سفارش تبلیغ
صبا
هرکه بسیار یاد خداوند ـ عزّوجلّ ـ کند، خداوند، دوستش خواهد داشت، و هرکه بسیار یاد خدا کند، برایش دو برائت نامه نوشته خواهد شد : برائتی از دوزخ و برائتی از نفاق . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س
پیوندها
فرصت ها
اکبر پایندان
هواداران همای پرواز
لحظه های آبی
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
نغمه ی عاشقی
گل باغ آشنایی
حبیبی حسین
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
سرچشمـه فصـاحت و بلاغت
هم نفس
منتظر ظهور
آسمون آبی چهاربرج
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
امامزاده میر عبداله بزناباد
بـــــــــاغ آرزوهــــــــــا = Garden of Dreams
بهارانه
صراط مستقیم
برترین لحظه ها
نگارستان خیال
شقایقهای کالپوش
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
هیئت بیت العباس (ع) روستای المشیر
*تنهایی من*
مقبلی جیرفتی
کلبه بصیرت
طراوت باران
تنهایی......!!!!!!
کربلا
عشق مشعلدار
سارا احمدی
فانوس عشق
.: شهر عشق :.
پیامنمای جامع
upturn یعنی تغییر مطلوب
دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
در سایه سار ولایت
شهادت به روز
بنده ی ناچیز خدا
سلام آقاجان
بندیر
محمدمبین احسانی نیا
مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
*bad boy*
سرزمین رویا
گوناگون
فرمانده آسمانی من
پرستاری 91
مرام و معرفت
جاده خاکی عشق
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
سربازی در مسیر
دل شکســــته
♥ღ تنــــهایــــی من ღ♥
دل نوشته
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
من و اریکان
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تبیان
عشق
قــلــب هــای آبــی انــاری
ترخون
زیبا ترین وبلاگ
علمدار بصیر
مشکات نور الله
در آغوش خدا
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
پسران علوی - دختران فاطمی
sajadb.tk
تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
مردود
profosor
دهکده کوچک ما
گروه اینترنتی جرقه داتکو
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
دختر و پسرای ایرونی
متین
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
*(: دنـیــــای مـــــــن :) *
آتیه سازان اهواز
دهکده علم و فناوری
شادِ شاد
کشکول
چی کار؟
عشق پاک
دوستانه
باران نامه
« « عاشقی » »
شخصی
نمی دونم بخدا موندم
کشاورزی نوین
تینا!!!!
باکری میاندوآب
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
محبین
یک عاشقانه ی ساده برای من......
::₪ °اینجا همه چی در همه° ₪ ::
خنده بازار 2
دخت خورشید
به رنگ آبی
عـــــــــــاشــــــــقانــــــــــــه هــا
دلو بزن به دریا
عشـ۩ـق یـ۩ـعنی یـ۩ـه پــ۩ـلاک......
بهار عشق
دل شکسته
*(حرفهای نگفته)*
حرفهایی ازجنس بهشت
تجربه های مربی کوچک
آخرین اخبار شرکت های مربوط به موبایل
شادی ، تفریح ، پیامک
تینا
♥ღردپای عشق♥ღ
Chamran University Accounting Association
مقاله های تربیتی
عزیز دل
به نام خالق عشق
فــردا
سکوت عاری از صداست.
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
vagte raftan
*...بانو...*
مسعود رضانژاد فهادان
از یک انسان
جک
کمپین حمایت از باقری لنکرانی
فــــــــــــــــــــ ر یـــــــــــ ا د
صداقت
جوجو
بازی
چیزهای جالب
جالب انگیزناک
آسمان آبی
نوجوونی از خودتون
اتاق دلتنگی
سه ثانیه سکوت
هزاره
جوک و خنده
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
sindrela
آشنای غریب
آخرین منجی
شخصی
عشق بی انتها
من هیچم
حدائق ذات بهجة
پسران جوان
والفجر8
کافه ترانزیــــــــت
____نازیانه_____
معماری نوین
شهدای کوهسرخ(مکی)
کد تقلب کرک و ترینر بازی ها
حکمت
عاشقانه
کلاه بافتنی
bakhtiyari20
بروزترین ها
دنیای آسان


 
دو خصیصه لازم برای مسئولین از منظر رهبر انقلاب

آنجا که فتنه گران خود را از جسارت به ناب ترین ارزش های انقلاب اسلامی و حتی جسارت به ساحت حضرت اباعبدالله (ع) بری نداسته و حتی پس از مشخص شدن دست های بیگانگان ابراز برائت نکردند، مشخص می شود بصیرت لازمه جدایی ناپذیر سیاست است .زمانی که برخی مسولان برای احقاق حق خود و یا سازمان و دستگاه مطبوعشان حاضر شوند، جو جامعه را ملتهب و نا آرام کنند، ضرورت گذشت، فداکاری و بصیرت بر همگان به وضوح روشن می گردد.

به گزارش قسم، مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان گردانها، گروهانها و دسته های عاشورایی نیروهای مقاومت بسیج در تاریخ 22/4/1371 درس ها و عبرت های عاشورا را تبیین نمودند.

جهت اول که به آن خواهیم پرداخت، درس های عاشوراست. درس هایی کاربردی که برای همه بالاخص مسئولان و سیاستمداران جامعه بسیار مفید است.

* رهبر معظم انقلاب در فراز اول این سخنرانی فرمودند: " عاشورا درس می دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد." و ادامه دادند "درس می دهد که در ماجرای دفاع از دین، از همه چیز بیشتر، برای انسان، بصیرت لازم است. بی بصیرت ها فریب می خورند. بی بصیرت ها در جبهه ی باطل قرار می گیرند؛ بدون اینکه خود بدانند. همچنان که در جبهه ی ابن زیاد، کسانی بودند که از فسّاق و فجّار نبودند، ولی از بی بصیرت ها بودند."



* الگوهای فداکاری و بصیرت



با نگاهی بر زندگی سراسر عزت پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) گرانقدر ایشان نمونه های بارزی از فداکاری را می توان یافت. چه آنجا که نبی مکرم اسلام(ص) از مکه به مدینه مهاجرت کرد و در راه ایمانش قبیله خود را ترک نمود و چه فداکاری های امیرالمومنین علی (ع) در جنگ های مختلف، شب لیله المبیت و خوابیدن در بستر به جای پیامبر(ص) و شهادت در محراب نماز.

یا پس از آن بزرگواران سکوت مصلحتی امام حسن مجتبی(ع) در قبال حق به غصب شده خلافت، زندگی و شهادت مظلومانه آن حضرت.

همچنین قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و خانواده و یاران آن حضرت نیز نمونه بارز فداکاری برای حفظ دین است. چنانکه آن حضرت فرمودند: "اگر حفظ دین جدم محمد(ص) جز با ریختن خون من حفظ نمی شود پس ای شمشیر ها مرا دریابید" و اینگونه با نثار کردن خون خود انحرافات عمیق امویان را برهمگان ساختند.



* کیان و حر ، نمونه فداکاری و بصیرت



نمونه دیگر در زمان قیام مختار ثقفی ، کیسان ابوعمره (کیان) فرمانده ایرانی لشکر وی است که در ماجرای جنگ با زبیریان از مختار خواست تا برای جلوگیری از ایجاد بحث های قومیتی عرب و عجم و ایجاد درگیری داخلی فرد دیگری را به عنوان فرمانده لشکریان برگزیند.

اگر بخواهیم برای بصیرت داشتن در عرصه سیاست و مسئولیت نیز مثال هایی بیاوریم ، نمونه ای از آن حربین یزید ریاحی است که علیرغم فاسق نبودن در لشکر یزید بود و با هدایت امام و مراجعه به وجدان آگاه، توانست با بصیرت خود راه حق را از باطل تشخیص دهد و در نهایت به لشکر امام بپیوندد.



* بی بصیرت ها در لشکر دشمن



آنجا که مقام معظم رهبری فرمودند: بی بصیرت ها نادانسته در لشکر دشمن قرار می گیرند، نیز نمونه های بسیاری دارد که نمونه تاریخی آن همان قیام مختار است و آنهایی که با براه انداختن مسائل قومیتی و ایجاد شک و شبهه اختلاف راه انداخته و موجب کشته شدن ابوعمره شدند.

همچنین نمونه امروزی و بارز آن نیز فتنه گران و سران فتنه هستند که بعضی از آنها ندانسته و با هدایت دشمنان نظام جمهوری اسلامی و در صف لشکریان دشمن بر ضد این نظام مقدس که ثمره خون هزاران شهید است حرکات تخریبی، مزدورانه و براندازانه انجام دادند.

در عرصه سیاست فداکاری و بصیرت هردو لازم است و اگر سیاستمداران خود را مجهز به این دو خصیصه ننمایند، ممکن است به سرنوشتی مانند آنچه ذکر شد دچار شوند.



*بصیرت و فداکاری، لازمه جدایی ناپذیر سیاست



آنجا که فتنه گران خود را از جسارت به ناب ترین ارزش های انقلاب اسلامی و حتی جسارت به ساحت حضرت اباعبدالله (ع) بری نداسته و حتی پس از مشخص شدن دست های بیگانگان ابراز برائت نکردند، مشخص می شود بصیرت لازمه جدایی ناپذیر سیاست است .

زمانی که برخی مسولان برای احقاق حق خود و یا سازمان و دستگاه مطبوعشان حاضر شوند، جو جامعه را ملتهب و نا آرام کنند، ضرورت گذشت، فداکاری و بصیرت بر همگان به وضوح روشن می گردد.



امام خامنه ای (دامت برکاته) در همان سخنرانی فرمودند:

این ها درس های عاشوراست. البته همین درس ها کافی است که یک ملت را، از ذلّت به عزّت برساند. همین درس ها می تواند جبهه ی کفر و استکبار را شکست دهد. درس های زندگی سازی است.




کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/9/14:: 5:35 عصر     |     () نظر

 

برنامه مراسم عزاداری ایام محرم در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چاپ پست الکترونیکی
دوشنبه ، 29 آبان 1391 ، 16:13

همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.

 

به گزارش پایگاه خبری"سید علی" به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.
به گزارش KHAMENEI.IR، این مراسم از هفتم تا یازدهم محرم (1434 ه. ق) برابر با پنج‌شنبه 91/9/2 تا دوشنبه 91/9/6، به مدت 5 شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء، احکام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.
از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شرکت فرمایند.
برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:

ایام مراسم تاریخ قبل از منبر سخنران عزاداری
شب اول
پنج‌شنبه
7 محرم
91/9/2

قرائت قرآن: ابوالقاسمی
دعای توسل: مهدی سماواتی

حجت‌الاسلام صدیقی میثم مطیعی
شب دوم
جمعه
8 محرم
91/9/3

مرتضی طاهری

حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی محمود کریمی
شب سوم
شنبه
9 محرم
91/9/4
منصور نورائی حجت‌الاسلام پناهیان سعید حدادیان
شب چهارم
یکشنبه
10 محرم
91/9/5
سیدمحمد موسوی حجت‌الاسلام رفیعی مهدی سلحشور
شب پنجم
دوشنبه
11 محرم
91/9/6

صادق آهنگران

حجت‌الاسلام عالی محمدرضا طاهری

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/9/3:: 6:43 عصر     |     () نظر

های کلانی مثل ماجرای مذاکره و رابطه با آمریکا مقام معظم رهبری است، ایشان مقابل پیشنهادها و ادعاها پاسخ هایی را به ایالات متحده داده اند، پاسخ

هایی که هیچگاه طرف مقابل را دلخوش ننموده است؛ برخی از این پاسخ ها مربوط به شرایط کنونی آمریکا و چرایی عدم پذیرش این تقاضاهاست و برخی دیگر نیز مربوط به

از سوى آن رژیم نسبت به ملت ایران است؛ از سال 1332 تا امروز، بعد از پیروزى انقلاب هیچ روزى نبوده است که آمریکا نسبت به ملت

ایران نیت خیرى داشته باشد."[1] آنچه که در مذاکره و ایجاد روابط مهم است اعتماد دو طرف است، این اعتماد را می توان از راه های مختلف به دست آورد یکی از این راه ها

ضمانت اجرایی است، مثلا تعیین خسارت های مالی، تهدید های نظامی، توازن قوا و...، ایالات متحده نشان داده است که هیچکدام از موارد فوق را به عنوان پشتوانه اعتماد آ

فرینی قبول نمی کند، چرا که اهرم های س

شروطی است که جمهوری اسلامی برای شروع مذاکرات مطرح نموده است. تمایل آمریکا برای مذاکره با ایران امر جدیدی نیست و از زمان قطع روابط تا به حال آمریکا به بهانه

های مختلف به دنبال تجد

مدتی است که بحث درباره مذاکره با آمریکا در کشور اوج گرفته است، این اوج گیری بعد از سفر رئیس جمهور به نیویورک و اتخاذ برخی مواضع از جانب ایشان و همچنین به

دنبال داغ شدن تبلیغات انتخاباتی در آمریکا به وجود آمده است؛ از سوی دیگر، دولت بارک اومابا در تلاش است تا با حل موقتی مشکل ایران بتواند خود را ضد تنش معرفی

کرده و اعتماد مردم آمریکا را به خود جلب کند، از همین رو شاهد پیغام ها و حرف های اخیر دولت آمریکا مبنی بر آمادگی برای مذاکره با ایران هستیم. البته این اعلام آمادگی ا

مر جدیدی نیست، تمایل آمریکا برای مذاکره با ایران بر سر مساله عراق در سال 1384، ادعای اوباما در اوایل دولت خود مبنی بر تمایل برای برقراری رابطه با ایران، تبریک نوروز

به مردم ایران توسط اوباما و پیام های اخیر از جمله مواردی است که دولت آمریکا تمایل خود را بیان کرده است. در جمهوری اسلامی ایران تعیین کننده و تصمیم گیرنده اصلی

در مورد سیاست یدی روابط بوده است 1- علت عدم پذیرش مذاکره الف - گذشته ناسالم آمریکا "مشکل ملت ایران با آمریکا مشکل کارهاى امروز نیست؛ مشکل

پنجاه و چند سال موذیگرى و خباثت یاسی بین المللی به گونه ای تنظیم شده که ایالات متحده می تواند آن را به سمت خود تغییر دهد از همین رو ابتدای مذاکره با

آمریکا انتهایی جز رویارویی جدی و یا پایین آمدن از مواضع نخواهد داشت. در واقع با توجه به پیشنیه آمریکا اگر شروعی بر مذاکرات اتفاق بیافتد نهایتا یا باید به خواسته های

طرف مقابل تن داد و یا آنکه تقابل را جدی نمود که این همان نقطه ای است که امروزه در آن قرار داریم، تلاش آمریکا برای حل مساله گروگان گیری به صورت غیر دیپلماتیک که

منجر به حادثه طبس شد به خوبی شاهد این مدعاست. به دلیل همین سابقه ناسالم است که مقام معظم رهبری فرمودند" دشمن حتى اگر دانه‌ى خرمائى هم به ما

بدهد نمى‌توان مطمئن بود که آن را انباشته از زهرى کشنده نکرده باشد." ب - مشکل ریشه ای و گفتمانی با آمریکا بسیاری از کشور ها بر سر مساله ای و یا سیاستی

دچار مشکل می شوند اما بعد از مدتی با یکدیگر به مذاکره نشسته و تنش را کاهش می دهند، این رفتار را در سیاست خارجی ایران نیز می توان مشاهده نمود؛ این

مذاکرات و کنار آمدن ها زمانی اتفاق می افتد که اختلاف بر سر منافع حیاتی نباشد. منافع حیاتی کشورها منافعی است که حیات و بقای یک نظام سیاسی کشور به آن

مرتبط باشد به عنوان مثال حفظ استقلال کشور، دفاع از کیان اسلام از اهداف حیاتی نظام جمهوری اسلامی است به این معنا که اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد بر سر

این منافع حیاتی مذاکره نماید و آنان را به خطر اندازد چرایی وجود نظام اسلامی در ایران زیر سوال می رود و این یعنی پایان دادن به حیات جمهوری اسلامی. اختلافات ایران با آ

آمریکا از سنج همین منافع حیاتی است، اختلاف بر سر یک مساله سیاسی نیست، از همین رو مذاکره با آمریکا یعنی تیشه به ریشه خود زدن و تمامیت خود را از بین بردن

که قطعا چنین اقدامی بدور از عقل است. "مسئله‏ ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دوتا موضوع جهانى یا بین‏ المللى یا منطق ه‏اى باهم اختلاف نظر داریم، برویم

بنشینیم با مذاکره‏ حل کنیم. مسئله مثل مسئلهى مرگ و زندگى است؛ مسئله‏ هست و نیست است"[2] این اختلاف گفتمانی و مبنایی ریشه در تقابل روحیه اسلام

گرایی مردم ایران و خوی استکباری آمریکا دارد. "دشمنىِ نظام مستکبر امریکایى و هر مستکبرى در دنیا با نظام اسلامى، به خاطر پرچم برافراشته‏ عدالت است؛ به خاطر این

است که می ‏بیند با نام اسلام و با تعالیم والاى اسلام کشورى دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمى و عملى حرکت می کند؛ می داند که‏ این، جلوى نفوذ آن‏ها را

خواهد گرفت."[3] ج - مذاکره عامل تشدید فشارهای آمریکا " شما وقتى با کسى قهرید، وقتى با کسى حرف نمی زنید، رودربایستى باهم ندارید. در مقابلِ هم، هیچ حالت

توقّعى وجود ندارد. اما وقتى با کسى مذاکره‏ شروع شد؛ پشت میز نشستید؛ یک قهوه باهم خوردید؛ یک گپ دوستانه هم در کنارش باهم زدید؛ در فلان محفل بین ‏المللى

نشستید و با همدیگر یک ‏خرده درد دل کردید؛ بعد رودربایستى به وجود مى‏ آید. آن‏وقت، اوّلِ شروعِ تحمیلات است."[4] مذاکره و شروع روابط دیپلماتیک قطعا محدودیت

هایی را به همراه خود خواهد آورد، تن دادن به این محدودیت ها در شرایطی درست خواهد بود که طرف مقابل روحیه استکباری نداشته باشد و دنبال سلب استقلال و از بین ب

ردن منافع حیاتی طرف دیگر مذاکره نباشد. در غیر این صورت محدودیت هایی که نتیجه طبیعی هر مذاکره ای است مانع از دفاع تمام قد از خود می شود. تجربه تلخ مذاکره

تشکیلات خودگران فلسطین با اسرائیل به خوبی این خطر را گوشزد می کند. نتیجه های مذاکرات یاسر عرفات و اسرائیل در این 3 مورد خلاصه می شود: قبول رژیم اشغالگر

قدس لگدمال کردن حکومت تازه فلسطین اجبار روسای تشکیلات خودگران برای تعقیب مبارزان فلسطینی و درنتیجه کاشت تخم کینه در میان فلسطینی ها[5] " بدبختی

 هاى انقلاب‏ هاى دنیا و تسلّط و نفوذ آمریکا همان‏طور که عرض کردم از همین‏جا (مذاکره) شروع شد. مثل کشورهایى که بنده نمىی خواهم اسم آن‏ها را بیاورم. امروز هم آن

کشورهاى بیچاره، غالباً چهره‏ هاى بسیار بدى دارند. این است که روى مذاکره فشار مىی آورند." بدبختی هاى انقلاب‏ هاى دنیا و تسلّط و نفوذ آمریکا از سازش با استکبار

نشأت می گیرد 2- شرایط جمهوری اسلامی برای مذاکره و بر قراری رابطه الف - تغییر رفتار آمریکا همانگونه که در قسمت قبل بیان شد، ایالات متحده از خود سابقه و

 گذشته نامناسبی در ذهن مردم ایران به جای گذاشته است. برای شروع مذاکرات و پذیرش مذاکره توسط جمهوری اسلامی، ایالات متحده باید گذشته خود را جبران نماید

تا حداقل شرط مذاکره که همان ایجاد اقلی از اعتماد هست به وجود آید. در سال 84 آمریکا به منظور حل مساله عراق پیشنهاد مذاکره سه جانبه به ایران داد، مقام معظم

رهبری در مورد رفتار آمریکایی ها در پیشنهاد دادن خود اینگونه می فرمایند: " امریکایی ها در همین قضیه هم روح سلطه‌جویى و زیاده‌طلبى و دروغگویى خودشان را نشان

دادند. این‌طور وانمود کردند که گویا ایران مى‌خواهد در مسائل گوناگون خود با آمریکا مذاکره کند. تعبیرات بسیار نامناسب و زشتى را هم به کار بردند؛ بعضى از مسئولین

امریکایى بر اثر همان خوى تکبر و دروغگویى، حتى گفتند این به منزله‌ى احضار مسئول ایرانى است. من عرض مى‌کنم، دولت آمریکا غلط مى‌کند که مسئول ایرانى را احضار

کند."[6] چنین تجربه هایی جمهوری اسلامی را واداشته است تا شرط تغییر رفتار آمریکا را برای مذاکره معین نماید. اگر ایالات متحده نخواهد و یا حتی نتواند پیشینه خود را

جبران نماید چه توقعی از جمهوری اسلامی است که از قبل تاسیس، خود را در مقابل ایالات متحده می دید به پای میز مذاکره بیاید، قطعا در مذاکره باید چیزی گرفته شده و

چیزی داده شود، وقتی آمریکا به دنبال همان سیاست استیلای خود است، مذاکره ای رخ نخواهد داد؛ "شما تغییر کنید، ما هم رفتارمان تغییر خواهد کرد. شما تغییر نکنید،

ملت ما این سى سال را روزبه‌روز آبدیده‌تر و متحمل‌تر و قوى‌تر و باتجربه‌تر شده است"[7] تا زمانی که آمریکا به دنبال همان سیاست استیلای خود است، مذاکره ای رخ ن

خواهد داد ب - مذاکره بر غیر ارزش های دینی و انقلابی "صرف این‌که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مى‌شود؟ این‌طورى که نیست.

مذاکره در عرف سیاسى، یعنى معامله. مذاکره با امریکا، یعنى معامله با امریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمریکا چه

مى‌خواهى بدهى، تا چیزى از او بگیرى؟ آن چیزى که شما مى‌خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟ ما چه مى‌توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه

مى‌خواهد؟ آیا مى‌دانید که او چه مى‌خواهد؟ و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید. واللَّه که آمریکااز هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به ا

سلام ناب محمّدى، ناراحت نیست. او مى‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او مى‌خواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟"[8] آ

مریکای کنونی و با رفتار های کنونی مصداق همان آیه ای است که مقام معظم رهبری فرمودند یعنی: " آنان از مؤمنان چیزى ندیده بودند که مجازاتشان کنند یا چیزى را انکار

نکردند یا از چیزى کراهت نداشتند، جز آنکه آن مؤمنان به خدا ایمان آورده بودند" قطعا هیچ ملتی حاضر نیست بر سر دین خود به مذاکره بنشیند از همین رو آمریکا باید قبول

نماید که مذاکره بر غیر از ارزش ها و دین ملت ایران باشد، در واقع مانند اکثر مذاکرات دنیا بر سر مسائل سیاسی دو طرفه باشد، اما ایالات متحده آمریکا به دلیل در تقابل

دیدن خود با تفکرات دینی مردم ایران اصلی ترین مشکل را بر سر راه خود همین تفکرات دیده و سعی در حذف آنان دارد، از همین رو مذاکره با آمریکا عملا کار بیهوده ای است

چرا که طرف مقابل چیزی را می خواهد که دادن آن اصلا معقول نیست آن وقت نتیجه مذاکرات جز تشدید عداوت ها چیزی دیگر نخواهد بود. ج - تفهیم آمریکا این شرط به

خلاف دو مورد قبل در مورد مسئولین ایرانی است. در مذاکرات جدای از مواضع قاطع و محکم و دفاع از حقوق مسلمین باید مساله تفهیم آمریکایی ها را هم جدی گرفت؛ آ

 

مریکا نسبت به ملت های مسلمان بسیار ظلم کرده است، آمریکا تلاش و سعی می نماید که مسلمین را نسبت به دین خود سست نموده و از پایبندی مسلمانان به آن کم

نماید، حقوقی که آمریکا از ملت ایران در دست دارد باید برگرداند، اینها مواردی است که باید آمریکا آنان را درک نماید. در ماجرای تقاضای آمریکا برای مذاکره بر سر مساله

عراق مقام معظم رهبری فرموند: " مسئولین ذى‌ربط کشور ما اگر مى‌توانند با هدف تفهیم و حالى کردن به امریکایی ها در قضیه‌ى عراق، مطلبى را به آنها منتقل کنند،

مانعى ندارد؛ اما اگر مذاکره به معناى این است که یک عرصه‌اى باز شود براى اینکه طرف زورگو و پُررو و مکّار با اتکاى به زور بخواهد حرفهاى خودش را به طرف تحمیل کند، این

مثل بقیه‌ى موارد، همچنان که اعلام کردیم، ممنوع خواهد بود" در این سخنرانی بر مساله تفهیم لزوم ایجاد امنیت در عراق تاکید شده است. از همین رو واضح است که

منظور از تفهیم آمریکایی ها به دست برداشتن از برخی سیاست هاست. جمعبندی: با توجه به پاسخ های مقام معظم رهبری در مورد علت عدم پذیرش مذاکره و شروطی

که برای آن بیان شده است، می توان نتیجه گرفت که مقابل پیام های آمریکایی ها، جمهوری اسلامی تغییر موضوعی نخواهد داد زیرا هنوز شرایط مذکور محقق نشده است، ا
لبته باید به این نکته توجه نمود که ممکن است در مساله ای خاص شروط فوق محقق شود که در آن صورت می توان بدون مذاکره و شروع مذاکرات که هنوز شروط آن محقق

نشده است تنها به رفع آن مساله خاص پرداخت. -------------------------------------------------------------------------------- [1] بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان در

آستانه سیزده آبان،8/8/1387 [2] بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان در آستانه سیزده آبان،8/8/1387 [3] بیانات در دیدار مردم رفسنجان، 18/ 02/ 1384 [4] بیانات در

دیدار دانش آموزان و دانشجویان در آستانه سیزده آبان، 11/8/1387 [5] بیانات در چهارمین کنفراس بین المللی حمایت از فلسطین، 14/12/1387 [6] بیانانت در دیدار زائران و

مجاوران امام رضا(ع)، مشهد، 1/1/1385 [7] بیانات در دیدار زائران و مجاوران امام رضا(ع)، مشهد مقدس 1/1/88 [8] دیدار با معلمان و کارگران، 12/2/69 منبع:دیدبان

برچسب ها5+1استکباراسلامامام خامنه ایامریکادیدگاه رهبریدیپلماسیرهبر انقلابسیاستشرطشروطشروط رهبر انقلابشناخت رهبریشیطان بزرگعراقمذاکرهمستکبرمیز

مذاکرهنظر رهبرینیویورککاخ سفید مطالب مرتبط امام خامنه ای:آنها بیجا میکنندسوال و ادعا میکنند برائت از مشرکین در کلام امام خامنه ای


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/8/10:: 1:53 صبح     |     () نظر

 

 

 

حضرت آیت‌الله بهجت(ره) در پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» درباره ولایت فقیه و محدوده اختیارات آن می‌فرماید:

می‌دانیم که دین اسلام آخرین دین، و احکام و قوانین اسلام آخکتاب «پرسش‌های شما، رین مقرراتی است که از ذات مقدس پروردگار وضع شده است، و پیغمبری بعد از خاتم انبیا صلی‌الله علیه و آله نخواهد آمد ‌و کتابی آسمانی بعد از قرآن کریم فرستاده نخواهد شد و باید این کتاب تا قیام قیامت، کتاب قانون بوده و عترت اهل‌بیت پیامبر اکرم علیهم‌السلام، مبیّن آن باشند.

و نیز روشن است که امت محمدی صلی‌الله علیه وآله در زمان حضرت حجت و معصوم حق، هر چند در زندان یا در حال تبعید باشند، می‌توانند وظیفه خود را ولو با مشقت بسیار و تحمل مشکلات فراوان به دست آورند. ولی سخن درباره زمان غیبت کبرای حجت حق است که در این موقعیت نمی‌توان برای مسئله بیش از سه صورت فرض کرد:

 

1- کتاب خدا و احکام و قوانین دین تعطیل شود؛

2- خود به خود بماند، یعنی خودش وسیله ابقای خود باشد؛

3- نیاز به سرپرست و حاکم و مبیّن دارد که همان ولی امر و مجتهد جامع‌الشرایط است.

فرض اول عقلا و نقلا باطل است، زیرا دین مبین اسلام، آیین خاتم است و تا ختم نسل بشر باید راهنما و آیین امت باشد.

و فرض دوم نیز باطل است، زیرا قانون خود به خود اجرا نمی‌شود و نیاز به شخص و یا اشخاص دارد تا آن را حفظ و به اجرا در آورند.

ناچار باید به فرض سوم قائل باشیم و بگوییم:‌ جامعه مسلمین را باید ولی امر به همت شئونات و ابعاد آن اداره کند.

از سوی دیگر نیز روشن است که جامعه نیاز به تشکیلات فراوان از جمله: ارتش، آموزش و پرورش، دادگستری و ... دارد، لذا باید دست ولی فقیه، در همه شئونات مادی و معنوی، مبیّن، شارح، راهنما و حلال مشکلات باشد.

در نتیجه، ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم (ع) به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پیاده کند ‌وگرنه در صورت عدم وجود تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آئین اسلامی عملی شود. دلیل دیگر اینکه با استدلال خلف می‌توان گفت: هیچ جامعه و کشوری با هرج و مرج پایدار نمی‌ماند از این رو باید قانون و حاکم و حکومتی در آن حکمفرما باشد و اگر حکومت طاغوت حاکم باشد دین مبین اسلامی باقی نمی‌ماند و این خلاف فرض است چون گفتیم به دلیل عقلی و نقلی باید دین مبین اسلام تا قیام قیامت باقی بماند؛

«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ»؛ هر کس دین دیگری غیر از اسلام را بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/8/2:: 8:59 عصر     |     () نظر

هنگامی که موسی بن جعفر پس از سال ها حبس در زندان هارونی مسموم و شهید شد در قلمرو وسیع سلطنت عباسی اختناقی کامل حکم فرما بود. در آن فضای گرفته  که به گفته ی یکی از یاران علی بن موسی علیه السلام "ازشمشیر هارون خون می چکید" بزرگترین هنر امام معصوم و بزرگوار ما آن بود که توانست درخت تشیع را از گزند توفان حادثه به سلامت بدارد و از پراکندگی و دل سردی یاران پدر بزرگوار مانع شود. با شیوه ی تقیه آمیز شگفت آوری جان خود را که محور و روح جمعیت شیعیان بودن حفظ کرد و در دوران قدرت مقتدرین خلفای بنی عباس و در دوران استقرار و ثبات کامل آن رژیم مبارزات عمیق امامت را ادامه داد. تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده ساله ی زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج ساله ی جنگ های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه کند اما به تدبر می توان فهمید که امام هشتم درا ین دوران همان مبارزه ی دراز مدت اهل بیت را که در همه ی اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت گیری و همان اهداف ادامه می داده است.

هنگامی که مأمون در سال صد و نود و هشت از جنگ قدرت با امین فراغت یافت و خلافت بی منازع را به چنگ آورد یکی از اولین تدابیر او حل مشکل علویان و مبارزات تشیع بود. او برای این منظور تجربه ی همه ی خلفای سلف خود را پیش چشم داشت. تجربه ای که نمایشگر قدرت و وسعت و عمق روزافزون آن نهضت و ناتوانی دستگاه  های قدرت از ریشه کن کردن و حتی متوقف و محدود کردن آن بود. او می دید که سطوت (=غلبه. وقار) و حشمت هارونی حتی با به بند کشیدن طولانی و بالاخره مسموم کردن امام هفتم در زندان هم نتوانست از شورش ها و مبارزات سیاسی نظامی تبلیغاتی و فکری شیعیان مانع شود. او اینک در حالی که از اقتدار پدر و پیشینیان خود نیز برخوردار نبود و به علاوه بر اثر جنگ های داخلی میان بنی عباس سلطنت عباسی را در تهدید مشکلات بزرگی مشاهده می کرد بی شک لازم بود به خطر نهضت علویان به چشم جدی تری بنگرد.

ادامه ی مطلب

 

شاید مأمون در ارزیابی خطر شیعیان برای دستگاه خود واقع بینانه فکر می کرد. گمان زیاد بر این است که فاصله ی پانزده ساله ی بعد از شهادت امام هفتم تا آن روز و به ویژه فرصت پنج ساله ی جنگ های داخلی جریان تشیع را از آمادگی بیشتری برای برافراشتن پرچم حکومت علوی برخوردار ساخته بود.

مأمون این خطر را زیرکانه حدس زد و درصدد مقابله با آن برآمد و به دنباله ی همین ارزیابی و تشخیص بود که ماجرای دعوت امام هشتم از مدینه به خراسان و پیشنهاد الزامی ولیعهدی به آن حضرت پیش آمد و این حادثه که در همه ی دوران طولانی امامت کم نظیر و یا در نوع خود بی نظیر بود تحقق یافت.

ولیهدی امام هشتم

اکنون جای آن است که به اختصار حادثه ی ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی به موسی الرضا در برابر یک تجربه ی تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهانی سیاسی که پیروزی یا ناکامی آن می توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند واقع شد. در این نبرد رقیب که ابتکار عمل را به دست داشت و با همه ی امکانات به میدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی بی سابقه قدم در میدانی نهاد که اگر پیروز می شد و اگر می توانست آن چنان که برنامه ریزی کرده بود کار را به انجام برساند یقینا به هدفی دست می یافت که از سال چهل هجری یعنی از شهادت علی بن ابی طالب هیچ یک از خلفای اموی و عباسی با وجود تلاش خود نتوانسته بودند به آن دست یاند یعنی می توانست درخت تشیع را ریشه کن کند و جریان معارضی را که همواره همچون خاری در چشم سردمداران خلافت های طاغوتی فرورفته بود به کلی نابود سازد.

اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی ای که خود به وجود آورده بود به طور کامل شکست داد و نه فقط تشیع ضعیف یا ریشه کن نشد بلکه حتی سال دویست و یک هجری یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت یکی از پربرکت ترین سال های تاریخ تشیع شد و نفس تازه ای در مبارزات علویان دمیده شد و این همه به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه ی حکیمانه ای بود که آن امام معصوم در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.

مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می کرد:

اولین و مهم ترین آنها تبدیل صحنه ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه ی فعالیت سیاسی آرام و بی خطر بود. همان طور که گفتم شیعیان در پوشش تقیه مبارزاتی خستگی ناپذیر و تمام نشدنی داشتند این مبارزات که با دو ویژگی همراه بود تأثیر توصیف ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت آن دو ویژگی یکی مظلومیت بود و دیگری قداست.

شیعیان با اتکای به این دو عامل نفوذ اندیشه ی شیعی را که همان تفسیر و تبیین اسلام از دیدگاه ئمه ی اهل بیت است به زوایای دل و ذهن مخاطبین خود می رساندند و هرکسی را که از اندک آمادگی برخوردار بود به آن طرز فکر متمایل و یا مؤمن می ساختند و چنین بود که دایره ی تشیع روزبه روز در دنیای اسلام گسترش می یافت. و همان مظلومیت و قداست بود که با پشتوانه ی تفکر شیعی اینجا و آنجا در همه ی دوران ها قیام های مسلحانه و حرکات شورشگرانه را ضد دستگاه های خلافت سازماندهی می کرد.

مأمون می خواست یک باره آن خفا و استتار را از این جمع مبارز بگیرد و امام را از میدان مبارزه ی انقلابی به میدان سیاست بکشاند و بدین وسیله کارایی نهضت تشیع را که بر اثر همان استتار و اختفا روزبه روز افزایش یافته بود به صفر برساند. با این کار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می گرفت.

شیعیان در پوشش تقیه مبارزاتی خستگی ناپذیر و تمام نشدنی داشتند این مبارزات که با دو ویژگی همراه بود تأثیر توصیف ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت آن دو ویژگی یکی مظلومیت بود و دیگری قداست.

دوم تخطئه ی مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافه های اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافت ها بود. مأمون با این کار به همه ی شیعیان مزوّرانه ثابت می کرد که ادعای غاصبانه و نامشروع بودن خلافت های مسلط که همواره جزو اصول اعتقادی شیعه به حساب می رفته یک حرف بی پایه و ناشی از ضعف و عقده های حقارت بوده است چه اگر خلافت های دیگران نامشروع و جابرانه بود خلافت مأمون هم که جانشین آنهاست می باید نامشروع و غاصبانه باشد و چون علی بن موسی الرضا با ورود به دستگاه و قبول جانشینی مأمون او را قانونی و مشروع دانسته پس باید بقیه ی خلفا هم از مشروعیت برخوردار بوده باشند و این نقض همه ی ادعاهای شیعیان است. با این کار نه فقط مأمون از علی بن موسی الرضا بر مشروعیت حکومت خود و گذشتگانش اعتراف می گرفت بلکه یکی از ارکان اعتقادی تشیع را که همان ظالمانه بودن پایه های حکومت های قبلی است نیز درهم می کوبد.

علاوه براین ادعای دیگر شیعیان مبنی بر زهد و پارسایی و بی اعتنایی ائمه به دنیا نیز با این کار نقض می شد و چنین وانمود می شد که آن حضرت فقط در شرایطی که به دنیا دسترسی نداشته اند نسبت به آن زهد می ورزیدند و اکنون که درهای بهشت دنیا به روی ایشان باز شد به سوی آن شتافتند و مثل دیگران خود را از آن مغتنم کردند.

سوم آنکه مأمون با این کار امام را که همواره یک کانون معارضه و مبارزه بود در کنترل دستگاه های خود قرار می داد و به جز خود آن حضرت همه ی سران و گردنکشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره ی خود درمی آورد و این موفقیتی بود که هرگز هیچ یک از اسلاف مأمون چه بنی امیه و چه بنی عباس برآن دست نیافته بودند.

چهارم اینکه امام را که یک عنصر مردمی و قبله ی امیدها و مرجع سوال ها و شکوه ها بود در محاصره ی مأموران حکومت قرار می داد و رفته رفته رنگ مردمی بودن را از او می زدود و میان او و مردم و سپس میان او و عواطف و محبت های مردم فاصله می افکند.

هدف پنجم این بود که با این کار برای خود وجهه و حیثیتی کسب می کرد طبیعی بود که در دنیای آن روز همه او را براینک فرزندی از پیغمبر خود را از این امتیاز محروم ساخته است ستایش کنند و همیشه چنین است که نزدیکی دین داران به دنیاطلبان از آبروی دین داران می کاهد و بر آبروی دنیاطلبان می افزاید.

ششم آنکه در پندار مأمون امام با این کار به یک توجیه گر دستگاه خلافت بدل می گشت بدیهی است شخصی در حد علمی و تقوایی امام با آن حیثیت و حرمت بی نظیری که وی به عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حکومت برعهده می گرفت هیچ نغمه ی مخالفی نمی توانست خدشه ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد این همان حصار منیعی (=بلند. استوار) بود که می توانست همه ی خطاها و زشتی های دستگاه خلافت را از چشم ها پوشیده بدارد.

بجز اینها هدف های دیگری نیز برای مأمون متصور بود.

 

مأمون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمایه گذاری عظیمی که در این راه کرد از این عمل نه تنها طرفی نبست بلکه سیاست او به سیاستی ضد او بدل شد.

 

چنان که مشاهده می شود این تدبیر به قدری پیچیده و عمیق است که یقیناً هیچ کس جز مأمون نمی توانست آن را به خوبی هدایت کند و بدین جهت بود که دوستان و نزدیکان مأمون از ابعاد و جوانب آن بی خبر بودند. از برخی گزارش های تاریخی چنین برمی آید که حتی فضل بن سهل وزیر و فرمانده ی کل و مقرب ترین فرد دستگاه خلافت نیز از حقیقت و محتوای این سیاست بی خبر بوده است. مأمون حتی برای اینکه هیچ گونه ضربه ای بر هدف های وی از این حرکت پیچیده وارد نیایید داستان های جعلی برای علت و انگیزه ی این اقدام می ساخت و به این و آن می گفت.

حقاً باید گفت سیاست مأمون از پختگی و عمق بی نظیری برخورد بود اما آن سوی دیگر این صحنه ی نبرد امام علی بن موسی الرضا است و همین است که علی رغم زیرکی شیطنت آمیز مأمون تدبیر پخته و همه جانبه ی او را به حرکتی بی اثر و بازیچه ای کودکانه بدل می کند. مأمون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمایه گذاری عظیمی که در این راه کرد از این عمل نه تنها طرفی نبست بلکه سیاست او به سیاستی ضد او بدل شد.

برگرفته از کتاب: انسان 250 ساله


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/7/8:: 2:11 عصر     |     () نظر

امام مصلح سید علی حسینی خامنه ای (الهی نفسی لکی فدائه خمینی دیگر است

 

لبیک یا خامنه ای لبیک


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/7/5:: 11:10 صبح     |     () نظر

انقلاب در دیدار با هزرهبر معظم اران نفر از اقشار پر شور مردم؛
سیلی مردم به استکبار در روز جمعه محکم‌‎تر از سیلی 22 بهمن/ تیرهای استکبار بر ضد ملت ایران به آخر رسیده است

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم و خانواده های معظم شهیدان و ایثارگران، حساسیت انتخابات روز جمعه را بیشتر از انتخابات دوره های قبل دانستند و با اشاره به اهمیت بسیار زیاد حضور گسترده مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، تأکید کردند: به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری از 22 بهمن، به چهره استکبار خواهد زد و عزم و اراده مستحکم خود را به رخ دشمن خواهد کشید تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت، کاری از پیش نخواهد برد.



حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات پرحجم و گسترده چندین ماهه رسانه های جبهه استکبار برای دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات مجلس افزودند: در همه دنیا، انتخابات پرشور، مظهر زنده بودن یک ملت و عزم و اراده راسخ آنان است، بنابراین در هر کشوری که حضور مردم در انتخابات گسترده باشد، نشانه هوشیاری ملت و همراهی آنان با نظام خود است.

ایشان با اشاره به درصد پایین مشارکت مردم امریکا در دوره های مختلف انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های اخیر، خاطرنشان کردند: این میزان مشارکت، با حضور گسترده مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و همچنین انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و هدف تبلیغات پرحجم رسانه های جبهه استکبار نیز، گرفتن این حضور پرشور و گسترده از ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آن چیزی که از لطف الهی احساس می کنم و احتمال قوی می دهم، این است که ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری به چهره استکبار خواهد زد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: دل‎های مردم و هدایت آنها به دست خداوند متعال است و هنگامی که دل ملت، مسئولان و دلسوزان کشور با خدا باشد، پروردگار نیز راه را باز و توفیق را نصیب خواهد کرد و به فضل الهی، این توفیق روز جمعه نصیب ملت ایران خواهد شد.

ایشان با تأکید بر اینکه حضور در انتخابات، حقیقتاً ضربه ی محکمی به چهره استکبار است، افزودند: آنچه در انتخابات بسیار مهم است، حضور گسترده مردم است، زیرا هرچه حضور مردم بیشتر باشد، مجلسی تواناتر و شجاع تر و با پشتوانه محکم تشکیل خواهد شد و چنین مجلسی خواهد توانست  صدای آحاد مردم را با قدرت به گوش دنیا برساند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته در کنار مسئله حضور مردم، رأی به نامزدهای صالح نیز مهم است.

حضرت آیت الله خامنه ای حساسیت انتخابات روز جمعه را بیشتر از انتخابات دوره های قبل ارزیابی و تأکید کردند: حساسیت این دوره از انتخابات به این علت است که جبهه استکبار همه تیرهای خود را بر ضد ملت ایران، خرج کرده و به تیرهای آخر رسیده است، بنابراین مردم باید بایستند و عزم و اراده خود را به رخ دشمن بکشند تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت نمی تواند مقاومت کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات صریح و علنی سردمداران جبهه استکبار مبنی بر اعمال فشار و تحریم برای خسته و دلسرد کردن ملت ایران، افزودند: امریکا، غرب و صهیونیسم می خواهند مردم ایران را از حرکت در راهی که منجر به بیداری عمومی دنیای اسلام شده و به صورت یک الگو درآمده است، باز دارند و به ملت‌های دیگر بگویند، ملت پیش‌رو ایران دلسرد شده و این الگو شکست خورده است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اما عجیب است که بعد از گذشت بیش از 30 سال و حتی افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی و امنیتی، ملت ایران، شاداب تر، زنده تر، با استقامت تر و مصمم تر از هر زمان دیگری است.

ایشان خاطرنشان کردند: راهپیمایی 22 بهمن امسال و حرکت عظیم مردم در پشتیبانی از نظام اسلامی، یک سیلی به صورت استکبار بود زیرا دشمنان ملت ایران آرزو دارند، گروهک هایی را به خیابان بیاورند تا بر ضد نظام اسلامی شعار دهند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تظاهرات مردم اروپا بر ضد دولت‎های خود افزودند: خوابی که دشمن  برای ملت ایران دیده بود، اکنون برای خودشان تعبیر شده و این پیروزی ملت ایران است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: ملت ایران، با وجود همه فشارها و حتی به شهادت رساندن دانشمندان جوان کشور، اجازه نداده است توطئه های جبهه استکبار به نتیجه برسد.

ایشان در ارزیابی جامع از شرایط کشور خاطرنشان کردند: امروز ملت ایران در همه ابعاد، با یک نگاه راهبردی، در حال حرکت رو به جلو است و از هر زمان دیگری نیز مصمم تر و سرحال تر است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شادابی و نشاط نسل جوان کنونی افزودند: شهدا، که عموماً از نسل جوان بودند، اکنون به یک الگوی با عظمت برای جوانان و آحاد مردم تبدیل شده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای با ذکر نمونه هایی از جوانان الگو در تاریخ اسلام بویژه حضرت امام حسن عسگری (ع) و حضرت امام جواد (ع)، خاطرنشان کردند: شهدا به عنوان الگوی نسل جوان و آحاد مردم، ناظر به سرنوشت و اعمال ملت ایران هستند و هر اقدام و حضوری که موجب حرکت پرشتاب تر در مسیر رو به جلو کشور شود، قطعاً موجب خرسندی روح امام بزرگوار و روح شهدا خواهد شد.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/7/4:: 11:50 صبح     |     () نظر

اقدام مهم امام مصلح سید علی حسینی خامنه‌ای (الهی نفسی لکی فدائه)در بسیج عشایر غرب

 

حضور آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در مناطق عملیاتی غرب کشور به اوایل جنگ تحمیلی برمی‌گردد که ایشان به عنوان نماینده‌ی امام رحمه‌الله و رئیس شورای عالی دفاع به جبهه‌های غرب رفته تا با مشاهدات عینی، ضمن برآورد صحیح از وضعیت جنگ، گزارش‌های جامعی را به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ارائه دهند. در رابطه با حضور رهبر معظم انقلاب در مناطق عملیاتی غرب کشور، گفت‌وگوی کوتاه ما را با سردار سرتیپ محمدرضا نقدی، از فرماندهان عملیاتی غرب کشور در زمان دفاع مقدس و رئیس سازمان بسیج مستضعفین می‌خوانید.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نکاتی از حضور حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در دفاع مقدس ارائه نمایید.
حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اوایل دفاع مقدس، اثر تعیین‌کننده‌ای بر روحیه‌ی رزمندگان این منطقه داشت، چرا که آنان می‌دیدند یک مسئول عالی‌رتبه و روحانی برجسته‌ی نزدیک به حضرت امام رحمه‌الله تا مقدم‌ترین خطوط نبرد، شخصاً حضور پیدا می‌کند و هم‌نشین رزمندگان است. سخنان روحیه‌بخش ایشان در جمع رزمندگان در سرپل‌ذهاب و اسلام‌آباد ماندگار و بسیار اثربخش بود. نقش مهم دیگری که معظم‌له بر عهده داشتند، انتقال واقعیات جبهه به مسئولین و مردم بود. ایشان حقایق جنگ را به شورای عالی دفاع، مسئولین نظام و شخص حضرت امام رحمه‌الله انتقال می‌دادند و آنان را از مطالب دقیق میانی، روحیه‌ی رزمندگان و مشکلات جبهه‌ها باخبر می‌ساختند و این مسئله نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تصمیمات امام رحمه‌الله و مسئولین عالی کشور داشت.
حضور حضرت آقا برای عشایر دالاهو که روحیه‌شان به دلیل پیشروی‌های اولیه‌ی دشمن در خاک کشور از دست رفته بود، بسیار روحیه‌بخش و امیدوارکننده بود. عشایر به یمن همین حضور، جان تازه‌ای گرفتند و مجدداً اسلحه گرفتند و بسیج شدند.

گروه دیگر مخاطبان مشاهدات رهبر معظم انقلاب، مردم بودند. ایشان در مقام خطیب نماز جمعه و معتمد مردم، فرهنگ و اخبار جبهه را به جامعه انتقال می‌دادند و این مسئله در ارتقای روحیه‌ی سلحشوری مردم بسیار موثر بود. مطالبی که ایشان از مشاهدات خودشان در نماز جمعه‌ی تهران می‌گفتند، در روحیات جوانان کشور بسیار مؤثر بود و آنها را به حضور در جبهه‌ها ترغیب می‌کرد، همچنین عموم مردم را به پشتیبانی هرچه بیشتر از جبهه‌ها سوق می‌داد. اگر به آرشیوهای نماز جمعه رجوع کنید، می‌توانید قسمت‌هایی از سخنان ایشان را بیابید که مشاهدات شخصی‌شان از حالات و روحیات یک سرهنگ یا ستوان ارتش و یا یک برادر پاسدار یا بسیجی را در بیان کرده‌اند یا دلاوری‌ها و سلحشوری‌ها و ایمان راسخ رزمندگان را برای مردم شرح داده‌اند. طبیعتاً مردمی هم که این سخنان را از زبان یک شاهد عینی می‌شنیدند، برای کمک به جبهه‌ها سرشار از انگیزه می‌شدند.

پس از انتخاب آقا به ریاست‌جمهوری، حضرت امام رحمه‌الله به جهت نگرانی که از حفظ سلامت ایشان داشتند، با صدور حکم ولایی، ایشان را از حضور در جبهه منع کردند و به همین دلیل ایشان اجازه‌ی حضور در جبهه‌ها را نداشتند. البته در روزهای آخر جنگ که وضعیت جبهه‌ها یک مقدار با مشکلاتی روبه‌رو شد، مجدداً امام رحمه‌الله اجازه دادند و حضرت آقا حضوری بسیار پربرکت در جبهه‌ها داشتند. رزمندگان در مقطع آخر جنگ به دلیل توقف ناگهانی جنگ و حوادثی که در جبهه‌ها اتفاق افتاد، با شبهات و سؤالاتی روبه‌رو بودند که با روشنگری‌های حضرت آقا این ابهامات و شبهات‌ ایشان برطرف شد و از نظر روحی بازسازی شدند. این در شرایطی بود که تهدیدات در جبهه‌های جنوب و غرب، بسیار جدی بود و رزمندگان نیاز به استحکام روحی داشتند.
مردم کرمانشاه واقعاً دلاوری‌های بسیار زیادی را از خود بروز دادند که شاخص‌ترین آنها یکی حماسه‌ی پاوه است که مردم کرمانشاه با یک جمله پیام امام رحمه‌الله غوغا کردند. مورد دیگر، زمین‌گیر کردن لشگر زرهی دشمن با دست‌های خالی و بعضاً با سنگ و اسلحه‌ی شکاری بود که نگذاشتند دشمن شهر را تصرف کند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif شما به عنوان یکی از فرماندهان عملیاتی غرب کشور بودید. کدام‌یک از اقدامات رییس شورای عالی دفاع در مناطق عملیاتی غرب و کرمانشاه برای شما جذاب و مهم بوده است؟
ایشان در اوایل جنگ علاوه بر حضور در میان رزمندگان سپاه تهران در غرب کشور و در مناطق سرپل‌ذهاب، قصر‌شیرین، گیلان‌غرب و بازی‌دراز، در میان عشایر منطقه‌ی دالاهو هم حضور پیدا کردند. این حضور برای عشایر آن منطقه که روحیه‌شان به دلیل پیشروی‌های اولیه‌ی دشمن در خاک کشور از دست رفته بود، بسیار روحیه‌بخش و امیدوارکننده بود. عشایر به یمن همین حضور، جان تازه‌ای گرفتند و مجدداً اسلحه گرفتند و بسیج شدند. بسیج عشایری اساساً از آن‌جا شکل گرفت که تا آخر جنگ هم در منطقه‌ی دالاهو و کِرِند بسیار نقش‌آفرین بود. امروز نیز این نقش‌آفرینی ادامه دارد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif مردم منطقه‌ی غرب در دوران دفاع مقدس در صف اول مقاومت قرار داشتند. خوب است که به بعضی قله‌های برجسته‌ی مقاومت مردم این منطقه و کرمانشاه اشاره کنید.
مردم کرمانشاه واقعاً دلاوری‌های بسیار زیادی را از خود بروز دادند که شاخص‌ترین آنها یکی حماسه‌ی پاوه است که مردم کرمانشاه با یک جمله پیام امام رحمه‌الله غوغا کردند. مورد دیگر، زمین‌گیر کردن لشگر زرهی دشمن با دست‌های خالی و بعضاً با سنگ و اسلحه‌ی شکاری بود که نگذاشتند دشمن شهر را تصرف کند. حماسه‌ی دیگر مردم این خطه، عملیات غرورآفرین مرصاد بود. شهدای برجسته‌ای هم در غرب کشور داریم که این شهدا را می‌توان به دو دسته‌ی مجاهدان و انصار تقسیم کرد. مجاهدین کسانی بودند که از دیگر استان‌ها به منطقه غرب آمده بودند و انصار مردم بومی کرمانشاه بودند که برای مقابله با دشمن کافر، قیام کردند.

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/7/3:: 2:23 عصر     |     () نظر

در مقابل اهانت به مقدسات اسلامی چه باید کرد؟

 

اهانت اخیر دشمنان اسلام به ساحت نورانی رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واکنش‌های گسترده‌ای را در جهان اسلام در پی داشته است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در برهه‌هایی که این اهانت‌ها رخ داده، علاوه بر هشدار نسبت به این روند خطرناک و تحلیل اهداف پشت صحنه این حوادث، راه‌کارهایی را برای مقابله با زنجیره پلید اهانت به اسلام و توقف آ‌ن مطرح کرده‌اند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مهم‌ترین راه‌کارهای مورد نظر رهبر
انقلاب برای مقابله با این زنجیره‌ی پلید را منتشر می‌کند.


1 بازشناسی درس‌های قولی و فعلی پیامبر اسلام
2 معرفی چهره بی‌پیرایه اسلام
3 وحدت حول وجود رسول اعظم اسلام بر ضد دشمنان اسلام نظام سلطه
4 توجه به پشت صحنه اهانت‌ها و اغراض عاملان آن
5 پرهیز از درگیری اسلام با مسیحیت
6 مطالبه مجازات اهانت کنندگان از سران امریکا













بازشناسی درس‌های قولی و فعلی پیامبر اسلام
صهیونیستها و دولتهائى که زیر نفوذ صهیونیسم هستند، دستگاه استکبار و در رأس آنها آمریکاى جنایتکار، وقتى میخواهند با امت اسلامى دربیفتند و با اسلام معارضه کنند، آماج حمله‌ى خودشان را نبى معظم و مکرم اسلام قرار میدهند. این به چه معناست؟ این به خاطر این است که یاد آن بزرگوار، نام آن بزرگوار، ولادت آن بزرگوار، هجرت آن بزرگوار، حکومت ده ساله‌ى آن بزرگوار در مدینه و یکایک اقدام و تعلیم و آموزش آن بزرگوار، امروز براى مسلمانها، اگر تدبر بکنند و تأمل بکنند، یک درس است؛ گشایشِ یک درِ بازى به سوى زندگى است. پیغمبر الهام‌بخش است براى امت اسلامى. چون این را میدانند؛ چون از بیدارى امت اسلامى میترسند؛ چون از قدرت جامعه‌ى یک میلیارد و پانصد میلیونى مسلمان در سرتاسر عالم وحشت دارند، در مقابل پیغمبر صف‌آرائى میکنند. رحمة للعالمین را، منشأ عظیم‌ترین خیرات و برکات براى بشریت را در مطبوعاتشان، در زبان سیاستمدارانشان، در کتاب‌نوشتنهایشان، به وسیله‌ى مزدورانشان مورد اهانت قرار میدهند. این باید ما مسلمانها را بیدار کند؛ بفهمیم که در وجود پیامبر، در شخصیت پیامبر، در خاطرات زندگى پیامبر، در هجرت پیغمبر، در جهاد پیغمبر، در سیره‌ى پیغمبر، در درسهاى قولى و عملى پیغمبر، چه گنجینه‌ى عظیمى براى مسلمانها نهفته است. ما از این گنجینه اگر استفاده کنیم، امت اسلامى به آنچنان موقعیتى خواهد رسید که نتوانند دیگر به او زور بگویند؛ نتوانند او را زیر فشار قرار بدهند؛ نتوانند او را تهدید کنند؛ این درس است براى ما.[1]


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
معرفی چهره بی‌پیرایه اسلام
مهم آن است که چهره بى‌پیرایه اسلام، دیده و شناخته شود. دشمنان در طول چند قرن و دوستان نادان و غافل در زمانى درازتر، چهره نورانى اسلام را زشت کرده و به غرض یا به سلایق جاهلانه، به آن افزوده یا از آن کاسته‌اند. امروز هم اگر چه کژ فهمیها و سود طلبیها از سوى خودیها در کار تیره کردن تصویر اسلام است، ولى حقّاً تبلیغات دشمنان در این باره بسى بیش از آن است و آنان از راههاى ظریف و موذیانه به این کار مشغولند... برادرانِ مسلمان! بر این اساس، کار بزرگ ما شناسایى اسلام و شناساندن آن و نیز آشنایى بیشتر با یکدیگر است.[2]


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
وحدت حول وجود رسول اعظم اسلام بر ضد دشمنان اسلام
وجود مقدس نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، مهمترین نقطه‌ى ایجاد وحدت است. قبلاً هم این را عرض کردیم که دنیاى اسلامى مى‌تواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایى است که عواطف همه‌ى مسلمانها در آنجا متمرکز مى‌شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیاى اسلام است. حالا شما ببینید قلمهاى پول گرفته‌ى از صهیونیست‌ها، همین کانون را مورد توجه قرار مى‌دهند و به آن اهانت مى‌کنند؛ براى اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامى و تحقیر دنیاى اسلام، کم‌کم از بین برود. این، نقطه‌ى اصلى است؛ سیاستمداران، نخبگان علمى و فرهنگى، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روى این نقطه تکیه کنند و همه‌ى مسلمانها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ى دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامى، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا مى‌کند؛ همه‌ى ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.[3]
این رفتارهای نامعقول و کین توزانه بر ملتهای مسلمان حجت را تمام کرده و به بیداری اسلامی کمک رسانده است. امروز چه بخواهند و چه نخواهند حرکتی عمیق و ریشه دار در دنیای اسلام آغاز شده است و همین حرکت است که در زمان متناسب خود به استقلال و عزت و حیات دوباره‌ی امت اسلامی خواهد انجامید.
این یک مقطع تاریخی تعیین کننده است. نخبگان و علماء و روشنفکران وظیفه‌ی سنگینی در این مقطع بر دوش دارند. هرگونه ضعف و سست عنصری و غرضورزی و کوتاهی آنان میتواند به فاجعه منتهی شود. علمای دین در برابر اختلاف افکنی مذهبی ساکت ننشینند؛ روشنفکران در دمیدن روح امید در جوانان کوتاهی نکنند؛ سیاستمداران و زمامداران، مردم خود را در صحنه نگهدارند و به آنان تکیه کنند؛ دولتهای اسلامی همبستگی میان خود را تقویت کنند و از این قدرت حقیقی در برابر تهدید سلطه گران بهره مند شوند.[4]


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
توجه به پشت صحنه اهانت‌ها و اغراض عاملان آن
پشت صحنه‌ی این حرکات شرارت‌بار چیست و کیست؟ مطالعه‌ی این روند شرارت که در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند.[5]
پشت صحنه‌ی این حرکت شرارت‌بار، سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم و امریکا و دیگر سران استکبار جهانی است که به خیال باطل خود می‌خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل‌های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند. اگر از حلقه‌های قبلی این زنجیره‌ی پلید، یعنی سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و کشیش‌های امریکایی آتش‌زننده‌ی قرآن حمایت نمی‌کردند و ده‌ها فیلم ضد اسلام را در بنگاه‌های وابسته به سرمایه‌داران صهیونیست سفارش نمی‌دادند، امروز کار به این گناه عظیم و غیر قابل بخشش نمی‌رسید.[6]


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
پرهیز از درگیری اسلام با مسیحیت
ماجرای 11 سپتامبر بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌کار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد. هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر (قرآن‌سوزی) آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.[7]
همه باید بدانیم که حادثه‌ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته‌ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است و درس قرآن به ما، در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد.[8]


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif
مطالبه مجازات اهانت کنندگان از سران امریکا
طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاست‌مداران آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند.[9]
ما اصرار نداریم اثبات جرم براى کسانى یا مسئولانى و دست‌اندرکارانى بکنیم، امّا رفتار و شیوه‌ى سردمداران استکبار، سیاستمداران امریکا و برخى کشورهاى اروپایى، موجب شده است که انگشت اتّهام از سوى ملّتها به سمت آنها دراز بشود. باید خودشان را تبرئه کنند. باید ثابت کنند که در این جرم بزرگ شرکت ندارند. اثبات هم با این نمیشود که به زبان چیزى بگویند، باید عملاً این را اثبات کنند، باید جلوى این تجاوزها را بگیرند؛ البتّه نخواهند گرفت. [10] متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریکا است. سیاستمداران امریکا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملت‌های مسلمان را به درد آورده‌اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند. [11]
[1] بیانات در سالروز میلاد پیامبر اعظم صلی الله علی و اله وسلم-22/12/86
[2] بیانات در آغاز اجلاس سران کنفرانس اسلامی-18/9/1376
[3] بیانات بمناسبت میلاد پیامبر و هفته وحدت 27/1/85
[4] پیام حج-8/10/85
[5] پیام در پی حادثه قرآن‌سوزی-22/6/89
[6] پیام در پی اهانت به ساحت پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم-23/6/91
[7] پیام در پی حادثه قرآن‌سوزی-22/6/89
[8] پیام در پی حادثه قرآن‌سوزی-22/6/89
[9] پیام در پی حادثه قرآن‌سوزی-22/6/89
[10] بیانات در دانشگاه علوم دریایی نوشهر-26/6/91
[11] پیام در پی اهانت به ساحت پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم-23/6/

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 91/7/3:: 1:55 عصر     |     () نظر