نمازی که رهبرانقلاب به یک شهید اقتدا کرد
به گزارش شناخت رهبری به نقل از فارس ، خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسههای ناب و بیبدلیل آفرید.
بسیاری از بزرگان و شهدا در وصف شیرودی سخن گفتهاند اما کلام امام خامنهای که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند از شیرینی خاصی برخوردار است. خصوصاً اینکه تأکید میکنند، او نخستین نظامی بود که در نماز به او اقتدا کردهاند. آنچه در ادامه میآید بازخوانی این سخنان است در ایام سالگرد شهادت شهید قهرمان، شیرودی.
*همیشه آماده شهادت بود
در هفته گذشته، ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان، دو سرباز اسلام را از دست دادیم. دو جوانی که در راه خدا، مدتهای مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شهید، افسر هوانیروز شیرودی، یکی دیگر سرگرد ادبیان.
این دو نظامی مسلمان، برای ما خیلی حرفها دارند. وجود اینگونه عناصر در ارتش جمهوری اسلامی، خیلی معنا دارد. مردم نمیدانند عناصر مؤمن و مکتبی ارتش چه میکنند و چگونه عناصری هستند، این دو قهرمان، در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.
سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمیاش و از روحانیون متعهد در کرمانشاه است، گفته بود "فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا میدانم که باید شهید بشوم."
این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود "نه! سرهنگ کشوری را خواب دیدم. به من گفت، شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفتهام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی. لذا میدانم رفتنی هستم."
به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیریهای سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.
میگفت "قبل از جنگ، برای من خاک هیچ ارزشی نداشت و همیشه میگفتم هیچوقت برای خاک نخواهم جنگید، اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال اینها آغشته شده و آنها سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام و در اختیار و تحت فرمان امام میجنگیدند. آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قایل بودند و میگفتند، حاضریم طبق دستور امام فرزندانمان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم."
مصداق کوثر براى نبىاکرم، چیزهاى گوناگون است. یکى از برجستهترین مصادیق کوثر، وجود مقدس فاطمهى زهراست؛
که خداوند متعال در این وجود مبارک، دنبالهى معنوى و مادى پیامبر را قرار داد. برخلاف تصور دشمنان ملامتگر، این دختر بابرکت، این وجود ذىجود، آنچنان مایهى بقاى نام و یاد و مکتب و معارف پیامبر شد که از هیچ فرزند برجسته و باعظمتى، چنین چیزى مشاهده نشده است.
اولاً از نسل او یازده امام و یازده خورشید فروزان، معارف اسلامى را بر دلهاى آحاد بشر تابانیدند؛ اسلام را زنده کردند؛ قرآن را تبیین کردند؛ معارف را گسترانیدند؛ تحریفها را از دامن اسلام زدودند و راه سوء استفادهها را بستند.
یکى از این یازده امام، حسینبنعلى (علیهالسّلام) است که پیامبر طبق روایت فرمود: ((انا من حسین و حسین سفینة النّجاة و مصباح الهدى)).
با آن همه آثار و برکاتى که در آن شخصیت، در آن شهادت و بر آن قیام در تاریخ اسلام مترتب شده است، او یکى از ذرارههاى فاطمهى زهراست. یکى از این خورشیدهاى فروزان، امام باقر، و یکى دیگر امام صادق (علیهماالسّلام) است که معارف اسلامى، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شیعى، که ائمهى معروف اهل سنت، یا بىواسطه، یا باواسطه، بهرهمندان از فیض دانش آنها هستند. این کوثر فزایندهى روزبهروز درخشندهتر، نسل عظیم پیامبر را در تمام اقطار اسلامى پراکند؛ که امروز هزاران، بلکه هزاران هزار خاندانهاى مشخصِ شناخته شدهى در همهى دنیاى اسلام، نمودار بقاى نسل جسمانى آن بزرگوارند؛ همچنان که هزاران مشعل هدایت در دنیا نمودار بقاى معنوى آن مکتب و آن وجود مقدسند؛ این کوثر، فاطمهى زهراست. سلام خدا بر او، درود همهى انبیا و اولیا و فرشتگان و آفریدگان پروردگار بر او تا روز قیامت.
--------------------------------------
*تاریخ : 9/7/78 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران
شما بدانید زنان مسلمان در بسیارى از نقاط دنیا امروز به شما نگاه مىکنند و از شما یاد مىگیرند. اینکه مىبینید در بعضى از کشورهاى غربى، در بعضى از کشورهاى مسلمان اما با حکومتهاى غیر اسلامى، اینطور حجاب اسلامى مورد تهاجم دشمنان دین قرار مىگیرد، این نشان دهنده گرایش زنان به حجاب است. در کشورهاى همسایه ما، آنجاهایى که به حجاب اهتمام نمىشد؛ در کشورهاى اسلامى که بنده خودم از نزدیک بعضى جاها را دیدم که هرگز اسمى از حجاب در آنجا آورده نمىشد؛ در مدت بیست ساله بعد از انقلاب، زنان؛ بخصوص زنان روشنفکر و بخصوص دختران دانشجو، به حجاب گرایش پیدا کردند؛ علاقه پیدا کردند؛ رو آوردند و حجاب را حفظ کردند؛ که نمونههایش علاوه بر اینها در کشورهاى غربى هم مشاهده شده است. شما الگویید، شما نمونهاید.
بدانید امروز در هیچ جاى دنیا زنانى که مثل این مادران شهداى ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه ما، مادرانى با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قویتر و آگاهانهتر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامى است؛ این همان دامان پاک و مطهّر و نورانى فاطمه زهرا سلامالله علیها ست. شما دخترانِ فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه زهرا هستید؛ دنبالهروان فاطمه زهرا هستید.(2)

طبق روایت، روز - سوم جمادىالثّانى - شهادت سیّدهى زنان عالم، فاطمهى زهرا(سلامالله علیها) است. من از ملت ایران درخواست مىکنم که در آن روز، مغازهها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمهى زهرا(سلامالله علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتى و کارخانجاتى که کارهاى خاصى دارند، چیزى نمىگوییم؛ لیکن کسبه و دکاندارها و بازارها و خیابانها احترام کنند. انشاءالله آن روز را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمهى زهرا (سلامالله علیها) بهرهمند بشویم.(2)
از برخى تعبیرات دربارهى ائمه (علیهمالسّلام) نباید استفاده کرد؛ اینها سبک است. براى فاطمهى زهرا(سلامالله علیها) - آن موجود قدسى والا، آن انسان برتر و آن معلم بشر - از آن تعبیرى که هر شاعرى - چه شاعر درست و حسابىگوى و چه شاعر هرزهگوى - براى محبوب و معشوق خودش ذکر مىکند، نباید استفاده کرد؛
باید از تعبیرات متناسبى استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعراى عزیز ما - همچنان که امروز خوشبختانه، هم سرود دستهجمعى، هم در بعضى از شعرهایى که قبلاً آقایان خواندند، همین معنا انصافاً تأمین شده - لفظ و معنا را براى بیان معرفتى که امروز جامعهى ما نیاز دارد تا از مکتب فاطمهى زهرا (سلامالله علیها) تعلیم بگیرد، به کار گیرند و آن را مداح با صداى خوش و آهنگ مناسبِ با این کار عرضه کند، یکى از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است؛ یعنى همان دعبل و فرزدق و کمیتِ تاریخ در اینجا ظهور و تجلى پیدا کرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و مىتواند اجرهاى بزرگ الهى را به دنبال خود داشته باشد. (3)
1- 10/6/78 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد
2- 13/9/70 سخنرانی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا و اقشار مختلف مردم
3- 18/6/80 بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان اهل بیت به مناسبت سالروز میلاد خجسته ی حضرت فاطمه الزهرا
قطعه شعری به مناسبت ولادت مقام معظم رهبری در 29 فروردین
بیست و نه فروردین ، رسید ز راه
فصل بهار ، زیبا شد از جمال ماه
ستارگان که زمین را نگاه میکنند
خورشید را در این دیار تماشا میکنند
فرزندی از خاندان پیغمبر است
پرچم ولایت علی را ، گرفته دست
سلاله ی پاک رسول خدا ، علی است
با حکم خدای رحمان ، ما را ولی است

رابطه با آمریکا برای ما مضر است/ آن روزى که رابطه مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم
مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاههاى استان یزد در تاریخ 13/10/1386 به صراحت و به طور مستدل به حامیان مذاکره و رابطه با آمریکا پاسخ دادند.
ایشان فرمودند: «ما یکى از سیاستهاى اساسىمان قطع رابطهى با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم.
مسئله این است که شرائط این دولت به گونهاى است که رابطهى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى دنبال رابطه نمیرویم.
رابطهى سیاسى با آمریکا براى ما مضر است. اولاً خطر آمریکا را کم نمیکند. آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطهى سیاسى داشتند، سفیر داشتند؛ این آنجا سفیر داشت، آن هم اینجا سفیر داشت.
رابطه که خطر جنونآمیز و سیطرهطلبانهى هیچ قدرتى را از بین نمیبرد. ثانیاً وجود رابطه براى آمریکائىها - نه امروز، همیشه اینطور بوده - وسیلهاى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور. انگلیسىها هم همین طور بودند. انگلیسىها هم در طول سالیان متمادى سفارتخانهشان مرکز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ کسانى که حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانهها یکى از کارهایشان این است.
در همین قضایائى که حدود هفده هجده سال پیش در چین اتفاق افتاد و جنجال فوقالعادهاى شد، سفارت آمریکا محور و مرکز ادارهى آشوبها و اغتشاشها بود. اینها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند، و پایگاه ندارند؛ این را میخواهند. احتیاج به رفت و آمد آزاد و بىدغدغهى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتىشان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما این را ندارند.
ارتباط، این را براى آنها تأمین میکند. حالا مینشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطهى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطهى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطهى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.
میگویند: چرا جلب دشمنى آمریکا را میکنید؟ مثلاً فرض کنید حالا رئیس جمهور تعبیر تندى میکند، ناگهان آقایانِ به اصطلاح عقلا میگویند این تعبیر تند بود؛ این دشمنى آمریکائىها را جلب میکند. نه آقا! دشمنى آمریکائىها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.
این دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده - حالا بحث خطر حملهى نظامى را بعد یک جملهاى عرض خواهم کرد - حداقل در طول هجده سال اخیر، یعنى از بعد از پایان جنگ تحمیلىِ هشت ساله تا امروز، همیشه این خطر وجود داشته؛ یعنى همیشه ملت ایران تهدید میشده، که ممکن است اینها حملهى نظامى بکنند؛ مال امروز نیست.
آن چیزى که میتواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت شماست، نه نمایش ضعف شما. نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع میکند. آن چیزى که ممکن است جلوى خودسرى و خودکامگى دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیفید، بدون مانع، هر کارى که بخواهد بکند، میکند.«
جز عشق ولا دوای این جامعه چیست
در ورطه دشمنان دوصد دوست کم است
امروز صفای دل ما خامنه ایست
امروز دوصد دشمن و یک خامنه ایست
« ولایت فقیه محور حاکمیت و ضامن عدالت و توسعه و پیشرفت در حکومت اسلامی است . »


خاطراتی ناگفته از زندگی شخصی و کاری مقام عظمای ولایت و امامت امام مصلح سید و شریف حاج علی حسینی خامنه ای ((مدظله العالی))

تاکنون بارها پیش آمده که افراد متعددی در مقاطع مختلف به بیان مصادیقی از زندگی ساده و بدون آلایش رهبر معظم انقلاب پرداخته و نکات و بعضا خاطراتی را بیان کردهاند. اما آنچه در زیر می خوانید بخشی از خاطرات امیر خلبان تورج دهقانی زنگنه فرمانده آشیانه جمهوری اسلامی ایران است که برای اولین بار با موضوع سفرهای رهبر انقلاب با هواپیما به مناطق مختلف کشور در خبرگزاری فارس منتشر میشود. امیر دهقانی زنگنه به واسطه مسئولیتی که در آشیانه جمهوری اسلامی ایران دارد یکی از کسانی است که در بسیاری از سفرهای مقام معظم رهبری ایشان را همراهی میکند. * سفر به کردستان با هواپیمای عادی معمولا حضرت آقا با تهیه بلیت با هواپیمای عادی سفر میکنند. برای نمونه در سفر ایشان به استان کردستان، رهبر معظم انقلاب همچون گذشته با پرواز عادی به همراه دیگر مسافران به این استان سفر کردند. * تلاوت اذان در گوش یک نوزاد در پرواز تهران-مشهد در یکی از سفرهای معظمله به مشهد مقدس بود که آقا از تیم همراهشان خواستند ممانعتی برای کسانی که می خواهند ایشان را ببینند، ایجاد نشود. اشتیاق مسافران برای دیدار باعث شد تا حضرت آقا تا پایان سفر حتی فرصت برای نوشیدن یک استکان چای هم نداشته باشند. در همین پرواز بود که یک زوج جوان فرزندشان را که تازه متولد شده بود خدمت آقا آورده و ایشان نیز در گوش کودک اذان گفتند. چند نفر لبنانی هم در این پرواز حضور داشتند که توانستند با آقا دیدار و گفتوگو کنند. در یکی دیگر از سفرها خانمی حدود 40ساله به همراه مادر 70 سالهاش به فاصله دو سه ردیف صندلی با آقا نشسته بودند. با شروع پرواز، دختر آن خانم به او گفت که چند ردیف جلوتر از ما، آقای خامنه ای نشسته اند. مادر که باورش نشده بود، گفت آقا که با هواپیمای معمولی سفر نمیکنند و پس از اینکه از حرف های دخترش قانع نشد، برگشت از من که لباس نظامی به تن داشتم سؤال کرد و گفت: واقعا ایشان آقای خامنهای هستند؟ من هم گفتم بله. باز پرسید: آن خانمی که پشت سر ایشان نشسته، همسرشان است؟ مجددا گفتم بله. بعد اجازه خواست تا برود و با همسر آقا چند کلمهای صحبت کند. میگفت میخواهم کمی با ایشان در مورد مشکلات پیری و بیماری که دارم درد دل کنم. * ماجرای یک بسته میوه اضافی برای آقا در یک سفر دیگر قرار شد حضرت آقا با پرواز ایرانایر بروند. مسئولان پرواز بعد از اینکه متوجه حضور رهبر انقلاب در این هواپیما شدند، علاوه بر خوردنیهای معمول، که برای پذیرایی مسافران در نظر گرفته شده بود، یک بسته میوه اضافه هم برای ایشان آوردند. آقا با دیدن این بسته میوه ناراحت شده و به یکی از همراهان خود اعتراض کردند که این بسته میوه را بردارند و ببرند. در واقع ایشان اصلا اجازه نمیدهند که برای سفرهایشان تدارک خاصی دیده شود و معمولا در پروازها تنها با یک استکان چای (از همانی که به مسافران داده میشود) و یک کیک کوچک که از فروشگاههای بیرون تهیه شده از ایشان پذیرایی میشود و اجازه نمیدهند چیز دیگری به اینها اضافه شود. منبع:فارس
آقا نقاشی آرمیتا را باخودش برد/ارمیتا:پس چرا عکس بابا رو نشون ندادن./حاشیه های خواندنی حضور رهبر انقلاب درمنزل شهید رضایی نژاد
پــری
وقتی اقا خلاف رسم همیشگی به جای((شهیدتان))فرمودند:((شهیدمان))/حاشیه های خواندنی حضور رهبر انقلاب در منزل شهیداحمدی روشن
مهدی قزلی
مصطفی سر جمع 7 ماه و 7 روز بزرگتر از من بود و پسرش هم تقریباً همسن دخترم. فکر کردم به اینکه اگر اتفاقی – مثلاً تصادف- برایم پیش بیاید حال خانوادهام چطور خواهد شد؛ پدر، مادر، همسر، دخترم، برادرها و بقیه. از روی محبت، هیچ دلم نخواست که تصورشان بکنم؛ ولی چند دقیقهی بعد قرار بود برسم به خانهی جوانی همریش و همسنوسال خودم که اتفاقی برایش افتاده و حال خانوادهاش را تصویر کنم. خانوادهای که دیگر او را نخواهند دید.
بعدازظهر شنبه 21 آبانماه، یکی از پادگانهای پشتیبانی سپاه در اطراف تهران شاهد حادثهای دردناک بود؛ حادثهای که اگرچه سردار حسن طهرانی مقدم و یارانش را به آرزویشان -شهادت در راه خدا- رساند، اما دلهای بسیاری را در غم فراغ این بزرگمردان اندوهناک کرد. صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهایشان زدیم که آنها از ما بیخبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محلهها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانوادهها را زدیم و با آنها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمانها ما میرویم سلام میکنیم و میگوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی میگوییم و کارتی نشان میدهیم. بین ارمنیها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست میخواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.
ناگفتههایی از خاطرات طلبگی و اجتهاد امام خامنهای در سن 20 سالگی«از دوران دبستان عمامه سرمان بود... درکلاس پنجم یا ششم بودم که "جامع المقدمات" را -که کتاب اول درس طلبگی است- خواندم... مقام علمی ایشان [پدرم] بالا بود؛ مرد مجتهد و تحصیل کردهای که شاگردان بسیاری درسطوح بالا تربیت کرده بود... خاطرم هست دردوران تحصیل طلبگی قبل ازاینکه به قم بروم؛ پیش پدرم نیزدرس میخواندم.
ایشان در حوزه مدرسین عمومی بودند که درس میدادند.
معمولا در تابستان کلاسها تعطیل میشد؛ پدرم بجای آن درسها، درس دیگری برایم تعیین می کرد.
من تابستانها هم درس داشتم.همچنین ماههای رمضان و محرم درسها تعطیل می شد ولی با وجود پدرم، من تعطیلی نداشتم. به همین جهت بود که در 18 سالگی تمام سطح را خوانده و درس خارج را شروع کردم...
آن زمان در حوزهی مشهد هیچکس نبود که در این سنین درس خارج را شروع کند و من بهخاطر برکت وجود پدرم توانستم شروع کنم...
در سال 36 به سفر عتبات مشرف شدیم. من مایل بودم که در نجف بمانم ولی پدرم موافقت نکردند و من بعد از مدت کوتاهی به مشهد بازگشتم. در سال 37 از پدرم اجازه گرفتم و به قم رفتم و تا سال 43 در قم بودم. در آن سال مجددا به مشهد بازگشتم، برای اینکه پدرم عارضه چشم پیدا کرده و بینایی خود را از دست داده بود؛ من ناچار بودم که پهلوی پدرم باشم. علیرغم مخالفت اساتید خود [به مشهد بازگشتم]... مشغول به تدریس شدم. درضمن درس نیزمی خواندم یعنی تحصیلاتم را در مشهد ادامه دادم...»(1)ه گزارش برنا، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 1370/12/10 بعد از مطالعه کتاب "سفر به قبله" نوشته هدایت الله بهبودی، یاداشتی بر آن نوشتهاند که در ادامه آن را میخوانید:
خاطرات امیر سرتیپ بازنشسته سیاوش جوادیان، فرمانده اسبق قرارگاه عملیاتی آجا در غرب کشور از حضور آیتاللهالعظمی خامنهای در مناطق عملیاتی غرب کشور
عراق هم میدانست
منطقهی غرب کشور ما نزدیکترین نقطهی ایران به بغداد است و از طریق این منطقه و شهرهای قصر شیرین و مهران، راه دسترسی به بغداد بهخوبی وجود دارد. صدام هم خوب میدانست که ما توانایی داریم که آنچنان بغداد را مورد تهدید قرار دهیم که سرنوشت جنگ را عوض کنیم. بر همین اساس ارتش صدام قدرت پدافند مستحکمی را شکل داده بود و نیروهای بسیاری را سازماندهی کرده بود و در هجوم سراسری که به منطقهی غرب کشور داشت ارتفاعات و نقاط استراتژیک را تصرف کرد. در واقع اهمیت این منطقه از لحاظ
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع در تاریخ 60/2/7 برای بازدید از مناطق عملیاتی غرب به سنندج آمدند. بنده آن زمان مسئول عملیات لشکر 28 سنندج بودم. از آنجا به همراه ایشان عازم مریوان شدیم. به دلیل شرایط خاص منطقه شبها حرکت نمیکردیم. در طول روز هم در بین مریوان و سنندج پایگاههایی تأسیس شده بود و افرادی عهدهدار حفظ امنیت در نقاط کور مسیر بودند. در بین راه با حضرت آقا دربارهی حفظ امنیت مسیر گفتوگو میکردیم که ایشان پیشنهاد دادند در یکی از نقاطی که احتمال کمین دشمن وجود داشت، پایگاه ایجاد کنیم. ما هم دستور ایشان را اجرا کردیم. البته بعدها دقت ایشان در این مورد بهخوبی برای ما روشن شد، چرا که ما قبلاً هم از آن نقطه آسیب دیده بودیم و با تأسیس پایگاه در آن نقطه شرایط امنیت بهخوبی فراهم شد.
پیشنهاد حضرت آقا مبنای حرکت شد
در زمانی که رهبر معظم انقلاب در مریوان بودند، بنا شد که همراه ایشان برای بازدید به سمت ارتفاعات پایین دِزلی مریوان و ارتفاعات مشرف به سلیمانیهی عراق برویم که طی عملیاتی تازه تصرف کرده بودیم. هنگام حرکت، یک گروه پنجاه نفری متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری آمده بودند. به پیشنهاد من، تنها فرمانده لشکر و فرمانده سپاه به همراه آقا رفتند و باقی نیروها در دزلی ماندند. در همین هنگام جنگندههای عراقی، دزلی را بمباران کردند و توپخانهی ما را زدند که هفت هشت نفر شهید و مجروح شدند.
ایشان پس از بازدید از منطقه و در هنگام بازگشت به مریوان در ماشین فرمودند که تصرف این نقطه میتواند یک مبنای حرکت برای شما باشد و باید روی آن کار کنید. به موجب همین فرمایش، طرحی به نام «محمدرسولالله» تهیه کردیم و در دیماه سال شصت با همکاری فرمانده سپاه مریوان -حاج احمد متوسلیان- و فرمانده سپاه پاوه -شهید همت- و حمایت فرماندار پاوه -شهید ناصر کاظمی- و با حضور شهید بروجردی این طرح را اجرا کردیم. این اولین عملیات منظم نیروهای اسلام علیه نیروهای بعثی در مناطق بیاره و تویره و شمال سلیمانیه بود. در این عملیات 132 نفر از نیروهای دشمن اسیر گرفتیم و امکانات دو تیپ عراق نصیب ما شد. این تدبیر رهبر انقلاب باعث شد که صدام چند تیپ از تیپهای گارد مخصوص و مرزی خود را در منطقه مستقر کند و این امر موجب شد که فشار نیروهای عراقی مستقر در جنوب بر روی رزمندگان ما کم شود.
استقرار در مرز
در چهار سال آخر جنگ، من به عنوان نمایندهی نیروی زمینی در شورای عالی دفاع حضور پیدا میکردم و گزارش جبههها را خدمت حضرت آقا میدادم که آن هنگام رئیسجمهور و رئیس شورای عالی دفاع بودند. در مرداد ماه سال 67، که سال پایانی جنگ تحمیلی بود، ارتش عراق از پدافند متحرک استفاده میکرد. بیراه نیست اگر بگویم که حضرت آقا به صورت شبانهروزی در واحدها و قسمتهای عملیاتی بودند. چندین بار در بیاناتی که در جمع رزمندگان داشتند، آنان را تشویق به پیشروی کردند. حتی هنگامی که قطعنامه 598 پذیرفته شد، تدبیر ایشان این بود که همهی نیروها جلو بروند و در مرز استقرار پیدا کنند.

«باید از کسی حمایت کنم که به درد اسلام بخورد»
23 مهرماه سالروز شهادت چهارمین شهید محراب، آیتالله اشرفی اصفهانی است که در راه بازگشت از نماز جمعهی کرمانشاه به دست منافقین به شهادت رسید. «شهید عزیز محراب این جمعهی ما ... در جبههی دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایهی دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْه» بود. و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد.»1در کرمانشاه هستیم. حجتالاسلاموالمسلمین حسین اشرفی اصفهانی، فرزند ارشد چهارمین شهید محراب، ما را به منزل پدری دعوت میکند تا خاطراتی از مراودات رهبر معظم انقلاب و شهید آیتالله اشرفی اصفهانی را مرور کنیم.

نظر همسر مقام معظم رهبری درباره حجاب، خانه داری و تجملات
»به نظر من «بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد» البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد. .
»اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند. .
»سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم.
حجتالاسلاموالمسلمین مهدویراد، استاد برجستهی حوزه و دانشگاه در زمینهی علوم قرآن و حدیث از جمله اشخاصی هستند که به طور مستمر در جلسات قبل از انقلاب تفسیر قرآن و شرح نهجالبلاغهی حضرت آیتالله خامنهای در مشهد حضور داشتند. به مناسبت افتتاح صفحهی قرآن، حدیث و نهجالبلاغهی سایت khamenei.ir به همراه ایشان خاطراتی را از این جلسات، روش تدریس و دغدغههای رهبر انقلاب مرور میکنیم. تأمین امنیت کشور و از طرف دیگر حضور نیروهای صدام و منافقین بهخوبی مشهود بود.

به گزارش هم اندیشی؛ شاید یکی از مقاطعی که شعار سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست باید محقق شود در صحنه های انتخاباتی است. برخلاف نگاه های غربی به موضوع قدرت و روش های دستیابی به آن از نگاه اسلام هر شیوه ای برای دستیابی به قدرت پسندیده نیست بلکه اساس حضور هر فردی در عرصه قدرت باید بر آمده از هدفی متعالی باشد و در این راه نیز قواعد شرعی را رعایت نمود. در ذیل به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص اخلاق انتخاباتی اشاره می کنیم.
ن چه در پی می آید، برش هایی از زندگی علمی و طلبگی حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در شهرهای مشهد و قم
1330: از دوازده سالگی و با حضور در «مدرسه سلیمان خان» و «نواب» مشهد، پس از طی دوره مقدماتی، در فراگیری دروس سطح چون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه، از اساتیدی مثل حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی استفاده کرد. اما استادی که سید علی خامنهای استفاده فراوانی در فراگیری دروس سطح از درس و تدریسش برد، کسی نبود جز پدرش، آیت الله سید جواد خامنهای که از سوی آیات عظام نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد داشت.
، از سال 1330 تا پیروزی انقلاب اسلامی است:
1334: شانزده سالگی سید علی، آغاز حضور وی در دروس خارج فقه آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی بود. همزمان، در جلسات مرحوم حاج میرزا جواد تهرانی حاضر میشد که مباحث آن بیشتر به نقد و رد کتاب فلسفهی منظومه حاج ملاهادی سبزواری می گذشت. اما به دلیل علاقه آیت الله خامنهای به فلسفه و جو ضد فلسفه آن روزهای مشهد، ناگزیر بوددر درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی از اساتید فلسفه و دوستان مورد وثوق حضرت آیت الله میلانی به صورت پنهانی و خصوصی شرکت کند.
1336: هجدهمین سال زندگی رهبر امروز انقلاب اسلامی ایران، مقرن بود با عزم وی برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمومنین و درک کردن دروس بزرگان نجف.
سید علی پس از حضور کوتاه در این حوزه، درس اساتیدی چون آیت الله العظمی سید محسن حکیم را بیشتر پسندید و تصمیم داشت در صورت اجازه پدر برای ماندن، در جلسه درس آن اساتید شرکت کند. او به پدرش نامه نوشت و اجازه خواست تا برای ادامه تحصیل در نجف بماندکه پاسخ منفی شنید و به امر پدر به مشهد بازگشت. پس از بازگشت به مشهد و ادامه ارتباط با طلابی که از قم برای زیارت به مشهد میآمدند و فضا و مرکزیت علمی قم، برای رفتن به حوزه قم مصمم شد ولی پدر که راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترک مشهد موافقت نکرد و این مخالفت ادامه داشت تا یک سال بعد …

1337: با شروع سال تحصیلی جدید حوزه آیت الله سید جواد خامنه ای به مهاجرت پسرش به قم رضایت داد. سید علی به قم سفر کرد و در مدرسه علمیه حجتیه که برادر بزرگترش سید محمد هم در آن جا طلبه بود، مستقر شد.
بانی ساخت این مدرسه علمیه که از مدارس دیگر قم آن زمان تازه سازتر بود آیت الله حجت و طراح آن، علامه سید محمد حسین طباطبایی بود.
طلبه کم سن و سال آن روزها که بین هم مباحثههایش به کثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره بود، از بدو ورود به قم، در درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی بروجردی حاضر شد. یکی از برکات حضور در این درس نکات مهم رجالی بود که استاد در آن متبحر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول امام (ره) و آیت الله بروجردی نزد آیت الله خامنهای باقی است؛ هر چند بسیاری از آنها در دوران مبارزه توسط ساواک از بین رفت.
1340: پس از رحلت حضرت آیت الله بروجردی، و اعلام مرجعیت حضرت امام خمینی (ره) پایههای انقلاب اسلامی و زمینههای شکلگیری مبارزات با سخنرانیهای امام راحل در قم پیریزی شد و شاگردان ایشان نیز هر یک در سنگری، به تبلیغ و روشنگری و مبارزه میپرداختند و به دنبال تحکیم و تثبیت مرجعیت امام بودند.
1342: پس از حادثه مدرسه فیضیه و با اوجگیری مبارزات علیه رژیم ستم شاهی، امام خمینی (ره) دستگیر و تبعید شدند. پس از تبعید امام، مبارزات در قم به وسیلهی شاگردان ایشان ادامه یافت. روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا سید علی که تحت تاثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی بود به انجام وظیفه روشنگری در مبازرات بپردازد؛ که در این راه دوبار از سوی ساواک دستگیر شد. در همین سال امام خمینی (ره) او را به عنوان نماینده خود برای ابلاغ پیام به علما درباره مبازره با رژیم شاه نزد آیت الله میلانی فرستادند. همه این ها در کنار فضای گرم درس و مباحثه بود.

1343: آیت الله سید جواد خامنهای که در مشهد ساکن بود، بینایی خود را از دست داد! این بدترین خبر برای سید علی بود که میخواست در قم بماند؛ ولی با وجود اصرار اساتید خود از جمله آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی فرزند موسس حوزه علمیه قم بر ماندن، قصد عزیمت به مشهد کرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی (ره) و مرحوم بروجردی ، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سید محمد حسین طباطبایی در فلسفه از اساتید دیگر سید علی خامنهای و آقایان شیخ محمدحسین بهجتی شفق، حجت الاسلام محمد جواد حجتی کرمانی، سید جعفر شبیری زنجانی، آیت الله حاج شیخ مهدی باقری کنی و آیت الله ربانی املشی از هم مباحثههای نزدیک به او در قم بودند.
1344: پس از بازگشت به مشهد مقدس ، پدر که از اساتید او در سالهای طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود. سید علی چشمان پدرش شد! هر روز در زمان مشخص، ساعاتی برایش کتاب می خواند و در مواردی بحث علمی می کردند.
تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن کریم و حضور مجدد در درس خارج فقه حضرت آیت الله میلانی علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی، بخشی از فعالیتهای علمی روحانی 26 ساله ساکن خیابان خسروی نوی مشهد بود.

1347-57: آیت الله سید علی خامنهای نگاه مبنایی و جدی به درس تفسیر قرآن داشتند و تفسیر را منشا و مبدا بسیاری از مطالب در علوم و معارف اسلامی میدانستند.
مدرسه علمیه میرزا جعفر مشهد شاهد جلسات تفسیر قرآن کریم بود که به سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیر فعال قرآن» که سید علی خامنهای آن را تدریس میکرد، شیوهی جدید و خاصی از تفسیر کلام الله مجید بود که طلاب را روز به روز، به بهرهگیری از قرآن ترغیب مینمود. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح شده در کنار تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، با ممانعتهای مکرر رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا دروس، از مسجد امام حسن مجتبی (ع) به مسجد کرامت و پس از آن به مساجد رضایی،قبله و … منتقل شود.
این جلسات که دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود به دلیل بازداشت آیت الله خامنهای به دفعات متوقف میشد تا این که در سال 56 به دلیل تبعید آیت الله خامنهای به ایرانشهر تعطیل شد. ممنوع الخروج بودن از کشور به دلیل ادامه مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیریهای پیدرپی در پی فعالیت سیاسی، باعث شد تا سید علی حسینی خامنهای نتواند برای ارتباطگیری نزدیک با امام خمینی (ره) به نجف اشرف برود. اما ماندن در مشهد و خلاء فکری و ایدئولوژیک که پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.
پوستر همین مطلب، که توسط پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنهای منتشر شده است. (برای بزرگ دیدن تصویر روی آن کلیک کنید)
عیفعالی

نامه خانواده شهید مصطفی احمدی روشن به رهبر معظم انقلاب
خبرگزاری فارس: خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی ، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ، تاکید کردند:هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی میپروراند
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته ، به شرح ذیل است
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا
محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مدظلّه العالی)
سلام علیکم؛
سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی
پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرتعالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.
اعتقاد راسخ داریم شجرهی طیبهی انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سیدالشهداء علیهالسلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.
مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایهسار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهههای نبرد علمی میدانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بینالملل به آرزوی دیرینهی خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.
دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی میپروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»
رهبرا ما پای بیعتنامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کردهایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذرهای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه نخواهیم آمد و در پایان عرضه میداریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»
خانواده شهید مصطفی احمدیروشن
یکشنبه 25 دیماه 1390
نظرات حضرات آیات حکیم، نجفی خوانساری، شفیعی، و قزلجه ای در خصوص اعلمیت یا اصلح بودن تقلید از آیت الله العظمی خامنه ای در سال 1373
شهید آیت الله حاج سید محمد باقر حکیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق
بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد
بعد السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تسلمت رسالتی التعزیة الکریمتین بمناسبة فقد آیة الله العظمی الشیخ الاراکی و التی تتضمن السئوال عن موضوع مرجعیة آیة الله العظمی السید علی الخامنئی (دام ظله العالی) .
و انی فی الوقت الذی ابادلکم التعزیة بفقد هذا العالم الربانی أسأله تعالی ان یسدّ هذه الثغرة و الثلمة بالسادة العظام من العلماء الاعلام و فی مقدمتهم سیدنا آیة الله العظمی السید الخامنئی و لاشک ان سماحته بما یتمتع به من صفات معنویة عالیة من العلم و التقوی و الخبرة و الوعی و الفهم الدقیق للاوضاع السیاسیة و الاجتماعیة و الشجاعة و القدرة علی تشخیص المصالح الاسلامیة و الموضوعات الشرعیه و کذلک الموقع القیادی المتمیز فی النهضة الاسلامیة یصلح لمنصب القیادة و المرجعیة الدینیة العامة لعموم المسلمین و المومنین بشکل خاص. بل یتعین الرجوع الیه فی الامور الدینیة ذات الصلة بالامور الاجتماعیة و السیاسیة العامة و ان الالتفات حول قیادته و مرجعیته الدینیة فیه مصلحة کبیرة للاسلام و الامة الاسلامیة . أسأله تعالی لکم و لجمیع الاخوة الافاضل التوفیق و التسدید و للمسلمین و المومنین النصر و العزة و الکرامة والسلام علیکم و علی جمیع العلماء و المومنین و رحمة الله و برکاته .
محمد باقر الحکیم 27/ج2/1415

مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالفضل خوانساری عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه قم
بسمه تعالی 
نظریه اینجانب از مدتی قبل این بوده که حضرت آیت الله خامنه ای زمام حوزه علمیه را در دست بگیرند و رساله بنویسند و اگر مصلحت بدانند در هفته سه روز قم مشرف بشوند و درس شروع بفرمایند تا طلاب، از افادات ایشان بهره مند شوند .
والسلام علیه و علی جمیع عباد الله الصالحین
ابوالفضل النجفی الخوانساری
30/ج2/1415

آیت الله حاج سید علی شفیعی نماینده مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه اهواز
بسم الله الرحمن الرحیم 
ضمن عرض تسلیت ارتحال مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیت الله العظمی اراکی (قدس سره) نظر به مراجعات متعددی که در رابطه با مرجعیت دینی و تقلید از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) شده و می شود، به اطلاع عموم برادران و خواهران ایمانی می رساند :
اولاً اینجانب حدود یک سال پس از رحلت جانگداز حضرت امام راحل خمینی کبیر (اعلی الله مقامه) طی نامه مشروحی محضر مبارک رهبر معظم انقلاب تقاضای چاپ و نشر رساله عملیه جهت مقلدین نموده ام و اکنون نیز عرض می کنم :
با عنایت به اینکه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دام ظله الشریف) از فقها و مجتهدین جامع الشرایط و دارای صلاحیت علمی لازم جهت صدور فتوی در ابواب مختلف فقه اسلامی هستند، لهذا آراء و نظرات فقهی معظم له واجد شرایط حجیت شرعیه بوده، بنابراین :
1- در کلیه مسایل و فروع فردی و شخصی (اعم از عبادات و معاملات و غیره) تقلید از فتاوای صادره از سوی رهبر معظم انقلاب صحیح و بلا اشکال است ؛ بلکه به صلاح اسلام و مسلمین و موجب کمال عزت و وحدت امت اسلامی خواهد بود .
2- در احکام فقه حکومتی و هر آنچه مربوط به ولایت امر است، بر عموم افراد واجب و لازم است که فقط از حضرت معظم له تقلید و تبعیت نمایند، زیرا اطاعت از این آراء و احکام بر همگان متعین و بر کلیه احکام دیگر رجحان بلکه تقدم و تفوّق دارد .
3- با توجه به اینکه مستفاد از ادله فقهیّه آن است که مصرف اموال و وجوه شرعیه بالخصوص سهمین شریفین از اختیارات مقام امامت (رهبری و زعامت مسلمین) است که مرجعیت در تقلید، شاخه ای از آن شجره مبارکه است که با وجود تمرکز ولایت امر و مرجعیت دینی در شخص حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله الوارف) لذا بر عموم مسلمین و مکلفین لازم است وجوهات و حقوق شرعیه خود را به محضر شریف ایشان ارسال و یا با اذن و اجازه معظم له به مصرف برسانند .
خداوند متعال سایه مبارک رهبر معظم و مرجع عالیقدر را تا ظهور حضرت بقیة الله (عج) مستدام داشته و به همه ما توفیق کامل و پیروزی بر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی عطا فرماید .
الاحقر سید علی شفیعی – اهواز
بتاریخ 12/9/73

آیت الله حاج شیخ میرزا علی قزلجه ای از مدرسین حوزه علمیه تبریز
بسمه تعالی 
حضرت آیت الله العظمی آقای خامنه ای (دام ظله) مقام علم و فقاهت آن بزرگوار خیلی بالاتر از آن است که به تأیید مثل بنده احتیاج باشد و معذالک تقلید نمودن به ایشان صلاح اسلام و مسلمین است .
الاحقر علی الهی فر مشهور به علی قزلجه ای
در 26 ج 2 سنه 1415

تایپ توسط (پایگاه صالحات) آقایان خادمی، نعمتی، سرکانی، عباس.
منبع : کتاب مرجعیت از دیدگاه فقها و بزرگان
|
امام خامنه ای در کلام بزرگان
آیت الله العظمی اراکی(رحمةالله علیه) :
آیت الله العظمی بهاءالدینی(رضوان الله علیه) : آیت الله مهدوی کنی،درباره رهبر معظم انقلاب گفتهاند:
آیت الله خزعلی عضو فقهای شورای نگهبان:
آیت الله مشکینی ، ریاست مجلس خبرگان رهبری:
آیت الله فاضل لنکرانی(رحمة الله)، مرجع تقلید:
آیت الله جوادی آملی ، مدرس حوزه علمیه قم:
آیت الله ابراهیم امینی ، مدرس و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: " حضرت آیت الله خامنهای – دامت برکاته – در فقاهت و اجتهاد به مرتبهای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری صلاحیت کامل دارد." دررالفوائد فیاجوبة القائد ص21
آیت الله مؤمن ، عضو مجلس خبرگان رهبری و مدیر حوزه علمیه قم:
آیت الله امامی کاشانی ، عضو فقهای شورای نگهبان:
آیت الله یزدی ، رئیس قو? قضاییه : "حضرت آیت الله حاج سید علی خامنهای رهبر انقلاب جمهوری اسلامی ایران (دام ظله الشریف) فقیهی والا مقام و مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط تسلّطی بسیار بالا دارند. زاید بر لغت و ادبیات و اصول و حدیث و تفسیر حتی در رجال و درایه که در استحکام فتوی نقشی بسزا دارد، خود استاد و عالمی هستند."
آیت الله مصباح یزدی ، مدرس حوزه علمی? قم:
آیت الله حائری شیرازی ، عضو فقهای شورای نگهبان و امام جمعه شیراز:
آقای یوسف صانعی ، مرجع تقلید:
حجة السلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:
حجة السلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی رحمه الله علیه:
حجة السلام و المسلمین واعظ زاده خراسانی، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی:
اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای الی ظهور المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام
نویسنده:محمد دماوندی نیا | |
|
|
|
|
نصیحتهای امام خامنه ای
|
|
من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جادهى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.
رهبری عزیزمان حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای فرمودند : «عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان حمایت
امام خامنه ای :
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای : دشمن درصدد بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است و هیچکس نباید به گونه ای سخن بگوید که مردم به دولت، مجلس و قوه قضاییه بدبین شوند. امام خامنه ای : مبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطىگرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کنارهگیرى و سکوت و بىتفاوتى ضربه میزند، زیادهروى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیادهروى نشود. اینم هم کلام بزرگان در مقام امام خامنه ای حفظه الله تعالی http://emam-khameney.blogfa.com/post-26.aspx http://www.mersad20.com/clipmazhabi/661-emam-khameneei.html http://www.mersad20.com/clipmazhabi/777-naseri-rahbari.html http://www.mersad20.com/clipmazhabi/995-1389-03-18-08-58-07.html امام خامنه ای از دیدگاه دوست و دشمن
http://www.mersad20.com/links/88-link/123-1389-05-13-10-12-15.html ما پیام عید رهبر را چو مصحف میکنیم مثل دستور العمل همواره مصحف میکنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چَشم آقا، کار و همت را مضاعف میکنیم |
» یک روز رهبر چگونه می گذرد؟
در آخرین شماره ماهنامه امتداد پروندهای درباره مقام معظم رهبری منتشر شده است که در این پرونده خاطراتی از غلام شاهپسندی، یکی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است که در بخشی از این خاطرات در زیر آورده می شود. چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوری که مقام معظم رهبری میفرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواستهاند. همهتان هم همهجا دیدهاید.
در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام میدهند، برای همه ما خواستهاند که ما هم نشاالله انجام بدهیم. یک روز آقا بیشتر نماز میخواند، یک روز بیشتر قرآن میخواند … اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفتهاند، در آن میبینیم. ایشان حدود یک تا یکونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است.
روزهایش هم با هم فرق میکند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق میکند. یک روز آقا بیشتر نماز میخوانند، یک روز بیشتر قرآن میخوانند، یک روز بیشتر دعا میخوانند، یک روز بیشتر ذکر میگویند … بعدش نماز صبح را میخوانند، ایشان نماز صبح را به جماعت میخوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترینشان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، میآید.
ایشان توی دفتر کارشان نماز میخوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتریهایی که آنجا هستند ـ نمازشان را با آقا میخوانند. ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند بعد از نماز صبح، ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند و حداقل بین چهلوپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت میکنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهلوپنج دقیقه برمیگردند.
بعضی از مواقع کوههایی دورتر هستند و برای اینکه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را میآیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام میدهند. پای کوه که میرسیم، نماز را آنجا میخوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا میرویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه آقا در کوه، عمامه همیشگیشان نیست وقتی ایشان برمیگردد پایین، آدمهایی که نگاه میکنند تعجب میکنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را میگویم، کوهنوردی که میخواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت میکند، میبیند مقام معظم رهبری دارد میآید پایین.
با خود میگویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد میآید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه همیشگیاش نیست؛ عمامهای باریکتر و کوچکتر است. بعضی مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی میپوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکسهای آقا را در کرمان دیدهاید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزلهای که در بم آمده بود، برای جنازهها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین میآیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش میکنند.
اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. پس از ورزششان توی دفتر کار تشریف میآورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت میرسیم سر کار، بعضی موقعها هفتونیم میرسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمیتوانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم اینقدر میفهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندیای هست و توی تهران است، آقا استفاده میکند؛ از بیبی شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوههای سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آنجاها هم میرویم.
اذان که بگویند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع میکنند و میگویند اول نماز را بخوانیم حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچهها این کار را انجام میدهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفتونیم، ایشان در محل کار حاضر میشوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند میروند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده میخورند و بعد از صبحانه میآیند دفتر، کارشان انجام میشود. اگر ملاقات داشته باشند، ملاقات با صبحانه شروع میشود.
وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست، صبحانهشان را هم با آقا میخورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد، آقا قطع میکنند، میگویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت. بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل میکنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده، بیست قدم است، در منزل غذایشان را میخورند، استراحتشان را میکنند، مجدد اولین برنامهای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان میآیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصیشان به مطالعه میپردازند.
هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر میگویند یا قرآن میخوانند هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر میگوید یا قرآن میخواند. غیرممکن است لحظهای ایشان غافل باشد. من ندیدم. بهطور نمونه میگویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی میکند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ بهخاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندند این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بیخیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه میکردند و میگفتند: «بچهها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندم. یعنی روزی ده جزء.
الآن دیگر اصلاً حوصلهاش نیست، پیر شدهام، از نظر سنوسال، وضعیت، شغل، گرفتاریهای کاری، این همه مسائل واقعاً نمیتوانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول میکشد من یک دور قرآن را بخوانم.» الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن میخوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر میکنیم اعجاز کردهایم؛ کلی خدا را مؤاخذه میکنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکی بهتنهایی خطرناک است اگر میخواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولیمان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم.
تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا میرساند. یک دانهاش باشد، خطرناک است. فقط تهذیب میشود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل میشویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا اینها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکیاش را هم گرفتیم باز هم خلاف کردهایم، خطا کردهایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است. اگر میخواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده میشود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان میدهند.
ارسال مطلب : مهکیتوفیقات امام خامنه ای درخدمت..
توفیقات امام خامنه ای در خدمت به والدین است
از مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى نقل شده است که ایشان در مورد رمز موفقیت خود (با تواضع حکیمانه ) مى فرمایند:
بنده اگر در زندگى خود در هر زمینه اى توفیقاتى داشته ام ، وقتى محاسبه مى کنم به نظرم مى رسد که این توفیقات باید از یک کارنیکى که من نسبت به یکى از والدینم انجام داده ام باشد.
سپس در ادامه : خاطره اى را نقل مى فرمایند که به نظر ایشان رمز موفقیت ایشان مى تواند حساب شود، و مایه اختصار آن را نقل مى کنیم مى فرمایند:
پدرم در سنین پیرى – بیست و چند سال قبل از فوت – به بیمارى آب چشم که موجب نابینائى مى شود مبتلا شد بنده در آن موقع در قم مشغول تحصیل و تدریس بودم ، از قم مکررا به مشهد مى آمدم و ایشان را به دکتر مى بردم ، و دوباره باز مى گشتم تا اینک در سال 1343 هجرى شمسى به ناچار براى معالجه ، ایشان را به تهران آوردم ، اطباء در ابتداء ما را ماءیوس کردند گرچه بعد از دو سه سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم میدید، اما آن زمان مطلقا نمى توانست با چشمهایش جائى را ببیند و باید دستشات را مى گرفتیم .
و این براى من یک غصه (بزرگ ) شده بودم ، زیرا اگر به قم مى آمدم ، ایشان مجبور بود در گوشه اى از خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کارى نبود، و انس و الفتى هم که با من داشت با دیگر برادران نداشت ، با من به دکتر مى رفت ولى همراه شدن با دیگران و رفتن به دکتر برایش آسان نبود، وقتى بنده نزد ایشان بودم برایشان کتاب مى خواندم و با هم بحث علمى مى کردیم و از این رو با من ماءنوس بود، به هر حال احساس کردم اگر ایشان را در مشهد مقدس تنها رها کنم و به قم برگردم ، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاد تبدیل مى شود که براى خود ایشان بسیار سخت بود، براى من نیز خیلى ناگوار بود از طرفى دورى از قم نیز براى من غیر قابل تحمل بود، زیرا که من با قم انس داشتم و تصمیم گرفته بودم که تا آخر عمر در قم بمانم .
بر سر دو راهى گیر کرده بودم ، این مساءله در ایامى بود که ما براى معالجه پدرم در تهران بودیم ، روزهاى سختى را در حال تردید گذارندم .
عصر تابستانى بود که سراغ یکى بزرگان و دوستانم در چهار راه حسن آباد تهران رفتم او اهل معنا و آدم با معرفتى بود، جریان ایشان تعریف کردم ، در ضمن گفتم : من دنیا و آخرت خودم را در قم مى بینم ، اگر اهل دنیا باشم دنیاى من در قم است و اگر اهل آخرت هم باشم آخرت من در قم است ، خلاصه من باید از دنیا و آخرت خودم بگذرم که با پدرم به مشهد بروم و در آنجا بمانم !
آن بزرگوار تاءمل مختصرى کرد و فرمود: شما براى خدا از قم دست بکش و به مشهد برو، خداوند متعال مى تواند دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد منتقل کند.
من در سخنان ایشان تاءملى کردم عجب حرفى است ! انسان مى تواند با خداوند معامله کند، با خودم گفتم براى خاطر خدا، پدرم را به مشهد مى برم و تردا همانجا مى مانم ، خداوند هم اگر اراده فرمود، مى تواند دنیا و آخرت مرا از شهر قم به مشهد مقدس بیاورد، تصمیم خود را گرفتم ، دلم باز شد و ناگهان از این رو به آن رو شدم یعنى کاملا راحت شدم و با حالت بشاش و آسودگى خاطر به منزل آمدم .
والدین من که چند روزى بود که مرا ناراحت میدیدند، از بشاش بودن من تعجب کردند به آنها گفتم : من تصمیم گرفتم با شما به مشهد بیایم و آنجا بمانم ، آنها اول باورشان نمى شد که من از قم دست بکشم ، با آنها به مشهد قدس رفتم و آنجا ماندم و خداوند متعال بعد از آن ، توفیقات زیادى به ماداد و به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم ، اگر بنده در زندگى خود توفیقى داشتم اعتقادم این است که ناشى از همان بر و نیکى است به پدر و مادرم انجام داده ام (1)
پی نوشت:
1- -منقول از مجله فیض – امور تربیتى منطقه 14.
منبع : جهان نیوز
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ولایت فقیه ضامن عدالت و توسعه و پیشرفت در حکومت و جوامع اسلامی و
خاطرات و ناگفته شده هایی از زندگی شخصی و اجتماعی مقام معظم رهبری
اخلاق انتخاباتی از منظر مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)
برش هایی از زندگی علمی و طلبگی رهبر معظم انقلاب امام مصلح سید ع
نامه خانواده شهید مصطفی احمدی روشن به رهبر معظم انقلاب اسلامی
دیپلماسی جنگ از منظر سرباز ولایت دکتر ولایتی
نظرات حضرات آیات حکیم، نجفی خوانساری، شفیعی، و قزلجه ای در خصوص
امام خامنه ای در نگاه بزرگان
» یک روز رهبر چگونه می گذرد؟
مظلوم نمایی دراویش گنابادی با حمایت رسانه های بیگانه
[عناوین آرشیوشده]





