سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س
انسان خود رأی به خطا و غلط درافتد . [امام علی علیه السلام]
 
   1   2      >

دوشنبه 11 اردیبهشت 91 , ساعت 11:20 صبح

شهید شیرودی



نمازی که رهبرانقلاب به یک شهید اقتدا کرد



رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی بعد از شهادت «علی‌اکبر شیرودی» فرمودند: او به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.



به گزارش  شناخت رهبری به نقل از فارس ، خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسه‌های ناب و بی‌بدلیل آفرید.


بسیاری از بزرگان و شهدا در وصف شیرودی سخن گفته‌اند اما کلام امام خامنه‌ای که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند از شیرینی خاصی برخوردار است. خصوصاً اینکه تأکید می‌کنند، او نخستین نظامی بود که در نماز به او اقتدا کرده‌اند. آنچه در ادامه می‌آید بازخوانی این سخنان است در ایام سالگرد شهادت شهید قهرمان، شیرودی.


*همیشه آماده شهادت بود


در هفته گذشته، ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان، دو سرباز اسلام را از دست دادیم. دو جوانی که در راه خدا، مدت‌های مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شهید، افسر هوانیروز شیرودی، یکی دیگر سرگرد ادبیان.


این دو نظامی مسلمان، برای ما خیلی حرف‌ها دارند. وجود این‌گونه عناصر در ارتش جمهوری اسلامی، خیلی معنا دارد. مردم نمی‌دانند عناصر مؤمن و مکتبی ارتش چه می‌کنند و چگونه عناصری هستند، این دو قهرمان، در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.


سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی‌اش و از روحانیون متعهد در کرمانشاه است، گفته بود "فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می‌دانم که باید شهید بشوم."


این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود "نه! سرهنگ کشوری را خواب دیدم. به من گفت، شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی. لذا می‌دانم رفتنی هستم."


به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.


می‌گفت "قبل از جنگ، برای من خاک هیچ ارزشی نداشت و همیشه می‌گفتم هیچ‌وقت برای خاک نخواهم جنگید، اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال اینها آغشته شده و آنها سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام و در اختیار و تحت فرمان امام می‌جنگیدند. آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قایل بودند و می‌گفتند، حاضریم طبق دستور امام فرزندان‌مان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم."



مصداق کوثر براى نبى‌اکرم، چیزهاى گوناگون است. یکى از برجسته‌ترین مصادیق کوثر، وجود مقدس فاطمه‌ى زهراست؛


 


که خداوند متعال در این وجود مبارک، دنباله‌ى معنوى و مادى پیامبر را قرار داد. برخلاف تصور دشمنان ملامتگر، این دختر بابرکت، این وجود ذى‌جود، آن‌چنان مایه‌ى بقاى نام و یاد و مکتب و معارف پیامبر شد که از هیچ فرزند برجسته و باعظمتى، چنین چیزى مشاهده نشده است.


 


اولاً از نسل او یازده امام و یازده خورشید فروزان، معارف‌ اسلامى را بر دلهاى آحاد بشر تابانیدند؛ اسلام را زنده کردند؛ قرآن را تبیین کردند؛ معارف را گسترانیدند؛ تحریفها را از دامن اسلام زدودند و راه سوء استفاده‌ها را بستند. 


 


 یکى از این یازده امام، حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) است که پیامبر طبق روایت فرمود: ((انا من حسین و حسین سفینة النّجاة و مصباح الهدى)).


 


 


 


 


با آن‌ همه آثار و برکاتى که در آن شخصیت، در آن شهادت و بر آن قیام در تاریخ اسلام مترتب شده است، او یکى از ذراره‌هاى فاطمه‌ى زهراست. یکى از این‌ خورشیدهاى فروزان، امام باقر، و یکى دیگر امام صادق (علیهماالسّلام) است که معارف اسلامى، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شیعى، که ائمه‌ى‌ معروف اهل سنت، یا بى‌واسطه، یا باواسطه، بهره‌مندان از فیض دانش آنها هستند. این کوثر فزاینده‌ى روزبه‌روز درخشنده‌تر، نسل عظیم پیامبر را در تمام اقطار اسلامى پراکند؛ که امروز هزاران، بلکه هزاران هزار خاندانهاى مشخصِ شناخته شده‌ى در همه‌ى دنیاى اسلام، نمودار بقاى نسل جسمانى آن بزرگوارند؛ همچنان که هزاران مشعل هدایت در دنیا نمودار بقاى معنوى آن مکتب و آن وجود مقدسند؛ این کوثر، فاطمه‌ى زهراست. سلام خدا بر او، درود همه‌ى انبیا و اولیا و فرشتگان و آفریدگان پروردگار بر او تا روز قیامت.


--------------------------------------
*تاریخ : 9/7/78 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران




یا فاطمه زهراشما بدانید زنان مسلمان در بسیارى از نقاط دنیا امروز به شما نگاه مى‌کنند و از شما یاد مى‌گیرند. این‌که مى‌بینید در بعضى از کشورهاى غربى، در بعضى‌ از کشورهاى مسلمان اما با حکومتهاى غیر اسلامى، این‌طور حجاب اسلامى مورد تهاجم دشمنان دین قرار مى‌گیرد، این نشان دهنده‌ گرایش زنان به حجاب‌ است. در کشورهاى همسایه‌ ما، آن‌جاهایى که به حجاب اهتمام نمى‌شد؛ در کشورهاى اسلامى که بنده خودم از نزدیک بعضى جاها را دیدم که هرگز اسمى از حجاب در آن‌جا آورده نمى‌شد؛ در مدت بیست ساله‌ بعد از انقلاب، زنان؛ بخصوص زنان روشنفکر و بخصوص دختران دانشجو، به حجاب گرایش پیدا کردند؛ علاقه پیدا کردند؛ رو آوردند و حجاب را حفظ کردند؛ که نمونه‌هایش علاوه‌ بر اینها در کشورهاى غربى هم مشاهده شده است. شما الگویید، شما نمونه‌اید.


 


 


بدانید امروز در هیچ جاى دنیا زنانى که مثل این مادران شهداى ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه‌ ما، مادرانى‌ با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قویتر و آگاهانه‌تر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامى است؛ این همان دامان پاک و مطهّر و نورانى‌ فاطمه‌ زهرا سلام‌الله علیها ست. شما دخترانِ فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه‌ زهرا هستید؛ دنباله‌روان فاطمه‌ زهرا هستید.(2)




 شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها)


طبق روایت، روز - سوم جمادى‌الثّانى - شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) است. من از ملت ایران درخواست مى‌کنم که در آن روز، مغازه‌ها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتى و کارخانجاتى که کارهاى خاصى دارند، چیزى نمى‌گوییم؛ لیکن کسبه و دکاندارها و بازارها و خیابانها احترام کنند. ان‌شاءالله آن روز را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) بهره‌مند بشویم.(2)


 


 


 


از برخى تعبیرات درباره‌ى ائمه (علیهم‌السّلام) نباید استفاده کرد؛ اینها سبک است. براى فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله علیها) - آن موجود قدسى والا، آن انسان برتر و آن معلم بشر - از آن تعبیرى که هر شاعرى - چه شاعر درست و حسابى‌گوى و چه‌ شاعر هرزه‌گوى - براى محبوب و معشوق خودش ذکر مى‌کند، نباید استفاده کرد؛


 


 



 


 


 


باید از تعبیرات متناسبى استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعراى عزیز ما - همچنان که امروز خوشبختانه، هم سرود دسته‌جمعى، هم در بعضى از شعرهایى که قبلاً آقایان خواندند، همین معنا انصافاً تأمین شده - لفظ و معنا را براى‌ بیان معرفتى که امروز جامعه‌ى ما نیاز دارد تا از مکتب فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) تعلیم بگیرد، به کار گیرند و آن را مداح با صداى خوش و آهنگ مناسبِ با این کار عرضه کند، یکى از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است؛ یعنى همان دعبل و فرزدق و کمیتِ تاریخ در این‌جا ظهور و تجلى پیدا کرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و مى‌تواند اجرهاى بزرگ الهى را به دنبال خود داشته باشد. (3)


 


1- 10/6/78 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد


2- 13/9/70 سخنرانی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا و اقشار مختلف مردم


3- 18/6/80 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان اهل بیت به مناسبت سالروز میلاد خجسته ی حضرت فاطمه الزهرا



قطعه شعری به مناسبت ولادت مقام معظم رهبری در 29 فروردین


امام خامنه ای


 



بیست و نه فروردین ، رسید ز راه
فصل بهار ، زیبا شد از جمال ماه

ستارگان که زمین را نگاه میکنند
خورشید را در این دیار تماشا میکنند

فرزندی از خاندان پیغمبر است
پرچم ولایت علی را  ، گرفته دست

سلاله ی پاک رسول خدا ، علی است
با حکم خدای رحمان ، ما را ولی است


  




 


بازخوانی فرامین رهبر معظم انقلاب:


رابطه با آمریکا برای ما مضر است/ آن روزى که رابطه‌ مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم



«حالا می نشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»

با توجه به اظهارات اخیربرخی رجال سیاسی درباره ضرورت تجدیدنظر در قطع رابطه با آمریکا، بازخوانی فرامین صریح رهبر معظم انقلاب، پاسخی محکم به اینگونه اظهارات است.

مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان یزد در تاریخ 13/10/1386 به صراحت و به طور مستدل به حامیان مذاکره و رابطه با آمریکا پاسخ دادند.

ایشان فرمودند: «ما یکى از سیاستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم.

متن کامل در ادامه مطلب...




مسئله این است که شرائط این دولت به گونه‌اى است که رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى‌ دنبال رابطه نمیرویم.

رابطه‌ى سیاسى با آمریکا براى ما مضر است. اولاً خطر آمریکا را کم نمیکند. آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطه‌ى سیاسى داشتند، سفیر داشتند؛ این آنجا سفیر داشت، آن هم اینجا سفیر داشت.

رابطه که خطر جنون‌آمیز و سیطره‌طلبانه‌ى هیچ قدرتى را از بین نمیبرد. ثانیاً وجود رابطه براى آمریکائى‌ها - نه امروز، همیشه اینطور بوده - وسیله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور. انگلیسى‌ها هم همین طور بودند. انگلیسى‌ها هم در طول سالیان متمادى سفارتخانه‌شان مرکز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ کسانى که حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها یکى از کارهایشان این است.

در همین قضایائى که حدود هفده هجده سال پیش در چین اتفاق افتاد و جنجال فوق‌العاده‌اى شد، سفارت آمریکا محور و مرکز اداره‌ى آشوبها و اغتشاشها بود. اینها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند، و پایگاه ندارند؛ این را میخواهند. احتیاج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما این را ندارند.

ارتباط، این را براى آنها تأمین میکند. حالا مینشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.

میگویند: چرا جلب دشمنى آمریکا را میکنید؟ مثلاً فرض کنید حالا رئیس جمهور تعبیر تندى میکند، ناگهان آقایانِ به اصطلاح عقلا میگویند این تعبیر تند بود؛ این دشمنى آمریکائى‌ها را جلب میکند. نه آقا! دشمنى آمریکائى‌ها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.

این دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده - حالا بحث خطر حمله‌ى نظامى را بعد یک جمله‌اى عرض خواهم کرد - حداقل در طول هجده سال اخیر، یعنى از بعد از پایان جنگ تحمیلىِ هشت ساله تا امروز، همیشه این خطر وجود داشته؛ یعنى همیشه ملت ایران تهدید میشده، که ممکن است اینها حمله‌ى نظامى بکنند؛ مال امروز نیست.

آن چیزى که میتواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت شماست، نه نمایش ضعف شما. نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع میکند. آن چیزى که ممکن است جلوى خودسرى و خودکامگى دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیفید، بدون مانع، هر کارى که بخواهد بکند، میکند.«


جز عشق ولا دوای این جامعه چیست


 در ورطه دشمنان دوصد دوست کم است


امروز صفای دل ما خامنه ایست


 امروز دوصد دشمن و یک خامنه ایست









 







 







چهارشنبه 30 فروردین 91 , ساعت 11:37 صبح

http://www.up.mersad.org/uploads/13341595361.jpg « ولایت فقیه محور حاکمیت و ضامن عدالت و توسعه و پیشرفت در حکومت اسلامی است . »

قال الله تعالی فی الکتاب المبین :

«إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذِینَ ءَ امَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم رَاکِعُونَ وَ    مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَالَّذینَ امَنُوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُم الغالبون »

« ولایت فقیه » از موضوعاتی است که ، تصّور آن موجب تصدیق می شود و چندان به     برهان احتیاج ندارد ، به این معنی که هر کس ، عقاید و احکام اسلام را ، حتی    اجمالاً دریافته باشد ، چون به « ولایت فقیه » برسد و آن را به تصّور آورد ، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( امام خمینی )


در تأیید وتأکید وتبعیت از دیدگاه حضرت امام (ره) ، که پیچیده ترین مباحث فقهی وکلامی جهان اسلام ، از زمان غیبت کبرای امام عصر (عج) را ، به این سادگی وشیوائی بیان فرمودند ، ضرورت دیده شد ، قبل از ورود به ماهیت بحث ، در خصوص سهل وآسان بودن  و چگونگی درک وپذیرش اصل حاکمیت ولایت فقیه ، به این نکته توجه شود مبنی بر اینکه :

اصل حاکمیت ولایت فقیه ، درعصر غیبت امام معصوم (ع) در جامعه اسلامی ، وترجیح آن بر حاکمیت غیر ، امری است عقلی که ، ضرورت وملزومیت آن را، عقل به خوبی درک می کند ، وعقلاء نیز به استناد الزامات عقلی ، آن را می پذیرند ، لذا چیزی که برهان معتبر عقلی بر آن اقامه شود ، مطابق قاعده ملازمه عقل وشرع ودلایل نقلی که دراین باره وجود دارد ، بار شرعی پیدا می کند وبلتبع مورد تأیید شرع نیز خواهد بود .

توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، حلقه های بهم پیوسته زنجیر مستحکم و ناگسستنی جهان بینی توحیدی است که شالوده و سرچشمه سیال و زلال مکتب پر فروغ اسلام ناب محمدی را تشکیل می دهند .

ولایت فقیه در عصر غیبت ، نقطه جوش و اتصال حلقه های مقدس زنجیرة توحید است ، یا به تعبیری ، می توان گفت : نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، میوه درخت توحید است و ولایت فقیه عادل ، در عصر غیبت امام معصوم (ع) هستة مرکزی این میوه مقدس و پرحلاوت است .

توسعه و پیشرفت زمانی ، معنی و مفهوم حقیقی و واقعی خود را پیدا می کند و برای رشد و نمو و کمال انسان مفید فایده است و زمانی به رنگ خدا و هم آهنگ با توحید در می آید که ، مبتنی بر حق و حقانیّت و عدل و عدالت باشد ، ودر یک خط توحیدی وبا یک بینش توحیدی خط وسیر داشته باشد ومدیریت گردد

.حق و عدالت همه جا یافت نمی شود ، حق و عدالت از صفات پسندیده و نشانه های برجسته اولیاء الله و عبادالرحمن و مؤمنین متقیان است ، که در پرتو نور حاکمیت حاکمان برگزیده از طرف خدا ویا حاکمان مأذون از جانب  حق تعالی ، متبلّور ومتجلّی می شود.

ولایت فقیه که ، نایب بر حق ولی خدا و حجت خدا در زمین است ، مرکز تجمع و پرورش و تولید و انتشار حق و عدالت در زمین است .

http://www.up.mersad.org/uploads/13341597941.jpg


پس در جامعه امروز ما ، توسعه و پیشرفتی مفید فایده است ، و برای رشد وتعالی انسان ، کارساز وموثر است ،که درسایه سار ولایت فقیه وحکومتی که ، ولایت فقیه ، محور حاکمیت آن قرار گرفته باشد ، تحصیل شده باشد ، قطعاً چنین توسعه وپیشرفتی که مبتنی بر حق وعدالت محوری است می تواند ، در کامیابی و شادابی انسان و رساندن او به کمال مطلوب کارگشا باشد

اینجانب معتقدم که ،در سیاست مدرنیته یا دنیا گرایانه  امروزی ،که در ظاهر چند کشور غربی پرچمدار آن می باشند ، عدالت ، توسعه ، پیشرفت از جمله مکانیسم هایی هستند که ، بین حکومت ها و دولت ها و مردم ، کاربری مشترک دارد.

دولتمردان یا حکمرانان ، از این مکانیسم سه گانه ، برای سرشماری و خدمات خود و ارائة آمار و ارقام و تنظیم بیلان کارهای مختلف ، و قیاس و تطبیق ، با دولت های گذشته خودی و رقابت با دولت های بیگانه ، و تلاش برای جلب رضایت مردم و ارائة یک چهرة موفق و کارآمد از خود ، بهره برداری می کنند .

از جمله موارد استفادة دولت ها یا حکومت ها ، از این مکانیسم سه گانه ، عدالت و توسعه و پیشرفت ، در اقناع و ترغیب مردم ، برای پرداخت مطالبات و حقوق دولت ، مثل مالیات و عوارض می باشد .

بدین ترتیب که دولت ، خدمات رفاهی و عمرانی و امنیتی و انتظامی و غیره را که انجام داده ، احصاء نموده و با یک تبلیغات و تشریفات خاصی  به اطلاع مردم می رساند ، و در مقابل از مردم می خواهد ، برای تشویق و دلگرمی دولت و توسعة و پیشرفت در زمینه های مختلف و ارائة خدمات بهتر ، در اسرع وقت ، نسبت به پرداخت حقوق و مطالبات دولت اقدام نمایند .

در مقابل ، مردم از این مکانیسم های سه گانة عدالت و توسعه و پیشرفت ، برای تحقیق و تفحصّ از دولت ها و ارزیابی عملکرد دولت ها  ، در زمینه های مختلف و چگونگی اهتمام دولت ها در پرداخت حقوق مردم و تأمین مطالبات مردمی و پاسخگویی به نیازهای فردی و اجتماعی  و به نقد و به چالش کشاندن خدمات دولت ، و اعلام رضایتمندی یا عدم رضایتمندی یا به تعبیری ارائة نمرة قبولی یا مردودی ، به دولت ها استفاده می کنند .

شاید چنین تصّور شود که ،  چنین نگاهی به مقولة عدالت و توسعه و پیشرفت ، و ارائة آنها در قالب مکانیسم های سه گانه مار الذکر ، نگاهی نو و طرحی نوین و ایده آل باشد ، در حالی که اصلاً چنین تصّوری درست نیست و این نگاه ، متأسفانه یک نگاه صرفاً سیاسی و تبلیغاتی است ، که مختص به حکومت های غیردینی بوده که ، با سیاست ها و شعارهای غیراخلاقی ، مدیریت می شود ؛ و  بهانه ودست آویزی است برای دولت ها  ، تا با این بهانه و با این شگرد ، بودجه ها و اعتبارات عمومی را به نفع خود و کسان و خویشان خود مصادره نمایند .

در نظام ولایی و حکومت اسلامی که ، ولایت مطلقة فقیه محور حاکمیت است ، نگاهی که  به این مکانیسم ها می شود ، کاملاً متفاوت و متمایز بوده و با یک نگاه صد درصد اسلامی و اخلاقی و ارزشی در قالب فرصت خدمتگذاری و خدمت رسانی به امت مسلمان ،  به مقولة عدالت و توسعه و پیشرفت نگریسته می شود .

در نظام ولایی و حکومت اسلامی ، از این مکانیسم ها ، برای حکومت بر قلبها و تسخیر قلوب مؤمنین و هموار نمودن راه ، برای سعادتمندی و نیک بختی و عاقبت به خیری مردم و تأمین رفاه و آسایش و امنیت عمومی و برقراری نظم و انضباط اجتماعی  و بهره مند نمودن مردم از یک اقتصاد سالم و روابط اجتماعی سالم و زمینه سازی برای تحقق بهداشت محیط و بهداشت فردی و اجتماعی سالم و  داشتن محیط زیستی سالم ، نهایت استفاده به عمل می آید .

در نظام ولایی تلاش می شود که ، از مکانیسم های عدالت ، توسعه و پیشرفت ، برای تقسیم عادلانه ثروت ، قدرت و فرصت پیشرفت جهت برخوردار نمودن افراد ، از امکان ادامة تحصیلات تکمیلی و تهیة فضاهای آموزشی و پژوهشی و تحقیقاتی اعم از علمی و کاربردی و همچنین تهیة و تأمین امکانات ورزشی و فضای ورزشی و تفریحات سالم و سرگرمی های مشروع و امکان فعالیت های مجاز سیاسی ؛ با رعایت خط قرمزهای دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی و  عزّت و اعتبار بین المللی بخشیدن به تک تک ایرانیان ، و بهره مند نمودن هر ایرانی ، از آزادی های مشروع و برقراری امنیّت در مرزها ، برای مردم اندیشمند و آزاد مرد ایران استفاده می شود . 

در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، از این مکانیسم ها ، بعنوان فرصت خدمتگذاری و نوکری  بلاقیدوشرط مردم استقبال می شود . و از این بابت تلاش می کنند که ، تمام انسان هایی که زیر پرچم حکومت اسلامی زندگی می کنند ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان ، ولایت مدار و غیرولایت مدار ، مخالف و موافق ، به صورت یکسان و برابر ، از خدمات رفاهی دولت و حکومت بهره مند شوند .

لب مطلب اینکه ، فلسفه و چرایی و هدف مطلق و نهایی ، از تشکیل حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، هدایت و رساندن انسانها به کمال مطلوب و فراهم نمودن زمینه تحقق فلسفه و راز خلقت و آفرینش ، که همانا ، آبادانی دنیا و آخرت ، با از قوه به فعل درآوردن حدیث امام العارفین و صاحب ذوالفقار ، مبنی بر ، دنیا را مزرعه آخرت پنداشتن است .

بدیهی است که ، انسان خام و پرورش نیافته ای که ، راه مدرسه و مکتب را نپیموده و تحت تعلیم و تربیت و تزکیه قرار نگرفته و هنوز در ابتدای راه است ، قبل از آنی که ، دچار تحول و تغییر شود و از درون متحول گردد ، و در مسیر توسعه و پیشرفت قرار بگیرد ؛ نمی تواند در مدار کمال جهت صعود به مقام شهود و لقاء الله و دارالقرار قرار بگیرد و حجاب ها را کنار بزند .

با توجه به دو بعدی بودن انسان و پیچیدگی های این صنع عجیب و غریب ، که فقط از طرف صانع و پروردگارش ، قابل شناسایی و کشف می باشد ، در عصر حاضر ، تنها حکومتی که می تواند ، این موجود ناشناخته بنام انسان را ، به معنی اتَّم و اکمل ، و بدون عیب و نقص ، در ابعاد مختلف مادی و معنوی ، تحت سرپرستی و کنترل قرار دهد و تمام نیازمندیهای جسمی و روحی او را ، یعنی معاد و معاش انسان را ، به نحو مطلوب و بی نظیر در جهان ، تأمین نماید ، فقط حکومت اسلامی تحت امر ولایت فقیه عادل است و لاغیر .

برای اینکه ، حاکمیت ولی فقیه عادل ، اقتباس شده از ولایت و حاکمیت خدا و معصومین علیهم السلام حکومت وولایت او در ادامه حکومت وولایت ائمه اطهار سلام الله علیهما اجمعین است و اذن حکومتی او ، از جانب خدا و معصومین (ع) صادر و ابلاغ شده است ، و در حقیقت ولایت فقیه ، مجری قوانین الهی است و قوانین الهی را فقط الهیون و ودربین الهیون ؛ او که از طرف خدا بعنوان حجت خدا در زمین و معلم انسانها تعیین شده می شناسند .

همان طوری که اشاره شد ، هیچ مرجع قانونگذاری و انسان شناسی در دنیا ، به غیر از خدا که خالق و آفریننده انسان است و ولی خدا که حجت خدا در زمین ، و تنها حاکم صالح مأذون ، از طرف خداست و مأموریت هدایت انسان ها به قلة کمال را ، به عهده دارد ،  قادر به کشف و شناسایی انسان و تشخیص و تأمین نیازمندیهای او ، و تمیز خیر و صلاح او  و هدایتش به صراط مستقیم نیست  ، پس در عصر غیبت ، ولی فقیه ، که خلیفه و حجت خدا در زمین است و نایب ولی  معصوم (ع) می باشد ، قادر به انجام این مأموریت الهی  می باشد .


http://www.up.mersad.org/uploads/13341597942.png


آنهایی که نظام ولایی و حاکمیت ولایت فقیه را ، آلترناتیو نظام سلطنتی می دانند ،  کاملاً در اشتباه بوده ، چرا که ، نظام سلطنتی یک حکومت موروثی است که سرآغاز و سرسلسلة آن خاندان سلطنتی ، بدون خواست مردم  و بدون مشورت و هماهنگی با آنها و با نادیده گرفتن حق انتخاب مردم ،  از راه  حیله و نیرنگ و تقلب و جعل و یا به وسیلة کودتا و کشتار مردم ، به کمک زر و زور و تزویر ، وبدون اینکه جایی برای خدا واحکام خدا ودین خدا ومردم خداجو ، در آئین وروش حکومتی شان وجود داشته باشد ، حکومت را به دست گرفته است .

ولی در نظام ولایی که ، یک حکومت دینی است و مشروعیت آن را از خدا  و دین مبین اسلام گرفته ،  این مردم هستند که ، بدنبال ولی فقیه عادل و جامع الشرایط می گردند ؛ تا او را برخود حاکم کنند ، .همچنانکه رهبری و ولایت جامعة اسلامی ، پس از ارتحال ملکوتی حضرت امام ، به سراغ مقام معظم رهبری رفت و گریبان او را گرفت و در حالی که معظم له از این مسئولیت و از این جایگاه فرار می کرد ، مجلس خبرگان رهبری ، ولایت را بر او تحمیل کردند و ایشان هرگز خواهان چنین جایگاهی نبوده و تلاشی هم برای تحصیل آن انجام نداده است .

حاکمیت ولایت فقیه ، ولایت یا حاکمیت قدرت نیست ، بلکه مظهر حاکمیت قوانین الهی است ، و از قوانین الهی نیز ، چیزی به غیر از ، شفقت  و رأفت و ملاطفت و مردم داری و حسن خلق و مهربانی ، تراوش نمی کند .

بنابراین حاکمیت ولایت فقیه در جامعه اسلامی در ادامه و استمرار حاکمیت اصل نبوت و امامت در دین مبین اسلام و از ارکان و اصول مذهب شیعه اثنی عشری است ، که در عصر غیبت امام معصوم (ع) بنا به مشیّت و خواست الهی تحقق می یابد .

مشیت و خواست الهی هم به بطور مطلق ، با فطرت جمیع انسانها منطبق و سازگار بوده و می باشد ، هر چند که ممکن است ، خواست و مشیت الهی ، مطابق با میل و درخواست بعضی از افراد ، که از مسیر فطرت خارج شده اند نباشد ، در اینصورت دیگر خواست اقلیت در مقابل مشیت الهی و خواست اکثریت مردم ، قابل توجه نیست ، هر چند که در کل ، و در اصل ، میشت و خواست الهی ، به خواست و تمایلات مردم هیچ ارتباطی ندارد ، و آنچه را خدا بخواهد و اراده کند ، بدون توجه به میل اقلیت و اکثریت ، همان خواهد شد ، همچنان که تغییرات جوی و نزول برف و باران ، بنا به اراده مطلق الهی و بدون مشورت با مردم و بدون توجه به خواست آنها صورت می گیرد .

محور بودن ولایت فقیه در حکومت اسلامی ، به مثابه محوریت امامت و ولایت امام معصوم (ع) می باشد و هم چنان که حضرت امام خمینی ، در کتاب ولایت فقیه ، خیلی صریح فرموده اند : ولایت فقیه از همان ولایتی برخوردار است که رسول مکرم اسلام (ص) و امام معصوم برخوردار است ..

حقیقت سـرایی اسـت  آراسته                  هـوی و هـوس گرد برخاسته

نبینی که هرجا که برخاست گرد                  نبیند نظر گر چه بیناست مرد

اولین شرط تحقق محور بودن حاکمیت ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی مبتنی بر امر ولایت ، حضور پررنگ مردم و نقش آفرینی آنها ، در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نظامی ، مذهبی ، اخلاقی و غیره است .

محور بودن حاکمیت ولایت فقیه ، به معنی نفی مشارکت مردمی و نادیده گرفتن نقش اساسی مردم ، در ادارة حکومت و یا نافی دمکراسی نیست ، بلکه حاکمیت ولایت فقیه ، که در حقیقت ، همان حاکمیت امام و امت است ، مظهر حاکمیت دمکراسی دینی و پاسدار حاکمیت ارادة مردم می باشد .

جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی                        غبار را بنشان تا نظر توانی کرد

توسعه ، پیشرفت و عدالت ، از جمله شعارهای آرمانی جامعه بشری است ، که به لحاظ تنوع نامحدود و نامتناهی بودن راه و عدم حدود و ثغور آنها ، همچون تحصیل علم که پایانی ندارد ، انسان نیز نسبت به آن سیرایی نداشته و همواره با ولع خاصی به آن چشم دوخته و آن را دنبال می کند .

در طول تاریخ خلقت از آدم ابوالبشر (ع) تا به امروز ، دنیا ، جامعه ای را به خود ندیده که ،  از نظر توسعه و پیشرفت و عدالت به نقطه پایانی و کمال مطلق رسیده باشد .

بنده معتقدم ، آنچه امروز رواج پیدا کرده و جهان را ، به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و توسعه نیافته ، تقسیم بندی نموده اند ، نوعی تقسیم بندی سیاسی و مصنوعی و یا به تعبیری خیالی است ؛ چرا که هر قسم از این تقسیم بندی ها ، بدون استثناء از موقعیت و جایگاه و شرایط فعلی خود ، ناراضی بوده و برای ارتقاء موقعیت و توسعه بیشتر و شکوفایی عدالت تلاش می کنند ، لذا تعبیر واقعی و درست این است که ، جهان را در حال توسعه و پیشرفت بدانیم . و اطلاق توسعه یافتگی مطلق ، به بعضی از کشورها ، که در چند زمینه ، مسیر بیشتری را طی نموده اند ، و یا توسعه نیافته ، تلقی نمودن بعضی از کشورها ، که مسیر کمتری را پیموده اند ،  دور از عدالت و انصاف و بر خلاف واقعیت امر می باشد .

آری ، چگونگی ایجاد توسعه و پیشرفت همواره یکی از سؤال های اساسی و مهم در ایجاد دگرگونی و تحّول تکاملی جوامع بوده است ، معمولاً وقتی سخن از توسعه و پیشرفت می شود ، نوعی پیشرفت و توسعة همه جانبه به ذهن متبادر می شود .

اگر بخواهیم از توسعه و پیشرفت تعریفی داشته باشیم ، می توان گفت : توسعه و پیشرفت همان افزایش سطح بهره مندی و رفاه و ارتقاء امنیت و آسایش عمومی و آزادی های مشروع و گسترش ارتباطات اجتماعی و امکان تحرک اجتماعی معطوف به ارزش های اسلامی جامعه است ، که در سایه پیشرفت علم و تکنولوژی و هماهنگی علم و اخلاق و اخلاق و مذهب و مذهب و علم ، سیر تکاملی خود را طی نموده ، و با مهندسی اسلامی و رعایت عدل و انصاف ، به نحو شایسته ای ، مدیریت شده ، که با ارزش های دینی و ملی ، منافاتی ندارد و پاسخگوی نیازمندیهای مادی و معنوی ، و دربرگیرندة تمامی نیازهای جسمی و روحی انسان باشد و معاد و معاش انسان را نیز ، توأمان تحت پوشش قرار می دهد .

در پرتو تلالؤهای خورشید بی غروب ولایت فقیه و نورافشانی های آن که شعاعی فرا جغرافیایی دارد و در ذیل ظلّ لایزال قدسی ولایت است ، که می توان پیشرفت و توسعة مورد نیاز جوامع انسانی را ، بدواً هدفمند و سازنده و سپس تحقق یافتنی دانست .

توسعه و پیشرفت و عدالت محوری که  در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، محقق می گردد ، با توسعه و پیشرفت مصطلح و رایج در دنیا بسیار متفاوت است ؛ چرا که حکومت اسلامی تحت حاکمیت ولایت فقیه مأموریت دارد ، توسعه و پیشرفت مسلمانان زیر مجموعة خود را، طوری محقق و شکوفا سازد که ، دنیا و آخرت آنها را دست خوش تحول و تغییر و رفاه و آسایش قرار دهد . در حالی که در حکومت های غیردینی ، فقط به آباد کردن دنیا و برجسته نمودن ابعاد دنیاگرایی و تأمین نیازهای حیوانی ، توجه می شود و تمامی توسعه و پیشرفت ها از نوع مادی و مختص به دنیا می باشد .

البته برادران و خواهران گرامی باید ، به قراعت های مختلفی که این روزها از پیشرفت و توسعه و عدالت ارائه می شود ، توجه کافی داشته باشند .

عدالت و توسعه و پیشرفت به سبک و سیاق الهیون و با پرهیز از قراعت به شیوه مادیون ، و دنیاگرایان ، از جمله مکانیسم هایی هستند که انسان می تواند ، به وسیله آنها مسیر خود را ، از پستی وبلندیها و ناهمواریهای زندگی ، به راه صاف و صراط مستقیم تغییر دهد و از بین جاده های پرزرق و برق و فریبا ، راه نجات و کمال وهدایت را ، انتخاب و از آن برای سیر وسلوک ، جهت نیل به همان هدف نهایی که ،کمال مطلق و ثمرة زندگی در سایه سار ولایت فقیه است ، بهره برداری لازم را بنماید.

پیشرفت و توسعه  ، در حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ، به معنی عام و خاص آن ، باید توأم با عدالت باشد ، و عموم و خصوص  آن ، با خط کش اسلام ناب محمدی کنترل و اندازه گیری شود ، اگر غیر از این باشد ، شعار فریبنده ایی بیش نیست ، که جز حقارت و پس روی و عقب نشینی چیزی در بر نخواهد داشت .

همان طوری که اشاره شد عدالت ، توسعه ، پیشرفت  شعارهای بسیار زیبا و پرمحتوایی هستند که اگر شریعت محور نباشند و در پرتو رهنمودهای ولی فقیه زمان ،  مهندسی و ساماندهی و هدایت نشوند و برای آبادانی دنیا و آخرت مردم  کاربری نداشته باشند ، از جمله ابزار و مکانیسم هایی خواهند بود که ؛ جزء حیف و میل و اتلاف بیت المال و فریب مردم ،  نتیجة دیگری نخواهد داشت .

متأسفانه گروهی ، پیشرفت را در بی حجابی و برهنگی زنان می بینند ، که به تعبیر شهید والامقام استاد مطهری ،ره، اگر این چیزها نشانه پیشرفت و تمدن است ، پس حیوانات از ما پیشرفته تر و متمدن تر هستند .

بعضی ها پیشرفت و توسعه را ، در آزادی مطلق جنسی و ترویج فساد و فحشاء و اختلاط بی حد و مرز زن و مرد می دانند ، که قباحت و زشتی این ایده و نظر ، در حدی است که ، بنظر می رسد ، قید آن در این نوشتار ، اهانت به قلم وکاغذ و بی احترامی به خوانندگان گرامی خواهد بود .

گروهی توسعه و پیشرفت را ، در بندگی و بردگی طاغوت و تقلید کورکورانه ، از اربابان زر و زور و تزویر ، که توسعه و پیشرفت علمی و عملی در چند پروسه دنیوی را ، وسیله ای برای تسخیر و استعمار و استثمار ملت ها و دولت ها قرار داده اند می دانند .

متأسفانه گروه دیگری توسعه و پیشرفت را ، در خدمت دنیا و نیازهای حیوانی انسان  تعریف می کنند ، طوری که گویا انسان قرار نیست بمیرد و حیات پس از مرگ را که حیات ابدی و جاویدان است را تجربه کند .

بعضی ها ، عدالت را در برابری ومساوی بودن بی قید و شرط زن و مرد و یا اینکه ، هر فردی با هر ایده و نظر و با هر مذهب و مسلک ، و تفکر سیاسی بتواند ، در نظام مقدس جمهوری اسلامی ، برای تصّدی مشاغل حساس و کلیدی ، انتخاب شود و یا بتواند ، در انتخابات ها که به مناسبت های مختلف ، برگزار می شود ، بعنوان کاندیدای انتخاباتی ، خود را مطرح نماید .

در موقعیت حساس کنونی ، که انقلاب اسلامی ایران ، وارد دهة چهارم خود شده ، ودر سی وسه سال گذشته ، انقلاب اسلامی ایران ، علیرغم تهدیدات وتحریمات اعمال شده ، از جانب دشمنان قسم خورده نظام ، پیشرفتهای چشمگیر و قابل توجهی ، در کلیه زمینه ها داشته ، طوریکه ایران تحقیر شده دیروز ، ایرانی که زیر چکمه های ، مستشاران آمریکائی وانگلیسی وروسی ، کمر خم کرده بود ، واز نظر صنعتی وتکنولوژی ؛ عاجز وناتوان از ساخت آفتابه ولگن بوده ، در سایه سار حاکمیت ولایت مطلقه فقیه ، وبا محور قرار دادن احکام شریعت اسلام ناب محمدی (ص) ؛ و فصل الخطاب دانستن حدیث و راه وسکوت ولایت ، چنان توسعه وپیشرفتی پیدا کرده که ، در کلیه زمینه ها علمی وصنعتی وتکنو لوژی ونانو تکنولوژی وفن آوریهای مختلف از جمله ، فن آوری هسته ای وفضا هوا وسلول های بنیادی وشبیه سازی ، وخود کفا شدن در تمام امورات نظامی ؛ پا به پای چند کشور صنعتی دنیا ، رقابت میکند ودر بعضی مسائل از آنها نیز جلو زده است .  زیر باران باید رفت ،  چشم هارا باید شست و جور دیگر باید دید . تا این موقعیت وروند پیشرفت حفظ شود وسرعت بیشتری به خود بگیرد .

برادران وخواهران ولایتمدار ایرانی ! امروز که ولایت فقیه ، خود باختگی ایرانیان در زمان طاغوت را ، به خود باوری واعتماد به نفسِ غیر قابل وصف تبدیل نموده ، وبا عزت آفرینی ، واقتدار بخشی ، از تولد دوباره عقده حقارت وخود کم بینی  درجامعه جلوگیری کرده است ؛ گفتمان وارداتی ولایت ستیز به اصطلاح اصلاح طلبی ، وجنبش ضد دینی وتوحید ستیز سبز وسران فتنه وحتمیان آنها که ؛ ماهیت دین ستیزی وضد انقلابی آنها ، برای همگان احراز شده است ،  با حمایت های مادی و معنوی نظام کهنه و فرسوده لیبرال دمکراسی غرب ، و به سرکردگی شیطان بزرگ روباه پیر استعمار و سگ نگهبان آنها صهیونیسم های اشغالگر ، وبا بهره مندی از کمک های همه جانبة سکولاریسم جهانی و با دلگرمی از پشتیبانی های سلطنت طلبان و لائیک های شرق و غرب و همراهی و همیاری ناکثین و قاسطین و مارقین معاصر ؛ یا همان خواص مردود وبی بصیرت دنیا طلب ، به فکر احیاء نهضت پروتستانتیسم و قیام علیه گفتمان حاکمیت دینی و براندازی و سقوط حکومت اسلامی مبتنی بر امر ولایت مطلقه فقیه ، وایجاد موانع سنگین و به زعم وخیال خودشان ، موانع غیر قابل نفوذ وعبو ، در جلو قطار توسعه ویشرفت انقلاب اسلامی که به حول قوه الهی وهمت دانشمندان جوان ولایتمدار ؛ با سرعت مافوق نور در حال حرکت به جلو است ؛ افتاده اند ، تا جلو توسعه وپیشرفت نظام ولائی را بگیرند .

در چند سال اخیرکه ، این قطار توسعه وپیشرفت توأم با عدالت محوری ، با یک صبغة ولائی وپیام توحیدی وتفکر اصول گرائی ؛ با مدیریت و رهبری پیامبر گونه ولی فقیه زمان حضرت امام خامنه ای  مدظله العالی ؛ سرعت وشتاب بیشتری پیدا نموده است ؛ گروهک گمراه وفریب خورده مدعی اصلاح طلبی آمریکایی ، با تمام نیروهای زیر مجموعه خود ، که همگی از سربازان سیاه وموصاد می باشند ؛ از زمان آغاز به کار دولت نهم تا به امروز ، هرچه از دستشان بر آمده برای سرنگونی نظام ولائی وتضعیف ولایت فقیه وحذف آن ؛ از قانون اساسی ، وکم رنگ نمودن اسلامیت نظام ؛ وتحریف وجعل وتفسیر به رأیِ خطِ امام وگفتمانِ امام ، انجام داده اند ؛ که شما بزرگواران ، کاملاً از آن خبر دارید ، مخصوصا تحرکات مذبوحانه وخلاف شرع وخلاف قانون آنان ، پس از اتنخابات 22 خرداد ، که به رسوائی وفاش شدن ماهیت ضد دینی وضد انقلابی وضد امامی آنها گردید ؛ که پرداختن به آنها موجب اطاله کلام خواهد شد .

در چنین شرایطی ، شایسته و بایسته است ، برای جلوگیری از ورود هرگونه صدمه و آسیبی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ، و حفظ حکومت جمهوری اسلامی که از دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ، حفظ جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است و  فرموده اند : « اهمیت حفظ جمهوری اسلامی از اهمیت حفظ نماز هم بیشتر است » به توصیه ها و منشورات آن آیت حق به حق پیوسته ، که در فواید پشتیبانی از ولایت فقیه و محور حاکمیت قرار دادن ولایت فقیه و حفاظت از جمهوری اسلامی فرموده اند ، جامة عمل بپوشانیم تا در مرحله اول ، به مملکتمان و این نظام ولایی و مقدس آسیبی نرسد و در ثانی بتوانیم ، در سایه سار رهنمود های پیامبر گونه مقام معظم رهبری  و تلالوهای خورشید بی غروب ولایت ، پلکان ترّقی در مسیر عدالت و پیشرفت و توسعه را ، یکی پس از دیگری طی کنیم و به سلامت ، قلة کمال و سعادتمندی را ظفرمندانه فتح و تصرف نمائیم .

عبارت بسیار شفاف و دقیقی که در صدر این نوشتار ، از حضرت امام ،ره، درباره سهل و آسان بودن فهم و درک جایگاه رفیع ولایت فقیه ذکر شد ، در چند سال اخیر چنان از طرف دشمنان قسم خورده ولایت فقیه در داخل و خارج از کشور ، از قوه به فعل درآمده و به آن ، جامه عمل پوشانده شده ، که گویا آنها از اولین کسانی بوده اند که ، به جایگاه واقعی ولایت فقیه و میزان وابستگی و دلدادگی ،ولایتمداران به این موهبت الهی معرفت پیدا نموده اند .

دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ، که در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دارند ، با همکاری نیروهای سرسپرده داخلی ، از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ، مطالعات و تحقیقات علمی و جاسوسی همه جانبه خود را ، در کالبد شکافی انقلاب اسلامی ، به منظور کشف راز بزرگ این انقلاب و رمز پیروزیهای پی درپی مردم انقلابی ایران و دسترسی به آن ، آغاز نمودند و چه هزینه های بسیار کلان و نجومی که ، در این راه بر ملتهای  بیچاره ودربند خود تحمیل ننمودند .

بالاخره پس از 33 سال تحقیق و تفحص و مطالعه و کارهای کارشناسی و تحمل شکست های مفتصحانه و صرف هزینه های آن چنانی ، خیلی دقیق و زلال و مستند ؛ به آنچه می خواستند و تعقیب می کردند رسیدند .

آری ، این دشمنان زبون ، به هر قیمتی که بود ، راز و رمز سلسله پیروزیهای انقلاب اسلامی ایران و عامل ضعف و ناتوانی و شکست های متوالی خود و اوضاع و احوال رقت بارشان ، در برابر اراده  فولادین ایرانیان غیرتمند را شناسایی و کشف نمودند .

دشمنان بزدل و توحید ستیز نظام مقدس جمهوری اسلامی ؛ بخوبی فهمیده اند که ، جایگاه ولایت فقیه ، برای امت مسلمان و ولایت مدار ایران اسلامی و میزان دلبستگی و وابستگی آنها به این خورشید بی غروب هدایت و سازندگی ؛ و همچنین ضرورت وجود این موهبت الهی در جامعه اسلامی ، به مثابه وجود شمس آسمان و تابش آفتاب بر گلهای آفتابگردان است .

به همین دلیل است که ، در چند سال اخیر ، تمام قد و با تمام قدرت و توان ، فقط در مقابل ولایت فقیه صف آرایی نموده و برای تضعیف و تخریب و حذف ولایت فقیه و خاموش نمودن این نور الهی در تلاش هستند و از شرق و غرب و جنوب و شمال و هوا و زمین به دولت ولایت مدار و مردم اندیشمند و عاشق ولایت فقیه هجوم آورده اند .

دشمنان ولایت فقیه ، بهتر از ما دوستداران و عاشقان ولایت ، فهمیده اند که ، پیشرفت و توسعه همه جانبه ایران اسلامی وشکوفائی عدالت اجتماعی ، فقط در سایه حاکمیت ولایت فقیه ممکن است ولاغیر ؛ لذا با تمام توان وقدرت ، برای جدا نمودن مردم ،  از این منبع فیاض و خیرات تلاش می کنند  .

ترسی که امروز دشمنان ما از انرژی ولایی مردم و ولایت مداری و ولایت فقیه دارند ،  نسبت به ترسی که ، از انرژی هسته ای و بم اتم دارند ، قابل قیاس نیست ، برای همین است که ، این روزها در مقابل انرژی هسته ای ، چراغ سبز نشان می دهند و می خواهند هسته ای بودن ایران را بپذیرند ، وبا آن کنار بیایند .

برادران وخواهران گرامی ! بدانید وآگاه باشید که ؛ استراتژی جدید دشمنان قسم خورده نظام ، این است که ، نه تنها ایران هسته ای را بپذیرند ، بلکه حمایت می کنند تا ایران در بحث  هسته ای  پیشرفت های خوبی داشته باشد .

چراکه به زعم وخیال باطل وشیطانی خود ، فکر می کنند ، با حمایت همه جانبه ، از جنبش دین ستیز موسوم به سبز ؛ و ولایت ستیزانی که این روزها ، طبق سناریوهای اسرائیلی وآمریکائی وانگلیسی ، برای خدا و قرآن ولایت در ایران ، خط و نشان کشیده اند ، بتوانند ولایت فقیه را ، از مردم و قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران بگیرند و نظام ولایی را سرنگون کنند و آن موقع است که ، می توانند ، دسترنج مهندسین ایرانی در جبهه انرژی هسته ای را کمال  و تمام تصاحب وتصرف وبه نفع خود وبنام خود ضبط وثبت نمایند .

البته چنین اوهام و خیال بافی هایی ، که در حال بدمستی و دنیاپرستی ، در افکار دین ستیزان داخلی و خارجی خطور کرده ، ناشی از عدم شناخت آنها ، نسبت به ملت بزرگ ولایتمدار ایران اسلامی وعدم معرفت آنها ، نسبت به، غیرت و تعصّب و عشق توحیدی که ، در تک تک عاشقان ولایت وجود دارد می باشد ، که تابحال همین عامل عدم شناخت مردم ایران ، شکست های سنگینی را برای آنها رقم زده ولی باز هم متنبه نشده اند .

بدون تردید ، چنین توطئه ها وفتنه هائی ، فقط در پرتو نور ولایت فقیه ، خنثی وبلا اثر خواهد شد ، برای اینکه ، ولایت فقیه ، مشعل یقین و نور چراغ دین و حجت خدا در زمین است ، و اگر غیر از او حاکم بر جامعه اسلامی باشد ، و یا حاکمیت ولایت فقیه ، محور قرار نگیرد جامعه سراسر دچار ظلمت و تاریکی خواهد شد ، و در چنین جامعه ای توسعه و پیشرفت و عدالت بی معنی است ، و هرکس از آن دم بزند لاف و گزافی بیش نخواهد بود .

حضرت آیت االله مصباح یزدی ، مدظله العالی ، او که برای انقلاب اسلامی مطهری ثانی است  ، می فرماید : ولایت فقیه ، محور حاکمیت اسلام و ضامن تحقق عدالت و پیشرفت جامعه است .

حضرت آیت الله نوری همدانی که از برجسته ترین ، مراجع تقلید جهان تشییع است ، در این زمینه می فرماید : ولایت فقیه ، محور حاکمیت اسلام است ، و عقب ماندگی مسلمانان در گذشته ، به دلیل تبدیل حکومت ولایی به سلطنتی بود .


http://www.up.mersad.org/uploads/13341597943.jpg


معظم له ، حاکمیت غیردینی را سبب انحرافات سیاسی و اجتماعی و فقر فرهنگی در جامعه دانسته و فرموده اند : حکومت های استبدادی و سلطنتی و غیرولایی ، در طول تاریخ مانع رشد و تعالی جوامع اسلامی شدند و تنها راه نجات تمسّک به ولایت است .

آری ، باب ولایت فقیه ، تنها راه برون رفت از بحران های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نظامی و اقتصادی ، و مفتاح توسعه و پیشرفت ، و بستر عدالت و رمز موفقیت و کلید قبولی دعاها و پناهگاهی ، در مقابل فتنه سازی و شبهه پراکنی ها ی دشمنان است .

بنابراین توسعة همه جانبه و عزّت و اقتدار و امنیّت پایدار ایران و ایرانی ، فقط در سایه سار ولایت فقیه و ولایت مداری مردم امکان پذیر است .

آنچه ما در خصوص تضمین پیشرفت و توسعه همه جانبه و عدالت محوری ، در سایه سار ولایت فقیه و با محور قرار دادن احکام الهی در مکتب اسلام ناب محمدی (ص) بیان نمودیم ، پیش گویی و پیش داوری وتبلیغ وکار سیاسی نیست ؛ بلکه با ملاحظه ومقایسه کارنامه سی وسه ساله انقلاب اسلامی ؛ با سی وسه سال مشابه در رژیم دست نشانده وسلطنتی منفور پهلوی ، چنین اطمینانی حاصل شده است .

البته ناگفته نماند ، که توسعه و پیشرفت و شکوفایی عدالت در تمامی زمینه ها ؛ با شعار بدست نمی آید ، تا زمانی که طبق رهنمودهای مقام عظمای ولایت و با جلب نظر کارشناسان علمی و خبره ، برنامه جامع و قابل اجرایی تهیه و ارائه نشود ، و بعنوان نقشه راه و چراغ راهنما در اختیار دولت گذاشته نشود ، آنچه انتظار است تحصیل نخواهد شد .

وقتی ملت بزرگ ایران در پرتو نیروی ایمان و ولایتمداری و اطاعت از ولایت ، موفق شدند ، رژیم ستم شاهی پهلوی را سرنگون و انقلاب اسلامی را خلق نمایند و در واقعة دفاع مقدس ، موفق شدند تمام ارتش های دنیا را شکست دهند ، و ایرانی که از ساخت آفتابه ولگن ، عاجز و ناتوان بود ، را به عضویت باشگاه هوا فضا در بیاورند ، که قصد تسخیر وسفر به فضا را دارد و در ماجرای سلولهای بنیادی ومسئله شبیه سازی ، به آن پیشرفتهای چشمگیر وبی سابقه علمی وعملی برساند و ایران را به یک قدرت مطلق هسته ای تبدیل نماید و از نظر تجهیزات وتسلیحات نظامی به تمام معنی خود کفائی کامل برساند ، چرا باید از ادامه راه و پیروزیهای بعدی تردید داشت ؟


پنج شنبه 4 اسفند 90 , ساعت 1:25 عصر


خاطراتی ناگفته از زندگی شخصی و کاری مقام عظمای ولایت و امامت امام مصلح سید و شریف حاج علی حسینی خامنه ای ((مدظله العالی))


http://www.598.ir/files/fa/news/1390/11/30/10233_467.jpg



 تاکنون بارها پیش آمده که افراد متعددی در مقاطع مختلف به بیان مصادیقی از زندگی ساده و بدون آلایش رهبر معظم انقلاب پرداخته و نکات و بعضا خاطراتی را بیان کرده‌اند.


اما آنچه در زیر می خوانید بخشی از خاطرات امیر خلبان تورج دهقانی زنگنه فرمانده آشیانه جمهوری اسلامی ایران است که برای اولین بار با موضوع سفرهای رهبر انقلاب با هواپیما به مناطق مختلف کشور در خبرگزاری فارس منتشر می‌شود.


امیر دهقانی زنگنه به واسطه مسئولیتی که در آشیانه جمهوری اسلامی ایران دارد یکی از کسانی است که در بسیاری از سفرهای مقام معظم رهبری ایشان را همراهی می‌کند.



 


* سفر به کردستان با هواپیمای عادی


معمولا  حضرت آقا با تهیه بلیت با هواپیمای عادی سفر می‌کنند.


برای نمونه در سفر ایشان به استان کردستان، رهبر معظم انقلاب همچون گذشته با پرواز عادی به همراه دیگر مسافران به این استان سفر کردند.


* تلاوت اذان در گوش یک نوزاد در پرواز تهران-مشهد


در یکی از سفرهای معظم‌له به مشهد مقدس بود که آقا از تیم همراهشان خواستند ممانعتی برای کسانی که می خواهند ایشان را ببینند، ایجاد نشود.


اشتیاق مسافران برای دیدار باعث شد تا حضرت آقا تا پایان سفر حتی فرصت برای نوشیدن یک استکان چای هم نداشته باشند.


در همین پرواز بود که یک زوج جوان فرزندشان را که تازه متولد شده بود خدمت آقا آورده و ایشان نیز در گوش کودک اذان گفتند. چند نفر لبنانی هم در این پرواز حضور داشتند که توانستند با آقا دیدار و گفت‌وگو کنند.


در یکی دیگر از سفرها خانمی حدود 40ساله به همراه مادر 70 ساله‌اش به فاصله دو سه ردیف صندلی با آقا نشسته بودند.


با شروع پرواز، دختر آن خانم به او گفت که چند ردیف جلوتر از ما، آقای خامنه ای نشسته اند.


مادر که باورش نشده بود، گفت آقا که با هواپیمای معمولی سفر نمی‌کنند و پس از اینکه از حرف های دخترش قانع نشد، برگشت از من که لباس نظامی به تن داشتم سؤال کرد و گفت: واقعا ایشان آقای خامنه‌ای هستند؟ من هم گفتم بله.


باز پرسید: آن خانمی که پشت سر ایشان نشسته، همسرشان است؟ مجددا گفتم بله.


بعد اجازه خواست تا برود و با همسر آقا چند کلمه‌ای صحبت کند. می‌گفت می‌خواهم کمی با ایشان در مورد مشکلات پیری و بیماری که دارم درد دل کنم.


* ماجرای یک بسته میوه اضافی برای آقا


در یک سفر دیگر قرار شد حضرت آقا با پرواز ایران‌ایر بروند. مسئولان پرواز بعد از اینکه متوجه حضور رهبر انقلاب در این هواپیما شدند، علاوه بر خوردنی‌های معمول، که برای پذیرایی مسافران در نظر گرفته شده بود، یک بسته میوه اضافه هم برای ایشان آوردند.


آقا با دیدن این بسته میوه ناراحت شده و به یکی از همراهان خود اعتراض کردند که این بسته میوه را بردارند و ببرند.


در واقع ایشان اصلا اجازه نمی‌دهند که برای سفرهایشان تدارک خاصی دیده شود و معمولا در پروازها تنها با یک استکان چای (از همانی که به مسافران داده می‌شود) و یک کیک کوچک که از فروشگاه‌های بیرون تهیه شده از ایشان پذیرایی می‌شود و اجازه نمی‌دهند چیز دیگری به اینها اضافه شود.


 


منبع:فارس


 


 



آقا نقاشی آرمیتا را باخودش برد/ارمیتا:پس چرا عکس بابا رو نشون ندادن./حاشیه های خواندنی حضور رهبر انقلاب درمنزل شهید رضایی نژاد


پــری


گزارشی از حضور سرزده رهبر معظم انقلاب در منزل شهید داریوش رضایی‌نژاد

محمد تقی خرسندی


از همان لحظه‌ی ورودمان، دختربچه شروع می‌کند به ورجه وورجه توی اتاق. اسمش «آرمیتا»ست؛ آرمیتا رضایی‌نژاد؛ دختر شهید داریوش رضایی‌نژاد. 5 ساله است. احتمالا خوشحالی‌اش از این است که امروز این همه مهمان به خانه‌شان آمده. «خانه» که چه عرض کنم؛ نمی‌دانم با گذشت چندماه، توانسته اینجا را به عنوان خانه قبول کند یا نه. بعد از این که پدرش را جلوی چشمان او و مادرش شهید کردند، به‌خاطر مسائل روحی، به این محل نقل مکان کرده‌اند. خانه‌ای ظاهرا نوساز که هنوز به جز یک قاب عکس بزرگ از پدر، چیز دیگری روی دیوارهایش نصب نشده؛ حتی عکس آرمیتا روی دوش پدر هم روی میز است.

وقتی اقا خلاف رسم همیشگی به جای((شهیدتان))فرمودند:((شهیدمان))/حاشیه های خواندنی حضور رهبر انقلاب در منزل شهیداحمدی روشن


مهدی قزلی




سرم را تکیه داده بودم به شیشه‌ی ماشینی که از لابه‌لای اتومبیل‌های توی خیابان به سرعت می‌رفت تا به موقع برسیم خانه‌ی مصطفی؛ به موقع یعنی زودتر از رهبر انقلاب.

مصطفی سر جمع 7 ماه و 7 روز بزرگتر از من بود و  پسرش هم تقریباً هم‌سن دخترم. فکر کردم به اینکه اگر اتفاقی – مثلاً تصادف- برایم پیش بیاید حال خانواده‌ام چطور خواهد شد؛ پدر، مادر، همسر، دخترم، برادرها و بقیه. از روی محبت، هیچ دلم نخواست که تصورشان بکنم؛ ولی چند دقیقه‌ی بعد قرار بود برسم به خانه‌ی جوانی هم‌ریش و هم‌سن‌وسال خودم که اتفاقی برایش افتاده و حال خانواده‌اش را تصویر کنم. خانواده‌ای که دیگر او را نخواهند دید.





ماجرای دیدار رهبر انقلاب و شهید طهرانی مقدم در جنگ تحمیلی بعدازظهر شنبه 21 آبان‌ماه، یکی از پادگان‌های پشتیبانی سپاه در اطراف تهران شاهد حادثه‌ای دردناک بود؛ حادثه‌ای که اگرچه سردار حسن طهرانی مقدم و یارانش را به آرزویشان -شهادت در راه خدا- رساند، اما دل‌های بسیاری را در غم فراغ این بزرگمردان اندوهناک کرد.


به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری در اربعین شهادت دانشمند فرزانه حسن طهرانی مقدم در مصاحبه ای با برادر شهید طهرانی مقدم خاطراتی از این دانشمند فرزانه را بازگو کرده است.


حاج محمد طهرانی مقدم که حالا دیگر برادر دو شهید است، با لحنی آغشته به افسوس و غبطه و البته باافتخار، از خصال نیک برادرش یاد می‌کند و خاطراتی از دیدارهای برادرش با رهبر معظم انقلاب را برای ما می‌گوید.


بسیاری از همسنگران و نزدیکان حاج حسن طهرانی مقدم خاطرات و ویژگی‌هایی را از او نقل کرده‌اند. شما به عنوان برادر این شهید بزرگوار مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری شهید طهرانی مقدم را چه می‌دانید؟


ه گمان من، ویژگی‌هایی که در شهادت شهیدی همچون صیاد شیرازی بود که همه‌ی مملکت ما را از شهادتش داغدار کرد، در شهادت حاج حسن آقا هم بود. اولاً اخلاص شهید صیاد، که شهید طهرانی مقدم هم واقعاً همین‌گونه بود. نکته‌ی دوم هم بحث گمنامی ایشان بود. واقعاً حاج حسن آقا یک دانشمند برجسته و یک زاهد بی‌ادعا و گمنام بود. اگر هم در محافل و مجامع عمومی حضور می‌یافت، همیشه سعی می‌کرد در گمنامی باشد. این دو ویژگی به نظر من باعث شده که این‌قدر مردم ایران و به‌خصوص رهبر معظم انقلاب به این شهید عنایت دارند.

ریسمس با حضرت آقا در خانه یک شهید ارمنی!!

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.


 




ناگفته‌هایی از خاطرات طلبگی و اجتهاد امام خامنه‌ای در سن 20 سالگی



ایشان خود در خاطراتشان در خصوص چگونگی آغاز طلبگی و سپس عزیمت به قم می‌فرمایند:
«از دوران دبستان عمامه سرمان بود... درکلاس پنجم یا ششم بودم که "جامع المقدمات" را -که کتاب اول درس طلبگی است- خواندم... مقام علمی ایشان [پدرم] بالا بود؛ مرد مجتهد و تحصیل کرده‌ای که شاگردان بسیاری درسطوح بالا تربیت کرده بود... خاطرم هست دردوران تحصیل طلبگی قبل ازاینکه به قم بروم؛ پیش پدرم نیزدرس می‌خواندم.
ایشان در حوزه مدرسین عمومی بودند که درس می‌دادند.
معمولا در تابستان کلاس‌ها تعطیل می‌شد؛ پدرم بجای آن درس‌ها، درس دیگری برایم تعیین می کرد.
من تابستان‌ها هم درس داشتم.همچنین ماه‌های رمضان و محرم درس‌ها تعطیل می شد ولی با وجود پدرم، من تعطیلی نداشتم. به همین جهت بود که در 18 سالگی تمام سطح را خوانده و درس خارج را شروع کردم...
آن زمان در حوزه‌ی مشهد هیچ‌کس نبود که در این سنین درس خارج را شروع کند و من به‌خاطر برکت وجود پدرم توانستم شروع کنم...
در سال 36 به سفر عتبات مشرف شدیم. من مایل بودم که در نجف بمانم ولی پدرم موافقت نکردند و من بعد از مدت کوتاهی به مشهد بازگشتم. در سال 37 از پدرم اجازه گرفتم و به قم رفتم و تا سال 43 در قم بودم. در آن سال مجددا به مشهد بازگشتم، برای اینکه پدرم عارضه چشم پیدا کرده و بینایی خود را از دست داده بود؛ من ناچار بودم که پهلوی پدرم باشم. علی‌رغم مخالفت اساتید خود ‍ [به مشهد بازگشتم]... مشغول به تدریس شدم. درضمن درس نیزمی خواندم یعنی تحصیلاتم را در مشهد ادامه دادم...»(1)
ه گزارش برنا، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 1370/12/10 بعد از مطالعه کتاب "سفر به قبله" نوشته هدایت الله بهبودی، یاداشتی بر آن نوشته‌اند  که در ادامه آن را می‌خوانید:

«این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت ‌آلود زیارت خانه خدا و حرم رسول‌الله (ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم ـ از سالهای دور جوانی ـ هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق، رها نیافته‌ام.



اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بی‌معرفتی، با رغبت و یا حتی از سر سیری، آسان می‌توانست در خط حج قرار بگیرد... و من نمی‌توانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حمله‌دار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد نام مرا در فهرست حاجی‌های خود ـ چه رسد به عنوان روحانی کاروان ـ بگذارد. بله، حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه ‌زدن بر جای پای پیامبر(ص)‌در مکه و مدینه، خالی نمانده بود... و این امید، اگرچه با حج ده‌روزه‌سال 58 که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد، برآورده گشت، اما آتش آن شوق سوزنده‌تر و مشتعل‌تر شد... در سالهای ریاست ‌جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم... اما امروز...؟


خاطرات امیر سرتیپ  سیاوش جوادیان، از حضور آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ایخاطرات امیر سرتیپ بازنشسته سیاوش جوادیان، فرمانده اسبق قرارگاه عملیاتی آجا در غرب کشور از حضور آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در مناطق عملیاتی غرب کشور



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif
عراق هم می‌دانست
منطقه‌ی غرب کشور ما نزدیک‌ترین نقطه‌ی ایران به بغداد است و از طریق این منطقه‌ و شهرهای قصر شیرین و مهران، راه دسترسی به بغداد به‌خوبی وجود دارد. صدام هم خوب می‌دانست که ما توانایی داریم که آن‌چنان بغداد را مورد تهدید قرار دهیم که سرنوشت جنگ را عوض کنیم. بر همین اساس ارتش صدام قدرت پدافند مستحکمی را شکل داده بود و نیروهای بسیاری را سازماندهی کرده بود و در هجوم سراسری که به منطقه‌ی غرب کشور داشت ارتفاعات و نقاط استراتژیک را تصرف کرد. در واقع اهمیت این منطقه از لحاظ



حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع در تاریخ 60/2/7 برای بازدید از مناطق عملیاتی غرب به سنندج آمدند. بنده آن زمان مسئول عملیات لشکر 28 سنندج بودم. از آن‌جا به همراه ایشان عازم مریوان شدیم. به دلیل شرایط خاص منطقه شب‌ها حرکت نمی‌کردیم. در طول روز هم در بین مریوان و سنندج پایگاه‌هایی تأسیس شده بود و افرادی عهده‌دار حفظ امنیت در نقاط کور مسیر بودند. در بین راه با حضرت آقا درباره‌ی حفظ امنیت مسیر گفت‌وگو می‌کردیم که ایشان پیشنهاد دادند در یکی از نقاطی که احتمال کمین دشمن وجود داشت، پایگاه ایجاد کنیم. ما هم دستور ایشان را اجرا کردیم. البته بعدها دقت ایشان در این مورد به‌خوبی برای ما روشن شد، چرا که ما قبلاً هم از آن نقطه آسیب دیده بودیم و با تأسیس پایگاه در آن نقطه شرایط امنیت به‌خوبی فراهم شد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif
پیشنهاد حضرت آقا مبنای حرکت شد
در زمانی که رهبر معظم انقلاب در مریوان بودند، بنا شد که همراه ایشان برای بازدید به سمت ارتفاعات پایین دِزلی مریوان و ارتفاعات مشرف به سلیمانیه‌ی عراق برویم که طی عملیاتی تازه تصرف کرده بودیم. هنگام حرکت، یک گروه پنجاه نفری متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری آمده بودند. به پیشنهاد من، تنها فرمانده‌ لشکر و فرمانده‌ سپاه به همراه آقا رفتند و باقی نیروها در دزلی ماندند. در همین هنگام جنگنده‌های عراقی، دزلی را بمباران کردند و توپخانه‌ی ما را زدند که هفت هشت نفر شهید و مجروح شدند.

ایشان پس از بازدید از منطقه و در هنگام بازگشت به مریوان در ماشین فرمودند که تصرف این نقطه می‌تواند یک مبنای حرکت برای شما باشد و باید روی آن کار کنید. به موجب همین فرمایش، طرحی به نام «محمدرسول‌الله» تهیه کردیم و در دی‌ماه سال شصت با همکاری فرمانده‌ سپاه مریوان -حاج احمد متوسلیان- و فرمانده‌ سپاه پاوه -شهید همت- و حمایت فرماندار پاوه -شهید ناصر کاظمی- و با حضور شهید بروجردی این طرح را اجرا کردیم. این اولین عملیات منظم نیروهای اسلام علیه نیروهای بعثی در مناطق بیاره و تویره و شمال سلیمانیه بود. در این عملیات 132 نفر از نیروهای دشمن اسیر گرفتیم و امکانات دو تیپ عراق نصیب ما شد. این تدبیر رهبر انقلاب باعث شد که صدام چند تیپ از تیپ‌های گارد مخصوص و مرزی خود را در منطقه مستقر کند و این امر موجب شد که فشار نیروهای عراقی مستقر در جنوب بر روی رزمندگان ما کم شود.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif
استقرار در مرز
در چهار سال آخر جنگ، من به عنوان نماینده‌ی نیروی زمینی در شورای عالی دفاع حضور پیدا می‌کردم و گزارش جبهه‌ها را خدمت حضرت آقا می‌دادم که آن هنگام رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی دفاع بودند. در مرداد ماه سال 67، که سال پایانی جنگ تحمیلی بود، ارتش عراق از پدافند متحرک استفاده می‌کرد. بی‌راه نیست اگر بگویم که حضرت آقا به صورت شبانه‌روزی در واحدها و قسمت‌های عملیاتی بودند. چندین بار در بیاناتی که در جمع رزمندگان داشتند، آنان را تشویق به پیش‌روی ‌کردند. حتی هنگامی که قطع‌نامه 598 پذیرفته شد، تدبیر ایشان این بود که همه‌ی نیروها جلو بروند و در مرز استقرار پیدا کنند.


«باید از کسی حمایت کنم که به درد اسلام بخورد»


«باید از کسی حمایت کنم که به درد اسلام بخورد»




23 مهرماه سالروز شهادت چهارمین شهید محراب، آیت‌الله اشرفی اصفهانی است که در راه بازگشت از نماز جمعه‌ی کرمانشاه به دست منافقین به شهادت رسید. «شهید عزیز محراب این جمعه‌ی ما ... در جبهه‌ی دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایه‌ی دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّه‌َ عَلَیْه» بود. و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد.»1
در کرمانشاه هستیم. حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین اشرفی اصفهانی، فرزند ارشد چهارمین شهید محراب، ما را به منزل پدری دعوت می‌کند تا خاطراتی از مراودات رهبر معظم انقلاب و شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی را مرور کنیم.


مصاحبه ای دیده نشده از همسر رهبر فرزانه انقلاب


نظر همسر مقام معظم رهبری درباره حجاب، خانه داری و تجملات


»به نظر من «بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد» البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد. .


»اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند. .


»سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم.


 



حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدوی‌راد، استاد برجسته‌ی حوزه و دانشگاه در زمینه‌ی علوم قرآن و حدیث از جمله اشخاصی هستند که به طور مستمر در جلسات قبل از انقلاب تفسیر قرآن و شرح نهج‌البلاغه‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد حضور داشتند. به مناسبت افتتاح صفحه‌ی قرآن، حدیث و نهج‌البلاغه‌ی سایت khamenei.ir به همراه ایشان خاطراتی را از این جلسات، روش تدریس و دغدغه‌های رهبر انقلاب مرور می‌کنیم.



برای سلامتی و طول عمر مقام عظمای ولایت و امامت امام مصلح سید و الشریف حاج علی حسینی خامنه ای((دام ظله العالی))و بزرگی و وجاهت جمهوری اسلامی ایران به رهبری مقام معظم رهبری((مد ظله العالی))و همه مسلمین و آزادیخواهان جهان یک تکبیر و صلوات./پ






تأمین امنیت کشور و از طرف دیگر حضور نیروهای صدام و منافقین به‌خوبی مشهود بود.











دوشنبه 10 بهمن 90 , ساعت 11:7 صبح
میانگین امتیار کاربران: / 6
ضعیفعالی 


http://www.hamandishi.com/a/uploads/4/3/4346.jpg


به گزارش هم اندیشی؛ شاید یکی از مقاطعی که شعار سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست باید محقق شود در صحنه های انتخاباتی است. برخلاف نگاه های غربی به موضوع قدرت و روش های دستیابی به آن از نگاه اسلام هر شیوه ای برای دستیابی به قدرت پسندیده نیست بلکه اساس حضور هر فردی در عرصه قدرت باید بر آمده از هدفی متعالی باشد و در این راه نیز قواعد شرعی را رعایت نمود. در ذیل به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص اخلاق انتخاباتی اشاره می کنیم.




  


در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهایی که نامزد می شوند، چه آنهایی که طرفدار آنهایند، چه آنهایی که مخالف با بعضی از نامزدها هستند. جناحهای مختلف کشور، بداخلاقی و بدگویی و اهانت وتهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهایی است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال می شود.



 


(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم قم به مناسبت سالروز قیام 19 دی‌ماه‌ 1386/10/19)





  


اجتماع مردم، توجه مردم، احساس مسئولیت مردم در هر انتخاباتی از انتخابات گذشته بهتر و بیشتر بوده است. این را تقریباً در همه‌ انتخاباتهای ما می شود نمونه و نشانش را یافت. و امیدواریم در همین انتخابات آینده هم همین جور باشد. همه‌ مردم از همه‌ قشرها در این مسئولیت بزرگ شرکت کنند و در این میدان رقابت که یک عرصه‌ رقابت مثبت است - رقابت انتخاباتی، جزء رقابتهای مثبت و دارای فایده و نفع است برای مردم؛ میدان رقابت انتخاباتی است - همان طور که من در یزد هم توصیه کردم، الان هم تکرار می کنم، از بداخلاقیهای انتخاباتی باید به شدت پرهیز کنند؛ بدگویی کردن، اهانت کردن، تهمت زدن، برای عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود، دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن، اینها راهها و روشهای صحیح و اسلامی نیست. رقابت باید باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعایت موازین اخلاقی.





 


(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم شهرستان ابرکوه‌ استان یزد 1386/10/15)





  


در دموکراسیهای غربی، صلاحیتهای خاصی موردنظر است که عمدتا در این صلاحیتها، وابستگیهای حزبی رعایت می‌شود. هم کسانی که نامزد می‌شوند، هم آنهایی که نامزد می‌کنند و هم آنهایی که به نامزدها رأی می‌دهند، در واقع به این حزب یا به آن حزب رأی می‌دهند. حالا در آن کشورهایی که دو حزبی است، مثل آمریکا و انگلیس و یا در کشورهایی که چند حزبی است، به یکی از این دو یا چند حزب رأی می‌دهند. در نظام جمهوری اسلامی غیر از دانایی و کفایت سیاسی، کفایت اخلاقی و اعتقادی هم لازم است. افرادی نگویند که اخلاق و عقیده مسئله‌ شخصی انسانهاست. بله، اخلاق و عقیده مسئله‌ شخصی انسانهاست؛ اما نه برای مسئول.



من اگر در جایگاه مسئولیت قرار گرفتم و اخلاق زشتی داشتم؛ فهم بدی از مسائل جامعه داشتم و معتقد بودم که باید جیب خودم را پر کنم، نمی‌توانم به مردم بگویم این عقیده و اخلاق شخصی من است و اخلاق و عقیده ربطی به کسی ندارد! برای یک مسئول عقیده و اخلاق مسئله‌ شخصی نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی و عمومی است؛ حاکم شدن بر سرنوشت مردم است. آن کسی که به مجلس می‌رود، یا به هر مسئولیت دیگری در نظام جمهوری اسلامی می‌رسد، اگر فاسد، بیگانه‌پرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، دیگر نمی‌تواند نقشی را که ملت و طبقات محروم می‌خواهند، ایفا کند. اگر آن شخص انسان معامله‌گر، رشوه و توصیه‌پذیر و مرعوبی بود؛ در مقابل تشر تبلیغات و سیاستهای خارجی جا زد، دیگر نمی‌تواند مورد اعتماد مردم قرار گیرد و برود آنجا بنشیند و تکلیف ملک و ملت را معین کند. این شخص غیر از کفایت ذاتی و دانایی ذاتی، به شجاعت اخلاقی، تقوای دینی و سیاسی و عقیده‌ درست هم احتیاج دارد.

 


(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏1382/09/25)





  


مگر ممکن است در انتخابات جمهوری اسلامی، کسی به خود حق بدهد یا جرأت بدهد که در آرای مردم دستکاری کند؟ اولا شورای محترم نگهبان، یک مجموعه‌ عادل و مواظب و ناظر بر انتخاباتند و هیچ راهی را برای تقلب باقی نمی‌گذارند. ثانیا وزیر محترم کشور پیش من آمد و گفت شما مطمئن باشید که ما نمی‌گذاریم یک رأی جا به جا شود. اینها مسلمان و انقلابی و متدین و مورد اعتمادند و از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفته‌اند. بر فرض در گوشه‌ای یک تخلف کوچک هم انجام گیرد. این در نتیجه‌ انتخابات هیچ تأثیری نخواهد داشت. خود من هم مواظبم و اجازه نخواهم داد که کسی به خود حق بدهد، تقلب در انتخابات را که یک عمل هم خلاف شرع و هم خلاف اخلاق سیاسی و اجتماعی است، انجام دهد. چنین کاری هرگز نخواهد شد. بعضی خیال کرده‌اند که حالا چه اتفاق می‌افتد. من بخصوص از رییس جمهور محترم استفسار کردم و گفتم شاید ایشان خبری دارند؛ اما ایشان گفتند که نه؛ من در همه‌ انتخاباتها، به مسئولان و دست‌اندرکاران سفارش می‌کنم که تخلف نکنند. مسئله‌ خاصی وجود ندارد. عده‌ای جنجال کردند و رادیوهای بیگانه هم های‌وهوی راه انداختند. نخیر؛ انتخابات ان‌شاءالله با اتقان کامل انجام خواهد گرفت. هم مسئولانی که هستند، مورد اطمینانند، هم خود من نخواهم گذاشت که مسئله‌ انتخابات، خدای نکرده اندکی مخدوش شود.






سه شنبه 27 دی 90 , ساعت 2:20 عصر

ن چه در پی می آید، برش هایی از زندگی علمی و طلبگی حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در شهرهای مشهد و قم



1330:
از دوازده سالگی و با حضور در «مدرسه سلیمان خان» و «نواب» مشهد، پس از طی دوره مقدماتی، در فراگیری دروس سطح چون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه، از اساتیدی مثل حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی استفاده کرد. اما استادی که سید علی خامنه‌ای استفاده فراوانی در فراگیری دروس سطح از درس و تدریسش برد، کسی نبود جز پدرش، آیت الله سید جواد خامنه‌ای که از سوی آیات عظام نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد داشت.


، از سال 1330 تا پیروزی انقلاب اسلامی است:




1334: شانزده سالگی سید علی، آغاز حضور وی در دروس خارج فقه آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی بود. هم‌زمان، در جلسات مرحوم حاج میرزا جواد تهرانی حاضر می‌شد که مباحث آن بیشتر به نقد و رد کتاب فلسفه‌ی منظومه حاج ملاهادی سبزواری می گذشت. اما به دلیل علاقه آیت الله خامنه‌ای به فلسفه و جو ضد فلسفه آن روزهای مشهد، ناگزیر بوددر درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی از اساتید فلسفه و دوستان مورد وثوق حضرت آیت الله میلانی به صورت پنهانی و خصوصی شرکت کند.







1336: هجدهمین سال زندگی رهبر امروز انقلاب اسلامی ایران، مقرن بود با عزم وی برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمومنین و درک کردن دروس بزرگان نجف.
سید علی پس از حضور کوتاه در این حوزه، درس اساتیدی چون آیت الله العظمی سید محسن حکیم را بیشتر پسندید و تصمیم داشت در صورت اجازه پدر برای ماندن، در جلسه درس آن اساتید شرکت کند. او به پدرش نامه نوشت و اجازه خواست تا برای ادامه تحصیل در نجف بماندکه پاسخ منفی شنید و به امر پدر به مشهد بازگشت. پس از بازگشت به مشهد و ادامه ارتباط با طلابی که از قم برای زیارت به مشهد می‌آمدند و فضا و مرکزیت علمی قم، برای رفتن به حوزه قم مصمم شد ولی پدر که راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترک مشهد موافقت نکرد و این مخالفت ادامه داشت تا یک سال بعد …












1337: با شروع سال تحصیلی جدید حوزه آیت الله سید جواد خامنه ای به مهاجرت پسرش به قم رضایت داد. سید علی به قم سفر کرد و در مدرسه علمیه حجتیه که برادر بزرگترش سید محمد هم در آن جا طلبه بود، مستقر شد.


بانی ساخت این مدرسه علمیه که از مدارس دیگر قم آن زمان تازه سازتر بود آیت الله حجت و طراح آن، علامه سید محمد حسین طباطبایی بود.
طلبه کم سن و سال آن روزها که بین هم مباحثه‌هایش به کثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره بود، از بدو ورود به قم، در درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی بروجردی حاضر شد. یکی از برکات حضور در این درس نکات مهم رجالی بود که استاد در آن متبحر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول امام (ره) و آیت الله بروجردی نزد آیت الله خامنه‌ای باقی است؛ هر چند بسیاری از آن‌ها در دوران مبارزه توسط ساواک از بین رفت.





1340: پس از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، و اعلام مرجعیت حضرت امام خمینی (ره) پایه‌های انقلاب اسلامی و زمینه‌های شکل‌گیری مبارزات با سخنرانی‌های امام راحل در قم پی‌ریزی شد و شاگردان ایشان نیز هر یک در سنگری، به تبلیغ و روشنگری و مبارزه می‌پرداختند و به دنبال تحکیم و تثبیت مرجعیت امام بودند.



1342: پس از حادثه مدرسه فیضیه و با اوج‌گیری مبارزات علیه رژیم ستم شاهی، امام خمینی (ره) دستگیر و تبعید شدند. پس از تبعید امام، مبارزات در قم به وسیله‌ی شاگردان ایشان ادامه یافت. روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا سید علی که تحت تاثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی بود به انجام وظیفه روشنگری در مبازرات بپردازد؛ که در این راه دوبار از سوی ساواک دستگیر شد. در همین سال امام خمینی (ره) او را به عنوان نماینده خود برای ابلاغ پیام به علما درباره مبازره با رژیم شاه نزد آیت الله میلانی فرستادند. همه این ها در کنار فضای گرم درس و مباحثه بود.









1343: آیت الله سید جواد خامنه‌ای که در مشهد ساکن بود، بینایی خود را از دست داد! این بدترین خبر برای سید علی بود که می‌خواست در قم بماند؛ ولی با وجود اصرار اساتید خود از جمله آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی فرزند موسس حوزه علمیه قم بر ماندن، قصد عزیمت به مشهد کرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی (ره) و مرحوم بروجردی ، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سید محمد حسین طباطبایی در فلسفه از اساتید دیگر سید علی خامنه‌ای و آقایان شیخ محمدحسین بهجتی شفق، حجت الاسلام محمد جواد حجتی کرمانی، سید جعفر شبیری زنجانی، آیت الله حاج شیخ مهدی باقری کنی و آیت الله ربانی املشی از هم مباحثه‌های نزدیک به او در قم بودند.



1344: پس از بازگشت به مشهد مقدس ، پدر که از اساتید او در سال‌های طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود. سید علی چشمان پدرش شد! هر روز در زمان مشخص، ساعاتی برایش کتاب می خواند و در مواردی بحث علمی می کردند.




تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن کریم و حضور مجدد در درس خارج فقه حضرت آیت الله میلانی علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی، بخشی از فعالیت‌های علمی روحانی 26 ساله ساکن خیابان خسروی نوی مشهد بود.











1347-57: آیت الله سید علی خامنه‌ای نگاه مبنایی و جدی به درس تفسیر قرآن داشتند و تفسیر را منشا و مبدا بسیاری از مطالب در علوم و معارف اسلامی می‌دانستند.
مدرسه علمیه میرزا جعفر مشهد شاهد جلسات تفسیر قرآن کریم بود که به سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیر فعال قرآن» که سید علی خامنه‌ای آن را تدریس می‌کرد،‌ شیوه‌ی جدید و خاصی از تفسیر کلام الله مجید بود که طلاب را روز به روز، ‌به بهره‌گیری از قرآن ترغیب می‌نمود. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح شده در کنار تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، با ممانعت‌های مکرر رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا دروس، از مسجد امام حسن مجتبی (ع) به مسجد کرامت و پس از آن به مساجد رضایی،‌قبله و … منتقل شود.



این جلسات که دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود به دلیل بازداشت آیت الله خامنه‌ای به دفعات متوقف می‌شد تا این که در سال 56 به دلیل تبعید آیت الله خامنه‌ای به ایرانشهر تعطیل شد. ممنوع الخروج بودن از کشور به دلیل ادامه مبارزات انقلابی در مشهد، ‌دستگیری‌های پی‌در‌پی در پی فعالیت سیاسی،‌ باعث شد تا سید علی حسینی خامنه‌ای نتواند برای ارتباط‌گیری نزدیک با امام خمینی (ره) به نجف اشرف برود. اما ماندن در مشهد و خلاء فکری و ایدئولوژیک که پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.





پوستر همین مطلب، که توسط پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای منتشر شده است. (برای بزرگ دیدن تصویر روی آن کلیک کنید)




Share/Save/Bookmark

سه شنبه 27 دی 90 , ساعت 1:51 عصر

عیفعالی 



خبرگزاری فارس: سر خم می سلامت ، شکند اگر سبویی!


نامه خانواده شهید مصطفی احمدی روشن به رهبر معظم انقلاب





خبرگزاری فارس: خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی ، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ، تاکید کردند:هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین­های اسلامی می­­پروراند






متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته ، به شرح ذیل است







من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا

محضر مبارک حضرت آیت­الله العظمی امام خامنه­ای (مدظلّه العالی)

سلام علیکم؛

سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی

پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرت­عالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.              
اعتقاد راسخ داریم شجره­ی طیبه­ی انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سید­الشهداء علیه‌السلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.
مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایه‌سار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه­های نبرد علمی می­دانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین­الملل به آرزوی دیرینه­ی خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.
دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین­های اسلامی می­­پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»
رهبرا ما پای بیعت­نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده­ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولی­عصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره­ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه  نخواهیم آمد و در پایان عرضه می­داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»
خانواده شهید مصطفی احمدی‌روشن
یک‌شنبه 25 دی‌ماه 1390



Share/Save/Bookmark



سه شنبه 6 دی 90 , ساعت 1:56 عصر
دوشنبه 21 آذر 90 , ساعت 12:23 عصر

نظرات حضرات آیات حکیم، نجفی خوانساری، شفیعی، و قزلجه ای در خصوص اعلمیت یا اصلح بودن تقلید از آیت الله العظمی خامنه ای در سال 1373




شهید آیت الله حاج سید محمد باقر حکیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق



بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد



بعد السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



تسلمت رسالتی التعزیة الکریمتین بمناسبة فقد آیة الله العظمی الشیخ الاراکی و التی تتضمن السئوال عن موضوع مرجعیة آیة الله العظمی السید علی الخامنئی (دام ظله العالی) .





و انی فی الوقت الذی ابادلکم التعزیة بفقد هذا العالم الربانی أسأله تعالی ان یسدّ هذه الثغرة و الثلمة بالسادة العظام من العلماء الاعلام و فی مقدمتهم سیدنا آیة الله العظمی السید الخامنئی و لاشک ان سماحته بما یتمتع به من صفات معنویة عالیة من العلم و التقوی و الخبرة و الوعی و الفهم الدقیق للاوضاع السیاسیة و الاجتماعیة و الشجاعة و القدرة علی تشخیص المصالح الاسلامیة و الموضوعات الشرعیه و کذلک الموقع القیادی المتمیز فی النهضة الاسلامیة یصلح لمنصب القیادة و المرجعیة الدینیة العامة لعموم المسلمین و المومنین بشکل خاص. بل یتعین الرجوع الیه فی الامور الدینیة ذات الصلة بالامور الاجتماعیة و السیاسیة العامة و ان الالتفات حول قیادته و مرجعیته الدینیة فیه مصلحة کبیرة للاسلام و الامة الاسلامیة . أسأله تعالی لکم و لجمیع الاخوة الافاضل التوفیق و التسدید و للمسلمین و المومنین النصر و العزة و الکرامة والسلام علیکم و علی جمیع العلماء و المومنین و رحمة الله و برکاته .



محمد باقر الحکیم 27/ج2/1415



F-1







مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالفضل خوانساری عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه قم





بسمه تعالی Khansari



نظریه اینجانب از مدتی قبل این بوده که حضرت آیت الله خامنه ای زمام حوزه علمیه را در دست بگیرند و رساله بنویسند و اگر مصلحت بدانند در هفته سه روز قم مشرف بشوند و درس شروع بفرمایند تا طلاب، از افادات ایشان بهره مند شوند .



والسلام علیه و علی جمیع عباد الله الصالحین



ابوالفضل النجفی الخوانساری



30/ج2/1415



F-2







آیت الله حاج سید علی شفیعی نماینده مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه اهواز





بسم الله الرحمن الرحیم shafiei



ضمن عرض تسلیت ارتحال مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیت الله العظمی اراکی (قدس سره) نظر به مراجعات متعددی که در رابطه با مرجعیت دینی و تقلید از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) شده و می شود، به اطلاع عموم برادران و خواهران ایمانی می رساند :



اولاً اینجانب حدود یک سال پس از رحلت جانگداز حضرت امام راحل خمینی کبیر (اعلی الله مقامه) طی نامه مشروحی محضر مبارک رهبر معظم انقلاب تقاضای چاپ و نشر رساله عملیه جهت مقلدین نموده ام و اکنون نیز عرض می کنم :



با عنایت به اینکه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دام ظله الشریف) از فقها و مجتهدین جامع الشرایط و دارای صلاحیت علمی لازم جهت صدور فتوی در ابواب مختلف فقه اسلامی هستند، لهذا آراء و نظرات فقهی معظم له واجد شرایط حجیت شرعیه بوده، بنابراین :



1- در کلیه مسایل و فروع فردی و شخصی (اعم از عبادات و معاملات و غیره) تقلید از فتاوای صادره از سوی رهبر معظم انقلاب صحیح و بلا اشکال است ؛ بلکه به صلاح اسلام و مسلمین و موجب کمال عزت و وحدت امت اسلامی خواهد بود .



2- در احکام فقه حکومتی و هر آنچه مربوط به ولایت امر است، بر عموم افراد واجب و لازم است که فقط از حضرت معظم له تقلید و تبعیت نمایند، زیرا اطاعت از این آراء و احکام بر همگان متعین و بر کلیه احکام دیگر رجحان بلکه تقدم و تفوّق دارد .



3- با توجه به اینکه مستفاد از ادله فقهیّه آن است که مصرف اموال و وجوه شرعیه بالخصوص سهمین شریفین از اختیارات مقام امامت (رهبری و زعامت مسلمین) است که مرجعیت در تقلید، شاخه ای از آن شجره مبارکه است که با وجود تمرکز ولایت امر و مرجعیت دینی در شخص حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله الوارف) لذا بر عموم مسلمین و مکلفین لازم است وجوهات و حقوق شرعیه خود را به محضر شریف ایشان ارسال و یا با اذن و اجازه معظم له به مصرف برسانند .



خداوند متعال سایه مبارک رهبر معظم و مرجع عالیقدر را تا ظهور حضرت بقیة الله (عج) مستدام داشته و به همه ما توفیق کامل و پیروزی بر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی عطا فرماید .



الاحقر سید علی شفیعی – اهواز



بتاریخ 12/9/73



F-3







آیت الله حاج شیخ میرزا علی قزلجه ای از مدرسین حوزه علمیه تبریز





بسمه تعالی Ghezeljeh



حضرت آیت الله العظمی آقای خامنه ای (دام ظله) مقام علم و فقاهت آن بزرگوار خیلی بالاتر از آن است که به تأیید مثل بنده احتیاج باشد و معذالک تقلید نمودن به ایشان صلاح اسلام و مسلمین است .



الاحقر علی الهی فر مشهور به علی قزلجه ای



در 26 ج 2 سنه 1415



F-4





تایپ توسط (پایگاه صالحات) آقایان خادمی، نعمتی، سرکانی، عباس.



منبع : کتاب مرجعیت از دیدگاه فقها و بزرگان




یکشنبه 3 مهر 90 , ساعت 11:23 صبح











امام خامنه ای در کلام بزرگان


 


 


‌آیت الله العظمی اراکی(رحمةالله علیه) :




" انتخاب شایسته‌ی حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران، مایه‌ی دلگرمی و امیدواری ملّت قهرمان ایران است"

روزنامه جمهوری اسلامی 22/3/1368



 


امام خامنه ای از نگاه دوست و دشمن


آیت الله العظمی بهاءالدینی(رضوان الله علیه) :

" ... از همان زمان رهبری را در آقای خامنه‌ای می‌دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهی برای بعد از امام بوده است. باید او را در اهدافش یاری کنیم. باید توجه داشته باشیم که مخالفت با ولایت فقیه کار ساده‌ای نیست. هنگامی که میرزای شیرازی بزرگ، مبارزه با دولت انگلیس را از طریق تحریم تنباکو آغاز کرد، یک روحانی با او مخالفت کرد و میرزا با شنیدن مخالفت او، وی را نفرین کرد. همان نفرین باعث شد که نسل او از سلک روحانیت محروم شوند. پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند."

کتاب آیت بصیرت.

آیت الله مهدوی کنی،‌درباره رهبر معظم انقلاب گفته‌اند:

" این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام (رضوان الله علیه) که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتی بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه، با تعیین آیت الله خامنه‌ای که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، آرامشی توأم با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید."

روزنامه رسالت 23/3/1368



 


آیت الله خزعلی عضو فقهای شورای نگهبان:

" انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، که فردی پخته و عالم و با سیاست و مدبر می‌باشد، در خارج دشمنان را در سکوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش را فراهم ساخت."

روزنامه رسالت 23/3/1368



 


آیت الله مشکینی ، ریاست مجلس خبرگان رهبری:

"... حضرت مستطاب آیت الله حاج سید علی خامنه‌ای مدظله العالی واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است می‌باشد؛ چنانچه معظم له حایز سایر شرایط ولایت است."

دررالفوائد فی اجوبة القائد آیت الله العظمی خامنه‌ای ص10



 


آیت الله فاضل لنکرانی(رحمة الله)، مرجع تقلید:

" بنده به عنوان کسی که هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اینکه آشنایی با آیت الله خامنه‌ای دارم؛ عرض می‌کنم که ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بیست سال پیش وقتی در مشهد در مسجد گوهرشاد با ایشان برخورد کردم؛ آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند؛ پرسیدم چه چیزی تدریس می‌کنید، فرمودند: مکاسب. مکاسب از مهمترین و مشکلترین کتب علمی ماست. به نظر من ایشان یک فقیه و یک مجتهد است. کسی که در سالهای طولانی در جهان سیاست استادی چون امام امت داشته است و خودش نیز دارای استعداد سرشار است؛ چنین فردی دارای مقامات بلندی از درک سیاسی است. دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان یک شاهد قوی برای مطلب است. سفرهایی که ایشان به کشورهای خارج داشته‌اند، به عنوان یک سیاستمدار در صحنه‌های سیاسی جهان درخشیده است."

روزنامه رسالت 22/3/1368



 


آیت الله جوادی آملی ، مدرس حوزه علمیه قم:

" اجتهاد و عدالت حضرت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه‌ای دامت برکاته، مورد تأیید می‌باشد. لازم است امت اسلامی – ایدهم الله – در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس نفیس در هیچ گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایند."

دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص19



 


آیت الله ابراهیم امینی ، مدرس و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:


" حضرت آیت الله خامنه‌ای – دامت برکاته – در فقاهت و اجتهاد به مرتبه‌ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری صلاحیت کامل دارد."


 دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص21



 


آیت الله مؤمن ، عضو مجلس خبرگان رهبری و مدیر حوزه علمیه قم:




" هنگام رأی گیری در مجلس خبرگان برای رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای (دامت برکاته) اجتهاد معظّم له با قیام هیأت شرعیه نزد اینجانب ثابت بود، ولی بعداً به واسطه حضور در جلسات مباحث? فقهی، شخصاً به اجتهاد ایشان پی بردم و اکنون شهادت می‌دهم که معظم له مجتهدی عادل و جامع الشرایط می‌باشد."

دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص23



 



آیت الله امامی کاشانی ، عضو فقهای شورای نگهبان:




" آیت الله خامنه‌ای به تمام رموز سیاست و حکومت آگاه بوده و شخصی با ورع، با تقوا، محبوب، مخلص، عالم و دارای بنی? فقهی هستند."

نسل کوثر ص88 مصاحبه با مرکز تحقیقات اسلامی سپاه 6/11/72



 



آیت الله یزدی ، رئیس قو? قضاییه :


"حضرت آیت الله حاج سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب جمهوری اسلامی ایران (دام ظله الشریف) فقیهی والا مقام و مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط تسلّطی بسیار بالا دارند. زاید بر لغت و ادبیات و اصول و حدیث و تفسیر حتی در رجال و درایه که در استحکام فتوی نقشی بسزا دارد، خود استاد و عالمی هستند."

دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص 15



 


آیت الله مصباح یزدی ، مدرس حوزه علمی? قم:




" من اگر بخواهم دربار? شخص ایشان و ویژگیهایی که خدای متعال به ایشان عطا فرموده و امتیازاتی که به ایشان لطف کرده صحبت کنم، حقّش را نمی‌توانم ادا کنم؛ ولی در چند جمله کوتاه عرض بکنم که: ایشان فقاهت را توأم با تقوا؛ تیزهوشی و فراست را توأم با بردباری و سعه صدر؛ مدیریت را همراه با تعبّد و پای بندی به اصول و مبادی اسلامی؛ حزم و احتیاط را توأم با شجاعت و شهامت؛ بهره‌مندی از علوم مختلف اسلامی را همراه با ذوق و گرایشهای هنری اصیل؛ اعتماد به نفس را همراه با توکل بر خدای متعال؛ تلاش و جدیّت و نظم و برنامه ریزی را توأم با توسّل به ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و ائمه اطهار؛ و در یک کلمه همه شرایط و مزایای مدیریت را با روح عبادت و بندگی و اخلاص جمع می‌کند."

نسل کوثر ص87



 



آیت الله حائری شیرازی ، عضو فقهای شورای نگهبان و امام جمعه شیراز:




"آیت الله خامنه‌ای صالح ترین فرد برای رهبری هستند."

" آیت الله خامنه‌ای علاوه بر تمام ویژگیها، یک عالم آگاه به مسائل اسلامی است و از سیاست و درایت خاصّی برخوردار است."

روزنامه رسالت 30/3/68



 



آقای یوسف صانعی ، مرجع تقلید:




"آیت الله خامنه‌ای نه تنها مجتهد مسلّم می‌باشد،‌بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع می‌باشد."

دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص17


 



حجة السلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:




"انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی،‌دست آوردی عظیم و نشأت گرفته از رهنمودهای حضرت امام است... ایشان با اکثریت خیلی بالایی در جلسه خبرگان رأی آوردند. انصافاً رأی بجایی هم بود و نقط? مهمی که فکر می‌کنم برای ما اهمیت دارد، آشنایی ایشان با مسائل کشور است. از هم? صلاحیت‌ها، نظیر مبارز بودن و عالم بودن و داشتن عدالت و غیره که بگذریم، یک کسی که ده سال – دوازده سال – در کوران مسائل کشور بوده و الآن ایشان جزییات امور مملکت را می‌داند. برای ایشان الآن همه چیز نقد است. معنای رهبری هم همین است که بتواند با اطلاعات قبلی خودش نظر بدهد و سیاستی را که بخواهد، تعیین کند. من کاملاً راضی هستم، یعنی وقتی به وجدانم مراجعه می‌کنم، می‌بینم ما هیچ راهی بهتر از آنچه انجام شد، نداشتیم هر فرض دیگری، یعنی اگر شورا داشتیم،‌ یکسری مشکلات بوجود می‌آمد. اگر فرد دیگری هم به غیر از آیت الله خامنه‌ای می‌آمد، دچار مشکل می‌شدیم ... خداوند ما را هدایت کرد."

روزنامه اطلاعات 20/3/68



و در جای دیگر اشاره دارند که:

" راه امام، با انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، بیمه و تضمین گردید."

روزنامه اطلاعات 23/3/68



 



حجة السلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی رحمه الله علیه:




" حضرت امام بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلّم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند."

"انتخاب شایسته و بسیار خداپسندان? حضرت عالی، باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید. حضرت عالی از چهره‌های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تأیید و تکریم امام عزیزمان بوده‌اید."

روزنامه رسالت 16/3/68



 



حجة السلام و المسلمین واعظ زاده خراسانی، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی:
" با توجه به معلومات فقهی و اصولی و ذوق و سلیقه وی در استنباط احکام الهی و بخصوص در مورد حوادث مستحدثه و مسائل مبتلا به عصر حاضر، ایشان فقیه برجسته‌ای است و بر بسیاری از معاصران خود برتری دارد."

"وی با روش نویسندگی و تحقیق و نگارش روز، کاملاً آشنا و دارای مطالعات فراوانی است، و بسیار شیوا و سنجیده سخن می‌گوید و می‌نویسد و در این دو فن از هرگونه  اغراض و غموض و شذوذ و انحراف مبرّاست. تاکنون مقالات و کتبی چند و سخنرانیهای فراوان داشته‌اند. طرحهای مختلف تحقیقاتی از قبیل دائرة المعارف فقهی، مرکز تحقیقات فقهی – کلامی، مجمع جهانی تقریب، کمیت? فقهی مسائل مستحدثه، مؤسسه کامپیوتر و سایر طرحها و مؤسسات تحقیقات را تأسیس و هدایت کرده‌اند، این همه برای اثبات روش و گرایش وی کافی است."


 


 اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای الی ظهور


المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام


 




 



نویسنده:محمد دماوندی نیا |  | 


موضوع: | لینک ثابت | < type="text/java"> 3 نظر














    نصیحتهای امام خامنه ای



 



من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.


 (( امام خامنه ای ))


 


رهبری عزیزمان حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای فرمودند  :


«عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان حمایت
می کنند؛ اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است
بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید
از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.»



 


امام خامنه ای :


دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولین کارى که شد، تردیدافکنى در کار مسئولین رسمى کشور بود؛ در کار شوراى نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنى‌ها خیلى مضر است؛ دشمن این را میخواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه کنند.


 


مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی


 امام سید علی خامنه ای :


 


دشمن درصدد بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است


 و هیچکس نباید به گونه ای سخن بگوید که مردم به دولت، مجلس و قوه قضاییه بدبین شوند.



امام خامنه ای :


 مبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه میزند، زیاده‌روى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیاده‌روى نشود.  


 


 


اینم هم کلام بزرگان در مقام امام خامنه ای حفظه الله تعالی


 


http://emam-khameney.blogfa.com/post-26.aspx



http://www.mersad20.com/clipmazhabi/661-emam-khameneei.html



http://www.mersad20.com/clipmazhabi/777-naseri-rahbari.html



http://www.mersad20.com/clipmazhabi/995-1389-03-18-08-58-07.html



 



 



امام خامنه ای از دیدگاه دوست و دشمن 

 



http://www.mersad20.com/links/88-link/123-1389-05-13-10-12-15.html


 





ما پیام عید رهبر را چو مصحف می‌کنیم 


مثل دستور العمل همواره مصحف می‌کنیم


کوری چشم سران فتنه و بیگانگان


چَشم آقا، کار و همت را مضاعف می‌کنیم‎




سه شنبه 22 شهریور 90 , ساعت 12:21 عصر

» یک روز رهبر چگونه می گذرد؟



در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبری منتشر شده است که در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یکی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است که در بخشی از این خاطرات در زیر آورده می شود. چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوری که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید.



در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند … اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است.


روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند … بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید.


ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند. ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.


بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینکه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه‌ آقا در کوه، عمامه همیشگی‌شان نیست وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین.


با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است. بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند.


 اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.


اذان که بگویند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود. اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود.


وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت. بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.


هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء.


 الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.» الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکی به‌تنهایی خطرناک است اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم.


تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است. فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است. اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.


ارسال مطلب : مهکیتوفیقات امام خامنه ای درخدمت..



توفیقات امام خامنه ای در خدمت به والدین است 


از مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى نقل شده است که ایشان در مورد رمز موفقیت خود (با تواضع حکیمانه ) مى فرمایند:
بنده اگر در زندگى خود در هر زمینه اى توفیقاتى داشته ام ، وقتى محاسبه مى کنم به نظرم مى رسد که این توفیقات باید از یک کارنیکى که من نسبت به یکى از والدینم انجام داده ام باشد.
سپس در ادامه : خاطره اى را نقل مى فرمایند که به نظر ایشان رمز موفقیت ایشان مى تواند حساب شود، و مایه اختصار آن را نقل مى کنیم مى فرمایند:
پدرم در سنین پیرى – بیست و چند سال قبل از فوت – به بیمارى آب چشم که موجب نابینائى مى شود مبتلا شد بنده در آن موقع در قم مشغول تحصیل و تدریس بودم ، از قم مکررا به مشهد مى آمدم و ایشان را به دکتر مى بردم ، و دوباره باز مى گشتم تا اینک در سال 1343 هجرى شمسى به ناچار براى معالجه ، ایشان را به تهران آوردم ، اطباء در ابتداء ما را ماءیوس ‍ کردند گرچه بعد از دو سه سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم میدید، اما آن زمان مطلقا نمى توانست با چشمهایش جائى را ببیند و باید دستشات را مى گرفتیم .
و این براى من یک غصه (بزرگ ) شده بودم ، زیرا اگر به قم مى آمدم ، ایشان مجبور بود در گوشه اى از خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کارى نبود، و انس و الفتى هم که با من داشت با دیگر برادران نداشت ، با من به دکتر مى رفت ولى همراه شدن با دیگران و رفتن به دکتر برایش آسان نبود، وقتى بنده نزد ایشان بودم برایشان کتاب مى خواندم و با هم بحث علمى مى کردیم و از این رو با من ماءنوس بود، به هر حال احساس کردم اگر ایشان را در مشهد مقدس تنها رها کنم و به قم برگردم ، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاد تبدیل مى شود که براى خود ایشان بسیار سخت بود، براى من نیز خیلى ناگوار بود از طرفى دورى از قم نیز براى من غیر قابل تحمل بود، زیرا که من با قم انس داشتم و تصمیم گرفته بودم که تا آخر عمر در قم بمانم .
بر سر دو راهى گیر کرده بودم ، این مساءله در ایامى بود که ما براى معالجه پدرم در تهران بودیم ، روزهاى سختى را در حال تردید گذارندم .
عصر تابستانى بود که سراغ یکى بزرگان و دوستانم در چهار راه حسن آباد تهران رفتم او اهل معنا و آدم با معرفتى بود، جریان ایشان تعریف کردم ، در ضمن گفتم : من دنیا و آخرت خودم را در قم مى بینم ، اگر اهل دنیا باشم دنیاى من در قم است و اگر اهل آخرت هم باشم آخرت من در قم است ، خلاصه من باید از دنیا و آخرت خودم بگذرم که با پدرم به مشهد بروم و در آنجا بمانم !
آن بزرگوار تاءمل مختصرى کرد و فرمود: شما براى خدا از قم دست بکش و به مشهد برو، خداوند متعال مى تواند دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد منتقل کند.
من در سخنان ایشان تاءملى کردم عجب حرفى است ! انسان مى تواند با خداوند معامله کند، با خودم گفتم براى خاطر خدا، پدرم را به مشهد مى برم و تردا همانجا مى مانم ، خداوند هم اگر اراده فرمود، مى تواند دنیا و آخرت مرا از شهر قم به مشهد مقدس بیاورد، تصمیم خود را گرفتم ، دلم باز شد و ناگهان از این رو به آن رو شدم یعنى کاملا راحت شدم و با حالت بشاش و آسودگى خاطر به منزل آمدم .
والدین من که چند روزى بود که مرا ناراحت میدیدند، از بشاش بودن من تعجب کردند به آنها گفتم : من تصمیم گرفتم با شما به مشهد بیایم و آنجا بمانم ، آنها اول باورشان نمى شد که من از قم دست بکشم ، با آنها به مشهد قدس رفتم و آنجا ماندم و خداوند متعال بعد از آن ، توفیقات زیادى به ماداد و به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم ، اگر بنده در زندگى خود توفیقى داشتم اعتقادم این است که ناشى از همان بر و نیکى است به پدر و مادرم انجام داده ام (1)


پی نوشت:


1- -منقول از مجله فیض – امور تربیتى منطقه 14.



منبع : جهان نیوز


 



   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ