سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
دوستیِ دنیای پست را از قلبم برکَن که از آنچه نزد توست، باز می دارد و مانع جستجوی وسیله رسیدن به تو می گردد و نزدیک شدن به تو را از یاد می بَرَد. [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعایش ـ]
ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س
درباره



ولی امر مسلمین جهان امام مطلق سید علی س

وضعیت من در یاهـو
کیوان گیتی نژاد
اینجانب کیوان گیتی نژاد مفتخر به نشان استشهادی ولایت و امامت اهل بیت الرساله( س ) خصوصا نایب برحق و مطلق آن امام عصر آخر زمان امام المصلح سید علی خامنه ای (س) اگر لیاقتش از من گرفته نشود انشاء الله می باشم و تنها دارایی من در این دنیا برگرفته از این عشق عرفانی است که به والله سوگند که اگر امروز مفتخر به این نشانم همه به یمن دلدادگی به این امام المصلح است که اگر جدش مولی امیر المومنین را در تصور خویش مجسم می کنم همه را در وجود مولایم امروز به عینه یافتم و آموختم از مولایم سید علی آموختم که با ظلم به جهاد پردازم وبا مظلوم به سازش وبا جان خود از دین و اهل بیت النبوه حراست وصیانت کنم آموختم انسان در عین قدرت می تواند چون مولایم بردبار و سلیم و مردمی باشد همچو جدش امام مرتضی علی ع که در عین خلافت در مزرعه به امر معاش می پرداخت و در یک کلام عاشق عشقم از هر دو جهان بهره جستم آری در این دنیا به یمن حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه رستگار خلایق شدم و درآخرت مورد شفاعت اهل بیت س انشاالله خواهم واقع شد در آخر التماس دعا از همه عاشقان سید و مولایم امام خامنه ای س دارم تا برای شهادت و آمرزش این بنده سرآپاتقصیر دعا کنند و در رسیدن به این مقصود به این گدای اهل بیت ولایت س دستگیری بعنل آورند. والسلام. لبیک یا امام المصلح سید علی خامنه ای جانم و همه وجود مادیم در راه هدف الهی و انقلابی او نثار شود.
پیوندها
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
کلبه بصیرت
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
*تنهایی من*
لحظه های آبی
برترین لحظه ها
در سایه سار ولایت
شهادت به روز
آسمون آبی چهاربرج
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
سارا احمدی
گل باغ آشنایی
منتظر ظهور
بنده ی ناچیز خدا
مقبلی جیرفتی
سرچشمـه فصـاحت و بلاغت
سلام آقاجان
فانوس عشق
فرصت ها
کربلا
نگارستان خیال
حبیبی حسین
بندیر
تنهایی......!!!!!!
upturn یعنی تغییر مطلوب
محمدمبین احسانی نیا
مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
هیئت بیت العباس (ع) روستای المشیر
دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی
*bad boy*
سرزمین رویا
امامزاده میر عبداله بزناباد
صراط مستقیم
گوناگون
فرمانده آسمانی من
پرستاری 91
بـــــــــاغ آرزوهــــــــــا = Garden of Dreams
مرام و معرفت
جاده خاکی عشق
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
نغمه ی عاشقی
سربازی در مسیر
دل شکســــته
♥ღ تنــــهایــــی من ღ♥
دل نوشته
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
من و اریکان
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
تبیان
عشق
قــلــب هــای آبــی انــاری
ترخون
زیبا ترین وبلاگ
اکبر پایندان
علمدار بصیر
مشکات نور الله
در آغوش خدا
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
پسران علوی - دختران فاطمی
عشق مشعلدار
sajadb.tk
هم نفس
تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
مردود
profosor
دهکده کوچک ما
پیامنمای جامع
گروه اینترنتی جرقه داتکو
شقایقهای کالپوش
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
دختر و پسرای ایرونی
متین
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
*(: دنـیــــای مـــــــن :) *
آتیه سازان اهواز
.: شهر عشق :.
دهکده علم و فناوری
شادِ شاد
کشکول
چی کار؟
عشق پاک
دوستانه
باران نامه
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
« « عاشقی » »
شخصی
نمی دونم بخدا موندم
کشاورزی نوین
تینا!!!!
باکری میاندوآب
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
محبین
یک عاشقانه ی ساده برای من......

خط حزب‌الله 64 | همه با هم برادریم

 

رهبر انقلاب: «وقتی ما همه با هم برادریم، وقتی دشمن مشترک جلوی روی ما هست، وقتی توطئه را میبینیم، چه کار باید بکنیم؟ تا امروز مسئولین در مقابل توطئه‌های دشمن همیشه کنار هم ایستاده‌اند، حالا
هم باید همین‌جور باشد، همیشه هم باید همین‌جور باشد.» 91/11/28
شصت‌ و چهارمین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی خبری-تبیینی خط حزب‌الله با سخن هفته‌ای درخصوص مطالبه‌ی همیشگی امام و رهبر انقلاب از سران قوا برای پرهیز از اختلاف‌افکنی و حفظ آرامش کشور با عنوان «همه با
هم برادریم» منتشر شد.

خط حزب‌الله این هفته، خبری اختصاصی از دیدار خانواده‌های هفت شهید مدافع حرم از تکاوران شجاع ارتش را منتشر کرده است.

گزارش هفته‌ی این شماره با عنوان «در برابر مستی اشرافی‌گری» به تکلیف جریان مؤمن و انقلابی درباره‌ی مطالبه‌ی عدالتخواهی پرداخته است.

عکس ویژه‌ی این هفته‌ی نشریه، تصویری کمتر دیده شده از حضور رهبر انقلاب در حرم کریمه‌‌ی اهل‌‌بیت حضرت فاطمه‌ معصومه (سلام‌الله‌علیها) است.

شصت‌ و چهارمین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله به روح پرفتوح
شهید مصطفی احمدی روشن تقدیم شده است.
 
نسخه‌ی PDF نشریه در سه نسخه‌ی تابلوی اعلانات، A4 جهت مطالعه و A3 برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزب‌الله می‌توانند آن را چاپ و در محافل انقلابی،
نمازهای جمعه، هیئت‌های مذهبی و پایگاه‌های بسیج توزیع کنند.

برای دسترسی به آرشیو نشریه هم می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/10/20:: 12:11 عصر     |     () نظر

پیام تسلیت در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

متن پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

 
بسم الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی
جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با
وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های
زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به
شمار می‌آمد. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در
سالهای اخیر با شدّت و جدیت در پی بهره‌برداری از این تفاوتهای نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.

او نمونه‌ی کم‌نظیری از نسل اوّل مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنج‌دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود.

سال‌ها زندان و تحمل شکنجه‌های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آنگاه مسئولیتهای خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگهای درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ئی مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.

غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا میکنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم.
غفرالله لنا و له   
سید علی خامنه‌ای
 19 دیماه 1395  

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/10/20:: 12:1 عصر     |     () نظر

فرق ولایت مطلقه فقیه با ولایت فقیه چیست؟

ولایت فقیه عده ای متاسفانه از مفهوم ولایت مطلقه فقیه برداشت نامناسبی کرده اند و آن را هم ردیف «حکومت مطلقه» و یا «آزادی مطلقه فقیه» دانسته اند. ولی باید بدانیم که اولا: منظور از ولایت مطلقه، و

 

مطلق بودن ولایت این است که «فقیه باید همه احکام اسلام را تبیین کند (نه بعضی و در مورد برخی). ثانیاً: در هنگام تزاحم احکام، فقیه جامع الشرایط باید حکم اهم را اجرا کند» و هرگز به این معنا نیست که

ولی فقیه بدون در نظر گرفتن مصالح و احکام اسلام می تواند حکمی صادر کند و فرامینی مخالف با این امور صادر نماید. نسبت ولایت فقیه با ولایت پیامبر اعظم و ائمه معصوم علیه السلام ولایت از آن خداوند

 

متعال است و خداوند این ولایت را به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم اهل البیت علیهم السلام اعطا فرموده است و در دوران غیبت این ولایت از سوی معصومین(علیهم السلام) به

 

فقهای عادل دارای کفایت اعطا شده است. با این وصف، ولایت فقیه امتداد ولایت امامان معصوم و نبی خاتم صلی الله علیه و آله می باشد. یعنی همان ولایت تشریعی که به نبی خاتم(صلی الله علیه و آله) و

 

امامان معصوم(علیهم السلام) از سوی خداوند اعطا شده است، در دوران غیبت برای فقیه عادل با کفایت ثابت است. (آیت الله هادوی تهرانی) انتصاب ولایت فقیه از آن جایی که ولایت فقیه در عصر غیبت ادامه

ولایت امامان معصوم(علیهم السلام) که ولایت آنها در امتداد ولایت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) است، ولایت فقیه به عنوان ولی و زمامدار منصوب خدا است. به بیان دیگر، ولی فقیه، دارای مقام ولایت و

زمامدار امور جامعه اسلامی می باشد و شارع مقدس او را به این منصب گمارده است. امّا على رغم پذیرش نظریه‏ انتصاب اگر بخواهیم قانونى براى جامعه وضع کنیم که اختصاص به زمان و مکان خاصى نداشته

باشد، راهى جز پذیرش انتخاب مردم، نخواهیم داشت. مطلقه بودن ولایت فقیه یک اصطلاح فقهی است که در مقام بیان گستره فعالیت و وظایف ولی فقیه است و مقید به ولایت فقیه بر دیوانگان و ایتام و بی

سرپرستان نیست براى انتخاب فقیهى که حائز شرایط رهبرى است، دو راه وجود دارد: 1 انتخاب مستقیم. 2. انتخاب غیر مستقیم. حتّى بنابر نظریه‏ انتصاب، مردم نقش محورى در تعیین رهبر دارند، هر چند

مشروعیت حکومت فقیه از سوى شارع مقدّس و امامان معصوم‏(علیهم السلام) است و برخاسته از انتخاب مردم نیست، ولى نقش مردم تنها در کارآمدى نظام و اجراى منویات رهبر خلاصه نمى‏شود، بلکه آنها

هستند که با گزینش «فقیه واجد شرایط» به شیوه‏ مستقیم یا غیر مستقیم مصداق ولىّ امر و زمامدار جامعه را تعیین مى کنند و براى او امکان انجام این وظیفه را فراهم مى‏آورند. تفاوت میان ولایت مطلقه فقیه

با ولایت فقیه با ظهور انقلاب اسلامی «اندیشه سیاسی اسلام»، کانون توجه متفکران و اندیشمندان داخلی و خارجی قرار گرفت. یکی از اصطلاحات مهم فقهی که نقطه ثقل اندیشه سیاسی اسلامی اسلام

واقع شد ولایت فقیه بود. بحث های زیادی درباره معنا، دلائل، وسعت اختیارات و ... آن صورت گرفت. برای درک فرق بین ولایت فقیه با ولایت مطلقه فقیه بیان چند امر ضروری است: الف. معنای ولایت: ولایت در

زبان عربی از ماده «ولِِی» به معنای نزدیکی و قرب است برای لفظ ولایت غیر از این معنا دو معنای: 1. سلطنت و چیرگی 2. رهبری و حکومت ذکر شده است. ولایت فقیه ب. معنای ولایت فقیه: ولایت به معنای

والی بودن، مدیر بودن و اجرا کننده است و اگر گفته می شود: «که فقیه ولایت دارد؛ یعنی از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت، بر عهده فقیه

جامع الشرایط است». (جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 463) البته عده ای در این معنا مفهوم «آقایی»، «ریاست» و «سلطنت» را ادعا کرده اند که بیانگر چیرگی «ولی» بر «مولی علیه» است. حال آنکه

مقصود از آن: «سرپرستی امور «مولی علیه» و اداره شئون او است که نوعی خدمت به «مولی علیه» است». (هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 65) ج. معنای مطلقه بودن ولایت فقیه: در فقه؛ ولایت

بر عده ای ثابت شده است مانند ولایت پدر و جد پدری بر فرزند کوچک (غیر رشید) یا دیوانه و یا کم عقل، در این موارد امور فرزند (دختر یا پسر) بر عهده پدرش یا جد پدری او است، که پدر و جد پدری با توجه به

مصلحت فرزند امور او را اداره می کنند. همچنین ولایت وکیل بر موکل تا زمانی که موکل زنده باشد. موارد دیگری نیز ثابت است که در کتاب های فقهی ذکر شده است. پس اصل ولایت بر دیگران از ضروریات فقه

اسلام است یکی از این ولایت ها، ولایت فقیه است. ولی بحث در این است که ولایت فقیه از باب ولایت پدر و جد پدری است یا از نوع ولایت به معنای سرپرستی و اداره شئون جامعه است؟ آن چه مسلم است

این است که همه فقیهان در اصل ثبوت ولایت فقیه اتفاق نظر دارند و اختلاف آنها در سعه و ضیق اختیارات ولی فقیه است که اگر اختیارات او را از نوع ولایت به معنای اداره امور جامعه بگیریم به همان معنای

ولایت مطلقه می رسیم. ولایت مطلقه فقیه یک اصطلاح فقهی است که به حوزه اعمال ولایت و کسانی که تحت ولایت قرار دارند نظر دارد و محدودیت در این زمینه را انکار می کند. به عبارت دیگر این اصطلاح

بیان می کند که، دامنه ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و ... نیست بلکه نسبت به همه افراد و همه احکام و مطلق است. مرحوم امام خمینی(ره) در این باره می فرمود: هر آنچه برای

پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ عین همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها که از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت نیست.

على رغم پذیرش نظریه‏ انتصاب اگر بخواهیم قانونى براى جامعه وضع کنیم که اختصاص به زمان و مکان خاصى نداشته باشد، راهى جز پذیرش انتخاب مردم، نخواهیم داشت مرحوم شیخ انصاری در مناصب فقیه

جامع الشرایط می گوید: «مناصب فقیه جامع الشرایط عبارت است از: 1. فتوا 2. حکومت (قضاوت) 3. ولایت تصرف در اموال و انفس» و در ادامه می فرماید: «بله هر امری که مردم در آن به رئیسشان رجوع می

کنند، به مقتضای این که فقها اولی الامر هستند، بعید نیست که در این امور قائل به رجوع به فقیه شویم». بله بعضی از فقهاء این وسعت اختیارات را برای فقیه قبول ندارند و فقط دو منصب فتوا و قضاوت را ثابت

می دانند. با این بیان روشن شد که مطلقه بودن ولایت فقیه یک اصطلاح فقهی است که در مقام بیان گستره فعالیت و وظایف ولی فقیه است و مقید به ولایت فقیه بر دیوانگان و ایتام و بی سرپرستان نیست.

تذکر مهم: عده ای متاسفانه از مفهوم ولایت مطلقه فقیه برداشت نامناسبی کرده اند و آن را هم ردیف «حکومت مطلقه» و یا «آزادی مطلقه فقیه» دانسته اند. ولی با بیان قبل روشن شد که اولا: منظور از ولایت

مطلقه، و مطلق بودن ولایت این است که «فقیه باید همه احکام اسلام را تبیین کند (نه بعضی و در مورد برخی). ثانیاً: در هنگام تزاحم احکام، فقیه جامع الشرایط باید حکم اهم را اجرا کند» و هرگز به این معنا

نیست که ولی فقیه بدون در نظر گرفتن مصالح و احکام اسلام می تواند حکمی صادر کند و فرامینی مخالف با این امور صادر نماید.

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/10/14:: 4:15 عصر     |     () نظر

زمانی که جریان فتنه در روز قدس و 13 آبان سال 88 بر شعار "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" ضربدر کشید و اقدام به سردادن شعارهای انحرافی کرد، تا هتک حرمت بزرگترین مقدسات مردم ایران خیلی طول نکشید. فتنه گران با هتاکی به امام راحل در 16 آذر قلب ملت ایران را به درد آورد اما وقتی کار به جسارت به خیمه ابا عبدالله(ع) و هتاکی به روز مقدس عاشورا کشید، دیگر صبر ملت لبریز و شد آنچه شد.

به گزارش مشرق؛ با آغاز ماه محرم، در حالی که التهاب ناشی از اهانت به تصویر امام در مراسم 16 آذر هواداران موسوی، هنوز فروکش نکرده بود، ماهواره‌ها و سایت‌های اینترنتی حامی موسوی تاسوعا و عاشورا را هدف جدید جریان سبز معرفی کردند. تبلیغات گسترده در این باره اما سبب نشد تا در تاسوعا جمعیتی بیش از 500 نفر در خیابان انقلاب جمع شوند و شعارهای انحرافی بدهند.

تصاویر و شعارها و...برخورد سنگین نیروی انتظامی با این افراد در روز تاسوعا سبب شد تا برخی نهادهای مسئول پیش‌بینی کنند، روز عاشورا مشکل حاد امنیتی وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر برگزاری مراسم روز عاشورا در تکیه ها، حسینیه‌ها و مساجد سبب شد تا از ساعات اولیه صبح روز 4 دی ماه 1388، جماعت طرفداران موسوی در خیابان‌های مرکزی تهران، دست به اغتشاش و حرمت شکنی بزنند.


این افراد که به صورت سازماندهی شده بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دسته‌جات عزاداری، نمادهای سبز را حمل می‌کردند، به صورت سازماندهی شده از خیابان‌های اسکندری به سوی تقاطع خیابان توحید، میدان فردوسی به سمت میدان انقلاب، میدان امام حسین(ع)، پل چوبی، خیابان حافظ به سمت چهارراه کالج و چهارراه ولی‌عصر حرکت کردند و با اخلال در عبور و مرور عزاداران و مردمی که در تردد به سمت مجالس عزاداری بودند، شعارهای انحرافی سردادند.

طرفداران موسوی شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «یا حسین میرحسین» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را در حالی که دست‌های خود را بالای سر گرفته و سوت و کف می‌زدند، تکرار می‌کردند. این افراد که به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند، پس از هر درگیری با نیروهای انتظامی و متفرق شدن، به خیابان‌های فرعی هجوم می‌آوردند و به تخریب اموال عمومی بویژه شکستن شیشه‌ها می‌پرداختند.

آشوبگران در تقاطع اسکندری- آزادی با کندن میله‌های خطوط ویژه اتوبوس‌های تندرو و قرار دادن آن‌ها در وسط خیابان تلاش کردند تردد مردم را مختل کنند. این افراد هر خودرویی را که گمان می‌کردند ارتباطی با نیروهای انتظامی و یا مردم مسلمان و عزادار دارد، با سنگ مورد حمله قرار می‌دادند.

اغتشاشگران در تقاطع کریمخان- حافظ 2 خودروی پلیس را آتش زدند. این افراد همچنین در مسیرهای اصلی مانند خیابان انقلاب و خیابان کریمخان اقدام به آتش زدن سطل‌های زباله و قرار دادن آن‌ها در وسط خیابان کردند، به طوری که دود ناشی از این اقدام برخی خیابان‌ها را فراگرفت.

در میدان ولی عصر نیز اغتشاشگران با آتش زدن کیوسک نیروی انتظامی و یک خودروی پلیس به پایکوبی مشغول شدند. در حاشیه میدان ولی‌عصر(عج) تهران پرچم‌های مقدس یا زهرا(س) و یا حسین(ع) توسط حامیان موسوی پاره و به آتش کشیده شد.

حضور عزاداران حسینی

البته با انتشار خبر هتک حرمت روز عاشورا در هیأت‌های مذهبی و مساجد، عزاداران حسینی به خیابانهای مرکزی تهران گسیل شدند و یبزهای ضددین را از خیابان ها فراری دادند.

در واقع شب شام غریبان درحالی که یاران باقی مانده در ویرانه‌های دشت کربلا اشک درچشمانشان حلقه زده بودو می گریستند، یاران امام راحل(ره) نیز از هتک حرمت به ائمه و دسته عزاداری سالار شهیدان، خون می گریستند و این بی‌احترامی مزید علتی بر اندوه جانگدازآنان شده بود.

به این دلیل بی حرمتی به عاشورا، حادثه ای معمولی نبود که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت.
پیش از آن نیز به عکس امام راحل(ره) توهین شده بود و سراسر کشورازاین جسارت به خروش آمده بود، اما حریم نگه‌نداشتن عاشورا آتشی بود بر باروتی که طی 8 ماه دروجود مردم علاقه مند نظام و انقلاب متراکم شده بود.

نتیجه این انفجار خیره کننده، حماسه 9 دی بود؛ حماسه ای که فقط 3 روز پس از جسارت به عاشورا و عزای اباعبدالله سراسر ایران را فرا گرفت و یک باردیگر نشان داد که مردم ایران اسلامی فارغ از دسته بندی های سیاسی و مشکلات و کاستی ها، اما درپایبندی به اسلام، انقلاب و ولایت فقیه با هیچ کسی تعارف ندارند.

مردم با بصیرت و انقلابی کشورمان در حرکتی خودجوش با پخش اعلامیه هایی مبنی بر راهپیمایی در روز 9دی جهت اعلام برائت از فتنه گران و حمایت از رهبری و آرمان های انقلاب و اسلام دست به تظاهراتی با شکوه و به یادماندنی زدند. در این روز بود که قریب به اتفاق تحلیلگران سیاسی و سران کشورهای غربی و فتنه گران شوکه شدند. آنان هرگز تصور نمی کردند که 9 دی روز تشییع جنازه فتنه باشد.

در پایتخت به عنوان نماد کشور در دنیا، از صبح روز راهپیمایی میلیون ها نفر به خیابان ها ریختند و علیه فتنه و عوامل داخلی و خارجی آنان و هتاکان مقدسات عزیز ملت ایران شعار و هشدار دادند.


در روز 9 دی 88 چه گذشت؟ +تصاویر
 
تظاهرات عظیم ملت ایران برای محکومیت حرمت‌شکنی در عاشورای حسینی در حالی روز 9 دی 88 بود که 17 استان این مراسم را یک روز زودتر برگزار کردند.

مردم استان‌های خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی، همدان، خوزستان، کرمانشاه، ایلام، چهارمحال و بختیاری، سیستان و بلوچستان، مرکزی، سمنان، گلستان، گیلان، لرستان و مازندران با حضور حماسی خود از اهانت‌کنندگان به باورهای اسلامی ابراز انزجار کردند. راهپیمایان با سردادن شعارهای مرگ برمنافق، مرگ بر امریکا، مرگ بر انگلیس، حسین حسین شعارماست شهادت افتخار ماست، خشم و انزجار خود را از هتاکان به حریم اباعبدالله الحسین‌(ع) در روز عاشورا اعلام و از اصل ولایت فقیه حمایت کردند.

جمعیت راهپیمایی بزرگ عاشورائیان در این دو روز بیش از 40 میلیون نفر تخمین زده شده؛ و این یعنی حماسه.

در روز 9 دی 88 چه گذشت؟ +تصاویر

اما روز چهارشنبه نهم دی ماه حماسه بی سابقه و پرشکوهی رقم خورد که خواب را از چشم گستاخان فتنه گر گرفت و همچون پتکی مرگبار، بر سر فتنه فرود آمد و آن را ضربه مغزی کرد. همه مردم به عشق ولایت فقیه و رهبری بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی و حزبی در حماسه با شکوه 9 دی شرکت کرده بودند.

مردم مسلمان ایران در تظاهرات 9 دی88 با حضور چشمگیرخود،بصیرت و هوشیاری ملت مسلمان را به رخ جهانیان نشان دادند به طوری که این حضور پرشور برای همیشه به عنوان حماسه ای ماندگار در تاریخ ایران به ثبت رسید.

مردم انقلابی کشورمان با شعارهایی نظیر «اینهمه لشکرآمده،به عشق رهبرآمده»،«مرگ بر ضد ولایت فقیه»،«خامنه ای خمینی دیگر است،ولایتش ولایت حیدر است»،«سبز فقط سبز علی،لعنت به سبز موسوی»،«وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد،ارتش عالم نتواند که جوابم دهد»،این حماسه پرشور را تاریخی کردند.

قالب شعارهای مردم در این راهپیمایی ها، شعار علیه موسوی و کروبی و ذکر ویاد ابی عبدالله الحسین علیه السلام است. تظاهرات کنندگان شعار می دهند: " کروبی بی سواد، عامل دست موساد" ،"سران فتنه سبز اعدام باید گردند"، "خواص بی بصیرت خجالت خجالت"، "مرگ بر منافق"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، "خون حسین می جوشد، بسیجی می خروشد"، "موسوی کروبی مرگ به نیرنگتان، خون جوانان ما می چکد از چنگتان"، "موسوی کروبی این آخرین هشدار است"، " سفارت موسوی تعطیل باید گردد، سفیر روباه پیر اخراج بایید گردد"، " بی بی سی ساکت باش"، لانه روباه پیر تسخیر باید گردد" ، " مرگ بر انگلیس"، "بی بی سی بی حیا،دوربین را بردار بیا".



در روز 9 دی 88 چه گذشت؟ +تصاویر

برخی دیگر از شعارها به شرح زیر است:

لعن علی عدوک یا حسین – کروبی، خاتمی و میرحسین
دیکتاتور واقعی – موسوی و خاتمی
آشوبگر بی‌غیرت – خجالت خجالت
دانشجوی با غیرت، بصیرت بصیرت
ما اهل کوفه نیستیم- جون می‌دیم و می‌ایستیم
فتنه‌گر عاشورا – اعدام باید گردد
موسوی، خاتمی – این آخرین پیام است
سلم لمن سالمکم خامنه‌ای – حرب لمن حاربکم خامنه‌ای
سیدعلی لب تر کند – غسل شهادت می‌کنیم
خامنه‌ای کوثر است – دشمن او ابتر است
لبیک یا خامنه‌ای – لبیک یا حسین است
سبز فقط سبز علی – لعنت به سبز اموی
گوگوش شده حامی‌ات – جنبش اشرافیت
شیمون پرز حامی‌ات، جنبش اشرافیت
سران فتنه سبز محکوم باید گردند
خط سبز اموی، پیرو مسعود رجوی
وهابیت حامی‌ات، جنبش اشرافیت
پهلوی شد حامی‌ات، جنبش اشرافیت
باراک شده حامی‌ات، جنبش اشرافیت
یک دریا خون پشت سر نظامه، پیرهن عثمان مهلتش تمامه
یاحسین – امان از میرحسین
فتنه‌گر عاشورا – اعدام باید گردد
آشوبگر غارتگر اعدام باید گردد
محرم ماه خون است، فتنه‌گر سرنگون است
حی علی خیرالعمل، حرف بسه عمل عمل
حیدری‌ام، حیدری‌ام، سرباز سیدعلی‌ام
میرحسین شعارشون، خیانت افتخارشون
خاتمی، موسوی! این آخرین پیام است – دانشجوی مسلمان آماده قیام است
سبز سیاه اموی – پیرو خط رجوی
منافق واقعی – موسوی و کروبی
مگر امت بمیرد – علی تنها بماند
نوکیسه‌های بی‌ریشه، مشروطه تکرار نمی‌شه
خواص بی‌بصیرت، خجالت خجالت
ای مرجع قضایی، اقدام انقلابی
خواص بی‌ولایت، خجالت، خجالت
سبز فقط سبز علی ننگ به سبز مخملی
سه دشمن خونخوار راه حسین – صدام حسین، باراک حسین، میرحسین
تاکی بود مدارا – با رنگ سبز ریا
سفارت انگلیس، لانه جاسوسیه
موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک
این همه لشگر آمده – به عشق رهبر آمده
مزدور آمریکایی ، ما اومدیم کجایی
رأی ما تو توهمش گم شده – شهرک غرب همه چیزش شده
پیر شده، کور شده – فکر می‌کنه رئیس جمهور شده
سی سال توی جبهه‌ها – بسیجی‌ها رو زدن – صدام حسین نتونست – با میرحسین اومدن

جمعیت پرشور شعاردهنده تا حدی بود که از نخستین ساعات بعدازظهر 9دی 88 مسیرهای منتهی به میدان انقلاب همچنین خود میدان انقلاب مملو از جمعیت شده بودو تردد راهپیمایان را به سختی میسر می ساخت. میلیون ها عاشق ابا عبدالله الحسین(ع) با تجمع در مسیرهای اعلام شده و خیابان های منتهی به مسیرها ضمن تجدید پیمان با رهبر انقلاب،مرگ فتنه گران و بدخواهان نظام و همچنین بصیرت برای خواص را فریادزدند.


ملت ایران در حماسه 9 دی نشان داد که همچون سپری پولادی از آرمان های انقلاب و اعتقادات خود دفاع می کند. حماسه با شکوه 9 دی نشانه اقتدار و ایستادگی مردم در برابر دشمنان بود و این حماسه تاریخی توانست نسل جدید را با حوادث دفاع مقدس و انقلاب آشنا سازد.

غفلت برخی افراد و همچنین زخم خوردگی از انقلاب اسلامی موجب هتک حرمت به ساحت مقدس روز عاشورا و اصل ولایت فقیه و بی احترامی به قداست انقلاب شد.

مردم عاشورایی در حماسه 9 دی سال 88 به دنبال پرچم ولایت فقیه حرکت کردند و نشان دادند که تا پای جان برای محقق شدن اهداف اسلامی می ایستند.

در واقع در نهم دی سال 88 یک یوم الله دیگر به یوم‌الله‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اضافه کرد.

با توجه به اهمیت این روز بزرگ و بر اساس فرمایشات رهبرمعظم انقلاب باید این روز به گونه ای تجلیل شود که در تاریخ ایران به عنوان برگ زرینی از هوشیاری مردم ایران به ثبت برسد وآنگونه که در شان مردم است باید زمینه تجلیل از آنان فراهم شود.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/10/11:: 11:30 صبح     |     () نظر

 نواندیش لیبرال دموکراتهای غربزده در پی تلقیح خیانتهای اصحاب فتنه88

فتنه سبز، انتخابات گلشن: آیا #اصحاب فتنه #که این روزها دم از ایران و نظام و مردم می‌زنند می‌توانند

حضور پی‌درپی مسئولان عالی‌رتبه صهیونیست، سرویس‌های اطلاعاتی «سیا» #و MI6 انگلیس #در ایران

را که به دعوت آنها و برای آموزش فتنه‌گران به کشور آمده بودند، انکار کنند؟! به گزارش پایگاه اطلاع رسانی

گلشن، به نقل از خبرگزاری فارس، #حسین شریعتمداری#، طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

شخصی را حکایت کرده‌اند که با عصبانیت و به گلایه می‌گفت؛ این همسایه‌های ما، آدم‌های عجیب

و غریبی هستند؛ هر وقت چیزی را گم می‌کنند و یا از منزل آنان چیزی دزدیده می‌شود، انگشت اتهام

ریگی و رجوی

را به‌سوی من دراز می‌کنند و سراغ اشیاء و اجناس به سرقت رفته خود را در خانه ما می‌گیرند! به او گفتند؛

چاره کار آسان است. این دفعه اگر تو را متهم کردند، به آنها اجازه بده که خانه‌ات را بگردند تا مطمئن شوند

که دزد نیستی و دیگر تو را متهم نکنند و طرف گفت؛ این کار را کرده‌ام ولی از شانس بد، هر وقت برای جستجو

به خانه‌ام آمده‌اند، چیزی را که گم کرده بودند در خانه من یافته‌اند! بعد از انتخاب آقای دکتر روحانی به ریاست

جمهوری اسلامی ایران و تاکید چند باره ایشان که وامدار هیچ حزب و گروهی نیست و خود را رئیس جمهور

همه ملت می‌داند، دو رخداد به طور همزمان اتفاق افتاد. از یکسو مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه آمریکایی-



اسرائیلی 88 که با رأی حداکثر 7 درصدی خود قصد مصادره آراء رئیس جمهور منتخب را داشتند، در اجرای

پروژه‌ای که علیه ایشان تدارک دیده بودند با دشواری غیرمنتظره‌ای روبرو شدند و از سوی دیگر، مواضع

رسما اعلام‌شده آقای روحانی، مخصوصا تاکید ایشان بر آموزه‌های اسلامی و انقلابی که با مواضع

ضد انقلابی اصحاب فتنه تفاوت یکصد و هشتاد درجه‌ای داشت، برخی از تردیدهای اولیه در باره احتمال

گرایش رئیس جمهور منتخب به جریان بدنام مورد اشاره را برطرف کرد و نشان داد که ایشان برخلاف انتظار

اصحاب فتنه در پی خدمت به اسلام و انقلاب و نظام است. در پی این دو رخداد بود که اصحاب فتنه 88

تعدادی از وزارتخانه‌های حساس و کلیدی را به عنوان سهم خود از کابینه دکتر روحانی نشانه رفتند و

شماری از اصحاب نشان‌دار فتنه را برای تصدی وزارتخانه‌های مورد اشاره نامزد کرده و تلاش گسترده‌ای

را به منظور سرپوش گذاشتن بر خیانت آنان آغاز کردند. اینجا بود که کیهان با توجه به شناخت و اشراف

خود بر جریان فتنه و اسنادی که از خیانت آنان در اختیار داشت، اطلاع‌رسانی درباره این جریان آمریکایی-

اسرائیلی را وظیفه خود دید و طی چند یادداشت و گزارش مستند از چهره واقعی آنان پرده برداشت.

افشاگری‌های مستند کیهان همانگونه که انتظار می‌رفت به جای روبرو شدن با پاسخ‌های منطقی

و مستدل اصحاب فتنه، با انبوهی از فحاشی و ناسزاگویی سازماندهی شده فتنه‌گران داخلی و

حامیان بیرونی آنها روبرو شد. نکته درخور توجه این که در میان حجم انبوه و گسترده ناسزاهایی که

اصحاب فتنه و حامیان بیرونی آنها حواله کیهان کرده و می‌کنند حتی یک نمونه- تاکید می‌شود حتی

یک نمونه- نمی‌توان یافت که در آن دلیل، سند و یا شاهد و قرینه‌ای برای انکار اسناد مورد اشاره و استناد

کیهان ارائه کرده باشند. چرا؟! پاسخ روشن‌تر و گویاتر از آن است که نیازی به استدلال‌های پیچیده داشته

باشد. سران و عوامل فتنه 88 با اعتماد به مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس که مدیریت فتنه را برعهده داشتند

و با اطمینان از حجم انبوه امکانات مالی، تبلیغاتی و تدارکاتی که تحت مدیریت این مثلث به میدان آورده

شده بود، براندازی جمهوری اسلامی ایران را قطعی و کار نظام را تمام شده تلقی می‌کردند و از این روی،

پرده نفاق را کنار زده و آشکارا به صحنه آمده بودند، دقیقا به همین علت، اسناد فراوان و غیرقابل انکاری از

وطن‌فروشی و خیانت خویش باقی گذارده‌اند و امروزه همین اسناد آشکار و از پرده برون افتاده است که ب

ه آنها اجازه نمی‌دهد هویت واقعی خود را پنهان کنند. آیا اصحاب فتنه و سران و عوامل آن می‌توانند دستکم

دو بار ملاقات پنهان با جرج سوروس صهیونیست و یکی از سردمداران تابلودار کودتاهای مخملی را انکار کنند؟

و یا چگونه می‌توانند اجرای بی کم‌و‌کاست فرمول کودتای مخملی را که از بیرون به آنان دیکته شده بود،

از نگاه تیزبین مردم پنهان بدارند؟! کیهان در جریان فتنه 88 تمامی مراحل آن، از جمله، تشکیل کمیته صیانت

از آرا، انتخاب رنگ، ادعای تقلب در انتخابات و آشوب‌های خیابانی، پیشنهاد رفراندوم و... را از قبل پیش‌بینی

و اعلام کرده بود، حتی چند روز قبل از انتخابات 22 خرداد 88 تیتر اول خود را به این هشدار اختصاص داده

و نوشته بود «آخرین پرده سناریوی افراطیون، آشوب پس از شکست» است. آیا تمامی این مراحل بدون

کم‌و‌کاست اتفاق نیفتاد؟! کیهان که غیب‌گو نبوده و نیست، پس چگونه توانسه بود تمامی مراحل یاد شده

را از قبل پیش‌بینی کند؟! پاسخ آن است که اصحاب فتنه 88 دقیقا مطابق فرمول کودتاهای مخملی که

از قبل به آنان دیکته شده بود عمل می‌کردند و در نهایت، خود را پیروز ماجرا تلقی می‌کردند. آیا اصحاب فتنه

که این روزها دم از ایران و نظام و مردم می‌زنند می‌توانند حضور پی‌درپی مسئولان عالی‌رتبه- تاکید می‌شود

مسئولان عالی‌رتبه و نه ماموران عادی- صهیونیست، سرویس‌های اطلاعاتی «سیا» و MI6 انگلیس در ایران

را که به دعوت آنها و برای آموزش فتنه‌گران به کشور آمده بودند، انکار کنند؟! آیا «جان کین» مسئول برجسته

سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس و رئیس مرکز مطالعات دموکراسی لندن-CSD- دو بار با دعوت شما به ایران

نیامده و برای اصحاب فتنه کارگاه آموزشی دایر نکرده بود؟! آیا ریچارد رورتی، مامور برجسته CIA به دعوت

سران فتنه وارد ایران نشده و پروژه موسوم به «ائتلاف سفید» یعنی ائتلاف همه گروه‌های مخالف نظام زیر

یک تابلوی واحد را پیشنهاد نکرده بود؟ درباره حضور «تیموتی گارتن اش» از رهبران صهیونیست کودتاهای

مخملی و تشکیل چندین نشست آموزشی برای مدعیان اصلاحات و مخصوصا حزب مشارکت چه می‌فرمائید؟!

آیا «مایکل ایگناتیف» رهبر لیبرال‌های پارلمان کانادا و عضو وابسته به CIA برای آموزش و ارائه راهبردهای انتخاباتی

میهمان فتنه‌گران نبود؟ آیا حضور «یورگن هابرماس» و ملاقات‌های وی با عوامل فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88

 

را انکار می‌کنید؟! درباره حضور «آدام میچنیک» رهبر کودتای مخملی لهستان، «آگنش هلر» صهیونیست و رهبر

کودتای مخملی مجارستان، «الکساندر اسمولار» رهبر جنبش همبستگی لهستان و مامور رسمی CIA چه ن

ظری دارید؟ آیا دعوت از آنها و برپایی نشست‌های آموزشی با آنان قبل از انتخابات 88 را می‌توانید انکار کنید؟!

مگر «جان هیک» تئوریسین انگلیسی برای پیشبرد پروژه کودتای مخملی به ایران نیامده و با سران و عوامل

فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 جلسات پی‌درپی نداشته است؟! «فرح کریمی» عضو شاخه نظامی

گروهک منافقین که بعدها به تابعیت هلند و عضویت حزب صهیونیستی سبزها درآمد، برای مشاوره

درباره کودتای مخملی به ایران نیامده و با اصحاب فتنه ملاقات‌های مفصل نداشته است؟! درباره حضور هاله

اسفندیاری مدیر مرکز خاورمیانه‌ای بنیاد وودرو ویلسون و همسر شائول بخاش- عضو کمیته بیکر کاخ سفید-

و تابع رژیم صهیونیستی، کیان تاجبخش نماینده رسمی بنیاد سوروس، رامین جهانبگلو از عوامل CIA و کارشناس

 

کودتاهای مخملی و جلساتی که با اصحاب فتنه داشته‌اند چه می‌فرمائید؟! و... راستی مگر نه اینکه، تعداد فراوانی

از همکاران و همراهان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 هم اکنون به آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای اروپایی پناهنده شده

و امروزه آشکارا از اهداف براندازانه فتنه 88 سخن نمی‌گویند؟! آیا آقای حسین بشیریه که مدعیان اصلاحات از او با عنوان

تئوریسین برجسته یاد می‌کنند عضو رسمی بنیاد NED سرویس اطلاعاتی CIA نبوده و هم اکنون رسما به آمریکا

پناهنده نشده است؟ درباره عطاءالله مهاجرانی- وزیر ارشاد اصلاحات- علی‌اصغر رمضان‌پور معاون فرهنگی

آقای مسجدجامعی، مزروعی، کدیور و... که امروزه تمامی آنها در خدمت سرویس‌های اطلاعاتی اروپا، آمریکا و

اسرائیل هستند چه نظری دارید؟! و... آنچه به آن اشاره رفت، فقط مشتی از خروارها و اندکی از بسیارهاست ک

ه کمترین تردیدی درباره وطن‌فروشی اصحاب و عوامل فتنه باقی نمی‌گذارد. اکنون سؤال این است که آیا فتنه‌گرانی

با هویت‌های یاد شده و ماهیت‌های از پرده برون افتاده می‌توانند در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران اسلامی صاحب

نقش و مسئولیت باشند؟! آیا هنوز هم شبکه عنکبوتی و مشترک اصحاب فتنه و مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس می‌توانند

به کیهان اعتراض کنند که چرا جماعت یاد شده را وطن‌فروش و ستون پنجم دشمنان بیرونی معرفی می‌کند؟!...

و در این باره گفتنی‌های فراوان و مستند دیگری نیز هست.

جمع آوری و تحقیق و ندوین:#کیوان گیتی نژاد-حیدری


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/9/7:: 2:31 عصر     |     () نظر

‌مبانی متشکله ولایت مداری و ولایت شناسی

 ولایت‌ مطلقه

‌معانی‌ ولایت‌ (تکوینی، تشریعی، مطلقه)

ولایت‌ به‌ ولایت‌ تکوینی‌ و تشریعی‌ تقسیم‌ می‌شود. ولایت‌ تکوینی‌ به‌ معنای‌ تصرف‌ در موجودات‌ و امورتکوینی‌ است. روشن‌ است‌ چنین‌ ولایتی‌ از آنِ‌ خداست.

پاوست‌ که‌ همه‌ موجودات، تحت‌ اراده‌ و قدرتش‌ قراردارند. اصل‌ پیدایش، تغییرات‌ و بقای‌ همه‌ موجودات‌ به‌ دست‌ خداست؛ از این‌ رو او ولایت‌ تکوینی‌ بر همه‌ چیز دارد. خدای‌ متعال‌ مرتبه‌ای‌ از این‌ ولایت‌ را به‌ برخی‌ از بندگانش‌ اعطا می‌کند. معجزات‌ و کرامات‌ انبیا و اولیا(ع) از آثار همین‌ ولایت‌ تکوینی‌ است. آنچه‌ در ولایت‌ فقیه‌ مطرح‌ است، ولایت‌ تکوینی‌ نیست.

ولایت‌ تشریعی‌ یعنی‌ اینکه‌ تشریع‌ و امر و نهی‌ و فرمان‌ دادن‌ در اختیار کسی‌ باشد. اگر می‌گوییم‌ خدا ربوبیت‌ تشریعی‌ دارد، یعنی‌ اوست‌ که‌ فرمان‌ می‌دهد که‌ چه‌ بکنید، چه‌ نکنید و امثال‌ اینها. پیامبر و امام‌ هم‌ حق‌ دارند به‌ اذن‌ الهی‌ به‌ مردم‌ امر و نهی‌ کنند. درباره‌ فقیه‌ نیز به‌ همین‌ منوال‌ است. اگر برای‌ فقیه‌ ولایت‌ قائل‌ هستیم، مقصودمان‌ ولایت‌ تشریعی‌ اوست، یعنی‌ او می‌تواند و شرعاً‌ حق‌ دارد به‌ مردم‌ امر و نهی‌ کند.

امام‌ خمینی معتقد بودند تمام‌ اختیاراتی‌ که‌ ولی‌ معصوم‌ داراست، ولی‌ فقیه‌ نیز همان‌ اختیارات‌ را دارد. مگر اینکه‌ چیزی‌ استثنا شده‌باشد. امام‌ فرموده‌اند: «اصل‌ این‌ است‌ که‌ فقیه‌ دارای‌ شرایط‌ حاکمیت‌  و در عصر غیبت‌  همان‌ اختیارات‌ وسیع‌ معصوم‌ را داشته‌ باشد، مگر آنکه‌ دلیل‌ خاصی‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ فلان‌ امر از اختصاصات‌ ولی‌ معصوم‌ است.»

از جمله‌ جهاد ابتدایی‌ که‌ مشهور بین‌ فقها این‌ است‌ که‌ از اختصاصات‌ ولی‌ معصوم‌ می‌باشد.

 

از چنین‌ ولایتی‌ در باب‌ اختیارات‌ ولی‌ فقیه‌ به‌ «ولایت‌ مطلقه» تعبیر می‌کنند. معنای‌ ولایت‌ مطلقه‌ این‌ نیست‌ که‌ فقیه‌ مجاز است‌ هر کاری‌ خواست، بکند تا موجب‌ شود برخی‌  برای‌ خدشه‌ به‌ این‌ نظریه‌  بگویند: طبق‌ «ولایت‌ مطلقه» فقیه‌ می‌تواند توحید یا یکی‌ از اصول‌ و ضروریات‌ دین‌ را انکار یا متوقف‌ نماید! تشریع‌ ولایت‌ فقیه‌ برای‌ حفظ‌ اسلام‌ است.

 اگر فقیه‌ مجاز به‌ انکار اصول‌ دین‌ باشد، چه‌ چیز برای‌ دین‌ باقی‌ می‌ماند، تا او وظیفه‌ حفظ‌ و نگهبانی‌ آن‌ را داشته‌ باشد؟! قید «مطلقه» در مقابل‌ نظر کسانی‌ است‌ که‌ معتقدند فقیه‌ فقط‌ در موارد ضروری‌ حق‌ تصرف‌ و دخالت‌ دارد. پس‌ اگر برای‌ زیباسازی‌ شهر نیاز به‌ تخریب‌ خانه‌ای‌ باشد  چون‌ چنین‌ چیزی‌ ضروری‌ نیست‌  فقیه‌ نمی‌تواند دستور تخریب‌ آن‌ را صادر کند. این‌ فقها به‌ ولایت‌ مقید  نه‌ مطلق‌  معتقدند، برخلاف‌ معتقدان‌ به‌ ولایت‌ مطلقه‌ فقیه، که‌ تمامی‌ موارد نیاز جامعة‌ اسلامی‌ را -- چه‌ اضطراری‌ و چه‌ غیر اضطراری‌  در قلمرو تصرفات‌ شرعی‌ فقیه‌ می‌دانند.

سؤ‌ال‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ چگونه‌ حق‌ ولایت‌ و حاکمیت‌ در عصر غیبت‌ برای‌ فقیه‌ اثبات‌ می‌شود؟

می‌دانیم‌ امامان‌ معصوم(ع)  بجز حضرت‌ علی(ع)  حکومت‌ ظاهری‌ نداشتند، یعنی‌ حاکمیت‌ الهی‌ و مشروع‌ آنان‌ تحقق‌ عینی‌ نیافت.

از سوی‌ دیگر در زمانهایی‌ که‌ امامان‌ حاکمیت‌ ظاهری‌ نداشتند، شیعیان‌ در موارد متعددی‌ نیازمند آن‌ می‌شدند که‌ به‌ کارگزاران‌ حکومتی‌ مراجعه‌ کنند. فرض‌ کنید دو نفر مؤ‌من‌ بر سر ملکی‌ اختلاف‌ داشتند و چاره‌ای‌ جز مراجعه‌ به‌ قاضی‌ نبود. از دیگر سو می‌دانیم‌ در فرهنگ‌ شیعی‌ هر حاکمی‌ که‌ حاکمیتش‌ به‌ نحوی‌ به‌ نصب‌ الهی‌ منتهی‌ نشود، حاکم‌ غیرشرعی‌ و به‌ اصطلاح‌ طاغوت‌ خواهد بود. در زمان‌ حضور امام، خلفایی‌ که‌ با کنار زدن‌ امام‌ معصوم، بر اریکة‌ قدرت‌ تکیه‌ زده‌ بودند، «طاغوت» به‌ شمار می‌آمدند. مراجعه‌ به‌ حکام‌ طاغوت‌ ممنوع‌ است، چون‌ قرآن‌ تصریح‌ می‌کند: «یریدون‌ ان‌ یتحاکموا الی‌الطاغوت‌ و قد امروا ان‌ یکفروا به؛ می‌خواهند برای‌ داوری‌ نزد طاغوت‌ و حکام‌ باطل‌ بروند؟! در حالی‌ که‌ امر شده‌اند به‌ طاغوت‌ کافر باشند.»

پس‌ وظیفه‌ مردم‌ مؤ‌من‌ در آن‌ وضع‌ چه‌ بود؟

 

خود معصومین(ع) راهکار مناسبی‌ در اختیار شیعیان‌ گذاشته‌ بودند و آن‌ اینکه‌ در مواردی‌ که‌ محتاج‌ به‌ مراجعه‌ به‌ حاکم‌ هستید و حاکم‌ رسمی‌ جامعه‌ حاکمی‌ غیرشرعی‌ است، به‌ کسانی‌ مراجعه‌ کنید که‌ عارف‌ به‌ حلال‌ و حرام‌ باشند. و در صورت‌ مراجعه‌ به‌ چنین‌ شخصی‌ حق‌ ندارید از حکم‌ و داوری‌ او سرپیچی‌ کنید این‌ کار رد‌ امام‌ معصوم‌ است‌ و رد‌ امام‌ معصوم‌ در حد‌ شرک‌ به‌ خداست. به‌ مقبوله‌ «عمربن‌ حنظله» بنگرید که‌ در آن‌ از امام‌ صادق(ع) نقل‌ شده‌است: «من‌ کان‌ منکم‌ قدر روی‌ حدیثنا و نظر فی‌ حلالنا و حرامنا و عرف‌ احکامنا فلیرضوا به‌ حکماً‌ فانی‌ قد جعلته‌ علیکم‌ حاکماً‌ فاذا حکم‌ بحکمنا فلم‌ یقبله‌ منه‌ فانما استخف‌ بحکم‌الله‌ و علینا رد‌ و الر‌اد علینا کالراد علی‌الله‌ و هو علی‌ حد الشرک‌ بالله»

«فقیه» در اصطلاح‌ امروز همان‌ شخصی‌ است‌ که‌ در روایات‌ با تعبیر «عارف‌ به‌ حلال‌ و حرام» و امثال‌ آن‌ معرفی‌ شده‌ است.

با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوق‌ می‌توان‌ بر ولایت‌ فقیه‌ در زمان‌ غیبت‌ چنین‌ استدلال‌ آورد که: اگر در زمان‌ حضور معصوم، در صورت‌ دسترسی‌ نداشتن‌ به‌ معصوم‌ و حاکمیت‌ نداشتن‌ او وظیفه‌ مردم‌ مراجعه‌ به‌ فقیهان‌ جامع‌الشرایط‌ است، در زمانی‌ که‌ اصلاً‌ معصوم‌ حضور ندارد به‌ طریق‌ اولی‌ وظیفه‌ مردم‌ مراجعه‌ به‌ فقیهان‌ جامع‌الشرایط‌ است.

با توجه‌ به‌ شرایط‌ مربوط‌ به‌ عصر غیبت، مثل‌ توقیع‌ مشهور حضرت‌ صاحب‌الزمان(ع) که‌ در آن‌ می‌خوانیم: «اماالحوادث‌ الواقعة‌ فارجعوا فیها الی‌ رواة‌ حدیثنا فانهم‌ حجتی‌ علیکم‌ و انا حجة‌الله‌ علیهم؛ یعنی‌ در رویدادها و پیشامدها به‌ راویان‌ حدیث‌ ما رجوع‌ کنید، زیرا آنان‌ حجت‌ من‌ بر شمایند و من‌ حجت‌ خدا بر آنانم.»

وقتی‌ اثبات‌ کردیم‌ فقیه‌ در عصر غیبت‌ حق‌ حاکمیت‌ و ولایت‌ دارد، یعنی‌ اوست‌ که‌ فرمان‌ می‌دهد، امر و نهی‌ می‌کند و امور جامعه‌ را رتق‌ و فتق‌ می‌کند و مردم‌ هم‌ موظفند از چنین‌ فقیهی‌ تبعیت‌ کنند. همان‌گونه‌ که‌ در عصر حضور معصوم، اگر کسی‌ از سوی‌ امام‌ علیه‌السلام‌ بر امری‌ گمارده‌ می‌شد، مردم‌ موظف‌ بودند دستورهای‌ او را اطاعت‌ کنند.


 وقتی‌ حضرت‌ علی(ع) مالک‌ اشتر را به‌ استانداری‌ مصر مأمور کرد، دستورات‌ مالک‌ واجب‌ الاطاعة‌ بود. زیرا مخالفت‌ با مالک‌اشتر، مخالفت‌ با حضرت‌علی‌ بود. وقتی‌ کسی، دیگری‌ را نماینده‌ و جانشین‌ خود قرار دهد، برخورد با جانشین، در واقع‌ برخورد با خود شخص‌ است. در زمان‌ غیبت‌ که‌ فقیه‌ از طرف‌ معصوم‌ برای‌ حاکمیت‌ بر مردم‌ نصب‌ شده، اطاعت‌ و عدم‌ اطاعت‌ از فقیه‌ به‌ معنای‌ پذیرش‌ یا رد‌ خود معصوم(ع) است.

به‌ طور خلاصه‌ باید گفت: اولاً‌ فقیه‌ دارای‌ ولایت‌ تکوینی‌ نیست؛ ثانیاً‌ ولایت‌ مطلقه‌ فقیه، همان‌ اختیارات‌ معصوم‌ است‌ و مستلزم‌ تغییر دین‌ نیست؛ ثالثاً‌ اصل‌ ولایت‌ فقیه‌ را هیچ‌ فقیه‌ شیعی‌ منکر نشده‌است؛ رابعاً‌ اختلاف‌ فقها در ولایت‌ فقیه، در تفاوت‌ نظر آنان‌ در دامنة‌ اختیارات‌ است، نه‌ اصل‌ ولایت.

 

حال‌ نکتة‌ مهم‌ دیگری‌ را باید توضیح‌ داد: ولایتی‌ که‌ به‌ فقیه‌ اعطا شده‌ است‌ برای‌ حفظ‌ اسلام‌ است. اولین‌ وظیفة‌ ولی‌ فقیه‌ پاسداری‌ از اسلام‌ است. اگر فقیه، اصول‌ و احکام‌ دین‌ را تغییر دهد، اسلام‌ از بین‌ می‌رود. اگر حق‌ داشته‌ باشد اصول‌ را تغییر دهد یا آن‌ را انکار کند، چه‌ چیزی‌ باقی‌ می‌ماند تا آن‌ را حفظ‌ کند؟!

لیکن‌ اگر جایی‌ امر دایر بین‌ اهم‌ و مهم‌ شود، فقیه‌ می‌تواند مهم‌ را فدای‌ اهم‌ کند تا اینکه‌ اهم‌ باقی‌ بماند. مثلاً‌ اگر رفتن‌ به‌ حج‌ موجب‌ ضرر به‌ جامعه‌ اسلامی‌ باشد و ضرر آن‌ از ضرر تعطیل‌ حج‌ بیشتر باشد فقیه‌ حق‌ دارد برای‌ حفظ‌ جامعه‌ اسلامی‌ و پاسداری‌ از دین، حج‌ را موقتاً‌ تعطیل‌ کند و مصلحت‌ مهمتری‌ را برای‌ اسلام‌ فراهم‌ نماید.

‌‌تزاحم‌ احکام‌ شرعی

در کتب‌ فقهی‌ آمده‌است‌ اگر دو حکم‌ شرعی‌ با یکدیگر متزاحم‌ شوند یعنی؛ انجام‌ هر یک‌ مستلزم‌ از دست‌ رفتن‌ دیگری‌ باشد، باید آن‌ که‌ اهمیت‌ بیشتری‌ دارد، انجام‌ بگیرد. مثلاً؛ اگر نجات‌ جان‌ غریقی‌ بسته‌ به‌ این‌ باشد که‌ انسان‌ از ملک‌ شخصی‌ دیگران‌ بدون‌ اجازه‌ عبور کند، دو حکم‌ وجوب‌ نجات‌ غریق‌ و حرمت‌ غصب‌ ملک‌ دیگران‌ با یکدیگر تزاحم‌ دارند؛ در این‌ صورت‌ اگر بخواهیم‌ واجب‌ را انجام‌ دهیم، مرتکب‌ حرام‌ می‌شویم‌ و اگر بخواهیم‌ دچار غصب‌ نشویم، انسانی‌ جان‌ خود را از دست‌ می‌دهد. از این‌ رو وظیفه‌ داریم‌ میان‌ دو حکم‌ مقایسه‌ کنیم‌ و آن‌ را که‌ اهمیت‌ بیشتری‌ دارد، انجام‌ دهیم، و چون‌ حفظ‌ جان‌ غریق‌ مهمتر از تصرف‌ غاصبانه‌ در اموال‌ دیگران‌ است، حرمت‌ غصب‌ ملک‌ از بین‌ می‌رود و نجات‌ غریق‌ ترجیح‌ می‌یابد.

در امور اجتماعی‌ نیز این‌ گونه‌ است؛ ولی‌ فقیه‌ از آن‌ رو که‌ به‌ احکام‌ اسلامی‌ آگاهی‌ کامل‌ دارد و مصالح‌ جامعه‌ را بهتر از دیگران‌ می‌داند، می‌تواند اجرای‌ برخی‌ از احکام‌ را برای‌ حفظ‌ مصالح‌ مهمتر متوقف‌ کند. در چنین‌ مواردی‌ فقیه‌ حکم‌ اسلامی‌ دیگری‌ را اجرا می‌نماید در این‌ صورت‌ احکام‌ اسلام‌ عوض‌ نشده‌است، بلکه‌ حکمی‌ مهمتر بر مهم، پیشی‌گرفته‌ است‌ و این‌ خود از احکام‌ قطعی‌ اسلام‌ است.

دربارة‌ اصول‌ دین‌ که‌ اسلام، بر آن‌ بنا شده‌است، به‌ هیچ‌ وجه‌ جایز نیست‌ که‌ برای‌ حفظ‌ مصلحت‌ دیگری‌ اصول‌ دین‌ تغییر یابد، زیرا در تزاحم‌ میان‌ اصول‌ دین‌ با امور دیگر، اصول‌ دین‌ مقدم‌ است.

از این‌ رو اگر ولی‌فقیه‌ درصدد انکار یا تغییر اصول‌ دین‌ برآید، مخالفت‌ با اسلام‌ کرده‌است‌ و این‌ مخالفت‌ او را از عدالت‌ ساقط‌ می‌گرداند. و پس‌ از آن‌ ولایت‌ از وی‌ سلب‌ می‌شود و حکم‌ او ارزش‌ ندارد. اگر گفته‌ شود ولی‌ فقیه‌ دارای‌ ولایت‌ مطلقه‌ است‌ و او ممکن‌ است‌ از قدرت‌ مطلقه‌اش‌ بر این‌ امر مدد بگیرد پاسخ‌ این‌ است‌ که‌ مراد از ولایت‌ مطلقه‌ این‌ است‌ که‌ آنچه‌ پیغمبر اکرم‌ و امامان‌ معصوم‌ در آن‌ ولایت‌ داشته‌اند  جز در موارد استثنایی‌  جزء اختیارات‌ ولی‌ فقیه‌ است، انکار یا تغییر اصول‌ دین‌ برای‌ پیامبر اکرم‌ و ائمه‌ اطهار هم‌ روا نیست‌ تا چه‌ رسد به‌ ولی‌فقیه.

تنظیم:کیوان گیتی نژاد (حیدری)

 


 

آیت الله مصباح یزدی


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/8/12:: 1:36 عصر     |     () نظر
ولایت

 

آیا فقیه دارای ولایت مطلقه به اندازه ولایت انبیا و امامان(علیهم السلام) است؟

ولایت به ولایت تکوینی و تشریعی تقسیم می شود. ولایت تکوینی به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. روشن است چنین ولایتی از آنِ خداست. اوست که همه موجودات، تحت اراده و قدرتش قرار دارند. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همه موجودات به دست خداست؛ از این رو او ولایت تکوینی بر همه چیز دارد. خدای متعال مرتبه ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا می کند. معجزات و کرامات انبیا و اولیا(علیهم السلام) از آثار همین ولایت تکوینی است. آنچه در ولایت فقیه مطرح است، ولایت تکوینی نیست.

ولایت تشریعی یعنی اینکه تشریع و امر و نهی و فرمان دادن در اختیار کسی باشد. اگر می گوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد، یعنی اوست که فرمان می دهد که چه بکنید، چه نکنید و امثال اینها. پیامبر و امام هم حق دارند به اذن الهی به مردم امر و نهی کنند. درباره فقیه نیز به همین منوال است. اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم، مقصودمان ولایت تشریعی اوست، یعنی او می تواند و شرعاً حق دارد به مردم امر و نهی کند.

در طول تاریخ تشیّع هیچ فقیهی یافت نمی شود که بگوید فقیه هیچ ولایتی ندارد. آنچه تا حدودی مورد اختلاف فقهاست، مراتب و درجات این ولایت است. امام خمینی(ره) معتقد بودند تمام اختیاراتی که ولیّ معصوم داراست، ولیّ فقیه نیز همان اختیارات را دارد. مگر اینکه چیزی استثنا شده باشد. امام فرموده اند: «اصل این است که فقیه دارای شرایط حاکمیت- در عصر غیبت- همان اختیارات وسیع معصوم را داشته باشد، مگر آنکه دلیل خاصی داشته باشیم که فلان امر از اختصاصات ولیّ معصوم است.» از جمله جهاد ابتدایی که مشهور بین فقها این است که از اختصاصات ولیّ معصوم می باشد.

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

 

قید «مطلقه» در مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد

از چنین ولایتی در باب اختیارات ولیّ فقیه به «ولایت مطلقه» تعبیر می کنند. معنای ولایت مطلقه این نیست که فقیه مجاز است هر کاری خواست، بکند تا موجب شود برخی- برای خدشه به این نظریه- بگویند: طبق «ولایت مطلقه» فقیه می تواند توحید یا یکی از اصول و ضروریات دین را انکار یا متوقف نماید! تشریع ولایت فقیه برای حفظ اسلام است. اگر فقیه مجاز به انکار اصول دین باشد، چه چیز برای دین باقی می ماند، تا او وظیفه حفظ و نگهبانی آن را داشته باشد؟! قید «مطلقه» در مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد. پس اگر برای زیباسازی شهر نیاز به تخریب خانه ای باشد- چون چنین چیزی ضروری نیست- فقیه نمی تواند دستور تخریب آن را صادر کند. این فقها به ولایت مقید- نه مطلق- معتقدند، برخلاف معتقدان به ولایت مطلقه فقیه، که تمامی موارد نیاز جامعه ی اسلامی را- چه اضطراری و چه غیراضطراری- در قلمرو تصرفات شرعی فقیه می دانند.

 

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

پی نوشت:

1- صحیفه نور ، ج 15 ،ص76

2- حکومت اسلامی ، ص 56-

آیا فقیه دارای ولایت مطلقه به اندازه ولایت انبیا و امامان(علیهم السلام) اس

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

ت؟

 

ولایت به ولایت تکوینی و تشریعی تقسیم می شود. ولایت تکوینی به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. روشن است چنین ولایتی از آنِ خداست. اوست که همه موجودات، تحت اراده و قدرتش قرار دارند. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همه موجودات به دست خداست؛ از این رو او ولایت تکوینی بر همه چیز دارد. خدای متعال مرتبه ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا می کند. معجزات و کرامات انبیا و اولیا(علیهم السلام) از آثار همین ولایت تکوینی است. آنچه در ولایت فقیه مطرح است، ولایت تکوینی نیست.

ولایت تشریعی یعنی اینکه تشریع و امر و نهی و فرمان دادن در اختیار کسی باشد. اگر می گوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد، یعنی اوست که فرمان می دهد که چه بکنید، چه نکنید و امثال اینها. پیامبر و امام هم حق دارند به اذن الهی به مردم امر و نهی کنند. درباره فقیه نیز به همین منوال است. اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم، مقصودمان ولایت تشریعی اوست، یعنی او می تواند و شرعاً حق دارد به مردم امر و نهی کند.

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

 

در طول تاریخ تشیّع هیچ فقیهی یافت نمی شود که بگوید فقیه هیچ ولایتی ندارد. آنچه تا حدودی مورد اختلاف فقهاست، مراتب و درجات این ولایت است. امام خمینی(ره) معتقد بودند تمام اختیاراتی که ولیّ معصوم داراست، ولیّ فقیه نیز همان اختیارات را دارد. مگر اینکه چیزی استثنا شده باشد. امام فرموده اند: «اصل این است که فقیه دارای شرایط حاکمیت- در عصر غیبت- همان اختیارات وسیع معصوم را داشته باشد، مگر آنکه دلیل خاصی داشته باشیم که فلان امر از اختصاصات ولیّ معصوم است.» از جمله جهاد ابتدایی که مشهور بین فقها این است که از اختصاصات ولیّ معصوم می باشد.

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

 

قید «مطلقه» در مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد

از چنین ولایتی در باب اختیارات ولیّ فقیه به «ولایت مطلقه» تعبیر می کنند. معنای ولایت مطلقه این نیست که فقیه مجاز است هر کاری خواست، بکند تا موجب شود برخی- برای خدشه به این نظریه- بگویند: طبق «ولایت مطلقه» فقیه می تواند توحید یا یکی از اصول و ضروریات دین را انکار یا متوقف نماید! تشریع ولایت فقیه برای حفظ اسلام است. اگر فقیه مجاز به انکار اصول دین باشد، چه چیز برای دین باقی می ماند، تا او وظیفه حفظ و نگهبانی آن را داشته باشد؟! قید «مطلقه» در مقابل نظر کسانی است که معتقدند فقیه فقط در موارد ضروری حق تصرف و دخالت دارد. پس اگر برای زیباسازی شهر نیاز به تخریب خانه ای باشد- چون چنین چیزی ضروری نیست- فقیه نمی تواند دستور تخریب آن را صادر کند. این فقها به ولایت مقید- نه مطلق- معتقدند، برخلاف معتقدان به ولایت مطلقه فقیه، که تمامی موارد نیاز جامعه ی اسلامی را- چه اضطراری و چه غیراضطراری- در قلمرو تصرفات شرعی فقیه می دانند.

 

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

پی نوشت:

1- صحیفه نور ، ج 15 ،ص76

2- حکومت اسلامی ، ص 56- 57

 


 

 

 

 


 

 

منبع :

آیه الله مصباح یزدی ، مشکات هدایت ، ج 1 ،ص

57

 

 

 

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

 

 

منبع :

آیه الله مصباح یزدی ، مشکات هدایت ، ج 1 ،ص

برای دریافت عکس با اندازه‌ی اصلی روی آن کلیک کنید.

Close

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/7/28:: 8:53 عصر     |     () نظر
آنچه درباره سید مجتبی خامنه ای فرزند دوم رهبر انقلاب باید بدانیم

چرا از سید مجتبی خامنه ای می ترسند؟

رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای هم اکنون دارای6فرزند هستند. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرزندان پسرشان

سید مصطفی، سید مجتبی، سید مسعود و سید میثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان8سال در جبهه های جنگ ایران و

عراق حضور داشتند. یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی است که ضمن آراستگی به لباس

شریف روحانیت و علم دین در دانشگاه های کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر

ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از اساتید دانشگاه امام صادق (ع) است.سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر

آیت الله خوشوقت ازدواج کرده است. سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت الله

خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده است. سید میثم کوچک ترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از

بازاریان متدین در آمده است.

دیدبان: در این مقال با توجه به هجمه گسترده ضد انقلاب علیه فرزند دوم رهبر انقلاب به واکاوی شخصیت سید مجتبی خامنه‌ای و سناریوهای ساختگی برای ایشان می‌پردازیم.
 
وقت ایشان یا به مطالعه فقه و فقاهت می‌گذرد یا به عبادت

غلامعلی حدادعادل، رئیس سابق و نماینده فعلی مجلس – پدرزن مجتبی خامنه‌ای – در سال1391در مصاحبه با نشریه پاسدار اسلام درباره شخصیت سید مجتبی چنین می‌گوید: «می‌دانم که آقا مجتبی هرگز راضی نیست من درباره او صحبتی بکنم و سخنی بگویم و خودش هم هرگز درباره خودش کمترین سخنی به زبان نمی‌آورد و از خود در برابر تهمت‌ها و اهانت‌ها، دفاعی نمی‌کند. اما می‌دانم که سالهاست در قم درس خارج تدریس می‌کند و اوقات خود را در منزل یا به مطالعه فقه و فقاهت می‌گذارند یا به عبادت. پس از شلوغی‌های بعد از انتخابات سال88، جوانی بود که من او را می‌شناختم و شنیدم که او هم در این قضایا و در تظاهرات و اعتراضات و کارهای پشت صحنه بسیار فعال است. یک روز با او قرار گذاشتم و به دفتر من آمد و با او صحبت کردم و گفتم: این حرف‌هایی که زده می‌شود و این ادعای تقلب در انتخابات، کلاً دروغ است و من اگر مطمئن نبودم، وارد میدان نمی‌شدم. از میان این حرف‌هایی که در سایت‌ها و خیابان‌ها و تلویزیون‌های خارجی می‌زنند، دروغ بودن یکی را خیلی راحت‌تر می‌توانم به تو اثبات کنم و آن حرف‌هایی است که راجع به آقا مجتبی می‌زنند. می‌خواهی همین الآن و بدون قرار قبلی، دست تو را بگیرم و به منزل دخترم ببرم و بگویم مه‌مان دارم و تو ببینی که آقا مجتبی با40سال سن چه طوری زندگی می‌کند؟ بیا برویم تا ببینی که زندگی ایشان به مراتب از زندگی یک کارمند متوسط شهرستانی ساده‌تر است و آپارتمانی که ایشان دارد با هیچ یک از خانه‌های این آقایانی که خودشان را وسط انداخته‌ و ادعای تقلب را ساخته‌اند قابل مقایسه نیست. شما حتماً این شایعه را شنیده‌ای که5. 1میلیون پوندی که بانک‌های انگلیس مسدود کرده‌اند، متعلق به آقا مجتبی است! ‌ یا داستان کامیون پر از شمش طلا را که به ترکیه رفته و گفتند متعلق به ایشان بوده است، حتماً شنیده‌ای. اثباتش کاری ندارد. سرزده و همراه هم می‌رویم و زندگی آقا مجتبی را ببینی. البته آن جوان حرفم را قبول کرد، چون مرا می‌شناخت و گفت: می‌دانم این حرف‌ها دروغ است.»

نگاه و بینش ایشان کاملا با رهبری همگون و همسوست

فرید حداد عادل نیز درباره تفکر و دید سیاسی آقا مجتبی در سالنامه مثلث می‌گوید: «ایشان نگاه و بینشش کاملا با رهبری همگون و همسو است. هر جا تکلیف باشد و دستور رهبری، ایشان به وظیفه خود عمل می‌کنند. ایشان به این شکل فعالیت سیاسی ندارند. ایشان خیلی درس می‌خوانند و خارج فقه تدریس می‌کنند و در کار خود نیز موفق هستند و خیلی پیچیده‌تر از دروس متداول درس خارج طرح مطلب می‌کنند.»

نباید از خاطر برد که بسیاری از طلاب حوزه علمیه قم بار‌ها فرزندان مقام معظم رهبری را دیده‌اند که بر خلاف نوه و فرزندان دیگر مسئولین نظام بدون هیچ تشریفاتی، البته‌گاه با یک محافظ در سطح فیضیه یا دیگر مدارس علمیه شهر مقدس قم به درس و بحث و تدریس مشغول هستند و به سادگی و با فروتنی در بین مردم به رفت و آمد می‌پردازند. طلاب گرانقدر که هر یک متعلق به یکی از مناطق دور و نزدیک این کشور هستند همچون رسانه‌ای فراگیر، مشاهدات خدشه ناپذیر خود را به گوش اقوام و دوستان و مریدان خویش در همه نقاط ایران رسانده‌اند.

من نه انگشتر می‌خوام و نه ساعت و نه چیز دیگری!

دکتر غلامعلی حداد عادل پدر همسر سید مجتبی، درباره عروسی آقا مجتبی خامنه‌ای نکات مختلفی را در اشراق اندیشه گفته است ولی آن بخشی از عروسی ایشان که نشان از حساسیت این بزرگوار نسبت به داشتن زندگی ساده همانند پدر دارد این بخش از ماجراست: «قبل از خرید بازار پسر آقا گفت: «من نه انگش‌تر می‌خوام و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند: خوب نیست. من هم گفتم: «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند: «من یک انگش‌تر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می‌کند، من آن را به ایشان هدیه می‌دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.»

قبول کردیم و انگش‌تر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش600تومان شد. خلاصه خرج حلقه­یداماد600تومان شد! »

توقعاتشان از یک رزمنده عادی هم کمتر بود

علی فضلی، از فرماندهان ارشد سپاه – فرمانده قرارگاه مرکزی راهیان نور ـ اما روایتش از مجتبی خامنه‌ای در–کتاب خورشید در جبهه این است: «توفیقی بود که مدتی را در لشگر سیدالشهدا محضر برادر بسیار بزرگوارم آقا «سید مجتبی» بودیم. ایشان مقطعی را که در لشگر سیدالشهدا بودند به من توصیه کردند که من را به عنوان آقای حسینی خطاب کنید، چون ما برای ادای تکلیف و برای انجام وظیفه به اینجا آمده‌ایم نه برای نام و عنوان و فخر فروشی. ویژگی‌های زیادی ما از ایشان در آن مدت دیدیم، توقعشان همانند یا کمتر از توقعاتی بود که سایر رزمندگان داشتند، هیچ‌گاه ندیدم چیزی بیشتر از دیگر رزمندگان بخواهد و یا حتی اشاره‌ای بکند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند. سعی بر این داشتند که در جاهایی که امکان خطر بیشتری هست حضور داشته باشند و در مکان‌های امن تعیین شده نباشند. رفت و آمد و سرکشی به خط مقدم را همیشه جزو‌ مبنا‌ها و ملاک خودشان قرار می‌دادند، به موقع با بچه‌ها شوخی و مزاح هم می‌کردند، در مورد اقامه نماز یک ویژگی خاصی داشت، سعی داشت هنگامی که جماعت نبود نماز خود را در جاهای خلوت و تاریک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورد. ما آنجا چادرهای زیادی داشتیم، اما ایشان برای نماز و راز و نیاز، چادرهای پرت و دور را انتخاب می‌کرد. این حالت در طول مدتی که ایشان در لشگر بودند تکرار می‌شد و کار یک بار و دو بار نبود. بزرگواری خاصی در ایشان بود.»

شروع اتهامات سیاسی با فرضیه سازی‌های ساده‌ لوحانه

نام سید مجتی خامنه‌ای را اول بار مهدی کروبی در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری در عرصه سیاسی کشور مطرح نمود. وی در نامه‌ای خطاب به مقام معظم رهبری این گونه نوشت: «در عین حال کماکان خبرهایی در مورد فعالیت ایشان [سید مجتبی خامنه‌ای] به نفع یکی از کاندیدا‌ها – که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنایت‌ها به طرف فرد دیگر سرازیر شد – و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کاندیدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستید که دخالت‌های نسنجیده اطرافیان برخی از مقامات روحانی و سیاسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اینجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهید تجربه دیگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود.»

به رغم نگارش چنین نامه‌ای تا چهار سال بعد، آن هم پس از اعلام نتایج انتخابات دهم، بحثی به آن شکل درباره فعالیت‌های سیاسی سید مجتبی در محافل عمومی مطرح نگردید. روند حوادث، البته واهی بودن توهمات کروبی در حصر اطلاعاتی مقام معظم رهبری به دلیل یکنواختی محیط پیرامونی ایشان را به اثبات رسانید. بر فرض صحت خبر حضور و فعالیت سید مجتبی خامنه‌ای در ستاد یکی از کاندیدا‌ها _ که هیچ گونه تصویر یا گزارشی از آن تاکنون منعکس نشده است–صرف وجود نظر شخصی برای فرزندان یک شخصیت سیاسی عیب به حساب نیامده و خلاف قانون تلقی نمی‌شود مانند آنچه که درباره حمایت سید احمد و بیت امام از بنی صدر و میرحسین موسوی نقل می‌شود.

آغاز خط گسترده تخریب در تابستان88

با آغاز شورش‌های خیابانی حامیان کودتا، موارد دیگری نیز بر ضد سید مجتبی خامنه‌ای در سطح فضای مجازی مطرح گردید مانند دستور برخورد با اوباش توسط او و… که نیازی به بحث و بررسی آن به چشم نمی‌خورد. نکته اینجاست که به رغم طرح اتهامات اقتصادی و سیاسی بر ضد ایشان، شعار خاصی بر سر زبان پیاده نظام فتنه تکرار شد که وجود پشتوانه خاص و تحلیل استراتژیک پشت این نوع ماجرا‌ها را دور از باور نمی‌سازد.

از مالکیت ایرانسل تا فروش نفت قاچاق به انگلیس

بسیاری از مردم تا کنون این موضوع را شنیده‌اند که مقام معظم رهبری بر خلاف برخی شخصیت‌هایی که خود را تالی تلو ایشان می‌دانند فرزندان خویش را از هر نوع فعالیت اقتصادی بر حذر داشته‌اند. آیا این مسئله صحت ندارد؟!

نام برخی از کارخانه‌ها و شرکت‌ها نیز در افواه عموم به اسم این افراد ثبت گردیده و به عنوان مصادیق نفوذ و گستره خیزش‌های اقتصادی آنان بیان می‌گردد. با کشف تقلب! در انتخابات سال هشتاد و هشت، فعالیت‌ها و حتی مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه‌ای نیز به یک باره کشف گردید و بر سر زبان‌ها افتاد. برای اثبات این اتهامات، دو مصداق بیشتر از همه مطرح شد. یکی امتیاز خطوط ایرانسل بود.

با روی کار آمدن دولت نهم، دعواهای حقوقی بین وزارت ارتباطات با این شرکت نیز همواره در همین راستا تلقی می‌گردید. در جریان فتنه اخیر نیز استفاده گسترده آشوب طلبان از هزاران سیم کارت ارتباطی بی‌نام و نشان این شرکت برای دامن زدن به اغتشاشات، نام ایرانسل را در ردیف مته‌مان کودتای مخملی قرار داد. به منظور احترام به صاحبان این شرکت لازم می‌دانم توضیح دهم که هیچ اتهام اقتصادی یا سیاسی درباره ایرانسل تا کنون به اثبات نرسیده است.

اما اتهام دوم مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه‌ای، فروش نفت قاچاق به خانواده سلطنتی انگلستان بود. عظمت این اتهام دهان پرکن، توجه بسیاری را به خود جلب نمود. این روابط پر مفسده نیز از فردای اثبات تقلب! در انتخابات در فضای مجازی با آب و تاب روایت گردید. گذشته از منبع این خبر که در جای خود مورد بررسی قرار می‌گیرد، بسیاری از تحلیل گران بر این نکته اتفاق نظر داشتند با آن‌شناختی که از عمق خصومت دشمنان مقام معظم رهبری وجود دارد اگر کوچک‌ترین مدرکی در اثبات این نوع دعاوی در دست مدعیان بود امروز در کوره دهات‌های این مرز و بوم نیز می‌شد نسخه‌ای از آن را پیدا نمود!

حالا نوبت زندگی خانوادگی سید مجتبی است

شایعات درباره ایشان از هر جنس و نوعی که باشد دیگر خیلی متعجبمان نمی‌کند. شاید شنیده باشید که مجتبی خامنه‌ای به دلیل بدرفتاری با همسرش طلاق گرفته است. فرید حداد برادر همسر آقا مجتبی خامنه‌ای درباره خلق و خوی ایشان با همسرشان چنین می‌گوید: «ایشان اخلاقی‌ترین فردی است که من در طول عمرم دیده‌ام. در این13ـ12سالی که با ایشان هستم هیچ وقت صدای بلند یا کلمه‌ای خلاف ادب از وی نشنیده‌ام. هیچ وقت نشد که خواهرم از ایشان نزد ما گله کنند. هیچ زمان هم منزل آن‌ها خشک، تلخ و بی‌روح نبوده است. همانطور که می‌گوید و می‌خندد و با بچه‌ها و جوانان معاشرت می‌کند به‌‌ همان اندازه جدی، پر‌کار و پر‌تلاش و درسخوان است. معمولا تا دو سه نیمه شب مطالعه می‌کند. بسیار اهل مطالعات مذهبی و اخلاقی است. در به‌ کار بردن الفاظ و اظهار‌نظر در مورد اقوال و اعمال افراد بسیار دقیق است. در مورد بد‌ترین دشمنانش هم منصفانه حرف می‌زند.»

سفر از کشور صاحب دانش ناباروری به کشور بی‌دانش!

حداد عادل در ویژه برنامه همیشه بیدار در اصفهان به بخشی از شایعات پیرامون زندگی و شخصیت سید مجتبی خامنه‌ای، اشاره کرد: «در فتنه88گفتند یک کامیون حاوی شمش طلا متعلق به آقا مجتبی خامنه‌ای از کشور خارج شده است و در گمرک ترکیه متوقف شده، باید از خود بپرسیم چرا این حرف مطرح می‌شود؟ آن‌ها می‌خواهند بگویند ولایت فقیه هم مانند دیگران است و هدفشان جدایی ملت از ولایت است. گفته شد برای این‌که آقا مجتبی خامنه‌ای صاحب فرزند شود او و همسرش در یکی از بیمارستان‌های لندن یک میلیون پوند خرج کرده‌اند، ولی من به آن‌ها می‌گویم بچه آقا مجتبی، نوه بنده هم است و برای به دنیا آمدن نوه من نه کسی به خارج رفته نه پول زیادی خرج کرده است، نوه من در یکی از بیمارستان‌های تهران با مبلغ500هزار تومان به دنیا آمده و دکتر او هم همین خانم مرضیه وحید دستجردی بوده و پرونده این عمل هم در بیمارستان موجود است.»

درباره این خبر که سید مجتبی برای عمل به خارج از کشور سفر کرده باید بیشتر صحبت کرد. در کشوری که یکی از5کشور درمان نازایی در دنیا بوده است چگونه عقل سلیم به خود اجازه می‌دهد که اینگونه فکر کند رهبری فرزندش را برای معالجه به انگلستان فرستاده است. همچنین ذکر این نکته ضروری است که کشور انگلستان در درمان ناباروری هیچ تکنولوژی و دانش توسعه یافته‌ای ندارد و بسیاری و از کشورهای دیگر اروپایی در این مساله از انگلیس پیش‌تازترند این نکته این فرضیه را ذهن یقینی‌تر می‌کند که خالق این خبر اصلا به خود زحمت تحقیق درباره کشوری که می‌خواهد شایعه‌اش را بسازد نداده است یا اصلا به خود زحمت تحقیق درباره خبر را نداده است.

داستان طراحی شده دیگری که در کتاب خاطرات تازه منتشر شده پرویز ثابتی نفر دوم ساواک و بسیاری از رسانه های معارض جمهوری اسلامی نیز به آن پرداخته شده؛ ماجرای کانتینر طلایی است که توسط ترانزیت ترکیه کشف و مالکیت آن را با سید مجتبی خامنه­ای می­دانند. ثابتی و دیگر دوستان رسانه­ای­اش بدون توجه به فیلمی که دولت ترکیه مدعی است از کامیون حامل طلا و دلار متعلق به سید مجتبی در خاک ترکیه گرفته؛ مالکیت این طلاها را به عهده سید مجتبی می­داند در حالی که خود تلویزیون ترکیه صاحب اصلی این ثروت باد آورده را فردی به نام اسماعیل صفاریان معرفی می­کند، و اسناد و مدارک آن را هم در تلویزیون ملی ترکیه رو می­کند. حالا تلویزیون ترکیه از این کار چه نیتی را دنبال می­کند جای بحث در این مقال نیست ولی مساله جالب توجه جایی است که رسانه های غربی با عنایت به عدم دسترسی مردم عزیز کشورمان به اطلاعات صحیح اقدام به انتشار چنین اخباری می­کنند و می­دانند که با انتشار حجم وسیعی از اطلاعات نادرست و ناصواب بلاخره اگر نتوانند ذهنیت مردم را نسبت به رهبری و خانوادشان عوض کنند ولی می ­توانند آنها را دچار سوالات و شبهات ناجواب فراوان کنند که این خود مقدمه تغییر نگرش در افکار عمومی محسوب می­شود.

البته باید توجه داشت که برای انتقال میزان طلای ادعایی- 18?5 میلیارد دلار طلا – حداقل به 6 کامیون از نوعی که در عکس موجود است احتیاج است. ولی چرا در فیلم تلویزیونی فقط یک کامیون دیده می­شود و خود دولت ترکیه و پرویز ثابتی هم ادعای کشف یک کامیون را دارند جای تعجب دارد.

-سند ترجمه شده در دارالمترجمین ایران مبنی بر مالکیت بار به عهده آقای اسماعیل صفاریان

-تصاویر اسنادی که نشان میدهد محموله متعلق به آقای اسماعیل صفاریان است

-تصاویر کامیون تحت تعقیب نیروهای امنیتی ترکیه

-تصاویر تنها کامیون تحت تعقیب نیروهای امنیتی ترکیه از زوایای مختلف

وقتی سناریوی امیر فرشاد ابراهیمی باز هم سوراخ است

مساله آقا مجتبی خامنه‌ای آنقدر اهمیت دارد که ضد انقلاب دست به کار شده و یکی از عناصر فریب خورده داخلی را که به ثمن بخسی دل به معاندین نظام اسلامی داده را مامور سناریو سازی علیه این بزرگوار می‌کند. امیر فرشاد ابراهیمی که در یک پروژه امنیتی در دهه70و با تحریک برخی از آقایان اصلاح طلب اقدام به پر کردن یک نوار ساختگی علیه نظام جمهوری اسلامی و برخی از مسئولین کشور کرده بود با ادعای دوستی با آقا مجتبی شروع به داستان سرایی‌های جدید علیه ایشان می‌کند. او با انتشار یک عکس در فضای مجازی مدعی می‌شود فردی که او را در این عکس همراهی می‌-کند کسی نیست جز فرزند مقام معظم رهبری و او با سید مجتبی ارتباط دارد و از بسیاری از خط و ربط‌ها و برنامه‌های سیاسی و اقتصادی ایشان با خبر است. غافل از اینکه صاحب اصلی عکس پیدا می‌شود و پنبه سناریو ساختگیشان را می‌زند. ابوالفضل محمدی صاحب اصلی عکس در وبلاگ آینه جادو می‌نویسد: «سال گذشته چند نفر از دوستانم زنگ زدند و گفتند که عکسی از من را در اینترنت گذاشته‌اند و بنده را مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر انقلاب نامیده‌اند!!! وقتی این عکس رادیدم کلی خندیدم! چراکه این عکس را در سفری که به همراه این3نفر (که درکنارم ایستاده‌اند) به یکی ازشهرهای مازندران داشتیم گرفته بودیم و خودم هم این عکس را نداشتم. کسانی که در تصویر هستند به ترتیب از راست:1-مجید ده‌نمکی2-امیر فرشاد ابراهیمی3-ابوالفضل محمدی (خودم)4 -سهیل کریمی

و اما کل ماجرا سال1376امیر فرشاد ابراهیمی به واسطه رفت و آمدی که به محل کار ما داشت با ما آشنا شده بود و از قضا روزی که ما قصد مسافرت به شمال را داشتیم در آنجا بود و با اصرار و التماس فراوان و بعنوان جایگزین یکی از دوستانی که قرار بود در این سفر همراه ما باشد ولی نیامده بود، علیرغم میل باطنی‌ام بنده را متقاعد کرد که او را به همراه خود ببریم…

حالا نمی‌دانم چرا و باچه انگیزه احمقانه‌ای بنده را بعنوان مجتبی خامنه‌ای معرفی کرده؟ یعنی اینقدر احمق است که با خود فکر نمی‌کند که نکند دروغش درآید؟»

گاردین نگران جانشین رهبری در ایران

واقعیت آن است که تنها نشریه گاردین وابسته به انگلیس بود که ده‌ها اتهام را با تکیه بر منابع موثق اما نا‌شناس! بر ضد وی مطرح ساخت و خود مورد استناد صد‌ها سایت و نشریه و رسانه دیگر قرار گرفت: «علی انصاری، تحلیل‌گر ایران در دانشگاه سنت‌اندروز انگلیس، به گاردین گفته است: «اخیرا صحبت این بوده است که تمام این مسائل به مجتبی و جانشین شدن او مربوط است. او احتمالا در پی آن است که این مقام را در درازمدت برای خود به دست آورد و حفظ کند.»

گاردین می‌نویسد: «این نوع جانشینی خانوادگی تحت شرایط فعلی خیلی دشوار خواهد بود زیرا مجلس خبرگان رهبر را بر اساس موقعیت مذهبی انتخابت می‌کند. مجتبی لباس روحانیون را به تن می‌کند اما به هیچ وجه از درجات مذهبی لازم برای رفتن به صدر حکومت برخوردار نیست. برای این کار لازم است تشکیلات روحانی دستخوش ترمیم‌های عمده شود.»

خبر مسدود شدن یک میلیارد و600میلیون دلار از دارا یی‌های ایران در بریتانیا تا حدی در میان خبرهای داغ این روز‌ها توجه زیادی به آن نشد، حال آنچه در زیر می‌خوانید پشت پرده این خبر و علت اصلی‌ عصبانیت آیت الله خامنه‌ای از دولت انگلیس و احضار سفیر ایران به وزارت خارجه دولت بریتانیا می‌باشد: «حساب بانکی‌ به نام مجتبی خامنه‌ای پسر رهبر انقلاب، در یکی‌ از بانک‌های لندن به مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار وجود داشت که با پیگیر‌یهای تعدادی از ایرانیان و فشار اتحادیه اروپا به دولت انگلیس توقیف شد. دولت انگلیس بخاطر روابط اقتصادی با خانواده آیت الله خامنه‌ای تمایل به توقیف این پول را نداشت که عده‌ای موفق شدند با اقدام‌های قانونی کار را روز23خرداد به اتمام برسانند. این پول هم اکنون به نام ملت ایران بلوکه شده است. گفتنی‌ست تلاش‌ها برای توقیف کل این پول‌ها که توسط فروش نفت و دریافت حق کمیسیون به دست آمده است ادامه دارد و در حال پیگیری است.»

سیاوش کاوه یکی از روزنامه نگاران و فعالان فضای مجازی ضد انقلاب در صفحه یکی از شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان می‌نویسد: «یک منبع حوزوی در قم درباره میل به رهبر شدن در سید مجتبی خامنه‌ای می‌گوید هر چند این‌ها امروز شایعه است اما ممکن است بعد‌ها به واقعیت برسند. اینکه سید مجتبی بتواند پس از رهبری از سوی خبرگان منصوب شود فعلا به یک جوک شبیه است، چرا که بسیاری از اعضای خبرگان به این مقام نزدیکترند… رسانه‌ها عادت دارند برخی افراد را بزرگ کنند آنقدر که بعد خودشان هم از آن‌ها می‌ترسند، نمونه‌اش [آیت الله] مصباح یزدی و امروز هم سید مجتبی؛ «به اعتقاد من خیز سید مجتبی برای رهبری امروز تنها شایعه است.»

این جملات تقریبا جزء با انصاف‌ترین جملاتی است که درباره ایشان نگاشته شده است و علی رغم نگاه سیاسی مغرضانه نویسنده را مجبور به اعتراف به شوخی بودن میل سید مجتبی به رهبر شدن می‌کند.

ختامه کلام:

آقا مجتبی خامنه ای این فرزند برومند رهبری که باید گفت بر قاعده ارث فضلیات از نسل به نسل دیگر همچون دیگر برادران والامرتبت دیگرشان با آن برخورداری حداقلی از اسباب اشرافی گری در زندگی فردی و دینی و خانوادگی شان ثابت کرده اند که با همه این تهمت ها و افتراءهای حسودان و دشمنانی که وقتی می بینند فرزند ناخلفشان که آنها هم دستی در این نظام و انقلاب دارند و داشتند اینگونه برسر مال و حوائج حیوانی خود گرفتارشدند به حدی که روزهای عمر را در زندان و ترد شدن از جامعه در حال سپری کردن می باشند بی شک تحمل اینکه ببینند فرزند رهبری جهانی باشی و زندگی همچون محرومان و طبقه محروم جامعه در پیش گرفته باشی به آنها سخت و گران بوده و است و برای این منظور دست به بستن اتهام و دروغ افکنی علیه این اولاد خلف رهبری که بی شک اقا مجتبی به دلایلی که گفته شد و خواهم گفت در اینده و گفته ام تا به امروز بیش از دیگر برادران خویش انگشت اتهام و دروغ را متحمل شده است ولی من این سخن مولایم و برادرم مجتبی را به صدباره تکرار می کنم تا شخصیت برادرم برای انها که نمی شناسند وجنات اقا مجتبی را با این یک جمله به کنه باور و منش و بزرگی این ابر مرد اشنا شوند انجا که ایشان فرمودند(اگر در محفلی سخنی بود که مربوط به من می شد و در انجا به تهمت و دروغ علیه من دست اندازی گردید شما سکوت کنید و بگذارید سخنشان را به اتمام رسانند و انجا که حق در برابر باطل قرار گیرد بی شک حق و حقیقت بر آن غلبه خواهد کردانشاءالله

والسلام علیکم والرحمه الله .و برکاته

الشریف و الرضی:

فرزند حقیر امام مطلق سید علی خامنه ای هستی من به فدایش:کیوان گیتی نژاد21/6/1395هجری شمسی مصادف با روز یکشنبه


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/6/21:: 1:48 عصر     |     () نظر
زندگی تجملاتی و پرداختن به دنیا طلبی و افتادن در دام ضد انقلاب و جریانهای فتنه گر تنها مختص به شخص هاشمی رفسنجانی نبود بلکه بیش از او فرزندانش به دلیل انحرافی که پدر مرتکب آن شده بود از این نام نتمیمون خائن و مزدوری بهره جستند و نامشان در صف افرادی چون منتظری هاشمی ها کشمیری ها موسوی ها و کروبی ها برای ابد الدهر در تاریخ فتنه و نفاق نوشته و درج گردید چه کسی فکر می کرد هاشمی رفسنجانی روزی رسد که در مقابل انقلاب و اصل ولی فقیه قرار گیرد فردی که همواره در جوار امام ره خود را یک انقلابی اتشین و وفادار به ارمانهای امام ره و انقلاب نشان می داد و آمریکا را دشمن اسلام و شیطان بزرگ خطاب می کرد امروز در مقابل ولایت فقیه و انقلاب و در کنار و در تایید منافقان و مزدوران و خود شیطان بزرگ آمریکا به مزمت انقلاب و حرکتهای انقلابی پرداخته و به وضوح در مقابل اندیشه انقلاب اسلامی و اصل ولایت فقیه قرار گرفته است و این مختص به خود او نیست و فرزندانش در یک قدم جلوتر روی امثال مهدی هاشمی و کشمیری ها و ....را سفید کرده و علاوه بر دشمنی با انقلاب و ولایت مسلمین جهان به وضوح به مزمت زندگی گذشته و تایید خیانت و دورویی و نفاق و فتنه حال گماشته اند و در راه تضعیف انقلاب و نیروهای انقلابی از هیچ حرکت و سخن و خیانتی روگردان نیستند شاید اگر ان روز امام ره چهره نمایان شده کنونی هاشمی و خاندانش را می دید و ان زمان برای ایشان نمایان می شد اجازه هرگز نمی دادند که این شیخ از جاده انقلاب منحرف و از اندیشه و باور انقلاب درمانده آنگونه که امروز چهره  منحرف و خطاکارش را نمایان نموده هرگز فرصتی برای اجرای قرایض و خواسته های پلیدش یابد به گونه ای که وقتی امروز منش و راهی را که هاشمی و اولاد ناخلفش امروز برسر این ملت چه از باب اشرافی گری و خوردن حق مظلومان و چه در مزدوری آمریکا به روایت خیانت مهدی و فاطمه در موضوع تحریم های ناعادلانه علیه نظام و کشورمان و چه رفتارهای سفاکانه ای که امروز در نشست و برخواست علنی آنها با مذاهب مندرس و کفرگون و صهیونیستی اسراییلی چون بهائیت و نشست و برخواست با آل سعود و عمال کثیف و خائنش همه را گویای این حقیقت برشمرد که هاشمی رفسنجانی از همان ابتدای انقلاب و در مسیر آن همواره این روحیه اشرافی گری و ضد انقلابی خویش را در وجودش داشته و پرورش داده تا چنین روزی با فراهم شدن مسائل و مراتب بتواند این تخم نفاق و کینه و دشمنیش را بارور و به ثمر کشاند که در دورانی که قصد مادام العمری نمودن ریاست جمهوریش با همراهی روحانی ها و کرباسچی ها داشت و با بیان ارادتش به رزیم صهیونیستی و امریکا و اوردن خاطرات دروغ و کذب و درست در مقابل اندیشه امام به خوبی نشان داده که موضع در زمان امام ره ایشان در رد گروهک های ضد انقلاب و دول استعمارگر و نفوذ فتنه گران و مزدوران ضد اصل ولایت فقیه که همه و همه با از دنیا رفتن امام ره نمودی همه جانبه یافته و به مرور چهره سفاکانه خویش و خاندان ایشان بر کل جهان ولایتمدار آشنا و مبرهن گردید حال با توجه به این مقدمه در این مطلب پیشرو به زندگی و تاریخ زندگی عادی و سیاسی او وفرزندانش پرداخته ام تا بتوانم چهره این وامانده از ارمانهای انقلاب اسلامی یعنی شیخ هاشمی رفسنجانی و اهل بیت فتنه گر و مزدورش را برای شما آشنا و شناسانده تر نمایم تا دوستان و خوانندگان عزیز هرچه بیشتر با ایشان و خانواده ایشان آشنا شوند 
نویسنده:کیوان گیتی نژاد حیدری امام مطلق سید علی حسینی خامنه ای دامه ظله العالی25/5/1395ه.ش مقارن با ساعت 14 روز یکشنبه مصادف با روز ولادت شمس الشموس امام علی ابن موسی الرضا س
اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1313 بدنیا آمد. پدر وی میرزا علی هاشمی و مادرش ماه بی بی صفریان بود./ حاصل ازدواج اکبر هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشی 5 فرزند به ترتیب به نام های فاطمه، محImage result for عکس فرزندان هاشمی رفسنجانیسن، فائزه، مهدی و یاسر است. /هاشمی رفسنجانی سه خواهر به نام های طیبه، طاهره و صدیقه و چهار برادر به نام های محمود، قاسم، احمد و محمد دارد.

 

به گزارش صراط نویسنده وبلاگ ارمینه تصاویری ناب از خانواده رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر کرده است .

این تصاویر به همراه توضیحاتی کوتاه مربوط به آنرا در زیر می خوانید .

اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1313 بدنیا آمد. پدر وی میرزا علی هاشمی و مادرش ماه بی بی صفریان بود که در زیر می توانید تصویر آنها را مشاهده کنید:

                                   میرزا علی هاشمی و ماه بی
 بی صفریان

هاشمی رفسنجانی سه خواهر به نام های طیبه، طاهره و صدیقه و چهار برادر به نام های محمود، قاسم، احمد و محمد دارد. تصاویر وی در کنار برادرانش در زیر قابل مشاهده است:

                                     برادران هاشمی رفسنجانی: 
اکبر،محمود،قاسم، احمد، محمد

سال 1337 وی از عفت مرعشی دختر حجت الاسلام سید محمد صادق مرعشی و حاجیه خانم مریم طباطبایی خواستگاری و با وی ازدواج می کند. تصاویر پدر و مادر عفت مرعشی را در زیر می توانید مشاهده کنید:

           سید محمد صادق مرعشی مریم طباطبایی

حاصل ازدواج اکبر هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشی 5 فرزند به ترتیب به نام های فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر است. در زیر میتوانید تصویر عفت مرعشی را به همراه فرزند اولشان(فاطمه) در سمت راست و تصویر 5 فرزند وی را در سمت چپ مشاهده کنید:

 عفت مرعشی - فاطمه هاشمیفرزندان هاشمی رفسنجانی

دو تصویر زیر هم وی را در کنار فرزندانش نشان می دهد:

               

به گزارش صراط نیوز فاطمه و فائزه هاشمی بعد ها به ترتیب با سعید و حمید لاهوتی که پزشک و دندان پزشک بودند ازدواج کردند. این دو داماد پسران آیت الله حسن لاهوتی بودند که از مبارزین انقلاب بود و هاشمی در زندان با وی انس گرفته بود اما بعد از انقلاب بحث هایی در مورد وی و فرزندانش پیش آمد. تصاویر وی و پسرانش سعید(همسر فاطمه هاشمی) و حمید( همسر فائزه هاشمی) را نیز در زیر می توانید مشاهده کنید:

 حسن لاهوتیحسن ، سعید و حمید لاهوتی

پایگاه بصیرت: هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش و در چندین جای، به استفاده از کاخ‌ها و ساختمان‌های شاه سابق برای تفریح در دوران انقلاب اشاره می‌کند.

 

Favorite image

 

در خاطرات سال 1362 هاشمی رفسنجانی چنین می‌خوانیم:

 

#ajaxMaskLayer{position:absolute;background-color:white;opacity:0.6;z-index:10}a,a *{-ms-touch-action:manipulation;touch-action:manipulation}

 

دوشنبه اول فروردین 1362: ...امام نیز سخنرانی مبسوطی در مذمت قشر مستکبر و کاخ‌نشین و تعریف از کوخ‌نشینان کردند... این سخنان به نفع مواضع ما و مجلس است. با آقای موسوی اردبیلی قرار گذاشتیم که برای استراحت دو سه روزی مسافرت کنیم...[1]

 

Image result for عکس فرزندان هاشمی رفسنجانی

 

سه‌شنبه دوم فروردین 1362: قرار گذاشته بودیم برای استراحت با آقای موسوی اردبیلی به نوشهر برویم. آقای میرحسین موسوی گفتند که آنجا محل دنجی هست... بخشی از اعضای خانواده با ما بودند... معلوم شد بخشی از باغ کاخ شاه است... بچه‌ها را به تماشای هتل انقلاب – هایت سابق – بردند؛ می‌گفتند خیلی مجلل است...[2]

 

Image result for عکس فرزندان هاشمی رفسنجانی

 

جمعه 28 مرداد 1362: ... همراه با اعضای خانواده و پاسداران به سد لتیان رفتیم؛ رفتن از راه لشکرک و برگشتن از راه آبعلی. در دریاچه پشت سد پیش رفتگی به شکل شبه‌جزیره وجود داشته که در زمان شاه ساختمان خوبی ساخته‌اند و پس از انقلاب تا این اواخر متروک بوده... اخیراً نخست‌وزیری تحویل گرفته و برای پذیرایی آماده نموده است؛ نسبتاً خوب نگهداری شده تا عصر آنجا ماندیم. آقا جلال کباب درست کرد. بد نبود.[3]

 

 

پنج‌شنبه 24 شهریور 1362: صبح زود برای مسافرت به استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان رفتیم... برای ناهار و استراحت به مهمان‌سرای استانداری رفتم، به کاخ ولیعهد که به دلیل لوکس بودن و طاغوتی بودن از آن استفاده نمی‌شد.[4]

 

 

 Image result for عکس فرزندان هاشمی رفسنجانی

 

 

[1] - خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال 1362، آرامش و چالش، صفحه 27

 

 

[2] - همان

 

 

[3] - خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال 1362، آرامش و چالش، صفحه 189

 

 

[4] - خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال 1362، آرامش و چالش، صفحه 212

 

منبع: ف

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/5/24:: 1:53 عصر     |     () نظر
اصلاح‌طلبانی که در ایام انتخابات به هربهایی می‌خواستند مردم را قانع کنند به فاطمه حسینی علیرغم آنکه رزومه‌ای جز فرزند رئیس صندوق توسعه ملی نداشت رأی دهند امروز باید پاسخگوی این سؤال مردم باشند که چرا از یک «کاسب تحریم» حمایت کردند.

 

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج،  به نقل از فارس: با اعلام اسامی نامزدهای لیست امید تهران در جریان انتخابات سال94، حضور چهره‌های گمنام و بی‌سابقه در آن انتقادهای فراوانی را در پی‌داشت.

در حالی که در لیست اصولگرایان چهره‌های متعددی با سوابق مدیریتی مختلف حضور داشتند، اغلب چهره‌های لیست امید را افرادی تشکیل می‌دادند که از کمترین سابقه فعالیت سیاسی هم محروم بودند. چهار نفر از نامزدهای لیست امید نه تنها هیچ سابقه مدیریتی نداشتند بلکه تنها ویژگی‌ای که می‌توانست توجیه‌گر حضورشان در لیست باشد نسبت فامیلیشان با یکی از چهره‌ها بود. فاطمه حسینی فرزند صفدر حسینی رئیس صندوق توسعه ملی و علی نوبخت برادر محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت از جمله این افراد بودند.

دوپینگ رسانه‌ای نامزدهای جوان و بی‌تجربه

با افزایش انتقادات به حضور افراد اینچنینی در لیست امید، اصلاح‌طلبان چهره‌های مطرح سیاسی و اقتصادی خود را بسیج کردند تا با «دوپینگ‌رسانه‌ای» برای نامزدهای تازه‌ پاگذاشته‌شان به دنیای سیاست کسب وجهه کنند. در همین راستا بود که هر روز عکس‌های دونفره‌ سیاسیونِ نام و نشان‌دار اصلاحات با نامزدهای لیست امید و تعاریف و تعبیر عجیبشان در توصیف آنها منتشر می‌شد.

با مروری بر تبلیغات ایام انتخابات نام 29 نفر از چهره‌های سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و اقتصاددانان که به طور خاص از فاطمه‌حسینی - به عنوان جوانترین نامزد لیست امید - حمایت و تعریف و تمجید کرده‌اند دیده می‌شود.

سعید لیلاز او را «نخبه‌ اقتصادی و علمی»، حسین مرعشی «از اصلاح‌طلبان ریشه‌دار» و الهه کولایی از نخبگان کشور با تحصیلات آکادمیک که «می‌تواند سخنگوی خوبی برای خواسته‌های نسل جوان بویژه زنان جوان جامعه باشد» لقب داده‌اند.

هنرمندانی چون لیلی رشیدی، پوران درخشنده، کتایون ریاحی و مهناز افشار هم که مدتی است می‌کوشد با اظهارنظرهای سیاسی‌اش دیده شود هرکدام با تعریف‌های منحصر به فردی از او حمایت کرده‌اند.

اصلاح‌طلبان حتی عکس حضور فاطمه‌ حسینی در کنار عفت مرعشی همسر هاشمی و خبر حمایت همسر کمال خرازی - وزیر امور خارجه دولت اصلاحات - را نیز به عنوان نشانه‌ای بر لیاقت فاطمه حسینی منتشر کردند تا شاید بتوانند حضور چهره‌ای بی‌سابقه در لیست خود را توجیه کنند.

آیا اصلاح‌طلبان مسئولیت اشتباهشان را می‌پذیرند؟

نهایتاً فاطمه‌حسینی هم مثل سایر افراد لیست امید توانست وارد مجلس شود. اما ماجرای صرافی او و همسرش در اوج بحران ارزی کشور که مدتی پس از انتشار فیش‌نجومی حقوق پدرش افشا شد؛ سنگ محکی شد تا این نخبه‌ لیست امید در میدان سیاست آزمون پس دهد.

شنبه 12 تیرماه صفدر حسینی و معاونانش از صندوق توسعه ملی استعفا دادند. فردای آن روز یعنی یکشنبه 13 تیر  صحن علنی مجلس شورای اسلامی شاهد اتفاقی بود که در نوع خود تقریباً بی‌نظیر بود.  پس از گزارش واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره وضعیت فناوری اطلاعات در کشور نوبت به نمایندگان رسید تا سوالات و انتقادات خود را به این موضوع مطرح کنند. ذوالقدر نماینده تهران نوبت سخنرانی خود را به سیده فاطمه حسینی نماینده دیگر تهران داد.

حسینی پس از قرار گرفتن در پشت تریبون به جای بیان انتقادات و دیدگاه‌های خود درخصوص وزارت ارتباطات بیانیه‌ای را قرائت کرد که ساعاتی قبل در صفحات اجتماعی در حمایت از خود، همسر و پدرش و در اعتراض به انتقادات موجود درباره عملکرد مالی و اقتصادی آنها منتشر کرده بود. مساله‌ای که با اعتراض سایر نمایندگان و حتی علی‌مطهری که در جایگاه اداره جلسه نشسته بود مواجه شد.

این اقدام نسنجیده، غیرقانونی و غیر قابل دفاع فاطمه حسینی کافی بود تا اصلاح‌طلبان که پیش از انتخابات تمام پتانسیل سیاسی- رسانه‌ای خود را در حمایت از او هزینه کرده بودند به او اعتراض کنند.

«مسئولیت‌پذیری» و «پاسخگویی» دو شرط لازم برای حضور در دنیای سیاست است. جریان‌ها و چهره‌های سیاسی در برابر مواضعی که می‌گیرند و اقداماتی که انجام می‌دهند «مسئول» هستند و طبیعی است همانطور که نتایج مثبت یک اقدام و موضع درست را به نام خود می‌زنند، عواقب اشتباهات و اقدامات غلطشان را نیز باید پذیرا باشند. فاطمه‌حسینی به تنهایی کسی نبود که پتانسیل رای‌آوردن داشته باشد، او نیز مثل سایر چهره‌های گمنام لیست امید در سایه ی حمایت‌ها و دوپینگ‌رسانه‌ای اصلاح‌طلبان و دولتی‌ها از مردم تهران رای گرفت.

اصلاح‌طلبانی که آن روزها به هر بهایی می‌خواستند مردم را قانع کنند به فاطمه حسینی -علیرغم آنکه رزومه‌ای جز - فرزند رئیس صندوق توسعه ملی نداشت - رای دهند امروز باید پاسخگوی این سوال مردم باشند که چرا از او حمایت کردید؟ سعید لیلاز و الهه کولایی باید پاسخگو باشند چرا «نخبه‌ی اقتصادی و علمی» و «سخنگوی زنان جوان جامعه»‌ی لیست امید کاسبِ تحریم درآمده است؟ آیا اصلاح‌طلبان مسولیت اشتباه خود را می‌پذیرند؟


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط کیوان گیتی نژاد 95/5/13:: 11:9 صبح     |     () نظر
   1   2      >