برتر را داراست . سطوح پیام ، نوع پیام ، مخاطب شناسی ، موقعیت زمانی و ابزار انتقال پیام همه در خود پیام مستتر است فقط می ماند روشهای بازنشر آن .

 آغاز انتشار پیام از شبکه های اجتماعی و موبایلی بوده ولی باید ً به فضای حقیقی  هم سوق داده شود و در فضای مجازی هم شبکه های اجتماعی و موبایلی نقش تهییج مخاطب دارد ولی نمی تواند محتوا را بازنشر کند و می بایست در فضای وبلاگستان بصورت گسترده و با زبانهای مختلف بازنشر شود.

در شبکه های اجتماعی هم کارشناسان و فعالان این شبکه ها باید ضمن شناسایی گروههای مختلف هدف پیام را مطابق با ذائقه و سلایق آنها و با توسل  و بکارگیری هنر به شکل زیبایی ارائه گردد همانطور که خود پیام دارای شاخصه های زیباشناختی است.

دوستان توجه داشته باشند که در غرب مخاطب ما در سیطره رسانه ها هستند و رسانه های غربی هم برخلاف ادعایشان نحمل شنیدن صدای مخالف را ندارند و خودسانسوری شدیدی هم بر آنها حاکم است فلذا مخاطب ما اسلام را همانگونه که رسانه ها ترسیم کرده اند تصور می کنند یعنی داعش با تمام خصوصیاتش ، خشن ، بدون منطق ، مخالف اندیشه و اندیشیدن و علم و دانش ...

مرحله اول شکستن تصویری است که در ذهن مخاطب شکل داده اند . خود پیام راه را به ما نشان داده است ، سئوالات و درخواست های حضرت آقا از جوانان ابزار خوبی برای ایجاد شک و تردید در ضمیر ناخودآگاه گروه هدف است . به نظرم اگر روی همین سئوالات کار کنیم از این مرحله عبور خواهیم کرد . پس کلمات کلیدی که در این مرحله بکار گرفته می شود سئوالات طرح شده در پیام است و جمله کلیدی اصلی هم می تواند " نامه ای برای شما ، اگر به دنبال کشف حقیقت هستید – letter for you % if you are looking the truth " باشد.

جوانان در هر کجای دنیا باشند دارای ویژگی های مشترکی هستند از جمله حقیقت طلبی ، روحیه انتقاد به وضع موجود ، تحرک و تغییرات در دیدگاه و رفتار و ... که متاسفانه در غرب غول عظیم رسانه ای همه خصوصیات جوانی و نوجوانی را در کنترل خود گرفته و بصورت نامحسوس هدایت شان می کند.

جوان غربی اگر بفهمد حاکمان و رسانه های غربی به او دروغ گفته است اعتمادش را نسبت به این دو گروه مرجع از دست خواهد داد البته گروههای مرجع دیگری هم هستند که کاملا در راستای منافع نظام سلطه هستند . هنرمندان و ورزشکاران و اساتید دانشگاهها که در دانشگاهها افراد مستقل هم وجود دارد که می توان از آنان برای پیام رسانی استفاده کرد.

جوان غربی برای کشف حقیقت لازم است ابتدا بفهمد که حقیقت را از او پنهان کرده اند سپس باید حقیقت را بی کم و کاست و از منبع اصلی آن دریافت کند.

برای شکستن حصار فکری مخاطب در فضای مجازی می توانیم از روشهای مرسوم هم استفاده کنیم. مثلا موسسات فرهنگی مسابقه بین المللی باعنوان "5 جمله مهم از نظر شما در نامه رهبر مسلمانان به جوانان غربی چیست؟" برگزار نمایند و جوایز را هم می توان بورسیه دانشگاه و مدرسه و یا جوایز مرتبط با علم و دانش انتخاب کرد و تعداد هم می تواند به تعداد سوره های قران کریم (114) و یا سالگرد تولد عیسی مسیح (2015) باشد.

این مسابقه را باید موسسات فرهنگی غیر دولتی برگزار نمایند تا مخاطب رغبت بیشتری برای مشارکت در آن را داشته باشد. مدت مسابقه هم باید محدود باشد تا متخصصین جنگ نرم از نتایج آن قدم و مرحله بعدی را برنامه ریزی نمایند.

مسابقه بعدی که لازم است اجرا شود و کاربرد خوبی در بازنشر پیام دارد ، مسابقه " آنچه که از اسلام تصور می کردم و اکنون کشف کردم" این مسابقه می تواند مدت دار باشد.

مسابقه " یک جمله زیبا و واقعی از اسلام" هم برای بازنشر پیام مهم است.

مسابقه طراحی (گرافیکی) با موضوع اسلام و همینطور طراحی تم های زیبای موبایل و ارائه رایگان برای عموم و طراحی تقویم دیواری سال 2015 که در آن سئوالات حضرت آقا تعبیه شده برای برنامه ما خوب و موثر است.

اینها پیشنهادهای اولیه است ولی باید منخصصین امر در هر حوزه در یک اتاق فکری جمع شوند و برنامه های دقیقی را طراحی نمایند.

یک نکته مهمی هم در این میان هست که باید مدنظرمان باشد . درسته که این پیام در شبکه های اجتماعی و موبایلی بازنشر شده ولی لازم نیست همه فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی را تشویق کنیم وارد این شبکه ها شوند که در اینصورت وارد زمین بازی دشمن خواهیم شد . ماموریتی که ما در این فضا داریم را باید کارشناسان و متخصصین امر انجام دهند نباید بسیج عمومی بدهیم.

همزمان با تهییج مخاطب برای مراجعه به اصل پیام لازم است پیام را در سطح وسیع و به زبانهای مختلف بازنشر کنیم که این را هم وبلاگ نویسان مسلمان باید انجام دهند. مراکزی هم باید تولید محنوا کنند و در اختیار وبلاگ نویسان قرار دهند.

لازم است ترجمه قرآن به زبانهای مختلف توسط وبلاگ نویسان مسلمان در سطح وسیع منتشر گردد.

در کنار این فعالیتها لازم است سیره نبی مکرم اسلام(ص) هم به زبانهای مختلف تهیه و منتشر گردد و همینطور یک کتابی که بصورت ساده اسلام را به مخاطب معرفی می کند.

نکته مهم : ما هرکاری را انجام می دهیم باید با برنامه باشد فلذا تشکیل اتاق فکر متشکل از فعالان فضای مجازی اعم از وبلاگ نویسان ، فعالان شبکه های اجتماعی ، فعالان شبکه های موبایلی ، متخصصین جنگ نرم ، جامعه شناسان ، روانشناسان و... لازم و ضروری است و یک شورایی برای ایجاد هماهنگی بین بخشی.

 

در پایان اگر نکته ای مدنظرتان است بفرمائید

بازهم تاکید می کنم برای بازتشر این پیام تاریخی باید شورای هماهنگی و یا سیستمی شبیه به این لازم است تا از تمام ظرفیتهای موجود استفاده شود .

یادمان باشد این پیام از سر خیرخواهی صادر شده و نامه ای پدرانه است به جوانان غربی.

فکر می کنم این پیام سرآغاز یک جنبش عظیم جهانی برای مقابله با نظام سلطه است پس باید خیلی مراقب باشیم که دشمنان در بازنشر آن انحراف ایجاد نکنند هم عوامل داخلی و هم خارجی . نباید وارد حاشیه ها شویم و تمام انرژی مان را برای انتقال پیام به مخاطب صرف کتیم.

و در نهایت اخلاص و اخلاص و اخلاص که اکر نباشد کارهایمان ابتر خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمه الله

مصاحبه از مهدی کریمی کارشناس شبکه های اجتماعی و موبایلی پاونا

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی



حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه،تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/12:: 2:20 عصر     |     () نظر
آیت الله جوادی آملی :سلام و عرض تحیت .خواستم راجع به این موضوع خدمت مبارکتان عرض کنم مرگ و زندگی در عرض هم قرار دارند نه در طول هم پس چه شادی کنی چه گریه فایده ای به اصل قضیه که انا لله الله و انا علیه راجعون ندارد . خوب و بد باید از این دنیا بریم حالا اگر در بهشت الزهرای خودمان تشریف ببرید و دم غسال خونه چند ساعتی تحمل دیدار مردگان را به خود دهید -
شاهد خواهید بود یک به دنیای باقی شتافته ای است که اهل بیت و اهل مردم بر پشتش قطار قطار ایستاده و نماز میت می خوانند و بجای چهل مسلمان اعلام رضایت برای آمرزش آن کنند شاید چهل هزار نفر هستن و شاید کمی بیش و کمی جمع و خاندان آن مسلمان به قدری از مرگ پدر برایشان خیر و برکت رسیده و بدهی و یا واجبی بر گردن ورثه اش نگذاشته و در وادی عمر تا توانسته خیر کرده و تا آنجا که توانسته از ظلم و آزار مردم جسته و -
در ارتکاب آن فرضا یا جبران کرده و یا توبه و تا جایی که توانسته در رد آن دین به دیگری کوشیده و ولا آخر اگر خاطر شریفتان یاری کند گفتم آن مرده با فرازی باقی به سوی دنیای باقی (شتافته)نه با لرز و ترس و وحشت از مرگ به آن دنیا رکاب شده - شما
بگذریم در همین اسنا هم می بینید مرده ای آورده شده که آن هم در زمانی که قصد بستن در غسال خانه را ببندند یعنی مازاد بر تغسیل بی صاحب در درب بهشت زهرا آن خدا بیامرز خوابیده (چرا می گم خدا بیامرز چون نمی دانم که بوده چه کرده به که ظلم کرده به که خیر کرده و برا چه بی صاحب و اهل بیت یک خدا بیامرز دم در گذاشته شده و آنچه می گویم در بسط این خطابه مبنی بر حدث و آنچه باقیات و شواهد - شما (
به آن احتمال بیشتر و عقل پسند تر و دلایل به آن متوجه می شود راجع به قسم دومی که عرض می کنم آثار و بقای لفظ دارد و احتمالات بر آن حاکم است نه مصدقات یعنی نه شما و نه من از کرده این مرده خبر نداریم و هرچه می گوییم بر پایه ظن و احتمالات است از آنچه شاهد آنیم و از آنچه عقل ما به سوی حدسش ما را بر می تاباند حال بگذریم برگردیم سر اصل سخن) -
خوب جناب آقای جوادی آملی این شخص چرا کسی را برای خاک سپاری ندارد؟چرا هیچ کس که هر بشری لااقل در طلایه عمرش دو رفیق و لااقل دو دوست که توانسته برای خود نگهدارد که این مرده خدا بیامرز این دونفر هم نداشته که منتظر تقصیل و مشایعتش تا قبر باقی ببرند و خاک کنند بر او باقی مانده که گاهی می بینیم اینگونه افراد بدون اینکه نماز موتشان خوانده -
شود در ماشین شهرداری میرود و در جواری از این بهشت الزهر بدون آنکه کسی برای مرگش گریه و یا شادی کند خاک می شود اینجا این سوال برایتان این سوال پیش می آید که چرا یکی آنگونه و دیگری اینگونه خاک شد و چیزی که اولین حدث و گمان شما به آن حکم می کند این مرده به دیار باقی( فرستاده شده)در طول زندگی کسی را چه به کرده خوب چه به کرده بد -
نداشته چیزی که 90درصد ان لااقل یک نفر را می توانسته برای خود نگهدارد تا روز مرگش بر جنازه اش نماز بخواند ولی این مرده آن را هم نداشته برخی هم می گویند چون پول دفن و خاک را خانواده اش نداشتند ان جنازه را بی صاحاب گذاشتن و رفتن اینجا هم این سوال پیش می آید که ایا این مرده اونقدر خیر و برکات یا مهر و خدمات نداشته که لااقل اهل بیتش برای کفن و دفن و نماز بر سر مرده اشان خوانده شود مرده را به امان خدا - 
در غسال خانه ول کردن و رفتن یعنی مرده آنها برایشان هیچ ارزشی و یا خدمتی برای کسی نداشته و برای کسی و برای خود دوستی و خانواده ای که به آنها یا خدمت کرده باشد یا نگهداری کرده باشد نمانده و اگر بعد از خاک کردنش دیدید جناب آملی خانواده فقیر بعد از خاک کردن آن شخص توسط شهرداری سرو کله اشان در سر قبر پیدا شود که معمولا نمی شود -
و پای سخن و درد دل آنها نشستن و پرسیدن از اینکه این مرده چرا برای شما آنقدر بی ارزش بوده که حتی ابتداعی ترین کارها که برای یک مرده ثواب دارد آنها از خیر ثوابش هم گذشته آن را در بر غسال خانه ول کرده اند می بینید پسرش یا یکی از همراهان با خنده می گوید بهتر که مرد چون برای ما نه پدری کرد نه مردانگی در طول عمرش حالا ام که مرده از فردا باید منتظر طلب -
کاران و شاکی یانی باشیم که درب منزل ما خواهند آمد و طلب مال یا طلب ظلمی که بر آن شده را می طلبند و ما هم حوصله این کار را نداریم جنازه را گذاشتیم آنجا که لااقل شاکیانی که پشت درخت و این ور و اونور غسال خانه ایستاده اند تا ببینند که می رود سر جنازه بابا یا دایی یا هرکه می تواند باشد ما راشناسایی می کنند و بعدش الله و اعلم . -
ببینید حاج آقا آملی یکی را آنگونه با صلوات و دعا خاک کردن و ملت به جای چهل نفر اعلام رضایت از ان به سوی خدا شتافته می نمایند و دیگری مرده ای می شود که طلبکاران و خانواده اشان فقط انتظار انتقام یا گرفتن حقی که نداده و خرده شده را به دیار باقی می برند حالا شما این دو فرد را اینگونه و اینچنین یاد می کنید که نباید برای هر دوی ان مرده ها انتظار گریه و در جای دگر شادی و یا بی تقفاوت گذر کردن یک شکل برای - شما (
شما تعبیر می شود آقای جوادی املی یکی چون حضرت اماتم ره وقتی به ملکوت اعلی پیوست یک ملنت عزایش را کشید و بر روحش صلوات فرستاد حتی دشمنانش هم وقتی این جمعیت عزا دار را که دید لااقل 50 درصد آنها از این جمعیت حاظر فهم به این بردند که این مرد در دنیای خود آزمون به سپرده کرده و حالا که به دیار باقی می شتابد نه از برای فرار از دنیا -
بلکه پایان انتظاری است برای آنچه که در این دنیا کاشته و قرار ش با خدا این بوده که کرده خویش را که پست پیش تاز کرده از آن خیر ببرد و در نزد خدای خویش روزی بگیرد خوب شما مرگ ایشان یا شهیدی که در راه خدا و ملتش شهید شده و اندوهی که از جانب بازماندگانش جاریست هرچند او خود راضی و خوشحال به سوی دیار باقی دویده با کسی مثل صدام یا فهد یا هرکوف بی درمونی که -
در دنیا خیری نکرده و در کنارش چه پدرانی که بی فرزند کرده و چه فرزندانی که بی پدر کرده و چه ظلمهایی که از بحر رضایت و اعلام او بر ملتی یا خاندانی روا شده با شهیدی که برای کشورش شهید شده به یک دیده نگاه می کنید و از اینکه چرا عده ای از مرگش خوشنود و خندان شدند اعلام نارضایتی می کنید؟ -
جناب آملی اگر خدایی نکرده و دور از جون عزیزان و بسته گان متعال که بی شک از خیران و نیکان هستند اگر روزی کسی عزیزی از شما را ازتان به ظلم بگیرد و دگر روز آن ظالم کشته یا به مرگ طبیعی بمیرد شما برای او هم اندهگین و حتی گریه می کنید؟ -
آقای آملی از قدیم گفتن یک سوزن به خود بزن یک جوالق به مردم کسی که ظلم کرده در طول عمرش و نه خیری که از خود باقی نزاشته جز ظلم و کفر و خیانت و گرفتاری و گناه کرده ای از خود باقی نگذاشتن شما آیا می دانی چه ظلمهایی که فقط صدام به ملت خویش حتی نه به ملت ما خیانت و ظلم و بیدادی که به مردم خویش نمود -
و ظلم و جنایاتی که فهد به جهان اسلام فقط نمود و چه مردم مظلومی و فرزندان کشته و بی پدر مادری که با چراغ سبز آقای فهد بی پدذر و بی مادر و مادر بی فرزند و خونه خراب در همین غزه با پول این آقا کشته شدند و بیچاره شدند آیا با مرگش انتظار داری این خونه خراب ها و بدبخت شده ها برایش تشییع جنازه و طلب مغفرت کنند -
من فکر می کنم شما تز مدینه منوره افلاطون را تعمیم داده ای به این دنیا هم کشیده شده حتی در تز مدینه منوره هم گفته نشده که برای ظالم در مورد عدم ضرورت خوشحالی و دعای شکر از خدا برای نابودی ظلم و ظالم سخن نگفته است. -
حاج آقا آجواد آملی ضرورت داره!والله ضرورت داره به الله خدا گفته که ظالم را با او دوستی و از گناهانش گذشت و بی توجه ای کنید و برای مردن ظالم از خدای متعال طلب شکر کنید طلب شکر با گریه است یا با فراغی باز و احساس خوب از مرگ ظالمی که وجودش باعث ظلم و ضرر به مسلمین و غیر مسلمین می شود خدا گفته دعای شکر به جای آورید فکر کنم اینقدر تو ضیح برای درک اینکه چرا برای مرگ ظالمی دعای شکر و شادی کنند را درک کر -
کرده باشید یکی عاشقت و تو هم عاشق شی نگران اونی که نگیر دلش نگیره مگه بمی شه باشی و اون تنها بماند مگه می شه نیکی بی خوبی بره از خاطر کسی نگو دیگه مرده و آب از سر مسلمین گذشته یک شب همه چی می شه به خدا گله کرد و نه فقط حوصله کرد به تو ظلم می کنه و پاسخ ظلمش از دستت خارج اینجا خدا فرمونده ذره ای خوبی را به نیکی شره ای ظلم را به او پاسخ می دهد زندگی این است - شما (ویرا
هرخاطره غروری دارد و هر عمل پاسخی دارد پاسخ خیر خیرخواهی است و پاسخ ظلم جنگ با ظالم و نابودی ظالم و گفته شده از خدا برای از میان برداشاتن ظالم از تسلط و ظلم شما خدا را دعا کنید و سجده شکر به جای آورید آقای جوادی عاملی ضرورت شادی بر می گرده به کرده طرف شاکی از آن شاکی چون او ندیده یا درک نکرده ظلم و ستم چقدر سخت و طاقت فرساست کشتن فرزندی که هنوز سخن گفتن بلد نیست - شما (
سرش بریده شود به جرم شیعه بودن مسلمان دیگری کشته شود برای طلب حق خویش کردن و اگر هر که جز این کند یعنی خوشحال از مرگ ظالم و ناراحت از مرگ مظلوم در خرد و سلیم بودن آن باید شک کرد جناب استاد جوادی آملی سخن به درازا کشید و امیدوارم از این بسیط سخن گفتن حوصله جمع را ظایع نکرده باشم و خرد عالمی را از گفته هایم پریشان نکرده باشم -
و هر چه گفتم و راندم برداشت خویش بوده از این بیانات پس بر صحه و غلط بودنش پریشان نمی شوم چون نظری برگزیده است که جامع الشمول باشد نه اینکه تنها به نظر خویشتن و پافشاری به سخنی کنم که جمعی با دلیل و برهان حقانیت و صحتش را تایید کند والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته حیدر حیدریم حیدریه حیدر است لافتی الا علی لا سیف الی ذوالفقار کیوان گیتی نژاد حیدری استشهادی و ذولیمین هویدا سردار تنهای امام مصلح سید -
علی حسینی خامنه ای که هستی او فدا شود به خاطر یک تار مویث حیدرم امام مصلح سید علی امین یا رب العالمین -

نظر


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/9:: 12:15 عصر     |     () نظر

Increase text size  Descrease text size  <span style=

 

مروری بر کارنامه دولت تدبیر و امید در داعیه ولایت مداری

رهبر انقلاب در طول یک سال و نیم گذشته از عمر دولت جدید، در مواردی تذکرات جدی به دولت داده‌اند و نسبت به رعایت حقوق مردم و منابع ملی از سوی دولت مردان از آن‌ها مطالبه کرده‌اند. البته ایشان از منتقدین دولت نیز خواسته‌اند تا در انتقادها مراعات حال دولت را بکنند.

 

همه تذکرات رهبر انقلاب به دولت یازدهم

 

دیدبان: رهبر انقلاب اسلامی در قبال همه دولت‌‌ها، مشی حمایتی داشته‌اند و همواره از تلاش‌ها و اقدامات بجای دولت‌های مختلف حمایت کرده‌اند. با این وجود، هر کجا که لازم بوده است تذکراتی را نیز به دولت‌ها داده‌اند و جهت اصلاح آن دسته از اقدامات دولت‌ها که در راستای منافع ملی نبوده است، اقدام کرده‌اند. در طول سال‌های زعامت و ولایت رهبر معظم انقلاب تاکنون چهار رئیس جمهور بر سرکار آمده‌اند که همه آن‌ها مورد حمایت رهبر انقلاب بوده‌اند و البته همه آن‌ها نیز آنجا که لازم بوده است از ایشان تذکراتی گرفته‌اند. «همه‌ی دولت‌هایی که بعد از انقلاب سر کار آمدند، دولت‌های منتخب مردمند و بنده در همه‌ی این دوره‌ها - آن‌وقتی که مسئولیّت داشتم - از همه‌ی این دولت‌ها حمایت کردم. همه‌ی دولت‌ها هم نقاط مثبتی دارند، [هم] نقاط منفی‌ای دارند؛ هیچ دولتی نیست که بگوید من همه‌ی نقاطم مثبت است یا کسی بگوید همه‌ی نقاطش منفی است؛ نه، مثبت و منفی مخلوط است»(1) در این بین دولت یازدهم نیز در برهه هایی با تذکرات رهبر انقلاب مواجه شده است و ایشان نسبت به برخی از اقدامات و رویکردهای دولت موضع گرفته‌اند. در ادامه به تذکرات رهبر معظم انقلاب خطاب به دولت یازدهم در طول یک سال و نیم گذشته اشاره می‌شود:

انتقاد از اقدامات نابجای دولت در سفر به نیویورک

در مهرماه 92 و در حالی که تنها دو ماه از روی کار آمدن دولت یازدهم می‌گذشت، رئیس جمهور و وزیر امور خارجه و تنی چند از دولت مردان جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کردند. در این همین سفر بود که روحانی و رئیس جمهور آمریکا به مکالمه تلفنی پرداختند و وزاری خارجه آمریکا و ایران نیز با هم دیدار کردند. همین اقدام نابجای رئیس جمهور و وزیر خارجه مورد انتقاد رهبر انقلاب قرار گرفت: «برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد، به نظر ما بجا نبود.»(2) بعد از همین موضع‌گیری رهبر انقلاب بود که ظریف در دیدار با اعضای کمیسیون امنیت ملی اذعان کرد؛ که گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما و طولانی شدن دیدار خودش و جان کری، اقدامات نابجای سفر نیویورک بوده است.

تاکید بر دفاع از حقوق هسته‌ای ملت در مذاکرات

رهبر انقلاب همواره بر حمایت از تیم مذاکره تاکید کرده‌اند و عنوان داشته‌اند که از آن‌ها حمایت خواهند کرد؛ با این همه، ایشان بر لزوم دفاع از حقوق ملت به ویژه حقوق هسته‌ای در مذاکرات، توسط تیم مذاکره کننده سخن گفته‌اند. ایشان در روزهای پایانی آبان 92 در حالی که بر حمایت از تیم مذاکره کننده تاکید کردند، بر لزوم دفاع از حقوق ملت و عدم عقب نشینی آن‌ها، نیز اصرار داشتند: «اصرار دارم بر تثبیت حقوق ملّت ایران، از جمله مسئله‌ی حقوق هسته‌ای؛ اصرار داریم بر اینکه از حقوق ملّت ایران یک قدم عقب‌نشینی نباید بشود. ما البتّه در جزئیّات این مذاکرات مداخله نمی‌کنیم؛ یک خطوط قرمزی وجود دارد، یک حدودی وجود دارد، این حدود باید رعایت بشود؛ این را گفتیم به مسئولین و موظّفند که این حدود را رعایت کنند؛ از هارت‌وهورت دشمنان و مخالفان هم واهمه‌ای نداشته باشند و ترسی به خودشان راه ندهند.»(3)

با مسائل فرهنگی شوخی نمی‌شود کرد

حوزه فرهنگ از جمله مواردی است که رهبر انقلاب همواره نسبت به آن حساسیت داشته‌اند و لزوم توجه جدی به آن را از دولت‌های مختلف مطالبه کرده‌اند. از جمله حوزه‌هایی که دولت یازدهم در طول یک سال و نیم گذشته از رهبر انقلاب تذکر گرفته است، همین مسئله است: «این همه کارهای گوناگون فرهنگی که در سطح کشور انجام می‌گیرد، اگر فرض کنیم دولت‌ها بخواهند هم این کارها را انجام بدهند، نمی‌توانند انجام بدهند؛ کار مردم است. اما این موجب نمی‌شود که اگر شما یکجا دیدید که فرض بفرمایید یک حرکتی دارد در همین کارهای مردمی انجام می‌گیرد که دارای آسیب اجتماعی است، داخل نشوید و بگویید من دخالت نمی‌کنم؛ نه، اینجا لازم است دخالت بشود، هدایت بشود، کار بشود.»(4)    

«یک مسئله هم مسئله‌ی فرهنگ است؛ که آقایان هم حالا معلوم شد که نگرانی دارید، بنده هم نگرانم. مسئله‌ی فرهنگ، مسئله‌ی مهمی است. اساس این ایستادگی، این حرکت و در نهایت ان‌شاءالله پیروزی، بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است و تقویت جناح فرهنگی مؤمن، تقویت این نهال‌هایی که روییده است در عرصه‌ی فرهنگ؛ بحمدالله جوان‌های مؤمنِ خوبی داریم در عرصه‌ی فرهنگ و هنر؛ فعالیت کردند، کار کردند؛ حالا بعضی جوانند، بعضی دوره‌ی جوانی را هم گذرانده‌اند؛ ما عامل فرهنگی کم نداریم. ما حتماً در مسئله‌ی فرهنگ‌[باید توجه کنیم‌]، دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند. بنده هم در این نگرانی با شما سهیم هستم و امیدوارم که مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه میکنند. با مسائل فرهنگی شوخی نمی‌شود کرد، بی‌ملاحظگی نمی‌شود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنه‌ی فرهنگی به‌وجود آمد، مثل رخنه‌های اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانه‌ی نقدی داد؛ این‌جوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشکلات زیادی دارد. و واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابی‌اند که روز خطر سینه سپر می‌کنند، هشت سال جنگ تحمیلی می‌روند توی میدان؛ این‌ها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه می‌کنند یا مردم را بدبین می‌کنند، خدمت نمی‌کنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمی‌کنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمی‌شوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمی‌شوند این‌ها؛ لکن خب، ما باید قدر این‌ها را بدانیم.»(5)    

دانشگاه جولانگاه گروه های سیاسی نشود

توجه به پیشرفت های علمی و پرهیز از قرار دادن محیط دانشگاه -به عنوان اصلی‌ترین بستر پیشرفت علمی کشور- به عنوان جولانگاه گروه‌های سیاسی، موضوعی است که رهبر انقلاب اسلامی مکرر بر آن تاکید کرده‌اند و در دولت جدید نیز ایشان این موضوع را به دولت مردان و دست اندرکاران وزارت علوم و حتی وزارت بهداشت متذکر شده‌اند: «نگذارید دانشگاه جولانگاه حرکت‌‌های سیاسی بشود. اینکه ما جوان را به‌عنوان یک موتور محرک تحولات سیاسی بپذیریم، حرف من است... نسل جوان در هر جامعه، موتور حرکت تحولات اجتماعی و تحولات سیاسی است؛ بخصوص جوان دانشجو؛ طبیعتش این است. این حرف دیگری است؛ این غیر از این است که ما دانشگاه را محل جَوَلان گرایش‌های سیاسیای که بعضیشان مخالف با اصل نظامند یا مخالف با جهت‌گیری‌های نظامند بکنیم. این را باید حتما مراقبت کنید و جلوی آن را بگیرید. در این زمینه من این جمله را هم عرض بکنم؛ یک "می‌توانیم"ای را ملت ما گفته؛ نگذارید این "می‌توانیم" تبدیل بشود به عکس آن... این "می‌توانیم" را که در روح این جوان‌های ما دارد جَوَلان می‌کند، نگذارید از بین برود؛ شما هم بگویید می‌توانیم و دنبال کنید این می‌توانیم را.»(6)   

چشم را به دست دیگران ندوزید

تاکید بر توجه مسئولین و دولت مردان به ظرفیت‌های درونی کشور و تکیه بر آن‌ها جهت برون رفت از مشکلات، نکته مهمی است که مکرر در بیانات رهبر معظم انقلاب مشاهده شده است. ایشان بارها به فریب نخوردن از سراب نگاه به بیرون تاکید کرده‌اند و از مسئولین خواسته‌اند که در توهم اتکا به بیرون سیر نکنند: «بنده توصیّه‌ام همیشه به مسئولین محترم این است که برای رفع مشکلات کشور به نیروی درونی این کشور توجّه کنند؛ چشم به بیرون نباید دوخت؛ البتّه مسائل بیرون را باید حل کرد، در این شکّی نیست؛ یک ملّت فعّال، یک دولت فعّال، [یک‌] حکومت فعّال، در همه‌ی زمینه‌ها فعّال است؛ در مسائل بین‌المللی، در مسائل منطقه‌ای، در مسائل دیپلماسی این فعّالیت ها لازم است؛ منتها امید ما بایستی به پشتیبانی و کمک الهی و به نیروی داخلی ملّت و کشور باشد؛ این است که کشور را بیمه می‌کند.»(7)  

«بعضی از مسئولین و دولتمردان - دولتمردان آن دولت، بعد هم دولتمردان این دولت - فکر می‌کنند در قضیه‌ی هسته‌ای ما با آمریکایی‌ها مذاکره کنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلی خب، اصرار دارید شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاکره کنید؛ ولی در همان سخنرانی اول امسال گفتم من خوشبین نیستم؛ مخالفتی نمی‌‌کنم اما خوشبین نیستم.»(8)   

«چشم را ندوزیم به دست دیگران... اصرار هم می‌کنیم که مسئولین هم به نیروی داخلی تکیه کنند؛ از مسئولین هم می‌خواهیم به مردم اعتماد کنند، به نیروی داخلی اعتماد کنند، سعی کنند این سرچشمه‌ی فیاض تمام نشدنی را در داخل، خروشان و فروزان و جوشان کنند؛ این اگر شد، همه‌ی درهای بسته باز خواهد شد. باید این‌جوری حرکت کنند، این‌جوری عمل کنند.»(9)   

«من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هر وقت می‌خواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است.»(10)

اقتصاد مقاومتی را جدی بگیرید

در حالی که رهبر انقلاب به ویژه در سال‌های اخیر تاکید فراوانی بر مباحث اقتصادی داشته‌اند، لزوم ساماندهی اوضاع اقتصادی کشور و توجه به اقتصاد مقاومتی توسط دولت را به اعضای دولت یادآور شده‌اند و بر اقدام عملی در این حوزه تاکید کرده‌اند: «ما امسال را گفتیم سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی، بحمدالله حماسه‌ی سیاسی به‌وجود آمد؛ حماسه‌ی اقتصادی متأسفانه تأخیر افتاد؛ لکن حالا در پایان سال، این سرآغازی برای حماسه‌ی اقتصادی خواهد بود که قطعاً باید ان‌شاءالله در سال 93 با جدیت کامل از سوی مسئولین دنبال بشود و در عمل باید شروع بشود.»(11)   

«به مسئولین دولت عرض می‌کنم: اقتصاد مقاومتی را جدّی بگیرید. خب، رئیس جمهور محترم گفتند، مسئولین دیگر هم کم‌وبیش اظهار کرده‌اند، گفته‌اند، منتها باید عمل کرد: وَ لا مِمَّن عَلی‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ این‌جور نباشد که به زبان بگوییم، در عمل کُند حرکت بکنیم. در اقتصاد مقاومتی تکیه بر تولید داخلی است، بر استحکام بنیه‌ی درونیِ اقتصاد است. رونق اقتصادی هم این است؛ رونق اقتصادی با تولید حاصل می‌شود، با فعّال کردن ظرفیّت‌های درونی کشور حاصل می‌شود، نه با چیز دیگر.»(12)  

رعایت انصاف و نقد کارشناسی دولت های گذشته

دولت یازدهم در انتقاد و تخریب دولت گذشته، به قدری زیاده روی کرده است، که رهبر معظم انقلاب لازم دیدند در این رابطه نیز لزوم رعایت انصاف و پرهیز از نقد در منبرهای عمومی را به دولت یادآوری کنند: «نسبت به دولت‌های گذشته، بهتر این است که نقد به صورت کارشناسی انجام بگیرد؛ نقد در منبرهای عمومی خیلی مصلحت نیست»(13)

با شعار اعتدال جریان مومن را کنار نزنید

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان امسال، به تبیین شعار اعتدال پرداختند و به دولت مردان تاکید کردند که نباید اعتدال بهانه‌ای شود برای منزوی کردن جریان‌های مومن: «شعار دولت، اعتدال است؛ اعتدال، شعار بسیار خوبی است، ما هم تأیید می‌‌کنیم اعتدال را؛ افراط محکوم است و بد است. سفارشی که من می‌کنم این است که مراقب باشید جریان‌‌های مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضی‌ها این کارها را دارند می‌کنند، من می‌بینم در صحنه‌ی سیاسی کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعی می‌کنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر می‌کند، آن جریان است که دولت‌ها را در مشکلات واقعی به معنای حقیقی کلمه حمایت می‌کند، کنار بزنند؛ مراقب باشید. اسلام، مظهر اعتدال است. این «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» اعتدال است؛ «قتِلوا الَّذینَ یَلونَکُم مِنَ الکُفّار» اعتدال است؛ امر به ‌معروف و نهی ‌از منکر اعتدال است - اعتدال اینها است دیگر - معنای اعتدال این نیست که ما از کارهای احساس وظیفه‌ای که فرد مؤمن، جریان مؤمن، مجموعه‌ی مؤمن انجام می‌دهد، جلوگیری کنیم.»(14)   

دولتی‌ها حاشیه سازی نکنند

تاکید بر حفظ انسجام و یکپارچگی مردم و اجتناب از حاشیه‌سازی توسط دولتمردان از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب به دولت یازدهم یادآور شده‌اند و از آن‌ها خواسته‌اند از بیان سخنان غیرلازم و حاشیه‌ساز بپرهیزند: «دولتى‌ها هم مراقب باشند، دودستگى در مردم به‌وجود نیاورند، حاشیه‌سازى نکنند، بعضى حرفهاى غیرلازم مطرح نشود؛ این یکپارچگى مردم ما، این همّت بلند مردم ما، این ایمان مردم ما، درست مورد استفاده قرار بگیرد، ان‌شاءالله راه این کشور باز بشود.»(15)   

پانزده توصیه ویژه رهبر انقلاب به دولت مردان

رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای هیئت دولت که به مناسبت هفته دولت در شهریور ماه امسال برگزار شد، توصیه‌های مهمی را به دولت داشتند: کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم و پرهیز از حاشیه‌سازی‌ها، حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت، پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی، عبور دولت از جناح بندی‌ها در مسائل سیاسی، رعایت سعه‌ی صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه، رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاست‌های دولت‌های گذشته، موضع‌گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی، ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکت‌های دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی، پشتیبانی از طرح نظام سلامت، تکیه بر توان و ظرفیت‌های داخلی و حمایت از تولید، توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها، اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال‌زایی این بخش، پرهیز از واردات بی‌رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی، حل مشکل آب کشاورزی و توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر؛ پانزده توصیه رهبر انقلاب به دولت بود.(16)

نتیجه گیری

نگاهی به مواضع و رویکردهای رهبر انقلاب اسلامی در قبال دولت یازدهم نشان می‌دهد، که ایشان تلاش کرده‌اند با حمایت‌های خود از دولت موجبات دلگرمی و آرامش دولت مردان در اجرای وظایف‌شان را به وجود آورند. دیدبان معتقد است که ایشان از منتقدین دولت نیز خواسته‌اند تا در انتقادها مراعات حال دولت را بکنند؛ با این همه، رهبر انقلاب در طول یک سال و نیم گذشته از عمر دولت جدید، در مواردی تذکرات جدی به دولت داده‌اند و نسبت به رعایت حقوق مردم و منابع ملی از سوی دولت مردان از آن‌ها مطالبه کرده‌اند.

پیوست:

1- بیانات در دیدار مسئولان نظام 1393/04/16

2- بیانات در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران 13/07/1392

3- بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور  29/08/1392

4- بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی  1392/09/19

5- بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان 15/12/1392

6- بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی  1392/09/19

7- بیانات در دیدار مردم قم 1392/10/19

8- بیانات در دیدار مردم آذربایجان 1392/11/28

9- بیانات در دیدار مردم آذربایجان 1392/11/28

10- بیانات در دیدار مردم قم 1393/10/17

11- بیانات در جلسه تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی 20/12/1392

12-  بیانات در دیدار مسئولان نظام 1393/04/16

13- بیانات در دیدار مسئولان نظام 1393/04/16

14-  بیانات در دیدار مسئولان نظام 1393/04/16

15- بیانات در دیدار مردم قم 1393/10/17

16- بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت 05/06/1393

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 93/11/7:: 2:9 عصر     |     () نظر
   1   2      >